چهارشنبه ۲۲ آبان ۱۳۹۸ -
- 13 Nov 2019
15 ربيع الأول 1441 آخرین به روز رسانی : ساعت ۱۴:۱۷ به وقت ایران
جنبش راه سبز - جرس
مروری بر روزنامه های یکشنبه ١٣ تیر ۱۳۸۹



رسالت

ایران سی سال در تحریم
 
امیر مجبیان در سرمقاله رسالت نوشته حیات جمهوری اسلامی طی 30 سال انقلاب، همواره با «تحریم» عجین بوده است، ولی هیچگاه تحریم ها نتوانسته اند در مسیر پیشرفت و آبادانی كشور سنگ اندازی نمایند، چه تحریم هایی كه از سوی غرب یعنی آمریكا و اروپا از روزهای آغازین پیروزی انقلاب، اعمال می شد و می شود و چه تحریم هایی كه با فشار آمریكا و هم پیمانان كاخ سفید از سوی سازمان ملل صورت می گیرد.


به نوشته این مقاله ظاهرا آمریكا برای مقابله با نظام اسلامی راه دیگری جز «تحریم» در برابر خود نمی بیند و شاید به همین دلیل است كه راه های تجربه شده و شكست خورده قبلی را تكرار می كند. حقیقت آن است كه قطعنامه تحریم 1929 دامنه وسیعتری از فشارها علیه جمهوری اسلامی را تدارك دیده واگر آمریكا در این پروژه جدید شكست بخورد - كه می خورد - در استراتژی و راهبرد خود در مواجهه با ایران هسته ای دچار سردرگمی و بن بست می شود. در این باره برخی از مقامات بلندپایه آمریكایی نیز به اوباما هشدار داده اند.


سرمقاله روزنامه محافظه کار رسالت نتیجه گرفته اوباما محدودیت های تاثیر سیاست های تحریم را درك كرده و تلاش می كند با بزرگ نمایی آن، ارزش تحریم ها را بالا برده تا از یك سو میدان داری خود را در مواجهه با پرونده هسته ای ایران از دست ندهد و از این رهگذر با برانگیختن و اجماع جهانی ایران را كه حالا به یك قدرت بزرگ و مهم اقتصادی، علمی و نظامی در خاورمیانه تبدیل شده به انزوا و انفعال بكشاند و از سوی دیگر با علم به اینكه حمله نظامی به كشورمان هیچ جایگاهی در میان گزینه های تقابل با ایران ندارد، با اعمال تحریم ها، مخالفت خود را با برخی از نومحافظه كاران كاخ سفید كه حمله به تاسیسات هسته ای ایران را دنبال می كنند، نشان دهد.


کیهان

چرا به آمریکا بی اعتمادیم

حمید امیدی در سرمقاله امروز کیهان، اشاره ای دارد به چالش های فعلی رابطه با آمریکا و همچنین سخنان و اقدامات رو به حداکثریِ مقامات آمریکایی.


سرمقاله نویس کیهان، سخنان اخیر وزیر دفاع آمریكا، که طی یادداشتی به مشاور امنیت ملی كاخ سفید، از "خطرات احتمالی غیبت سیاست دراز مدت آمریكا در تعامل با ایران" اشاره داشته را مورد ارزیابی قرار داده و از قول وی می نویسد: "در فقدان گزینه های جایگزین برای سیاست های دوگانه اعمال تحریم و گفت وگوهای دیپلماتیك، در صورتی كه شكست بخورد، آمریكا ناچار خواهد بود كه ایران هسته ای را بپذیرد."


کیهان خاطرنشان می کند "وزیر دفاع آمریكا در این یادداشت با صراحت از محال بودن استفاده از گزینه حمله نظامی خبر می دهد...با این وصف آمریكا، هم به ناكارآمدی تحریم های جدید واقف است و هم گزینه نظامی را منتفی می داند. پس تصویب قطعنامه 1929 چه سودی به حال كاخ سفید دارد؟ "


این سرمقاله تاکید دارد "اوباما محدودیت های تاثیر سیاست های تحریم را درك كرده و تلاش می كند با بزرگ نمایی آن، ارزش تحریم ها را بالا برده تا از یك سو میدان داری خود را در مواجهه با پرونده هسته ای ایران از دست ندهد و از این رهگذر با برانگیختن و اجماع جهانی - كه البته فقط واشنگتن از آن دم می زند - ایران را كه حالا به یك قدرت بزرگ و مهم اقتصادی، علمی و نظامی در خاورمیانه تبدیل شده به انزوا و انفعال بكشاند و از سوی دیگر با علم به اینكه حمله نظامی به كشورمان هیچ جایگاهی در میان گزینه های تقابل با ایران ندارد، با اعمال تحریم ها، مخالفت خود را با برخی از نومحافظه كاران كاخ سفید كه حمله به تاسیسات هسته ای ایران را دنبال می كنند، نشان دهد."


