جناب آقای مهندس موسوی
گر چه با شکسته نفسی خود را «بدی» در ميان «بدها» معرفی کرده ايد، ولی برای من و قاطبه نسل جوان ، آنگونه که من درميان دوستان و دانشجويان و اطراف و اکناف می بينم ، همراهی هستيد، که هر چه از عمر همراهی ما با شما می گذرد ، هر لحظه عزيزتر می يابيمت.هر لحظه که از اين همراهی سبز می گذرد ، پيوند ما با شما عميقتر می شود ، آنچنان که گويي سالهاست می شناسيمت ، و گوهر گمشده خويش را پيدا کرده ايم و شما را «خوبتری» در ميان تمام «خوبها» مي يابيم.
همانند ديگر همراهان سبز ، بيانيه شماره 18 شما را مشتاقانه و در اولين لحظات انتشار آن خواندم و از بالندگی واژگان و مفاهيم اساسی مستتر در آن ، بر خود به عنوان يک همراه سبز باليدم.
از نظر اينجانب به عنوان يکی از همراهان جنبش سبز ، در منشور سبز پيشنهادی شما ، گذرگاهها و گلوگاههای حاکميت ، از جمهوری به ديکتاتوری ، از حاکميت مردم بر مردم به حاکميت اقليتی اقتدارگرا به مردم ، به خوبی ديده شده است.آنجا که از انتخابات آزاد ، حذف نظارت استصوابی ، استقلال قوا ،نظارت پذيرکردن تمام ارکان قدرت، رسانه های آزاد و آزادی رسانه ها ، حقوق مصرح ملت در قانون اساسی ، اجرای بدون تنازل قانون اساسی و ..... صحبت به ميان آمده است.اما جای يکی از اين گذرگاههای مهم و گلوگاههای اساسی خاليست.
آن گذرگاه مهم و اساسی «استقلال مالی دولت و حکومت از مردم» است.هر کجا و هر در نقطه ای دولت و حکومتی ، از نظر منابع مالی خود را مستقل از مردم بداند ، نهايتی جز ياغی گری و پايمال کردن و ناديده گرفتن حقوق ملت و در نهايت ديکتاتوری و خود محوری نداشته است و ندارد.در عوض دولت و حکومتی که خود را از نظر منابع مالی وابسته به مردم بداندو منابع مالی خود را به صورت ماليات از مردم دريافت کند ، گريزی از احترام به حقوق ملت و خدمت گذاری ملت ، برای او نيست.
متاسفانه نفت به عنوان منبعی خدادادی ، اگر چه موهبتی الهی برای ملت است ، ولی با راهکارهای کنونی ، ابزاری در دست دولت و حکومت برای اجرای سياستهای حامی پروری ، مزدورپروری ، نمک گير کردن افراد و شخصيتها و در زمان انتخابات هم در دولتی بی تقوا به صورت بی مهابا برای خريد رای بکار گرفته می شود.همان کسانی که دشنه در دست به دنبال زنان و مردان و جوانان در خيابان می گردند ،اگر حظ و بهره ای از نعمت ملی نفت برخوردار نبودند ، شايد لحظه ای درنگ می کردند. شايد جالب باشد که بدانيم هزينه تمام سرکوبها و شکنجه ها و ... را در يکسال گذشته از جيب خود نيز پرداخت کرده ايم و هيچکدام از لباس شخصی ها و قشون ارعاب ، بدون دريافت حق ماموريت و کمکهای مالی بی حساب (تا به قبح کار خود فکر نکنند.) حاضر نمی شدند در پروژه سرکوب و ارعاب ملت به عنوان ابزاری در دست دولت ،حضوری فعال داشته باشند.
به سبب وجود همين نفت و استقلال مالی حکومت از ملت است که اقليتی حداکثر شامل 10 درصد ملت ايران ، اينچنين مقدرات 70 ميليون جمعيت ايران را در دست گرفته است.
