جمعه ۲۷ مرداد ۱۳۹۶ -
- 18 Aug 2017
25 ذو القعدة 1438 آخرین به روز رسانی : ساعت ۱۸:۱۷ به وقت ایران
جنبش راه سبز - جرس
پریشان نوشته ای برای ژیلا
پریشان نوشته ای برای ژیلا

 

خبر را می خوانم: ژیلا بنی‌ یعقوب، روزنامه‌نگار و فعال حقوق زنان، به یکسال حبس تعزیری و سی سال محرومیت از روزنامه‌نگاری محکوم شد.

او که در تاریخ 30 خرداد به همراه همسرش بهمن احمدی امویی بازداشت شده بود پس از گذراندن 60 روز بازداشت موقت تا مشخص شدن روز دادگاه آزاد بود...

دست به قلم می برم... نمی خواهم منظم بنویسم... می نویسم درست عین پریشانی ژیلاهای ما در سالی که گذشت!

یک:

یک سال گذشته برای هر ایرانی سند پرسشی تاریخی از مطالبات بر حق ملت و دریافت پاسخی به درشتی زندان و باتوم و شکنجه از جانب حکومت بود. 
در این میان، دو قشر بیشترین ضربه را تحمل کردند؛ 
نخست، مردمی که برای به دست آوردن حق خود به خیابان ها آمدند، فعال بودند و هزینه ی اعتراض خود را به تلخ ترین صورت پرداخت کردند و دوم روزنامه نگارانی که بر حسب وظیفه ی انسانی و حرفه ای خود حقیقتی که بر مردم می گذشت را در سطح جامعه و نهادهای بین المللی افشا کردند که آنها هم پاسخی جز خشونت دریافت نکردند. 
ژیلا یکی از نخستین زنان روزنامه نگار مستقل و وبلاگ نویس در ایران است که با سردبیری سایت "کانون زنان ایرانی" توجه جامعه را به معضلاتی که زنان با آن دست و پنجه نرم می کنند جلب کرد. 

درست در روزهایی که حضور گسترده ی زنان در جنبش های مدنی نشان از شجاعت، ایستادگی و حق طلبی آنها داشت ژیلا طبق روال همیشگی کار خود، سایت را به اخبار زنان در نقاط مختلف دنیا اختصاص داده بود؛ ایران، افغانستان، تاجیکستان،‌ لبنان و ... 

ژیلا در نامه ای خطاب به همسرش به او قول داد "درد را به توان مقاومت" تبدیل کند و آنچه همگان از او دیدند غیر از آن نبود. 

در همین روزهای پر از اخبار بازداشت و درگیری، ژیلا بنی یعقوب در ششمین دوره مسابقه بین‌المللی بهترین وبلاگ‌های دویچه‌وله، جایزه ویژه آزادی بیان گزارشگران بدون مرز را به خود اختصاص داد.

 

جایزه ی آزادی بیان در حالی به ژیلا اهدا شد که تک تک دختران و زنان آزادی خواه با شعار "رای من کجاست"‌ دادخواهی را در کنار کاندیدای مد نظرشان فریاد می زدند و با تکیه بر حق انسانی آزادی بیان، با دوری از خشونت ایستادند تا به دولتمردان پستو نشین و متوهم خویش صدای خود را برسانند. از سوی دیگر بنیاد بین المللی رسانه های زنان، جایزه ی "شجاعت" در روزنامه نگاری را در همین سال به ژیلا اهدا کرد. 

جودی وود راف، مدیر این بیاد با اعلام اسامی برندگان افزود:‌‌ "اين روزنامه‌نگاران که در حرفه خود فوق‌العاده هستند، کار گزارش خبر از کشورهايی را به عنوان حرفه خود برگزيدند که جستجوی حقيقت در این کشورها با خطر بازداشت،حمله و و حتی مرگ همراه است. با اين همه اين روزنامه نگاران شجاع سال‌های بسياری زندگی و معاش خود را در مخاطره انداختند تا با گزارش‌های خود بر زوايای تاريک زنگانی مردمان خود روشنايی ببخشند و ذهن مار را نيز روشن کنند".

در بیانیه ای که این سازمان برای ژیلا بنی یعقوب صادر کرده نیز آوردند که: " اين روزنامه‌نگار مستقل، سردبير وب‌سايت کانون زنان ايرانی بوده و در «دشوارترين شرايط برای يک روزنامه‌نگار و يک زن کار خود را پی گرفته است. او از سانسور گزارش‌های خود سرباز زده و به همین دلیل بارها از کار بی کار شده است."

