پنج‌شنبه ۰۴ خرداد ۱۳۹۱ -
- 24 May 2012
03 رجب 1433 آخرین به روز رسانی : ساعت ۰۱:۵۶ به وقت ایران
جنبش راه سبز - جرس
با ۴۵ هزار پایگاه بسیج چه کنیم؟

عطاءالله مهاجرانی در گفت و گویی که در همین وبسایت جرس منتشر شده، از عبارت «دوگانگی در عرصه ملی» در تبیین وضع موجود استفاده کرده است. مهدی جامی هم در وبلاگ خودش خیلی مبهم و گذرا تعبیر «دوپارگی ملت» را به کار برده است. به گقته مهاجرانی «ما باید بپذیریم تعداد جمعیتی هم که با شعار های حکومتی وارد راهپیمایی شد، تعداد اندکی نیست. کما اینکه تعداد کسانی که به عنوان جنبش سبز مردم ایران در راهپیمایی حضور پیدا می کنندنیز تعداد اندکی نیست.هیچ یک از این دو سوی را نباید اندک تلقی کرد».

 

 

فارغ از تحلیل های آمیخته با احساسات و ایده آل ها که اخیرا درباره تظاهرات روز قدس و به طور کلی درباره وضعیت جنبش سبز وجود دارد، باید این مساله دوپاره بودن ملت را جدی گرفت. به هر حال حاکمان رژیم جمهوری اسلامی به خصوص در دوران محمود احمدی نژاد تلاش ويژه ای را برای یارگیری و جذب بدنه ای از مردم ایران به انحاء مختلف آغاز کرده اند. من شواهد قانع کننده ای دارم که این تلاش در واپسین سال های ریاست سید محمد خاتمی آغاز شد. یعنی همان موقعی که خیلی از ما خوش خیال نشسته بودیم، «مقام معظم رهبری» و اعوان و انصارش در فکر چاره ای بودند که بتوانند عمق استراتژیک خود را درون بدنه ملت ایران بیشتر کنند. فارغ از ترفندهایی که در این زمینه به کار برده اند و برخی شان هم البته ناکام مانده، یکی هست که ارزش توجه جدی دارد و البته باید فکر چاره ای هم برایش بود.

 

 

علی سعیدی، نماینده «مقام معظم رهبری» در سپاه اخیرا و در سخنرانی ای که در شهر قزوین داشته فاش کرده که ۴۵ هزار پايگاه مقاومت بسیج در سراسر کشور وجود دارد. جهت اطلاع سال گذشته این تعداد ۳۶ هزار تا بود. به عبارت دیگر در عرض یک سال ۹ هزار پایگاه مقاومت بسیج در سراسر کشور راه اندازی شده است. تخمین دقیقی درباره این که به طور میانگین هرپایگاهی چه تعداد عضو و نیرو دارد در دست نیست. حسین طائب، فرمانده بسیج در گفت و گویی که آذرماه سال ۱۳۸۷ با خبرگزاری ایسنا انجام داده بود ادعا کرده بود که «آمار دقيق نيروهاي ما تا به امروز ۱۳ ميليون و ۶۳۹ هزار و ۷۲۲ نفر است كه بر اساس برنامه ما، تا پايان سال ۱۳۸۷ بايد به ۱۴ ميليون و ۵۰۰ هزار نفر برسد». من شخصا اعتمادی به این آمار طائب ندارم. حسین طائب در زمینه دروغ گویی دست کمی از احمدی نژاد ندارد و تازه ناشیانه علاقه مند به جو سازی های روانی هم هست. او از فرط اشتیاق به این موضوع، فصلنامه ای را نیز در بسیج با عنوان «عملیات روانی» منتشر می کند. مضاف بر این، با دادن یک کارت و البته مزایا و منافع ناشی از آن خیلی آدم ها وسوسه می شوند که عضو بسیج شوند ولی این لزوما به معنی این که بسیجی هم شده باشند نیست. طائب در ادامه مصاحبه ادعا کرده که تا پایان سال ۱۳۸۶ تعداد بسیجی ها دوازده و نيم ميليون نفر بوده است. به عبارتی قرار بوده كه دو ميليون نفر در سال ۱۳۸۷ جذب نيروی بسیج شوند.

 

 

مطابق آمار طائب هر کدام از ۴۵هزار پایگاه بسیج موجود باید حداقل ۳۲۲نفر عضو داشته باشد که غیرواقعی به نظر می رسد. آمار دیگری که به درد برآورد ما می خورد، در مصاحبه مرداد ماه سال جاری خبرگزاری ایرنا با رييس سازمان بسيج طلاب و روحانيون در نيروي مقاومت بسيج ذکر شده است. او گفته که هم اکنون ۹۰۰ پایگاه بسیج طلاب وجود دارد که تعداد اعضایش حدود صدهزار نفر است. یعنی تقریبا هر پایگاه بسیج طلاب حدود یک صد عضو دارد. در ادامه رييس سازمان بسيج طلاب خبر داده که تا پایان سال جاری ۱۵۰ پایگاه مقاومت جدید برای بسیج طلاب دایر می شود که با آن چیزی حدود ‪ ۱۱‬هزار و ‪ ۶۰۰‬نفر به اعضاي بسيج اضافه می کند. این یعنی که هر پایگاه به طور متوسط ۷۰ تا ۸۰ نفر عضو خواهد داشت!

