سه‌شنبه ۳۰ مهر ۱۳۹۸ -
- 22 Oct 2019
22 صفر 1441 آخرین به روز رسانی : ساعت ۱۴:۱۷ به وقت ایران
جنبش راه سبز - جرس
مروری بر روزنامه های یکشنبه ۶ تیر ۱۳۸۹



رسالت
مسیر همگرایی
محمد کاظم انبارلویی در سرمقاله ای تحت عنوان "مسیر همگرایی و وحدت"، ابتدا خاطرنشان می کند که "...در حوزه اقتصاد ... در حوزه سیاست و در فرهنگ، غرب با بحران هویت روبروست و فیلسوفان سیاسی آنها قادر به حل این بحران نیستند.
لیبرالیسم به مثابه یک دین اکنون همان مشکلاتی را دارد که فیلسوفان سوسیالیسم به مثابه یک دین داشتند آنها قادر به باز تولید و ترمیم و پاسخ به سئوالات زیادی که درباره مشروعیت این تفکر وجود دارد، نیستند."


سردبیر رسالت با این مقدمه نتیجه می گیرد که "تعمیر و نگهداری مخاطبان اصلی آنها (غرب)، مشکلات بغرنجی شده که تاکنون در حل آن توفیقی نداشته اند. اینکه رهبری دعوت به درک حساسیت شرایط کنونی می کنند ناظر به این امر مهم است که غربی ها زمام امور را از دست داده اند و نوعی از هم گسیختگی و دستپاچگی در رفتار آنان دیده می شود...شاهد مثال این واقعیت همان است که معظم له در دیدار با بسیج اساتید به آن اشاره کرد ..."


انبارلویی با تلاش برای ربط دادن مسائل فوق به اعتراضات حق خواهانۀ پس از انتخابات و جنبش (رای من کجاست) مردم ایران، می نویسد: "... غرب امروز برای دفاع از خود و صیانت از اتحاد خود احتیاج دارد اسلام و ایران را متشتت و متفرق نشان دهد. لذا با تردستی در انتخابات دهم یک ضلع رقابت را به ضدانقلاب و مخالفان اسلام و نظام سنجاق کرد تا کشور را دچار مشکل کند. آنها پس از یک سال توطئه و دسیسه فهمیدند انقلاب و نظام مستحکم تر از آن است که تصور می کردند. هرکس که در برابر اسلام و انقلاب و ایران بایستد مشروعیت خود را از دست می دهد کما اینکه غرب و بویژه آمریکا اکنون در این سراشیبی به سر می برند. استکبار ستیزی، ایستادگی در برابر حرکت های کفرآمیز و نفاق آلود در سطح جهان و مرزبندی شفاف با دشمنان انقلاب و دین شاخص های اصلی هستند. این اصول کهنگی بردار نیستند کسانی که برخلاف این اصول گام برمی دارند خیلی سریع در دام سرویس های اطلاعاتی و امنیتی آمریکا گرفتار می آ یند و حیثیت و آبروی خود را بر باد می دهند."


کیهان
جوابیه مشایی و پاسخ کیهان
روزنامه کیهان در پاسخ به حملات رحیم مشایی به آن روزنامه پیرامون اعطای وجه سنگین وی به یکی از هنرپیشه های زن کشور، توضیحاتی را منتشر کرده و خاطرنشان می سازد "در ستون گفت و شنود روز یكشنبه كیهان 30/3/89 به اظهارات آقای مشایی در جلسه ای با حضور نمایندگان و برخی از مسئولان استان چهارمحال و بختیاری اشاره شده بود. ایشان در آن جلسه وقتی با اعتراض یكی از حاضران روبرو می شود كه با چه مجوزی بیت المال مسلمین را از حلقوم مستضعفین و مردم محروم بیرون كشیده و به یك هنرپیشه داده اید؟! پاسخ می دهد كه آثار او بوی توحید می داد! و من هم برای موعظه وی به ملاقات او رفته بودم! و...


