پنج‌شنبه ۰۱ تیر ۱۳۹۶ -
- 22 Jun 2017
27 رمضان 1438 آخرین به روز رسانی : ساعت ۱۸:۱۷ به وقت ایران
جنبش راه سبز - جرس
تابوها امنیت را می‌بلعند

 

کسی که می‌خواهد مانع دستیابی ایران به بمب اتمی شود، باید موضوع جنگ‌افزارهای اتمی اسرائیل را مطرح کند.

 

بالاخره ایالات متحده آمریکا و اتحادیه اروپا برای بار پنجم در 9 ژوئن  شورای امنیت را به تحریم دیگری علیه ایران وادارکردند . برای اولین بار چین هم علیه ایران رای داد و به اردوگاه پنج کشور اتمی و غرب پیوست. در عوض این بار دو عضو شورای امنیت یعنی ترکیه و برزیل رای مخالف و یک عضو دیگر یعنی لبنان رای ممتنع به تحریم دادند .البته می‌توان در‌باره موضع جدید چین و نقش ترکیه و برزیل درارتباط با درگیری اتمی با ایران پرحرفی کرد، همانگونه که در عکس‌العمل‌های مطبوعاتی هم به‌وقوع پیوست. اما من مایلم در این نوشته به سه مطلب که به یکدیگر ارتباط دارند بپردازم:
اول اشاره به قدم اول و مهم پیمان پیشگیری از گسترش تسلیحات هسته ای در راستای خاورمیانه و نزدیک خالی از سلاح های هسته ای.
دوم اینکه چرا غرب و ایران از طرح ماهیت اصلی مشکل خود با یکدیگر طفره می روند و ادامه این راه چه پیامدهائی میتواند داشته باشد؟
سوم اینکه سرانجام  راه صلح آمیز درگیری غرب و ایران کدام می تواند باشد؟

 

خاورمیانه خالی از سلاح های هسته ای

 

 در 28 مه یعنی دو هفته قبل ازاعلام تحریم مجدد، ایران کنفرانس بازرسی قرارداد منع گسترش تسلیحات اتمی که بیش از یک ماه در نیویورک به‌طول انجامیده بود با رای 189 کشور به‌تصویب رسانید که از سال 2012  کنفرانس خاورمیانه بدون سلاح‌های کشتار دسته‌جمعی با شرکت کلیه کشورهای منطقه شروع شود. در عین حال از کشور اسرائیل نیز رسماً خواسته شد که به عضویت قرارداد منع گسترش درآید. این تصمیم که اهمیت تاریخی بسیاری دارد و دورنمای جدیدی برای حل درگیری هسته ای ایران و غرب نیز ارائه می کند بجز چند مورد آن طور که می بایست توجه جهان را بخود جلب ننمود.

 

 البته گفتمان خاورمیانه خالی از تسلیحات هسته‌ای در کنفرانس‌های منع گسترش چیز جدیدی نیست .مهم اینست که این‌بار شروع کنفرانس یعنی قدم اول در دستور کار روز قرار گرفت. ایالات متحده به‌زبان اوباما از این تصمیم علیرغم سروصدای تبلیغاتی اسرائیل در رد آن اظهار خشنودی کرد اما آن‌طور که پیداست، بازیگران اصلی درگیری هسته‌ای با ایران توافق خود را با شروع کنفرانس خاورمیانه خالی از تسلیحات اتمی تا‌کنون به خوشنودی لفظی محدود کرده‌اند و بدون دغدغه  به صحنه جنگ سرد تحریم و تهدید بازگشتند که چند روز بعد در شورای امنیت پرچم پیروزی را علم کنند. در حالی‌که عقل سیاسی راه حل‌های درازمدت مسئله هسته ای ایران ایجاب می‌کند، که این مسئله در اسرع وقت به کنفرانس تصویب شده خاورمیانه وصل شود و راه‌ حل‌های آن نیز در چنین کنفرانسی جستجو شود، طرفین دعوا هم غرب و هم جمهوری اسلامی ترجیح دادند ازاین فرصت و امکان مهم چشم‌پوشی کنند.

