دوشنبه ۳۰ مرداد ۱۳۹۶ -
- 21 Aug 2017
28 ذو القعدة 1438 آخرین به روز رسانی : ساعت ۱۸:۱۷ به وقت ایران
جنبش راه سبز - جرس
ولایت مطلقه؛ امنیّت مطلقه
ولایت مطلقه؛ امنیّت مطلقه


 

بیست و دوم خرداد امسال حمید رسایی، روحانی هوادار مشهور دولت و نماینده تهران در مجلس در سخنرانی اش در شهر گناباد اعلام کرده بود که "لاریجانی متمایل به موسوی است و در لحظات آخر روز انتخابات به وی تبریک گفته است".
 خبر تبریک لاریجانی به موسوی اگرچه پیش از سخنرانی رسایی در مطبوعات منتشر شده بود اما این اولین بار بود که توسط یک مقام رسمی سیاسی مطرح می شد.
در این یکماه ماجرای تهدید به توپ بستن مجلس و تجمع علیه یک مصوبه توسط او اداره شد، نمایندگان حامی لاریجانی را تهدید به اخراج کرد، حسن خمینی را حسن مصطفوی خواند و از هاشمی گرفته تا علی مطهری را خواص منحرف نامید.
تنها پس از گذشت چند روز از تحویل نامه ی حمایت نمایندگان از تعهدنامه هسته ای تهران و همچنین نامه حمایت نمایندگان از رسانه های افراطی طرفدار دولت به مجلس، سایت پارلمان نیوز نقش سیاسی حمید رسایی در جعل امضای نمایندگان را افشا کرد.
ارتکاب یکی از انواع رفتار سیاسی رسایی توسط دیگری، کافی است تا مرتکب، به سختی مجازات شود اما این روحانی دولت شیفته، به برکت ولایت مطلقه، در دایره امنیت مطلقه قرار گرفته است.
 
یک:
 
حجة الاسلام حمید رسایی متولد سال 1347، آنطور که در سایت رسمی خود و بیلبورد تبلیغاتی اش نوشته است؛ از لحظه ورود احمدی نژاد به قدرت راه یافته است.
و از همان ابتدا به عنوان مدیر کل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان قم، مشاور وزیر مشغول به کار شده است. وی طراح و مجری بولتن های ضد اصلاحات برای مراجع و اساتید حوزه، در طول دوران ریاست جمهوری سید محمد خاتمی است.
 
حضور افراطی وی در موضع گیری های رسمی و غیر رسمی نسبت به انتخابات در تخریب نمادهای جنبش سبز و حامیانش، حتی برای همکارانش در مجلس هم قابل چشم پوشی نیست؛ نصیر پور، یک نماینده ی مجلس شورای اسلامی در نشستی رادیویی تندروی های او در این خصوص را ناشی از دلایلی شخصی می داند و از او برهانی بابت این همه افراط می خواهد که مانند دیگر انتقادهای وارده بر او بی جواب مانده و این روحانی تندرو به فرافکنی روی می آورد.
 
حمید رسایی همانند مرشدان روحی خود از جمله آقایان خامنه ای و مصباح یزدی، حضور مردم پای صندوق های رای را "آری به ولایت مطلقه فقیه" تفسیر می کند.
 
 
امنیت مطلقه و اعتماد به نفس رسایی با تکیه بر فاکتورهای اشاره شده تا جائی بالاست که مخالفتش با دانشگاه آزاد را هم مقدس جلوه می دهد و می گوید: همانطور که خدا خرمشهر را در سوم خرداد آزاد کرد, دانشگاه آزاد را نیز آزاد خواهد کرد".
وی در توجیه تجمعات غیر قانونی خود و دوستان بسیجی اش، معتقد است برنامه های سیاسی مربوط به بسیج، نیازی به مجوز ندارد.
 
 
دو:
 
حمید رسایی که در سخنرانی هایش، انقلاب اسلامی را در هر دهه پس از پیروزی، تحت هجوم فتنه های خارجی و مظلومیت آرمان های انقلاب توصیف می کند؛ آغاز دهه ی چهارم را فصل حمایت خارجی ها از شکست خوردگان انتخابات می خواند که "قصد ضربه زدن به نظام جمهوری اسلامی ایران را دارند".
 
چندی پیش در حالی که جنبش سبز به یکسالگی خود نزدیک می شد و بر خلاف توقع حمید رسایی و دوستانش، گسترده تر از ماههای نخست تولد، در همه جهان شناخته شد وی با ادبیاتی خشمگین، میرحسین موسوی را "فاقد سلامت عقلی" خواند و دلیل مخالفت او با گشت های ارشاد را "مزاحمت گشت ها برای رفتارهای غیرقانونی همین اراذل و اوباشی که امروز به دروغ به اسم هوادار دورتان جمع شده اند"
 
کسانی که رسایی از آنها به عنوان "اراذل و اوباش" نام می برد همان میلیونها نفری هستند که به پای صندوق های رای رفتند و پس از کودتا، اعتراض خود را با سکوت در خیابان ها فریاد زدند و دهها شهید و صدها زخمی و مفقود دادند و نمایندگان شان در اهل قلم، زندانی و یا آواره ی غربت شدند و پیش از رسایی، توسط دولت محبوب وی "خس و خاشاک" خوانده شدند.
 