امیدی همچنین مدعی این می شود که "اوضاع داخلی آمریكا كه تعریف چندانی ندارد. اقتصاد ورشكسته این كشور چند سالی است زندگی مردم را فلج كرده. سیاست های تامین اجتماعی و بهداشتی اوباما، بارها مردم معترض را به خیابانها كشانده. نظرسنجی ها نشان می دهد آمریكایی ها اعتماد خود را به رئیس جمهورشان از دست داده اند. ماجرای مصاحبه جنجالی مك كریستال، فرمانده سابق ارتش آمریكا در افغانستان و جنگ بی حاصل در این كشور هم كه بدجوری گریبان مقامات كاخ سفید را گرفته. در عرصه سیاست خارجی هم كه كار نفر اول دیپلماسی خارجی یعنی هیلاری كلینتون به شركت در اجتماع همجنس بازان! كشیده شده است. كلینتون در این اجتماع با بیان اینكه؛ سالها منتظر بودم تا در جمع شما ابراز احساسات كنم و از این بابت بسیار خوشحالم! گفته: حمایت از همجنس بازان بخشی از سیاست خارجی آمریكاست!"


ابتکار

سیاست هسته ای و ترکیه

بهرام گل زاده در سرمقاله ابتکار با اشاره به سیاست اخیر منطقه‌ای و جهانی دولت ترکیه به رهبری رجب طیب اردوغان، به گفته های وی در مصاحبه با بی بی سی پرداخته آن جا که گفته ترکیه همان ترکیه است، هیچ چیز تغییر نکرده است، آمریکا نباید نگران باشد، رود بر همان بستر جاری است و ما نیز در همان رود سابق در حال شنا هستیم و ما از امروز باید به فکر فردا باشیم.


به نوشته این مقاله اردوغان، در بخش دیگر این گفت و گو، در خصوص تلاشش برای امضای بیانیه تهران و خارج کردن پرونده‌ هسته‌ای ایران از بن‌بست، این عبارت را به کار می برد "اوباما از من خواست با ایران مذاکره کنم. این لفظ از "من خواست" در عالم سیاست معنای خاص خود را دارد. دولت آمریکا یا هر دولت منافع محوری، یک طرفه و بدون پرداخت هزینه یا در جریان یک معامله پایاپای و دوجانبه از دولتی درخواست میانجی‌گری در بحرانی نمی‌کند و هیچ دولتی هم بدون پیش‌بینی منفعت، چنین درخواستی را اجابت نمی‌نماید. پس باید دید ترکیه در مقابل چنین حرکت دیپلماتیکی چه امتیازی از آمریکا مطالبه کرده و یا خواهد کرد.


سرمقاله ابتکار گمانه زنی کرده که با توجه به نیاز ترکیه به حمایت‌های قوی‌تر و عملی‌تر برای عضویت این کشور در اتحادیه اروپا و شکستن مقاومت این اتحادیه در عدم پذیرش آیا ممکن است اردوغان در قبال تلاشی که در موضوع هسته‌ای ایران از خود نشان داد، از اوباما خواسته باشد که برای تسریع در عضویت ترکیه در اتحادیه اروپا با هم‌پیمانان اروپایی خود لابی‌های لازم را به عمل آورد؟


تهران امروز

خوانندگان طاغوتی برمی گردند

مطهره شفیعی در گزارشی در تهران امروز نوشته چند روزی از سومین ماه بهار نگذشته بود كه زمزمه حضور تعدادی از خوانندگان زمان رژیم طاغوت در شهر پیچید. سه خواننده به تهران آمده بودند تا پس از 30 سال بار دیگر وطن خود را از نزدیك ببینند اما ماندن آنها در تهران منوط به اجازه مقامات قضایی و فرهنگی بود. حضور آنها در تهران اكنون بیش از یك ماه است كه به طول انجامیده است اما در این مدت تنها اسفندیار رحیم‌مشایی در مورد این حضورها سخن گفته است.