 

مانور فریب

 

 اما دلیل این روش سئوال‌انگیز چیست و آیا می‌توان به این ترتیب به ادعاهای متقابل غرب و ایران اعتماد کرد؟ به‌نظر من هرگز. احساس می‌شود هر دو طرف اهدافی را تعقیب می‌کنند که با آنچه عنوان می‌کنند تفاوت دارد.

 

 طرف غربی اعلام می‌کند که می‌خواهد از گسترش جنگ‌افزار اتمی جلوگیری کند و طرف ایرانی به حقوق خود بر اساس پیمان منع گسترش سلاح‌های اتمی تأکید می‌ورزد و ادعا می‌کند که می‌خواهد تأمین انرژی ایران را به وسیله‌ی فن‌آوری هسته‌ای تضمین کند. اما با یک نگاه دقیق‌تر آشکار می‌شود که دلائل هر دو طرف از واقعیت فرسنگ‌ها به‌دورند. به ادعای ایالات متحده آمریکا نمی‌توان اعتماد کرد زیرا معلوم نیست چرا این کشورهدف جلوگیری ازگسترش جنگ افزارهای هسته ای را این‌طور مصممانه در مورد ایران می‌خواهد پیاده کند در حالی‌که دست پاکستان را درکسب این نوع تسلیحات باز گذاشته است  و با رقیب نظامی پاکستان، هندوستان نیز همکاری‌های هسته‌ای خود را گسترش داد بدون اینکه هندوستان عضو پیمان جهانی منع گسترش باشد و بدون آنکه آژانس بین‌المللی انرژی هسته‌ای بر صنایع اتمی هندوستان کوچک‌ترین نظارتی داشته باشد.

 

البته به ادعای جمهوری اسلامی که فن‌آوری هسته ای را با تکیه به نیاز در حال رشد انرژی توجیه می‌کند نیز نمی‌توان اعتماد کرد زیرا ایران نه تنها صاحب چهارمین منابع نفتی و دومین منابع گازی جهان و همچنین از منابع انرژی‌های تجدیدپذیر وسیعی برای جوابگوئی به مصرف درازمدت انرژی شهروندان برخوردار است بلکه قادر است با سرمایه گذاری به‌مراتب کمتری از آنچه که جمهوری اسلامی تا به‌حال و آن‌هم با مخارج غیرقابل محاسبه سیاسی واقتصادی منتج شده از این راه که برای یک یا دو نیروگاه هسته ای تقبل کرده است می‌توانست با محاسبات دقیق وعلمی که گروه ایرانی آلمانی در طرح سناریوهای مصرف انرژی درازمدت در ایران ارائه داده‌اند از راه‌های مدرن صرفه‌‌جوئی در انرژی تا سال 2025 میلادی را جایگزین نیروگاه بزرگ تولید برق  کند و ایران را از این گران‌ترین راه تولید برق و همچنین خطرات ایمنی ، زیست محیطی و جانی آن بر حذردارد. وانگهی اگر هدف اصلی دولت‌های جمهوری اسلامی واقعا دوراندیشی و برنامه‌ریزی تولید انرژی است پس چگونه قابل توضیح است که تا به‌حال از سرمایه گذاری کلان در استفاده از منابع انرژی‌های خورشیدی و سایر منابع تجدیدپذیرخودداری شده است.در حالیکه امروز دیگر بر کسی پوشیده نیست که تنها گزینش دراز مدت انرژی در سطح جهانی استفاده از فن آوری این نوع انرژی میباشد وهر کشوری در سرمایه گذاری در این راه پیشدستی کند از دیگران بیشتر به آینده مردمش و مصرف انرژی انها خدمت کرده است.