کیهان همچنین می افزاید "اكنون معلوم نیست كه جناب مشایی كدام بخش از مطلب مندرج در ستون گفت و شنود كیهان را نفی و تكذیب می كند؟! ایشان در جوابیه خود آورده است كه مطالب منتسب به وی مبنی بر دادن بیت المال به فلان هنرپیشه، توحیدی بودن آثار هنرپیشه مذكور و موعظه و جذب یك هنرپیشه و... تكذیب می شود! آقای مشایی در حالی اقدام ناشایسته خویش یعنی بخشیدن دهها میلیون تومان به یك هنرپیشه زن- آنهم از كیسه بیت المال مسلمین- را تكذیب می كند كه آقای بقایی معاون رئیس جمهور و رئیس سازمان میراث فرهنگی، در پایان جلسه 7/11/88 هیئت دولت و در مصاحبه با خبرنگاران- از جمله خبرگزاری فارس- با صراحت تاكید می كند كه در دوران ریاست آقای مشایی بر سازمان گردشگری «هدیه تهرانی برای برگزاری نمایشگاه عكس خود مبلغ 200میلیون تومان درخواست كرد. اما با پرداخت 120میلیون تومان به وی موافقت شد» و توضیح می دهد كه "از مجموع رقم پرداخت شده به هدیه تهرانی، مبلغ 60 میلیون تومان از محل اعتبارات سازمان مناطق آزاد و مبلغ 60 میلیون تومان دیگر نیز در قالب مشاركت در طرح از سوی سازمان میراث فرهنگی و گردشگری پرداخت شده است."


روزنامه زیر نظر رهبری، از رحیم مشایی می پرسد: "اكنون باید از آقای مشایی پرسید كه با توجه به این سند و اعتراف صریح معاون وقت شما در سازمان گردشگری- كه اكنون به مقام معاونت رئیس جمهور و ریاست سازمان گردشگری منصوب شده است- جنابعالی چگونه این خبر موثق و آن اقدام ناشایسته خود را تكذیب می كنید؟! و با ادعای كذب خود، كیهان را به درج مطالب كذب متهم می فرمایید؟! و البته، این نكته نیز جای پرسش دارد كه جناب مشایی با چه حقی و با كدام مجوز شرعی و قانونی، بیت المال مسلمین را به یك هنرپیشه بخشیده است؟! و...
گفتنی است جوابیه دفتر آقای مشایی بدون امضاء و ذكر نام ارسال كننده برای كیهان فكس شده و این احتمال را قوت می بخشد كه برخی از افراد تحت مسئولیت ایشان در دفتر ریاست جمهوری با اطلاع از غیرواقعی بودن ادعای آقای مشایی حاضر به امضای جوابیه و ذكر نام و مشخصات خویش در ذیل آن نبوده اند!..."


جمهوری اسلامی
تحریم های اضافی
روزنامه جمهوری اسلامی در سرمقاله خود به شدت به دولت آمریکا برای تصویب تحریم های جدید علیه ایران در کنگره آن کشور حمله کرده و نوشته باراك اوباما، این روزها در باتلاق افغانستان دست و پا می‌زند و در عراق نیز علیرغم همه‌ی تلاشها و پول خرج كردن‌های بی حساب و كتاب نتوانسته مهره‌های دلخواه خود را به حاكمیت برساند. در چنین شرایطی، كاملاً طبیعی است كه دولتمردان آمریكائی درصدد فرافكنی برآیند و دست به دامن طرح‌هائی از قبیل تشدید تحریم‌ها علیه ایران شوند تا با استفاده از سودی كه مصرف داخلی این قبیل اقدامات دارد تا حدودی خود را از نگاه منفی افكار عمومی آمریكا دور نگهدارند.


به نوشته این روزنامه بحران اقتصادی، بیكاری، فقر، تورم و اخیراً ناتوانی دولت در مهار لكه‌های نفتی خلیج مكزیك، اوباما را دچار شرایط بسیار سختی كرده است. طبعاً راه خروج اوباما از این بحران در سطح تبلیغاتی اینست كه به اقداماتی از قبیل تشدید تحریم ایران متوسل شود.


با این همه روزنامه جمهوری اسلامی نوشته شرط موفقیت مسئولان كشور برای مقابله با تحریم‌ها و ناكام نمودن آمریكا اینست كه اختلافات داخلی را كنار بگذارند و به وحدت كلمه روی و از سخنان تفرقه انگیز بپرهیزند.