اگر بپذیریم که هر روزنامه ‌نگار موظف به رعایت و باور دو فاکتور اصلی اخلاقی و حرفه ایِ "آزادی بیان و شجاعت" است ژیلا بنی یعقوب با اعتقاد به هر دو اصل به عنوان یک زن ایرانی در جامعه ی جهانی مطرح شد؛ به نمایندگی از تک تک دختران و زنانی که در این یکسال فریاد آزادی خواهی را با شجاعت سر دادند. 

دو:

ژیلا پس از 60 روز بازداشت موقت تا رسیدن موعد دادگاه آزاد شد. روزها و شبهایی که اسم آزادی داشت اما برای او ذره ای آرامش به همراه نداشت: 

"دو روز است که از اوین آمده ام بیرون.شصت شب گذشته اش را در بند 209 اوین خوابیده ام و چقدر خواب در آنجا راحت تر از خوابیدن در اینجاست.چون در میان دوستان زندانی ات بودی .در کنار شیوا نظر آهاری و سعیده کردی نژاد .چون می دانستی کمی آنسوتر سمیه و مهسا و زهرا و ناهید هم هستند .چون می دانستی کمی دورتر بهمن عزیز و بقیه دوستان خوبت هستند :احمد زید آبادی، عبدالله مومنی ،کیوان صمیمی ،سعید لیلاز، محمد قوچانی و خیلی های دیگر. حالا دو شب است که نمی توانم بخوابم .چون لحظه لحظه قلبم با شیوا و بهمن و بقیه عزیزان در بند است".

اما روز موعود فرا رسید و ژیلا به دادگاه فرا خوانده شد تا شاید با اسارت در دانشگاه اوین بی خوابی‌های آزادی در قفسش جبران شود.

ژیلا در پاسخ به تفهیم اتهامش که  اقدام تبلیغی علیه نظام جمهوری اسلامی است و مستندات این اتهام، فعالیت های روزنامه نگاری وی به ویژه تهیه گزارش از تظاهرات های اعتراضی مردم درنخستین روزهای پس از انتخابات پرمناقشه ۲۲ خردادماه سال گذشته عنوان شد خطاب به قاضی گفت: "گرچه شما مرا در جایگاه متهم می بینید اما من از کارشناسان وزارت اطلاعات شاکی هستم که بارها و بارها فقط به خاطرتهیه گزارش و نوشتن مقاله من را بازداشت و زندانی کرده اند و هزینه های روحی و معنوی زیادی را به خانواده ام وارد کرده اند.بازجوها در مراحل بازجویی با تحت فشار قرار دادن من و دیگر متهم ها ازما می خواهند که به انجام کارهایی ناکرده اعتراف کنیم و امید است شما به عنوان قاضی به این روشهای غیرقانونی توجه کنید".

چنین ادبیاتی حاصل آزادگی است، و کدام آزادی و آزادگی بدون درد به دست می آید؟ دردی که با مفهوم تحمل اسارت آمیخته است. 

سه: 

ژیلا شبهای دور از زندان را به اسارت تفسیر می کند و زندان را عین تحریریه و دانشگاه. 
همسرش در هنگام بازگشت به زندان خوشحال است که او را هم انسان فهمیده و قابلی برای زندانی بودن تشخیص داده اند و هنگام بازگشت به زندان از نگرانی شبهای قبل خود مبنی بر فراموش شدن از سوی حاکمیت میگوید. 

بچه ها این روزها بعد از آزادی از اسامی دیگر دوستانشان که بر دیوارهای اوین هک شده بود نام می برند، از آخرین دیدارها حرف می زنند، دلتنگ شوریدگی های هم هستند. اوین تاریخ درد ماست.  

این دیوارها که در خود فرهنگ، قلم، شریعت و هنر را به بند کشیده و مظلومیت را فریاد می کند، گواه ترین شاهد تاریخ چندین دهه تنهایی، دعاهای شبانه و دلتنگی است،‌ دوری ژیلا و بهمن را تاب نیاورد تا آنها نه فقط درد و آزادی خواهی را با هم مزه مزه کنند بلکه در کنار عزیزانشان با هم دانشگاه اوین را استادیار باشند.

 

 *ديدگاه هاي وارده در یادداشت ها لزوما ديدگاه جرس نیست.

 

 

 

 

 

ارسال به :


نظرات
ارسال نظر
مشخصات فردی من را به خاطر داشته باش

*نظرات حاوی کلمات و عبارات رکیک و غیر اخلاقی و همچنین توهین و افترا منتشر نخواهد شد .
**از نوشتن نظر خود به صورت فینگلیش خودداری نمایید.
***از اینجا فینگلیش را به فارسی تبدیل کنید.