 

 لذا می‌توان نتیجه‌گیری کرد که هر دو طرف  یعنی هم غرب و هم جمهوری اسلامی از پرداختن به قلب مسئله که به‌نظر من همانا معضل امنیتی خاورمیانه است  طفره می‌روند. اسرائیل در دهه‌ی 1960 تصمیم گرفت با توجه به برتری قوای کشورهای همسایه‌ی عرب و اسلامی خود از لحاظ جمعیت، منابع، سرباز و ذخیره‌ی جنگ‌افزار، معضل امنیتی خود را از طریق دستیابی به سلاح اتمی حل کند و در پی این تصمیم، مخفیانه 200 الی 300 بمب اتمی و نیز موشک‌های دارای برد متوسط و زیردریایی‌های لازم برای پرتاب آنها را تهیه کرد. این اقدام اسرائیل از دیدگاه نظامی و توازن قدرت ظاهراً معقول به نظر می‌رسد، اما برتری اتمی این کشور  معضل امنیتی تازه‌ای برای همه‌ کشورهای دیگر منطقه که در تیررس موشک‌های اسرائیل قرار دارند، ایجاد کرد.

 

همه از برخورد مستقیم با مسئله‌ی اصلی خودداری می‌کنند

 

با اینکه این مسئله‌ی امنیتی دلیل واقعی جمهوری اسلامی برای ایجاد و گسترش ظرفیت و کسب فن‌آوری هسته ای ایران است، هیچ‌یک از طرفین، چه آمریکا و اتحادیه‌ی اروپا و چه ایران تا‌کنون به این مسئله هیچ اشاره‌ای نکرده‌اند. به راستی علت این سکوت چیست؟ طرف غربی می‌توانست در برابر خودداری ایران از غنی‌سازی اورانیوم، امنیت این کشور را به طور جدی به بحث بکشد. اما در پیشنهادهایی که غرب تا کنون داده است، در بهترین حالت  معضل  جدی امنیتی ایران مسکوت گذاشته شده است. آیا علت این است که ایالات متحده آمریکا به دلیل نفوذ گروه‌های فشار اسرائیلی روی رئیس‌جمهور یا اصولاً برای حفظ تسلط نظامی کشور خود در خاورمیانه و نزدیک نمی‌خواهد برتری اتمی اسرائیل به هیچ‌وجه مورد مذاکره قرار گیرد و به همین دلیل از پیمان منع گسترش همچون بهانه‌ای علیه جمهوری اسلامی استفاده می‌کند؟

 

جمهوری اسلامی و همه‌ی دولت‌های آن، چه دولت‌های اصول‌گرا و چه دولت خاتمی نیز تا کنون از طرح این مسئله خودداری کرده‌اند و هرگز از طرف غربی نخواسته‌اند موضوع جنگ‌افزارهای اتمی اسرائیل را در دستور کار مذاکرات بگنجاند. آیا علت این است که جمهوری اسلامی می‌داند که موضوع بمب اتمی اسرائیل از دید غرب قابل بحث نیست و به همین دلیل مصرانه به نوع خود و همان گونه که غرب رفتار می‌کند پیمان منع گسترش را بهانه می‌کند و می‌خواهد زمان لازم برای افزایش ظرفیت اتمی خود را به دست آورد؟ و به این ترتیب معضل هسته‌ای خود را از طریق توازن نظامی هسته‌ای - یا آن طور که در ادبیات سیاسی رقابت تسلیحاتی هسته ای گفته می‌شود – سیستم امنیتی " تعادل از طریق  وحشت" را برقرار  کند؟

 

خطر یک مسابقه‌ی تسلیحاتی تازه

 

همه‌ی قراین حاکی از آنند که هر دو طرف می‌خواهند افکار عمومی جهان را از اهداف واقعی خود منحرف سازند و تلاش دارند اهداف واقعی خود را زیر چتر پیمان منع گسترش پنهان کنند. نتیجه‌ی این کشاکشی که از طریق آن افکار عمومی جهان به انحراف کشانده می‌شود، چیزی مانند انتخاب میان طاعون و وبا است. یا این درگیری به جنگی منجر خواهد شد که عواقبش برای انسان‌ها، اقتصاد و محیط زیست، همه‌ی فاجعه‌های پیشین منطقه را تحت‌الشعاع قرار خواهد داد یا اینکه ایران موفق به  دستیابی به  فن‌آوری  بمب هسته‌ای خواهد شد  و به این ترتیب تمام منطقه به یک مسابقه‌ی تسلیحاتی اتمی کشانده خواهد شد که باز هم به اتلاف منابع منطقه، پیدایش دشمنی‌های تازه میان اعراب، ایرانیان، ترک‌ها و کرد‌ها و نیز میان مسلمانان، مسیحیان و یهودیان خواهد انجامید که این راه خود از روند دموکراتیزه شدن ایران و تمام منطقه جلوگیری خواهد کرد.

