یکشنبه ۲۳ بهمن ۱۳۹۰ -
- 12 Feb 2012
18 ربيع الأول 1433 آخرین به روز رسانی : ساعت ۰۲:۳۴ به وقت ایران
جنبش راه سبز - جرس
دلنوشته دختر داوود سلیمانی به مناسبت تولدش


 

به نام خدا
 
پدرم به چه جرمی؟ به چه اتهامی؟
 
واقعاً زندان جایگاه چه کسانی است؟...
 
من سوده هستم فرزنده اول خانواده ، دختر لوس بابا
طی این مدت با واژه ها و کلمات زیادی در ذهنم بازی کرده ام ، که چه بگویم و چه بنویسم اصلاً برای چه برای که ...
آیا درست است
پدر من ، پدر خداشناس و صبور و دلسوز من ، پدری که عمر با عزت خود را در راه دین و مملکت اسلامی جز خدمت و زحمت نگذاشته ، آیا واقعاً این حق و جایگاهشان است؟
آیا شخصی که برای دفاع از کشورش آماده رزم با دشمن می شود ، همسر و فرزند یک و نیم ساله اش را با تمام علایق و دلبستگی برای دفاع از میهنش تنها می گذارد متهم است آخر به کدامین گناه؟
باباداوود نه ، نه ، باور نمی کنم که در مملکت اسلامی همچنین برخوردی با خانواده شهید ، با برادری که پیکر پاک برادر شهیدش را بر روی شانه می گذارد و با خود می آورد ، اینگونه برخورد شود آیا اینگونه «خانواده معظم شهدا چشم و چراغ این مملکت هستند»؟     
پدر قربون دستای نوازشگر و نگاه های پر مهر و محبتت که یک سال و چهل روز است از ما دریغ کردن
پدر قربون پهلوهاتون برم که هر روز و هر شب درد یادگار جبهه را برای شما زنده می کند آن زمان ها که من یک و نیم ساله بودم (جبهه و جنگ) همه ی هم و غم و درد شما و امثال شما (وظیفه ملی) دفاع از میهن اسلامی مان در برابر شرک و ظلم بود ، آیا الان که شما درد پهلو و نیاز به دوا و درمان دارید کسی به این مسئله همانند آن موقع توجهی دارد ، ناراحتی قندتون اون در چه وضعیتیه؟
آه ...    «خدا قوت پدر گلم ، خداقوت»
پدرم بابایی داودم ، عشقم ، عمرم ، عزیزم ، دوست دارم . «گرچه از دوری این فاصله ها مأیوسم ، از همین فاصله دور تو را می بوسم»
با امروز دو سال می شود که گرمای حضور سبزتونو ، در تولد ۲۷ سالگیم حس نمی کنم
همیشه غافلگیرم می کردین کیک ، شمع و هدیه می خریدین ، تازه... کیکم می پختین ، وای خدا چقدر دلم برای کیکاتونو دست پختتون تنگ شده ، یک کیک شکلاتی خوشمزه ، خوشمزه تر از همه کیکای دنیا
بابا ولی امروزم مثل پارسال تنهائم ، هر ثانیه و دقیقه تنهاتر از همیشه بی هیچ دلیل منطقی و قانع کننده ای
«بهترین کادوی تولدم ، دیدن دو بارتونه ، اونم توی خونمون برای همیشه ، کنار تک تکمون ، کنار خانوادتون» ،
اینه آرزوی من ، کادوی من ، خوشی ما ، اون چیزی که توی این شب عزیز می تونم از امام عصرمون«حضرت مهدی (عج)» از اعماق وجودم بخوام 
یا مهدی
بیا و با آمدنت دنیا را پر از عدل الهی کن،
بیا و دنیا را از غبار ظلم و استکبار پاک و مطهر گردان
بیا که دنیا محو تماشای توست
بیا...    بیا...
 
یا مهدی
«آزادی همه ی زندانیان ، علی خصوص زندانیان سیاسی بی گناه»
شفای همه ی مردضا شفای        پدر گلمون
حاجت همه ی حاجت مندان         آزادی بابا
طلب آمورزش هم برای ما هم برای اسیرای خاک و گذشتگان 
روزیکه تقویم رو نگاه کردم ، واقعا باور نمی کردم و نمی کنم که این چنین سعادتی نصیبم بشه که روز تولد من حقیر ۱۳۶۲/۵/۵ مصادف بشه با ولادت حضرت مهدی موعود(عج) ۱۳۸۹/۵/۵
نیمه شعبان ، تولد امام عصرمان حضرت مهدی موعود(عج) را بر خانواده معظم شهدا و جانبازان ، پدر گلم و دوستانشان ، خانواده زندانیان سیاسی بی گناه ، همه ی دوستاران ، محبان و منتظران عاشق و دلباخته آن حضرت والا مقام ، از صمیم قلب تبریک و تهنیت عرض می نمایم
شاید این جمعه بیاید 
               شاید ....
سوده سلیمانی          
4/5/1389
ارسال به :

ارسال نظر
مشخصات فردی من را به خاطر داشته باش

*نظرات حاوی کلمات و عبارات رکیک و غیر اخلاقی و همچنین توهین و افترا منتشر نخواهد شد .
**از نوشتن نظر خود به صورت فینگلیش خودداری نمایید.
***از اینجا فینگلیش را به فارسی تبدیل کنید.

نظرات