ظهور و بروز دولت و حکومت خدمتگذار ، با وجود منابع مالی که حکومت را از مردم مستقل می کند ، سرابی بيش نيست.وقتی در سازوکارهای حکومتی منابع مالی مستقل از مردم برای حکومت وجود دارد ، حقيقتا تشنگان قدرت ، راه را بر تشنگان خدمت خواهند بست و تمام تلاشها برای وارد شدن در ساختار قدرت ، اگر چه رياکارانه به قصد خدمت خوانده شود ، ولی دير يا زود ، تلاشی به قصد قدرت خواهد بود که افراد صادق را کنار خواهد زد.علاوه بر تمام اينها ، استقلال مالی حکومت از مردم ، راه را برای فساد اداری و سازمان يافته باز می کند،و بهره وری را به نازلترين سطح خود خواهد رساند.
بر اين اساس به عنوان يک همراه جنبش سبز ، حقيقتا يکی از اساسی ترين خواستهای و اهداف خود را ، مبارزه در راه از بين بردن «استقلال مالی حکومت از مردم» می دانم.از نظر بنده ، مبارزه و آگاه سازی ملت در اين بعد ، اهميت و ارزشی کمتر از مبارزه در راه بدست آوردن انتخابات آزاد و حذف نظارت استصوابی ندارد ، که به مراتب از اولويت بالاتری برخوردار است.و اين همان نقطه مهمی است که از نظر بنده در "منشور سبز " از قلم افتاده است. اگر سازوکارها و ساختارها در حکومتی چنان باشد که منابع مالی حکومت به صورت مستقيم از طرف مردم پرداخته شود ، و حکومت و دولت در اين زمينه خود را مستقل از مردم نداند ، با درصد بالايي می توان مطمئن شد که زمينه برای ياغی گری و ديکتاتوری و نديده گرفتن و پايمال کردن حقوق ملت وجود ندارد.و در غير اينصورت ، حتی اگر حکومت در اختيار صالحان جامعه هم قرار داشته باشد ، هر آن امکان انحراف از راه اصلی و غلتيدن در مسير خودکامگی و ديکتاتوری ، حکومت را تهديد می کند.
*نظرات وارده در یادداشت ها لزوما دیدگاه جرس نیست
تاریخ انتشار: ۲۶ خرداد ۱۳۸۹, ساعت ۱۸:۰۷
آنچه از قلم افتاده است
جمال ایرانی
ارسال به :
ارسال نظر
نظرات
- طبق چه دستوری از ملاقات و ماندن در کنار همسرم محرومم؟
- شورای هماهنگی راه سبز امید سرکوب و بازداشت شهروندان خوزستانی را محکوم کرد
- مقامات جمهوری اسلامی به راهپیمایی مسالمت آمیز ۲۵ بهمن مجوز بدهند
- احمدی نژاد: دولت ایران پاک ترین دولت در همه جهان است
- دعوت سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی از مردم برای راهپیمایی ۲۵ بهمن
- هموطنان آگاه و آزادهی خویش را به راهپیمایی سکوت فرامیخوانیم
- درخواست خانواده زندانیان سیاسی از آیت الله دستغیب
- سلامت همسرم در خطر است
- زنان اصلاح طلب خواستار آزادی رهبران جنبش سبز و تمامی زندانیان سیاسی شدند
- مسئولیت جان قدیانی با راس حاکمیت است
- همه از احمدی نژاد بریده اند؛ دولت در پرتگاه احضار - فرشید آل داوود
- ادعای رهبری درباره پیشرفت های علمی؛ ما در کجا ایستادهایم؟ - حمید مافی
- سیاست نامه؛ افزایش سرکوب در آستانه ۲۵ بهمن - نادر مرزبان
- هفت روز با زنان؛ خشونت علیه زنان در سرتاسر کره زمین - آیدا قجر
- هفت پرده: از فیلمهای سفارشی تا توقیف «پریناز» در جشنواره - سعید زندگانی
- اعتراض خیابانی؛ نمایش شکنندگی و بی ثباتی حکومت - سپهر سعادت
- مذاکره و تهدید؛ ترفند دولت برای تسخیر دانشگاه آزاد - نیلوفر زارع
- ورود پرحاشیه آیت الله خمینی بعد از ۳۳ سال - فرشید آل داوود
- زخمهای کهنه؛ از بیماردرمانی تا بازنشستگانِ زیر خط فقر - فاطمه شجاعی
- فامیل سالاری در دولت؛ پاکدستی به سبک احمدی نژاد - سپهر سعادت




