...مدتی است که رشته های علوم انسانی دردانشگاه های کشور به یکی از دغدغه ها و معضلات حاکمیت تبدیل شده است.گرچه سال های پس از انقلاب اسلامی این مسئله به نوعی دیگر حل شد.با انقلاب فرهنگی و تشکیل شورای عالی انقلاب فرهنگی و تسویه اساتید و تغیر کتب درسی. افراط تا جایی پیش رفته بود که این گونه مطرح می شد تمام کتب و مباحث درسی باید اسلامی باشد حتی علوم تجربی و...
سی سال از آن روزها گذشت.نتیجه ی آن انقلاب و تغییر تحول چیزی شد که بار دیگر حاکمیت را به سوی نوع دیگری از انقلاب فرهنگی سوق می دهد.گرچه روش این بار متفاوت است.ابتدا بااخراج و بازنشسته کردن اساتید مسئله دار و حتی بازنشستگی اساتید ی که علی رغم بی مسئله بودن باز هم نمی بایست بر سر کلاس ها حاضر باشند.مرحله بعد حمله به علوم انسانی و کتب مربوط در دانشگاه ها و حتی چاپ این گونه آثار در عرضه نشر کتاب.و مرحله آخر به کار گیری نیروهای خودی در کرسی ها تدریس و مراقبت شدید از آن که مبادا همه چی به مسیر قبل برگردد.اما با توجه به تجربه تاریخی این امری بیهوده است.
چون همان اساتیدی که امروز تسویه و بازنشسته و اخراج می شوند در روزهای نه چندان دور گذشته جز معتمدین بودن و خود برجای دیگر اساتید نشسته بودند که امروزه جز اندیشمندان و معلمان مسئله دار محسوب می شوند.چه بسا بسیاری سوا بق انقلابی داشته اند. اما گذر زمان و آشنایی با دنیای جدید و فکر و فرهنگ تازه ازآن ها مهره های ناراضی ساخت.و چه بسا همین سرنوشت در انتظار نیرو هایی است که امروزه بر کرسی اساتید اخراجی و بازنشسته می نشینند.و حاکمیت غافل از جریان آگاهی است که مسیر خود را به سوی دریای حقیقت باز می کند.
... دوستی تعریف می کرد که برای استخدام در هیت علمی یکی از دانشگاه ها که به عنوان حق تدریس درآن دانشگاه تدریس می کرد تقاضا داده بود بعد از طی مراحل دشوار کار به استعلام وزارت اطلاعات رسید گرچه در پرونده او نکته منفی نیافتند اما از قرار نکته مثبتی نیز نیافتند. یعنی او شاید برضد منافع آنان کاری انجام نداده است از طرفی برای منافع آنان نیز هم کاری نکرده پس عنصر مطلوبی محسوب نمی شود.تنها می توان به این طرز تفکر و مدیریت این هشدار را داد که... ترسم نرسی به کعبه ای اعرابی!
شهروز 3/5/89
*نظرات وارده در یادداشت ها لزوما دیدگاه جرس نیست




