یکی از ویژگی های جهان آفرینش تاثیر گذاری و تاثیر پذیری عوامل و موجودات درون آن است. بدون تردید این تاثیرها که بر خواسته از قوانین طبیعی و جاری در گستره هستی است، بدون تدبیر و هدف نبوده است. خداوند حکیم هر آنچه آفریده است از روی حکمت و با توجه به غایتی بوده است. اما چه بسا بر مخلوقات این حکمت و غایت پوشیده باشد، و چه بسیار مواردی که انسان به فلسفه خلقت، دسترسی پیدا کرده باشد.
انسان به عنوان موجودی برتر و بهره مندتر و حاکم بر کل طبیعت، بیشترین اثر پذیری را از جهان خود دارد. در مقابل بیشترین اثر گذاری و تغییر ها را هم انسان است که در جهان ایجاد کرده و می کند. این قدرت تغییر دادن را خداوند در نهاد بشر قرار داده تا انسان به سازندگی و خلاقیت روی آورد، که او جانشین خدا و بر خوردار از ویژگی های الهی برای ایجاد، ابداع، نوآوری و بهتر ساختن زندگی است.
زندگی انسان دارای دو جنبه مادی و معنوی، جسمانی و روحانی است. همان گونه که انسان در سایه تلاش، جدیت و به کار گیری اندیشه، زندگی مادی خود را می سازد و کوشش می کند که با تاثیر پذیری مثبت و تاثیر گذاری مثبت تر در جهت رشد و بالندگی آن گام بردارد؛ همانگونه هم باید در جهت رشد و بالندگی زندگی روحی و معنوی خود گام بردارد. انسان بی تفاوت در بعد معنوی و روحی زندگی، که اساس حیات بشری را شکل می دهد؛ هرگز برخوردار از زندگی موفق نخواهد بود. حتی گاه بی توجهی به بعد معنوی و روحی سبب در جازدن و عقب ماندگی در زندگی مادی هم می گردد.
آنچه از آموزه های دین به دست می آید، دو طبقه اجتماعی از موثرترین طبقات، بر ساختار روحی و معنوی انسان های یک جامعه هستند. یعنی این دو طبقه بر ساختار اندیشه، تفکر، باورها، ارزش ها، امید و یا یاس به آینده، بیشترین تاثیر گذاری را بر روی افراد جامعه دارند.
1- عالمان دینی
2- زمامداران
در بینش اسلامی کژ تابی و کج اندیشی و کج روی عالمان دینی، همچون انحراف حاکمان، بلکه بالاتر از آن ها، تاثیرات منفی بر روی جامعه دارد. صلاح و فساد، خوشبختی و نگون بختی، کمال و عقب افتادگی جامعه، به صلاح و فساد این دو دسته و دو نهاد مهم اجتماعی وابسته است. اگر با دقت بنگریم، فساد و انحراف یک عالم دینی بس زیان بارتر از فساد و انحراف یک حاکم است. زیرا عالم دینی با نام دین انحراف را ایجاد می کند. در نتیجه در ارکان ایمان، عقیده و باور مردم خلل وارد می کند. تمامی انحرافاتی که انسان ها در طول تاریخ، از مسیر حق داشته اند و در برابر هدایت های پیامبران الهی به بیراهه رفته اند، عامل آن عالمان دینی بوده اند. عالمانی که برای دنیای خود، با پیوند با قدرت و ثروت« زر و زور و تزویر» به انحراف جامعه دست یازیده اند.
پیامبر گرامی اسلام(ص) با درک این حقیقت که در امّت اش باز این عالمان دینی هستند که سبب انحراف و کج روی جامعه فراهم می آورند؛ هشدار داد که«صنفان من امتی اذا صلحا، صلحت امتی، و اذا فسدا، فسدت امتی، قیل و من هم؟ قال(ص) الفقهاء و الامراء. بحار الانوار ج 2، ص 49.» دو گروه از امتم هستند که هرگاه بر مسیر صلاح و اصلاح حرکت کنند، امت را به صلاح و رستگاری رسانند، و هرگاه بر مسیر فساد و انحراف روند، امتم را به فساد و تباهی کشند. یکی فقیهان و دانشمندان و دیگری حاکمان و دولتمردان.» علی(ع) هم به پیروی از رسول گرامی اسلام(ص) اصلاح جامعه و امت را مشروط به اصلاح حاکمان و کارگزاران می داند. و می فرماید: «فلیست تصلح الرعیه الا بصلاح الولاة .... نهج البلاغه، خطبه 214؛ر.ک: مطهری، سیری در نهج البلاغه، ص107.» هرگز جامعه ای به رستگاری نخواهد رسید مگر آن که زمامداران آن ها خود را صالح گردانند.» همچنان که آن حضرت یکی از وظایف کارگزاران را اصلاح جامعه بیان کرده است.( نهج البلاغه، خطبه 214؛ ر.ک: سیری در نهج البلاغه، ص 107.) طبیعی است که مدیران و کارگزارانی می توانند به اصلاح جامعه بپردازند که خود قبلا به خودسازی و اصلاح خود پرداخته باشند. وگرنه آن ها هم سبب تباهی امت و انحراف آن ها از باورهای دینی می شوند. چرا که فرمودند« الناس علی دین ملوکهم» زیرا حاکمان با رفتار، کردار و گفتار خود، الگوی مردمشان می شوند. اگر علی (ع) حاکم باشد مردمش مسیر تقوا، فضیلت، انسانیت، حق و حقیقت و صلاح را پیش می گیرند. و اگر معاویه حاکم باشد مردمش مسیر تملق، چاپلوسی، مداحی، سبقت در گرفتن پست ها، و انحراف از مسیر حق و حقیقت را در پیش می گیرند.