 

 

اگر روحانیون و طلاب را مستعدترین گروه برای جذب شدن به بسیج بدانیم، می توانیم همین رقم ۱۰۰ نفر برای هر پایگاه را به عنوان مبنا قرار دهیم. با این حساب ۴۵۰۰۰ پایگاه بسیج موجود چیزی حدود چهارمیلیون و پانصد هزار نفر عضو می تواند داشته باشد. رقم کمی نیست. حتی یک سوم این رقم هم باز زیاد است. به هر حال این اعضا بر خانواده و اطرافیان خود هم می توانند تاثیر داشته باشند و بده و بستان کنند.

 

 

هزینه های سرسام آوری صرف نیروی مقاومت بسیج می شود. هیچ آمار دقیقی از بودجه بسیج در دست نیست. فقط می دانیم که در برنامه چهارم توسعه قرار بوده هر سال ۴۰۰ میلیارد تومان بودجه در اختیار بسیج قرار گیرد. این بودجه علاوه بر مصارف جاریه معمولا صرف اردوگاه سازی، ساخت کانون های فرهنگی، ورزشی در سطح شهرستان ها، و ساخت مساجد می شود. در سال ۱۳۸۴ محمود احمدی نژاد، ۱۷۳ میلیارد تومان بودجه به بسیج داده شد. این رقم سالهای بعد رشد متناوب داشته است. سال ۱۳۸۷ فرمانده بسيج در مصاحبه ای از افزايش ۲۰۰ درصدی بودجه «پايگاه های مقاومت بسيج» خبر داد. احتمالا از همان موقع فکر اوضاع کنونی را کرده بودند که بودجه را این چنین یکباره افزایش داده اند. با این تواصیف همان رقمی نزدیک به ۴۰۰ میلیارد تومان باید حداقل بودجه رسمی کنونی بسیج باشد. اما هزینه ای بسیج در یک سال قطعا چندین برابر این بودجه است که از منابع مختلف دیگری (فعالیت های اقتصادی سپاه، بیت رهبری و سایر نهادهای وابسته) می تواند تامین شود.

 

 

همه این صغرا و کبراها را چیدم که این نتیجه را بگیرم. رژیم با جدیت مشغول افزایش عمق استراتژیک خود در درون جامعه است. برای این کار حسابی هم پول خرج می کند. مهم هم نیست که اکثریت را با خود داشته باشد. وجود یک اقلیت قوی، منسجم و سرسپرده به کار رژیم می آید. می تواند به راحتی محلات شهرهای بزرگ و کوچک و دهات را کنترل کند. همین اقلیت به راحتی در روز تظاهرات سازمان دهی می شوند و به میدان می آیند و در روز رای گیری از رژیم حمایت می کنند.

 

 

برای ناکام گذاشتن این پروژه هیچ کاری جز همان که رژیم می کند فایده ندارد. باید فعالیت تبلیغی کرد. اندک اندک جمع بیشتری را به آغوش جنبش سبز کشاند و با زبانی غیر از زبان رایج درون این جنبش با آن ها صحبت کرد که بفهمند. باز هم یاد بیانیه «چه باید کرد» میرحسین موسوی افتادم که از گسترش شبکه در حتی کوچکترین واحدهای اجتماعی یعنی خانواده ها سخن به میان أورده بود. باید آستین بالا زد و این دوپارگی ملت را کمتر کرد.
 

ارسال به :

ارسال نظر
مشخصات فردی من را به خاطر داشته باش

*نظرات حاوی کلمات و عبارات رکیک و غیر اخلاقی و همچنین توهین و افترا منتشر نخواهد شد .
**از نوشتن نظر خود به صورت فینگلیش خودداری نمایید.
***از اینجا فینگلیش را به فارسی تبدیل کنید.