ابتکار
مشخصات دولت ها
ابتکار در سرمقاله خود به مقایسه دولت احمدی نژاد و دولت پیشین پرداخته و نوشته در اردوگاه اصلاح طلبان همواره کسانی بودند که خود را در اصلاح طلبی جلوتر از خاتمی و برای خود نقش راهبری قایل بودند بنابراین صدای بدنه بر صدای سر غلبه داشت و در انتها تن اصلاح طلبی هیچ فرمانبری از سر نداشت. اما نسبت احمدی نژاد به جریانش برعکس است نقش احمدی نژاد در جریان موسوم به وی آنقدر غلیظ و محوری است که هیچ تناسبی بین سر و تن جریان موسوم به او وجود ندارد.


به نوشته این مقاله احمدی نژاد به عنوان سر،نقش اصلی و منحصر به فرد ایفا کرده و می‌کند او هم در نقش جریان ساز فکری، رهبریت جریانش را عهده دار است هم در جایگاه رئیس دولت تفاوت فاحش با وزراء خود دارد. در اردوگاه او هیچ صدایی به جز صدای احمدی نژاد شنیده نمی‌شود و بدنه همواره فرسنگ‌ها با او فاصله دارند .


بر اساس سرمقاله ابتکار تا کنون ویژگی‌های شخصی خود احمدی نژاد بوده که این تفاوت و تمایزها را خلق کرده و بدنه جریانش همچون طفل صغیری است که توان راه رفتن مستقل را ندارد و این ویژگی‌های سر است که نابالغی تن را پوشانده است. با این توصیف باید پرسید احمدی نژاد برای رهبری جریانی که بناست در انتخابات یازدهم ریاست جمهوری نمایندگی افکارش را داشته باشد چه اندیشیده و می‌اندیشد؟


اطلاعات
همه باید به قانون احترام بگذارند
فتح الله آملی در یادداشت روز اطلاعات، اشاره ای دارد به تحولات هفته قبل و اهانت های وارده به مجلس توسط حامیان رئیس دولت.
وی در بدو مقاله می پرسد "اگر به فرض مثال فردا عده‌ای جمع شوند و در مقابل دفتر رئیس جمهوری به او اهانت كنند و پلاكارد بنویسند و شعار بدهند و اجتماع تشكیل بدهند و پس‌فردا هم عده دیگری در دستگاه قضا اجتماع كنند و شعارهایی برعلیه رئیس قوه قضائیه سردهند، تكلیف چه خواهد بود؟ اگر این رسم باب شود چه باید كرد؟"


وی با مقدمه فوق و ضمن رویکردی به نحوۀ مقابلۀ متناقض با تجمعات و تظاهرات مردم، خاطرنشان می کند "البته در كشور آزاد می‌‌شود از همه انتقاد كرد. می‌شود اجتماع نیتی برگزار كرد و حرف زد و واكنش نشان داد اما اگر قرار باشد عده‌ای در برگزاری اجتماعات از هر نوع آن آزاد باشند. با این استدلال كه اینها افراد بدنیتی نیستند و طرفدار انقلاب و نظام و دولت به حساب می‌آیند و كسانیكه در جای دیگری اجتماع تشكیل می‌دهند و معترض مسئول و مقام دیگری از جمله مثلاً مخالف دولت هستند دشمن ملك و مملكت و نظام و ولایت قلمداد شوند. با گروه اول با این استدلال با مدارا و شفقت و با گروه دوم با جدیت و خشونت رفتار شود، چه شأنی از قانون برجای خواهد ماند؟ این تفكیك كه اگر موافق دولت باشی پس الزاماً نیروی انقلاب و نظام و ولایت به حساب می‌آیی و قانون شامل حالت نمی‌شود اما اگر منتقد دولت، پس حتماً با انقلاب و امام و نظام و ولایت مسأله داری، از كجا نشأت می‌گیرد و ریشه در چه دارد؟"


آملی تاکید می کند "این تفكیك غیرقابل قبول درباره نحوه برخورد با بی‌قانونی و تمیز و تمایز قائل شدن در برابر اهانت و توهین به نهادهای قانونی و اجزای حكومت چه نسبتی با انقلاب و نظام و قانون‌مداری و حتی ولایت‌پذیری دارد؟"