هنوز چند ماهی به انتخابات ریاست جمهوری مانده بود و هنوز کسی نمی دانست که خاتمی خواهد آمد یا نه؟ نام موسوی آن روزها هنوز چندان بلندآوازه نبود.
رسایی اما با لحنی کاملا مطمئن از خاتمی خواست که کاندیدا شود و شکست را تجربه کند و برای آنکه کسی اطمینان رسایی در پیش بینی شکست قطعی خاتمی را نتیجه نقشه ای از پیش تعیین شده نداند داستان را اینگونه روایت کرد که  "امیدوارم کاندیدا شوید و همه دوستانتان را به یاری بطلبید و خود را در برابر آزمون انتخاب مردم قرار دهید تا ببینید مردم کدام چشم را انتخاب می‌کنند‌، چشم پف کرده و سرخ شده شما را که به اقرار مسئول دفترتان برای تماشای فوتبال دو تیم خارجی تا نیمه شب بیدار مانده یا چشمان قرمز و خسته دولتی را که برای حل مشکلات مردم محروم در‌این استان و آن استان تا نیمه شب بیدار مانده..."
 
در روزهای پس از انتخابات وقتی هاشمی رفسنجانی در نامه ای خطاب به رهبر جمهوری اسلامی از سکوت او در برابر اتهامات یکطرفه محمود احمدی نژاد گلایه کرد رسایی با ادبیات کیهانی خود از هاشمی خواست تا مانند آیت الله خزعلی عمل کند و فرزندانش را از خود براند و در حمایت از احمدی نژاد مانند رهبری عمل کند. "... شما با ارسال نامه ای تهدید آمیز به رهبری معظم ،‌ قلب همه را به درد آوردید، با این همه به احترام سخنان روز جمعه رهبری (29 /3/88) فقط به یادآوری این جمله از امام راحل اکتفا می کنم که فرمود: هاشمی زنده است تا نهضت زنده است و نفرمود نهضت زنده است تا هاشمی زنده است... آیا نامه نامناسب تان و اکنون سکوت بی معنی شما پشتیبانی از ولایت فقیه و زنده نگه داشتن نهضت است؟! ای کاش شما هم مانند آیت الله خزعلی - این مرد بزرگ - بین انقلاب و رهبری با فرزندانتان... انقلاب و رهبری را انتخاب کنید".
 
 رسایی حتی از علی لاریجانی که به انتخاب اصولگرایان ریاست پارلمان را بر عهده گرفته است نیز نمی گذرد و خشمگین از سکوت لاریجانی و عدم همراهی اش با افراطیون هوادار دولت، خطاب به او می نویسد: «مواضع دو پهلو ، جانبدارانه از متخلفین که بعضا بر خلاف مواضع رهبری در روز جمعه و همراه با زیر سئوال بردن اقتدار و سلامت شورای نگهبان بود ، جای تاسف بسیار دارد . این بخش از مواضع شما آنقدر ناپسند بود که مورد استقبال شبکه های خارجی و سایت ها و روزنامه های نفاق جدید در داخل قرار گرفت، همان ها که روزی شعار می دادند سیمای لاریجانی تعطیل باید گردد».
 
سه:
 
برخی از تحلیلگران معتقدند یکی از فوائد کودتای تازه ایرانی، روشن شدن تکلیف مردم با حاکمیت و بالعکس بود به طوری که سیاه و سفید از هم جدا شدند و دیگر رنگی به اسم خاکستری وجود خارجی نداشت. کشته ها و شکنجه شدگان کهریزک، نشانه های سیاه رویی حکومت بودند و هیچ تعبیر و برداشت دیگری از آن امکان نداشت.  
 
 اگر معترضان، امروز به نقطه ای رسیدند که "حکومت" را سیاه و سفید می بینند اما رسایی و دوستان دولت شیفته اش سالهاست که "مردم" را سیاه و سفید دیده و پاداش یا مجازات می دهند؛ هر کس کوچکترین انتقادی به رهبری کند در لیست سیاه قرار می گیرد؛ همان ها که حاکمیت تلاش کرد تا از صحنه تاریخ برای همیشه حذف شان کرده و کشور را با 5 میلیون نظامی و شبه نظامی اداره کند.
 
***
 
 رسایی درست مانند کیهان، رفتار سیاسی اش را بر دروغ و تهمت بنا کرده و هراس از هیچ محاسبه ای ندارد؛ سرنوشت و تاریخ یک کشور در اختیار ولایت مطلقه یک نفر و امنیت مطلقه پیروان اوست.
 
 
 
 
 نظرات وارده در یادداشت ها لزوما دیدگاه جرس نیست
ارسال به :


نظرات
ارسال نظر
مشخصات فردی من را به خاطر داشته باش

*نظرات حاوی کلمات و عبارات رکیک و غیر اخلاقی و همچنین توهین و افترا منتشر نخواهد شد .
**از نوشتن نظر خود به صورت فینگلیش خودداری نمایید.
***از اینجا فینگلیش را به فارسی تبدیل کنید.