به نوشته این گزارشگر وزیر فرهنگ و ارشاد در گفتگو با تهران‌امروزدر پاسخ این سئوال که آیا از سفر خوانندگان لوس آنجلسی به تهران اطلاع دارید و واكنش شما به این حضور چیست؟ گفته است به هرحال این رفت و آمدها روال خود را دارد. آنهایی كه مسئله خاصی نداشته باشند می‌توانند درخواست دهند و به كشور بازگردند اما باید به‌صورت موردی این موارد را بررسی كرد و امكان بررسی كلی در مورد ورود آنها وجود ندارد.


خبرنگار پرسیده پس راه ورود خوانندگان زمان طاغوت به كشور باز است؟ پاسخ این است که كسانی كه سوابق نامناسبی نداشته اند، احتمالا مشكلی برای ورود به ایران ندارند اما آنهایی كه دارای جرم هستند نباید توقع بازگشت به ایران را داشته باشند.


خبرنگار تهران امروز سئوال کرده چه اقداماتی از سوی ایران جرم تلقی می‌شود كه شاید مانع ورود برخی خوانندگان به كشور شود؟ خوانندگی در كشورهای دیگر جرم است؟ پاسخ وزیر ارشاد این است که موارد زیاد است و به عنوان نمونه برخی از آنها در رژیم صهیونیستی حضور یافتند و كنسرت اجرا كردند و انتظار دارند هر وقت خواستند به كشور بازگردند. باید بدانید كسانی كه با رژیم اسرائیل مراوده دارند و در كشتار مردم بی‌گناه فلسطین نفش داشتند و همكاری كردند نباید توقع داشته باشند كه در ایران برای آنها فرش قرمز پهن شود.


مردم سالاری

جام جهانی و ایران

مردم سالاری در مقاله اصلی خود نوشته در شرایط حاضر که ایران حضوری در جام جهانی فوتبال ندارد مردم ایران، ناگزیر یا طرفدار برزیل وایتالیا و انگلیس بوده اند، یا طرفدار آلمان و آرژانتین و هلند. تب جام جهانی، مسوولا ن را هم گرفتار خود کرده; به طوری که علی سعیدلو رئیس سازمان تربیت بدنی گفته که دوست دارد برزیل قهرمان شود! حال بگذریم که برزیل پس از صحبت آقای سعیدلو ازجام جهانی حذف شد. اما در این میان یک موضوع به راحتی آب خوردن به فراموشی سپرده شده و آن غیبت ایران در جام جهانی است. از نظر آقای کفاشیان رئیس فدراسیون فوتبال ایران، نرفتن ایران به جام جهانی اتفاق مهمی نیست.


نویسنده مردم سالاری به یاد آورده که رئیس سابق سازمان تربیت بدنی هم که پس از جام جهانی گذشته، محمد دادکان رئیس وقت فدراسیون فوتبال را برکنار کرد و به عامل اصلی تعلیق فوتبال ایران در عرصه بین المللی بدل شد، ولی اکنون از سازمان ورزش خارج شده و به نظر می رسد فعلا در حلقه نزدیکان رئیس جمهور نیست. آقای احمدی نژاد رئیس جمهور هم که پیش از حضور تیم فوتبال ایران در جام جهانی 2006، لباس ورزشی می پوشید و در کنار بازیکنان تیم ملی تمرین می کرد و به ابراهیم میرزاپور گل می زد، پس از ماجرای تعلیق، مقصر اصلی را آقای علی آبادی معرفی کرد و گفت که به او گفته بودم این کار را نکند.


به نوشته این روزنامه حالا بهتر است از بازی های تیم های دیگر جام جهانی لذت ببریم. از پیروزی هلند بر برزیل شگفت زده شویم، از حذف آرژانتین افسوس بخوریم و به ماشین منظم فوتبال آلمان غبطه بخوریم. یا به حذف ژاپن در ضربات پنالتی. اما به فوتبال سیاست زده خودمان که هنگام شکست، همه پنهان می شوند و هنگام پیروزی، همه، وعده های غیر ممکن سر می دهند، فکر نکنیم و یاد مدیری همچون دادکان را زنده کنیم که با زیر وبم فوتبال آشنا بود یا زحمات مدیری همچون صفایی فراهانی را ارج نهیم که اگر چه عکسی با لباس ورزشی نداشت اما رمز موفقیت در مدیریت فوتبال را می دانست.