تشبیه عالم دینی به کشتی، حکایت از نقش حساس او در جامعه دارد. او است که مردم را از گرداب های گوناگون ایمان سوز و انسانیت بر باد ده، عبور داده و امواج سهمگین و طوفان های جهل، خدعه، شهوات، استبداد و انحراف را با نور علم، تقوا، فضیلت و فروتنی می شکافد و کشتی را به ساحل نجات سعادت و کمال می رساند. هرگونه لغزش و خللی در این کشتی، انحراف و زیان فردی نیست، بلکه او با خود امتی را به غرقاب و تباهی خواهد کشاند، و جامعه ای را به گرداب هلاکت خواهد افکند.لذا علی(ع) فرمود «زله العالم کانکسار السفینه، تغرق و یغرق معها غیرها. غررالحكم، ص 426. » لغزش عالم همانند شکسته شدن کشتی است، که غرق می شود و غرق می کند با خودش غیر خودش را .»
هرچه مقام و مرتبت یک عالم دینی بالاتر باشد، درجه اعتماد ، اطمینان و رجوع مردم به او افزون تر است. بنابراین خطا، لغزش و انحراف چنین فردی هم بسیار سنگین تر و برای جامعه خطر ساز تر است. بی جهت نیست که چنین افرادی کمر علی(ع) را می شکنند؛ که فرمود «قصم ظهری اثنان عالم متهتک و جاهل متنسک. بحارالانوار، ج2 ، ص111 ح25»پشت مرا دو گروه شکستند، عالم هتاک و مرز ناشناس، و جاهل زاهد نما، به ظاهر دیندار.» شکسته شدن کمر علی(ع) کنایه است از ضربه بسیار سهمگینی که با رفتار این دو دسته بر پیکره دین و باور های مردم وارد می آید. چه بسیار انحراف ها که در دین اسلام و سایر ادیان آسمانی( با ایجاد فرقه ها، مذاهب، ادیان، و نحله ها)، توسط عالمان دینی صورت گرفته است.
امام صادق(ع) فرمود:« فقیهان امینان پیامبرانند مادامی که به دنیا روی نیاورند، پرسیده شد، روی آوری شان به دنیا چیست؟ فرمود: پیروی از حاکم و زمامدار[برعلیه مردم]؛ هرگاه چنین کردند، پس از ایشان بر دینتان بترسید. کافی، ج ۱، ص ۴۶. »
که شما را به انحراف از دین نکشانند. زیرا عالم دینی همواره باید در کنار مردم و برای مردم باشد. مگر امام علی(ع) نفرمود:« ... و ما أخذالله علی العلماء ان لایقروا علی کظَّة ظالم و لا سَغَبِ مظلوم .... نهج البلاغة ، خطبه شقشقیه .» خداوند از عالمان پیمان گرفته است، که بر پرخوری ستمگر، و گرسنگی و فشار اقتصادی محرومان، سکوت نکنند و با سکوتشان صحه بر کار آن ها نگذارند.» آری نقش عالمان دین آن قدر مهم و تاثیر گذار است که هرگز خداوند در برابر کوتاهی های آن ها، یا سکوتشان، یا تایید رفتار ظالمانه زمامداران، و بی پناه گذاردن مردم، توبه ای از آن ها پذیرفته نمی شود، زیرا توبه برای کسانی است که از روی جهالت و نادانی مرتکب خلافی شده اند، نه از روی علم و دانایی.
«... عن جمیل بن دراج ، قال : سمعت أبا عبدالله (علیه السلام) یقول : اذا بلغت النفس هیهنا، و اشار بیده الی حلقه ، لم یکن للعالم توبة . ثم قرء : انما التوبة علی الله للذین یعملون السوء بجهالة .... وافی ، ج ۱ ، ص ۵۳.» جمیل بن دراج می گوید: شنیدم امام صادق(ع) فرمود: هرگاه نفس انسانی برسد به اینجا( حضرت با دست اشاره به گلوی شان کردند)، برای عالم توبه ای نخواهد بود. سپس آیه شریفه قرآن را خواندند: همانا توبه به سوی خدا برای کسانی است که مرتکب عمل زشتی از روی جهالت شده باشند.»
ديدگاه هاي وارده در یادداشت ها لزوما ديدگاه جرس نیست