مردم سالاری
نتیجه کنترل جمعیت
مصطفی ایزدی در سرمقاله مردم سالاری به نظریه محمود احمدی نژاد در مخالفت با کنترل جمعیت اشاره کرده و نوشته در شروع جنگ و با سهمیه بندی ارزاق عمومی و امکانات دولتی، جمعیت خانوارها رو به افزایش نهاد، از طرفی برنامه ریزی برای کشور، به دلیل نامشخص بودن آینده فرزندزائی و نبود کنترل جمعیت بسیار سخت می نمود. عده ای صاحب نفوذ هم برنامه ریزی را یک دستاورد غربی و در نتیجه خلاف آموزه های دینی می دانستند، اما بالاخره بعد از چندین سال، کشور دارای برنامه توسعه شد که هر پنج سال، تجدید می گردد.


به نوشته این سردار سابق سپاه: نتیجه بی مبالاتی و بی توجهی به امر افزایش جمعیت در دهه 60 چنان شد که تحصیلات، بهداشت، تغذیه، تربیت و کار فرزندان کشور در دهه های 70 و 80 با مشکلات جدی و موانع سخت روبه رو شد. در حال حاضر که فقر دامنگیر اقشار آسیب پذیر شده و شرایط کشور به گونه ای نیست که امکانات بیشتری در خدمت آموزش و پرورش و بهداشت و درمان قرار گیرد و سیاست هزینه کردن به سمت و سوی دیگری است، چگونه دم از افزایش بی رویه جمعیت زده می شود؟


سرمقاله مردم سالاری افزوده بیکاری های موجود که همه دلسوزان کشور از چپ و راست را نگران کرده است، نتیجه همان بی توجهی به زاد و ولد خانواده هاست و اگر قرار باشد دوباره به همان روزها برگردیم و جمعیت کشور به 150 میلیون نفر برسد، بر مشکلات افزوده خواهد شد. اگر حالا 4 میلیون نفر بیکار داریم، آن وقت 12 میلیون بیکار خواهیم داشت. اگر امروز 2/5 میلیون نفر معتاد داریم، آن وقت به عدد 5 میلیون می رسیم. اگر امروز نیمی از جوانان آماده ازدواج نمی توانند خانواده تشکیل دهند، آن وقت سه چهارم جوانان نمی توانند از بن بست ناملایمات مجردی خارج شوند. امروز که خودکشی ها و قتل های خانوادگی در حد فاجعه آمیز است، آن وقت با چند برابر شدن؟ این فجایع چه می توان کرد؟


آرمان
برای اوقات فراغت
امان الله قرایی مقدم در مقاله ای در آرمان نوشته بررسیها نشان می‌دهد از نیمه دوم خردادماه تا پایان شهریور میزان جرایم نسبت به سایر ماههای سال افزایش می‌یابد. ‌دولت باید در‌این زمینه سرمایه گذاری کند، جمعیت کشور ما جوان است بنابراین برنامه ریزی در‌این زمینه باید پررنگ تر شود.‌ دولت در ‌این زمینه کار اندکی انجام داده است.


به نوشته این جامعه شناس مسئولان کشور به جای پر کردن اوقات فراغت به فکر غنی‌سازی‌ این اوقات باشند تا از میزان آسیبها و جرایم کاسته شود. ‌در‌ایران اوقات فراغت بیش از سایر کشورهاست زیرا در کشور ما حدود صد روز تعطیلی وجود دارد‌ این در حالی است که در کشورهای دیگر‌این تعطیلات حدود 25 روز است.‌‌ در تمامی کشورها در مورد اوقات فراغت برنامه ریزی و سرمایه گذاری می‌شود در کشور ما کار زیادی برای غنی‌سازی اوقات فراغت انجام نشده و امکانات برای استفاده از‌این اوقات برای جوانان مهیا نیست.


