پرده اول:
در دو سال قبل از کودتا و در ماه رمضان ، رسانه ميلی هنوز در بين مردم طرفدار دارد و مردم سريالهای تلويزيون را شبها پيگيری می کنند.چهار شبکه تلويزيون هر کدام يک سريال را پخش می کنند.5 دقيقه قبل از شروع هر سريال ، آيت اللهی بر صفحه تلويزيون ظاهر می شود. و در رابطه با اخلاق و عرفان و معرفت صحبت می کند و از قرآن برای مردم می گويد.نوری همدانی ، مکارم شيرازی ، سبحانی و مهدوی کنی اين چهار نفر هستند.در اين 5 دقيقه انواع صحنه های کلوز آپ از چهره آنها ، همراه با اسم زيرنويس شده ، در فضای کتابخانه پخش می شود.در پر بيينده ترين لحظه ،يعنی همان لحظاتی که شرکتها برای تبليغ کالايشان حاضرند بالاترين قيمت را بپردازند، و در حالتی که مردم مشتاقانه در انتظار شروع سريال هستند ، با انواع ترفندهای ، تلويزيونی و تصويربرداری ، بيننده ها مجبور می شوند که اين آقايان را به عنوان آيت الله بشناسند و بدينگونه به مردم معرفی می شوند.
پرده دوم:
حکومت دست به بازی خطرناک کودتای انتخاباتی می زند.مردم به صورت وسيع و گسترده اعتراض می کنند و بزرگترين اجتماع انسانی در تاريخ ايران در 25 خرداد 1388 رخ می دهد.حکومت شروع به سرکوب وحشيانه مردم می کند.مردم از مراجع انتظار کمک دارند.در اين ميان عده ای از مراجع به صورت صريح در حمايت از مردم به صحنه مي آيند.و عده ای از مراجع هم به صورت تمام قد در حمايت از حاکميت و کودتای انتخابی در صحنه ظاهر می شوند.از قضا اين افراد همان کسانی هستند که از نعمت تبليغ مجانی رسانه ميلی در دو سال قبل برخوردار بودند و بدينگونه شناسانده شده بودند.در حاليکه حاکم ايران خود را علی می داند ،اينها او را کوثر معرفی می کنند.
عده ای ديگر از مراجع هم هيچ گونه سخنی نمی گويند و در صف بنديها به نفع مردم و يا به نفع کودتا وارد نمی شوند.اگر چه عده ای اين سکوت را در راستای حمايت مردم می دانند ولی به صورت صريح ، کلامی و حرفی و جهت گيری از جانب آنها انجام نمی شود.حاکم ايران به عده ای از مراجع و بزرگان که از کودتای انتخاباتی حمايت نمی کنند ، لقب خواص بی بصيرت می دهد.و اين مراجع در زمره همين خواص بی بصيرت از جانب حاکم ايران قلمداد می شوند.
پرده سوم:
يکسال از کودتای انتخاباتی می گذرد.جنبش اعتراضی مردم ايران در مقابل کودتای انتخاباتی ، علی رغم تمام سرکوبها ، همچنان زنده و پابرجاستو حاکميت از ترس مردم حتی جرات نمی کند شبها نيز اسلحه را از خود جدا کند.در اين يکسال نه خواص بی بصيرت ، در طرفداری از حکومت بصيرت پيدا کرده اند و نه مراجعی که از ابتدا در کنار ملت قرار گرفتند ، خود را از ملت جدا کرده اند.حاکميت برای سرکوب و ارعاب مراجعی که در کنار ملت قرار گرفته اند ، به عده ای از اراذل و اوباش دستور می دهد که شبانه به منزل بارزترين و شاخص ترين اين مراجع حمله کنند و با شکستن و نابود کردن دفاتر آنها ، به ديگر مراجع طرفدار مردم و ضد کودتا پيغام دهد که حساب کار دستشان بيايد.اراذل و اوباش به دفاتر اين مراجع حمله می کنند و همانند قوم مغول همه چيز را ويران می کنند.لبخند رضايت بر لبان حاکم نقش می بندد.
پرده چهارم:
اين پرده هنوز نوشته نشده است.بايد ديد که در اين پرده خواص بی بصيرت پس از ارعاب حاکم ، بصيرت پيدا می کنند و دست به تاييد کودتا خواهند زد و يا نه راه خود را به سوی مردم و مخالف با کودتا کج می کنند. وآيا ارعاب و ترس حاکم ، در مراجعی که از ابتدا در کنار ملت قرار داشتند ، کارگر می افتد و آنها پشت ملت را خالی می کنند و يا نه؟
ديدگاه هاي وارده در یادداشت ها لزوما ديدگاه جرس نیست