نظرات
sina ( از iran ) : ۳۰ شهریور ۱۳۸۸, ساعت ۴:۰۵ بعد از ظهر
از آنجایی که اغلب طرفداران دولت، مزدور هستند و نه طرفدار عقیدتی، با ادامه مقامت جنبش سبز و درک سمت و سوی قدرت آینده در ایران، ریزش این نیرو ها به طور ناگهانی و چشمگیر نمایان خواهد شد. در روز ایران(قدس .......) عوامل حکومتی اشتباه بزرگی را مرتکب شدند، آن ها با آوردن نیرو های خود از اطراف تهران و احتمالا سایر شهر های بزرگ به میان مردم سبز پوش، از نزدیک و بدون واسطه تلوزیون که این روزها بیشتر نقش گول زدن نیروهای خودی راجع به واقعیت های جامعه را دارد، قدرت و عظمت مردم را به آن ها نشان دادند.
سینا ( از iran ) : ۳۰ شهریور ۱۳۸۸, ساعت ۴:۰۸ بعد از ظهر
از تحلیل خوب شما سپاسگذارم و البته اضافه می کنم : نیرو هایی که اغلب براساس منافع فردی به سوی قدرت تمایل پیدا می کنند، سمت و سوی حرکت خود را عوض می کنند یا حداقل در شرایط فعلی تا روشن شدن بیشتر وضعیت، منفعل خواهند شد. یادمان باشد که در مدت 3 ماه گذشته تنها بخش کوچکی از نیرو هایی که به صورت اسمی خودی محسوب می شوند، حاضر به برخورد با مردم شدند.
Teymour ( از Isfahan ) : ۳۰ شهریور ۱۳۸۸, ساعت ۸:۱۱ بعد از ظهر
jonbeshe sabz bishtar be adamhayi chon mirkazim niyaz darad ta betavanad dorost amal konad
مهیار : ۳۰ شهریور ۱۳۸۸, ساعت ۸:۲۴ بعد از ظهر
تحلیل خوبی بود، ولی تصور نمی کنم "نظام" بتواند با تغذیه یک اقلیت بر اکثریت حکمرانی کند.
از این گذشته اگر اینها 4 میلیون طرفدار حاضر به جدال با مردم داشتند تا بحال همه را وارد صحنه کرده بودند تا کارشان به چنین افتضاحی نکشد.
البته همانطور که نویستده مطلب توصیه کرده، ارشاد جوانانی که از تنگدستی و یا از روی تاآگاهی به جبهه سرکوب پیوسته اند بسیار مفید است و حتی می تواند یکی از راهکارهای حنبش سبز باشد.
"ارشاد برادران بسیج"
اشتياقي ( از تهران ) : ۳۰ شهریور ۱۳۸۸, ساعت ۱۱:۰۲ بعد از ظهر
در واقع بسيج يك نوع حزب غير رسمي از سوي حكومت است. پس جنبش سبز هم بايد يارگيري نموده و اعضاي خود را جذب نمايد اما براي دسترسي به اين هدف با توجه به سانسور خبري در داخل كشور چاره اي جز يك تلويزيون فرامرزي كه ارتباطي با كشورهاي غربي نداشته باشد نيست. جامعه پذيراي شنيدن اخبار جنبش سبز از تلويزيونهاي آمريكا و اروپا نيست ما بايد خودمان يك تلويزيون ملي در خارج از كشور داشته باشيم. مي توانيد با اعلام شماره حساب به مردم روي كمكهاي مردمي نيز در اين خصوص حساب نماييد.
زنده باد جنبش سبز و حركت پوياي ملت ايران
حقیقتگو ( از آلمان ) : ۳۱ شهریور ۱۳۸۸, ساعت ۸:۲۰ قبل از ظهر
قسمت پنجم
ما مشکل بمراتب بزرگتر از اسرائیل با این جماعت داریم زیرا که اسرائیل دور کشورش را دیوار میکشد و خیلی کمتر مورد تماس با این اراذل دارد ولی ما باید با این ها چه کار باید بکنیم؟

مقدار زیادی از پول نفت و یا پروت ملی ایرانیان هزینه سگ چرانان و تولید و نگه داری سگان اروپائیان در ایران میشود که بمال جان و مال ایرانیان حمله کنند و نگذارند که کسی دیگری بدون اجازه انگلیس و فرانسه در ایران حوس فرمانروائی بسرش بزند
Nimrooz ( از Tehran ) : ۳۱ شهریور ۱۳۸۸, ساعت ۱۱:۰۸ بعد از ظهر
جوانی که نه حرفه ای میداند و نه میتواند جذب کاری شود ، در مقابل وسوسه عضویت در بسیج و استفاده از این میانبر ، تردید نمیکند . از آنجایی که این عقد فیمابین ، از نوع موقت بوده و مشروط به استیفای دوطرف میباشد ، هرگاه یکی از طرفین احساس غبن نماید ، به سادگی پا پس میکشد . با احترام به نظر کاوه عزیز ، شخصا از این ناحیه نه تنها احساس نگرانی نکرده ، بلکه تا حدودی هم خرسندم ، چه ، این عزیزانی که بنا به جبر روزگار به چنین پیوند نامبارکی تن در میدهند ، در روز واقعه ، بهترین عامل شناخت توان طرف مقابل و عوامل کلیدی سرکوب بوده و شاهدانی در برابر ملت ایران خواهند بود .
ایرانیان ( از iran ) : ۰۲ مهر ۱۳۸۸, ساعت ۵:۲۳ بعد از ظهر
بسیج را پس از پایان جنگ منحل می کردند و از بودجه و نیروهای آن برای بازسازی استفاده می شد. وقتی این کار صورت نگرفت دانسته شد که اینها بسیج را همچون سپاه برای سرکوب ملت نگاه داشته اند