در ادامه مقاله آرمان اشاره شده یکی از مهم‌ترین عوامل موثر در بروز انواع آسیبهای اجتماعی مربوط به عدم مدیریت و برنامه ریزی صحیح برای بهینه سازی اوقات فراغت جوانان و نوجوانان است.‌ برخلاف آنچه در‌ ایران در خصوص اوقات فراغت اتفاق می‌افتد و مسئولان تنها در فصل تابستان به فکر پر کردن آن هستند حال آنکه در کشورهای دیگر برنامه ریزی در خصوص اوقات فراغت، از جمله برنامه‌های اولویت دار به شمار می‌رود.


ابتکار
چرا این همه تعطیلات؟
ابتکار در مقاله ای پرسیده چرا این همه تعطیلات، و با بهره گیری از احادیث مذهبی نوشته با توجه به این كه گرامیداشت و تعظیم یك روز مذهبی یا ملی در گرو تعطیلی آن نیست و در قرآن مجید تنها موردی كه سفارش به ترك كار و جهد شده است می‌توان از تعطیل كردن مبعث رسول، میلاد حضرت علی و روز شهادت امام جعفر صادق صرفنظر كرد، حتی می‌توان كار در روزی مانند عید سعید قربان را با چند ساعت تأخیر آغاز كرد تا مؤمنان بتوانند در نماز این روز شركت كنند.


به نوشته این مقاله روز 13 فروردین نیز یكی دیگر از روزهایی است كه می‌توان تعطیل بودن آن را لغو كرد چرا كه معمولا مردم در طول سال بارها به دامن طبیعت می‌روند و دلیل محكمی برای تعطیل بودن «روز طبیعت» وجود ندارد. لازم به ذكر است كه بنا به اظهارت مسؤولان سازمان محیط زیست كشور، بیشترین آسیب به طبیعت در طول سال مربوط در روز 13 فروردین است!


سرمقاله ابتکار با پیشنهاد کاهش تعطیلات مدارس و دانشگاه‌ها در ایام نوروز به 4 روز نوشته در عوض تعطیلات شناور زمستانی را برای مراكز آموزشی درنظر گرفت تا دولت بتواند با درنظر گرفتن مسایل مختلف (از جمله آب و هوا) این تعطیلات را اختصاص دهد. بدین ترتیب ضمن جلوگیری از تعطیلی 14 الی 15 روزه امور كشور، دانش‌آموزان و دانشجویان كمتر از فضای درس فاصله می‌گیرند و ایام بیشتری برای تدریس و تولید علم در اختیار معلمان و اساتید قرار می‌گیرد.


این مقاله با این نکته پایان می گیرد که كاهش تعطیلات رسمی كشور نیاز به شجاعت و همت مضاعف دارد اما امكان‌پذیر است و تعطیلات غیر ضروری اموری نیستند كه نتوان از ابتکار آنها عدول كرد.


آرمان
بدون بارداری کسی بچه دار نمی شود
محمدصادق جنت در مقاله ای در آرمان نوشته سالانه 100 میلیارد دلار یارانه توسط دولت پرداخت می‌شود كه حدود یك چهارم تولید ناخالص ملی است. در این میان بخش انرژی، سهم عمده‌ای را به خود اختصاص داده و به همین منظور صنایع، مردم و بنگاه‌هایی كه از انرژی استفاده می‌كنند با اجرای هدفمند سازی یارانه‌ها بیشتر در معرض آسیب قرار خواهند گرفت.


به نظر نویسنده این مقاله پرداخت یارانه‌ها، اقتصاد را از فضای رقابتی خارج می‌كند و به سبب آن تولید ناخالص ملی را كه تحت تاثیر سه اصل تقسیم كار، رقابتی شدن تولید و مالكیت خصوصی است، كاهش می‌دهد. این برنامه جزء ریاضت‌های اقتصادی است و باید دانست كه بدون تحمل مشقات دوران بارداری، هیچ كس بچه‌دار نخواهد شد و اقتصاد ایران هم به همین شكل است.


در پایان مقاله آرمان آمده عمده مشكلات اقتصادی كشور در بخش رقابت است و اقتصادی كه 80 درصد آن توسط دولت مدیریت می‌شود، هیچ گونه فضای رقابتی در آن وجود ندارد. درست است كه با اجرای قانون هدفمندسازی یارانه‌ها، شوكی بر جامعه وارد می‌شود ولی این طبیعی است و بعد از مدتی رفع خواهد شد.



ارسال به :