چهارشنبه ۱۹ بهمن ۱۳۹۰ -
- 08 Feb 2012
15 ربيع الأول 1433 آخرین به روز رسانی : ساعت ۲۳:۰۸ به وقت ایران
جنبش راه سبز - جرس
شعری برای احمد زیدآبادی- یادداشت برایِ مرد ِروشن که به سایه رفت

یادداشت برایِ مرد ِروشن که به سایه رفت*

 

در شبی تلخ،
در برهوتِ عصیان‌زده‌یِ خیالی تنگ،
رویایی سبز،
به پهنه‌یِ گزمگانِ شوم‌اندیش فروافتاد،
رعدِ خاکستری‌یِ خشم، دامانِ خیابان‌ها را گرفت،
و اسبِ چموشِ توفان، ره ِخانه‌یِ یاران.
امانت‌ها به باد رفت،
و یاران به بند.
آن مرد هم ....
مرد،
تکیه‌کرده بر ایمانی استوار،
خنده‌ای از سرِ صداقت سرداد،
با نگاهی از آن اندوه‌ها که می‌دید،
و آن اندوه‌ها که شد جرم‌اش،
از روشنی به سایه رفت،
و نرفت که بردندـاش.
اینک او
صداقتِ آویخته به دیواره‌یِ چنبره‌یِ هوسی بی‌پایان است.
مرد،
نجیبانه برمی‌افروزد،
با چشمانِ سرخ‌اش سنگ‌فرشِ بی‌دادها را می‌کاود،
با ته‌لهجه‌یِ فروتنی‌اش باز گرفتارِ لعنتِ آزادی است،
و نجوایِ سکوت‌اش، دل‌هایِ خالی از امیدمان را می‌لرزاند.
اینک، اکنون
که تن‌اش بی‌تابِ پرسش‌هایِ رعشه‌افکن شده،
سکوت، شهادتِ ایمان اوست،
سادگی‌، شهادتِ نجابت‌اش،
شهامت‌، شهادتِ رسالت‌اش،
و این همه، گستره‌یِ بی‌امانِ خشم را به صد تازیانه ویران‌می‌کند.
مرد!
چشمِ ما با خاطره‌یِ واژگانِ او بیدار است،
اگر حلقه‌هایِ زنجیرـاش به شماره‌یِ آنها باشد،
به انتظارِ بازگشتِ او این روزگارِ تلخ را می‌گذرانیم،
تردیدی نیست،
قاطعیتِ وجودِ او بارِ دیگر خورشید را به نظاره خواهدنشست،
چرا که ما و او
اسمِ اعظمِ آزادی را تا صبحِ بیداری‌یِ وجدان‌هایِ ناداورانِ بی‌داد تکرار خواهیم‌کرد.

 

* عنوانِ نوشته برگرفته از شعری از احمد شاملو، مجموعه‌ شعرِ شکفتن در مه


 

 

ارسال به :

ارسال نظر
مشخصات فردی من را به خاطر داشته باش

*نظرات حاوی کلمات و عبارات رکیک و غیر اخلاقی و همچنین توهین و افترا منتشر نخواهد شد .
**از نوشتن نظر خود به صورت فینگلیش خودداری نمایید.
***از اینجا فینگلیش را به فارسی تبدیل کنید.

نظرات