 

در هر صورت جنگ‌افزارهای اتمی اسرائیل نامناسب‌ترین وسیله برای تأمین درازمدت امنیت مردم اسرائیل در برابر تهدیدهای احتمالی در منطقه است. اسرائیل بالاخره چاره‌ای جز درک این واقعیت را ندارد که امنیتش هرگز نمی‌تواند علیه همسایگان عربی- اسلامی این کشور، بلکه باید در همکاری با آنها تأمین شود. هرگونه برداشتِ خلاف این اصل، نه در راستای عقل و منطق، بلکه تنها ریشه ایدئولوژیک و برتری‌طلبی قرار دارد. اما تسلیحات هسته‌ای برای ایران نیز بدترین گزینشی است که ایران - جدا از اینکه چه نیروی سیاسی حاکم باشد – می‌تواند برای حل معضل امنیتی خود انتخاب کند. البته ممکن است که جمهوری اسلامی غیراز مقابله هسته‌ای با اسرائیل کسب فن‌آوری هسته‌ای را نیز در راستای سیاست راهبردی خود که تبدیل ایران به قوی‌ترین قدرت منطقه است  ببیند.

 

چنین فرضی چندان هم دور ازواقعیت نیست : در " چشم انداز جمهوری اسلامی ایران در افق 1404 هجری شمسی" که مجمع تشخیص مصلحت نظام در ابتدای دهه 1380 به تصویب رسانیده است جمهوری اسلامی بوضوح به‌عنوان قدرت اول منطقه تعریف شده است. این هدف بر هیچ‌کس و به‌خصوص کشورهای همسایه ایران پوشیده نیست. در حقیقت کشورهای همسایه می‌توانند از اینکه جمهوری اسلامی هدف رسیدن به قدرت اول منطقه را دنبال می‌کند و در عین حال هم در به‌دست آوردن فن‌آوری هسته‌ای نیز مصمم است، چاره‌ای جز اینکه احساس تهدید جدی از طرف ایران بکنند ندارند و قطعاً از این دید روابط سیاسی خود را با ایران ارزیابی می‌کنند که ایران دیر یا زود در چنان موقعیتی قرار خواهد گرفت که بتواند خواسته‌های منطقه‌ای خود را با برتری قدرت نظامی و از جمله هسته‌ای به دیگران تحمیل کند، همانگونه که اسرائیل هم در چند دهه گذشته با تکیه به موقعیت هسته‌ای‌اش سیاست‌های خود را به کلیه کشورهای منطقه تحمیل کرده است و تمایلی هم به رها کردن نظام اشغا‌ل‌گری ندارد. اگر سیاست‌های اسرائیل که بر برتری نظامی و برتری‌طلبی نهاده شده و تا‌کنون در منطقه جز نفاق، بی ثباتی، زورگوئی، اشغالگری، پایمالی حقوق مردم فلسطین وچندین جنگ چیزی برای منطقه به ارمغان نیاورده است راهبرد قدرت اول شدن جمهوری اسلامی نیز آینده ناروشنی را برای کل منطقه به‌بار خواهد آورد : کشورهای همسایه و منطقه به‌خصوص عربستان سعودی، مصر و حتی عراق یا خود دست به کسب فن‌آوری هسته‌ای خواهند زد و بدین‌ترتیب مسابقه تسلیحات اتمی در منطقه شدت خواهد گرفت و به‌ جای اینکه اسرائیل به خلع سلاح اتمی مجبور شود که دراین صورت برنده قطعی این راه تنها و تنها مجمع‌‌های نظامی‌– صنعتی کلان جهان و قدرت‌های سلطه‌گرجهانی خواهند بود. و یا اینکه کشورهای همسایه‌ای که خود را در دا‌یره تهدید نظامی ایران محصور حس می‌کنند به قدرت‌های جهانی پناه می‌برند و ادامه حضور آنها در منطقه همراه با دخالت‌های گوناگون و کوشش‌های هدفمند آنها در کنترل منابع انرژی این منطقه را برای مدت طولانی پایه ریزی می کنند. در هر دو صورت راهبرد قدرت اول در منطقه همانند تله‌ای است که برای سقوط بیش از پیش منطقه گذارده شده است.

