یکشنبه ۲۳ بهمن ۱۳۹۰ -
- 12 Feb 2012
18 ربيع الأول 1433 آخرین به روز رسانی : ساعت ۰۰:۲۵ به وقت ایران
جنبش راه سبز - جرس
حمیدرضا جلایی پور: فعلاً دور، دور تازه مکتبی شده های پر مدعا است

جرس: محمدرضا جلایی پور بیش از 60 روز است که در زندان انفرادی به سر می برد و خانواده اش در بلاتکلیفی هستند.


به گزارش کلمه پدر محمد رضا جلایی پور می گوید او دارد رکورد حضور در انفردی را می زند چرا که دفعه پیش ۴۰ روز و این بار ۶۰ روز در انفرادی بوده است.


او درباره آخرین وضعیت پسرش می گوید: نزدیک به دو ماه است که در انفرادی است. متأسفانه دو ماه است که من را سرگردان کرده اند و ملاقات نمی دهند. فقط یک بار آن هم برای چند دقیقه کوتاه با من یک تماس تلفنی داشت.

 

جلایی پور ادامه می دهد: یک بار مادرش در تهران و پدرخانم و مادرخانمش در زندان مشهد برای بیست دقیقه با او ملاقات داشته اند و می گفتند خیلی لاغر شده است. از قول او هم می گفتند رژیم گرفته است.

 

پدر محمدرضا جلایی پور، درباره پیگیری هایی که برای کار فرزندش انجام داده اظهار می کند: پیگیری زیادی کرده ایم ولی دست ما به جایی نمی رسد. فقط سرگردانی و انتظار بوده است. ظاهراً مسئولین مربوطه از اینکه خانوادۀ زندانی سرگردان باشد و در انتظار و رنج به سر ببرد، ابایی ندارند. قبلاً به دادگاه انقلاب خیابان معلم می رفتیم، اقلاً بعد از چند ساعت یکی بود که به خانوادۀ زندانی جواب بدهد، الان شعبۀ امنیت دادگاه انقلاب را هم به زندان اوین منتقل کرده اند و دیگر دست خانواده ها به دادسرای انقلاب هم نمی رسد. این یعنی اینکه خانواده ها بی پناه تر شده اند، و ادارۀ دستگاه قضایی به جای آنکه بیاید نزدیک مردم، رفته است در زندان و دور از دسترس ارباب رجوع. من چند روز بین خیابان معلم و زندان اوین سرگردان بودم تا این جا به جایی را فهمیدم. بعد به من گفتند باید برای پیگیری به دادستانی، دفتر آقای جعفری دولت آبادی مراجعه کنید تا جواب شما را بدهند. به آنجا مراجعه کردیم، در آنجا هم دو تا سرباز گذاشته اند که به خانواده ها می گویند تقاضای خود را به صورت نامه بنویسید و شماره تلفن بگذارید تا آقای دادستان جواب بدهد. من هم نامه نوشتم، الان پانزده روز است که هیچ جوابی نداده اند. بازپرس پروندۀ محمدرضا هم در مشهد هست (به نام آقای حیدری) که اخیراً به جای جواب دادن به تلفن، تلفن ما را قطع می کند.

 

او در پاسخ به این سوال که "چرا این کارها را می کنند" می گوید: من هم دوماه است که دنبال یک مسئول رسمی می گردم که پاسخ همین سؤال را هم به من بدهد ولی تاکنون جز سرگردانی و انتظار چیزی نصیب ما نشده است. اما در پاسخ به سؤال شما، تحلیلی می توان جواب داد. من فکر می کنم یکی از علل این سرگردانی ها این است که الان دربارۀ پروندۀ فرهیخته ترین و نخبه ترین جوانان و شخصیت های این کشور ما با "قاضی سالاری" روبرو نیستیم. قاضی ها در برابر کارشناسان امنیتی پرونده کاره ای نیستند. "کارشناسان امنیتی" هم دستشان باز است. فعلاً خود را قدرقدرت می بینند و به ارباب رجوع سرگردان هم پاسخ گو نیستند.

 

جلایی پور با بیان این که خانواده سه شهید است و خود سال ها در مناطق جنگی بوده و پسرش نخبه المپیادی مذهبی است تاکید می کند: اتفاقاً بیشتر به ما فشار می آورند. ببینید در یکسال سه بار است محمدرضا را گرفته اند این آخری دوماه است که او را در انفرادی نگه داشته اند و به ما پاسخ نمی دهند و سرگردان هم کرده اند. حرف من این است که این آقایان محترم همان حقوقی را که برای قاچاقچیان بالای صد کیلو هروئین و برای قاتلان قائل هستند برای ما بندگان خدا و خانوادۀ شهدا هم قائل باشند. یعنی بگذارند بعد از دوماه زندان انفرادی فرزندم را ملاقات کنم؛ بگذارند به او کتاب های درسی اش را بدهیم؛ اصلاً بعداً از دو ماه تکلیف او را معلوم کنند، ولی ما را بی دریغ در سرگردانی و انتظار گذاشته اند. شما بروید دم در زندان اوین خانواده های قاچاقچیان بزرگ راحت می آیند و با زندانی خود ملاقات می کنند. اتفاقاً این کار خوبی است و خودش یک پیشرفت شهروندی است. چون یک قاچاقچی هم حقوق شهروندی دارد، انسان است. خانواده های آنها هم شهروندان صاحب حق این کشورند و آدم های شریفی هستند. با کمال تأسف باید بگویم این آقایان مدعی ارزش‌مداری کینۀ خاصی به خانواده های شهیدی دارند که منقاد آنها نیستند. فعلاً دور، دور تازه مکتبی شده های پر مدعا است.