جهان صنعت

مقابله با تحریم ها

روژیا یکتا در سرمقاله جهان صنعت نوشته منوچهر متکی، وزیر خارجه با اعلام راه‌اندازی ستاد تدابیر ویژه اقتصادی برای مقابله با تحریم گفت که این ستاد در پنج سال گذشته با اتخاذ تدابیر هوشمندانه توانست تعاملات اقتصادی کشور را ساماندهی کند.


به نوشته این مقاله این امر در جای خود خوب و به‌موقع است اما مساله‌ای که در این بین کمتر مورد توجه قرار گرفته، این است که تحریم‌ها دارای تاثیرات اقتصادی و روانی با هم است بنابراین نمی‌شود یکی را دید و دیگری را ندید گرفت زیرا مساله فوق از آن رو اهمیت بیشتری پیدا می‌کند که در کوچه و بازار مشاهده می‌شود مردم این موضوع را به عنوان مهم‌ترین موضوع برای بحث انتخاب کرده‌اند که این خود باید حساسیت‌ها را نسبت به این موضوع افزایش دهد.


جهان صنعت سرانجام نوشته با تاملی بر سخنان وزیر امور خارجه که تاکید کرده مسایل اقتصادی و مقابله با پیامدهای آن مدنظر است، امید می‌رود که مسوولان در چند روز آینده به راهکارهایی دست یابند که پس‌زمینه‌های روانی این موضوع را مدنظر قرار داده و از احتمال تنش در جامعه بکاهد.


دنیای اقتصاد

افزایش یا کاهش نرخ ارز

مهران دبیرسپهری در سرمقاله دنیای اقتصاد نوشته نظام ارزی در ایران یك نظام نرخ ارز شناور مدیریت شده است. منظور از مدیریت شده آن است كه دولت می‌تواند با كاهش یا افزایش عرضه ارز در بازار، نرخ آن را به هر میزان كه بخواهد تعیین كند. كشور چین نیز تا حدودی این سیاست را اجرا می‌كند، منتهی چین معمولا كمی كمتر از نیاز بازار به آن ارز تزریق می‌كند، ولی ایران بیشتر، ضمن آن‌كه بانك مركزی چین هیچگاه سیاست تورم‌زا نداشته است.


این مقاله با اشاره به گفته های رییس بانك مركزی در مخالفت با افزایش نرخ ارز نوشته استدلال آقای دكتر بهمنی در پایین نگه داشتن نرخ ارز نمی‌تواند قابل پذیرش باشد، زیرا دلیل آن كه صادرات ما از وارداتمان كمتر است، همین ثبات نرخ ارز در كنار تورم داخلی قیمت‌ها است. در صورتی كه با توجه به نرخ‌های تورم داخلی و خارجی، نرخ ارز باید بسیار بیشتر از نرخ‌های كنونی می‌بود؛ اما با ذخایر ارز نفتی و تزریق آن به بازار، بانك مركزی توانسته است نرخ ارز را ثابت نگه دارد كه همین موضوع، علت كم بودن صادرات و افزایش واردات بوده است.


به نوشته این اقتصاددان در سرمقاله دنیای اقتصاد اگر مسوولان كشور واقعا مایلند تولید، ارزان‌تر صورت گیرد، اولین كاری كه باید كرد مهار تورم است؛ زیرا تورم باعث افزایش قیمت‌ها و افزایش نرخ بهره می‌شود. هم اكنون كار به جایی رسیده است كه برخی از كارخانه‌های داخلی به جای تولید، رو به سمت واردات همان كالاهایی آورده‌اند كه قبلا آن را تولید می‌كردند، آن هم از كشور چین. در اثر سیاست‌های تورم‌زای بانك مركزی در دو دهه گذشته، هم اكنون كشورمان حتی در كالاهایی كه در آن مزیت نسبی دارد، نظیر فرش و خشكبار در حال واگذاری بازارهای خود به كشورهای دیگر از جمله چین است.

 


ارسال به :