 

اما چه باید کرد؟

 

راه‌حل مسئله‌ی امنیتی همه‌ی کشورها و مردم خاورمیانه و نزدیک عبارت از چشم‌انداز امنیت جمعی، همراه با خلع‌سلاح اتمی و همکاری منطقه‌ای است. در آینده نیز راه‌حل دیگری وجود نخواهد داشت. درگیری کنونی با ایران نیز در نهایت می‌تواند فقط در همین چارچوب به طریق عادلانه‌ای حل شود. ایالات متحد و اتحادیه‌ی اروپا باید در حمایت از بیانیه کنفرانس پیشگیری از گسترش به عنوان نخستین اقدام و برای ایجاد اعتماد، به طور جدی از اسرائیل بخواهند به پیمان منع گسترش سلاح‌های اتمی بپیوندد تا زمینه‌ی جدیدی برای مذاکره با ایران و بیش از آن در راستای دورنمای همکاری و امنیت مشترک در خاورمیانه ونزدیک ایجاد شود. اما گوئی که اروپا این‌بار هم در رویا به‌سرمی‌برد و علیرغم منافع طبیعی خود به ثبات دائمی درخاورمیانه به جای کمک به اوباما که حد‌اقل بطور لفظی چندین ماه پیش از اسرائیل همین خواسته را مطرح کرد و مورد حمله تبلیغاتی شدید اسرائیل قرار گرفت در این مورد سکوت را ترجیح داد اما مهمتر از موضع‌گیری اروپا خواست و کوشش مردم ونیروهای سیاسی دوراندیش درون خود منطقه است که می‌تواند و باید سرنوشت ساز باشد. لذا سکوت اصلاح طلبان وطن‌مان در این زمینه و اصولا در امور مهم و تعین‌کننده معضلات روابط ایران با دنیا و به‌خصوص در ارتباط با دورنمای روابط صلح‌جویانه و پایدار در منطقه قابل فهم نیست ، زیرا اصلاح طلبی و دمکراسی در ایران و منطقه به تغییر روابط موجود بین کشورهای منطقه که زائیده سیاست‌های استعماری چندین قرن گذشت کشورهای سلطه گر جهانی بوده و اساس آن بر نفاق دولت‌ها، اقوام، ادیان و فرهنگ‌ها‌ی منطقه، پایهگذاری شده است به طور حیاتی گره خورده است. به‌عبارت دیگر اصلاحات درونی و دمکراسی در روابط مردم با هریک از کشورهای منطقه با اصلاحات در روابط کشورهای آن در راستای همکاری مشترک بر اساس احترام متقابل و امنیت مشترک یعنی دمکراتیک کردن روابط کشورهای منطقه در یک جهت قرار دارند.

 

 

ديدگاه هاي وارده در یادداشت ها لزوما ديدگاه جرس نیست

 

ارسال به :


نظرات
ارسال نظر
مشخصات فردی من را به خاطر داشته باش

*نظرات حاوی کلمات و عبارات رکیک و غیر اخلاقی و همچنین توهین و افترا منتشر نخواهد شد .
**از نوشتن نظر خود به صورت فینگلیش خودداری نمایید.
***از اینجا فینگلیش را به فارسی تبدیل کنید.