 

جلایی پور تاکید می کند: محمدرضا مثل هزاران دانشجوی دیگر این کشور، درس‌خوان، اخلاقی، مذهبی و متعهد است. ویژگی اصلی شخصیتش این است که در درجۀ اول فردی مذهبی ـ فرهنگی است. در جریان انتخابات گذشته احساس مسئولیت کرد و صادقانه فعالیت انتخاباتی کرده، و از این کارش هم شرمنده نیست. اصلاً اهل انجام کار غیرقانونی نیست. این حرفی که من می زنم حرف من نیست، حرف تمام دوستانش و استادانش است. او مثل هزاران جوان دیگر، یک جوان مدنی، مسلمان و سرافراز است، پاچه‌خوار، فرصت طلب و دورو نیست، تا حالا دروغ نگفته، غیبت کسی را نکرده، همان روزی هم که دستگیرش کردند روز دوشنبه با زبان روزه بود.


او درباره دلایلی که می تواند موجب نگه داشتن دو ماهه پسرش در انفرادی باشد می گوید: در دورۀ اول که محمدرضا را گرفتند، پس از سه ماه زندانی و انفرادی نهایتاً قاضی پرونده او را مجرم نشناخت و قرار منع تعقیب صادر کرد و وثیقۀ 200 میلیونی او آزاد شد، حتی برگ بازگرداندن پاسپورت او را هم صادر کردند. ظاهراً این دفعه محمدرضا گرفتار همان کسانی است که مخالف “قاضی سالاری” در روند قضایی هستند. اینکه او را دو ماه است در انفرادی نگه داشته اند، اینکه به من ملاقات نمی دهند، حدس می زنم (و شواهد و قرائنی را هم دارم) که هدف از این انفرادی ها این است که او را بشکنند تا راضی به مصاحبه و اعتراف بشود. وگرنه چه دلیلی دارد یک جوان نخبۀ این کشور دوماه در یک اتاق حبس کنند و به پدر او هم ملاقات ندهند و دایم ما را سرگردان و منتظر بگذارند.

 

جلایی پور ادامه می دهد: الان دو ماه است که ما به هرجا مراجعه می کنیم به ما جواب نمی دهند و وقتی هم که جواب می دهند حرف خلاف واقع می زنند. بگذارید حرفم را برای شما مستند بکنم. من تاکنون سه بار روزهای پنجشنبه از صبح تا ظهر رفتم به زندان اوین برای ملاقات. ولی ملاقات ندادند و ما را در انتظار مستمر نگه داشتند و هر دفعه یک چیز گفته اند. یک بار گفتند شما بروید در وسط هفته ملاقات می دهیم. یک بار گفتند همانجا بایستید همین امروز ملاقات می دهیم بعد فهمیدیم محمدرضا در زندان مشهد است! بعداً مادرش برای ملاقات به مشهد رفت، به او گفتند که محمدرضا در زندان تهران است! ببینید سرگردانی و خلاف واقع گویی یعنی همین. ظاهراً بخشی از اهداف کارشناسان امنیتی آزار خانوادۀ محمدرضا است. وگرنه چه دلیلی دارد دوماه خانواده را سرگردان کنند. ما هم در ماه رمضان به خاطر این لطفشان دعای خیر می کنیم.


او درباره دلایل جابه جایی محمدرضا به زندان مشهد می گوید: به خاطر اینکه حکم دستگیری محمدرضا را آقای حیدری بازپرس دادگاه انقلاب مشهد داده است. شما می دانید پدر و مادر همسر محمدرضا در مشهد زندگی می کنند. یکی از دلایلی که به محمدرضا فشار می آورند همین است که می گویند چرا همسرت به تهران نمی آید تا او را هم دستگیر کنیم. حرف محمدرضا هم این است که اولا همسر من کاره ای نیست. ثانیا اصلا حرف من را گوش نمی کند که بیاید. شما می دانید همسر محمدرضا، فاطمه شمس، خودش یک دانشجوی نخبه المپیادی است و خیلی مستقل و عاطفی است و حرف زور را هم گوش نمی کند.

 

جلایی پور یادآوری می کند: در همین مدت برای آنکه خانواده فاطمه شمس را هم زیر فشار بگذارند، خواهر بی گناه او را و دانشجویان بی گناه دیگری را در همین ارتباط دستگیر کردند. همه آنها هم غیرسیاسی بودند. لذا برای آنکه این بار فشار را تکمیل کنند، حکم بازداشت محمدرضا را از مشهد پیگیری کردند و به سلاح انفرادی دو ماهه متوسل شدند. ببینید این برخوردی که با صدها دانشجو مثل محمدرضا می شود در هیچ کشوری در کره زمین نمی توان پیدا کرد. البته درگذشته پیدا می شد و الان در زیمباوه هم اینجوری نیست!

 

او در پایان می گوید: ما چه حرفی داریم، حرف ما این است که حقوق همه زندانیان از جمله زندانیان فرهیخته این کشور را مثل قاچاقچیان و قاتلان رعایت کنند. اینقدر زندانی را در انفرادی نگه ندارند، خانواده های آنها را ماه ها سرگردان نکنند و به آنها جواب بدهند نه حرف خلاف واقع بزنند. بگذارید یک نکته را در اینجا به عنوان یک محقق اموراجتماعی خدمتتان بیان کنم، شاید برای این آقایان که از نعمت برخوردار بودن از کارشناس مستقل و حقیقت گو محرومند، مفید باشد. ببینید این کارشناسان امنیتی در شرایطی که قاضی در مسیر پرونده ها نقش اصلی را ندارد، تا می توانند زندانی را در انفرادی نگه می دارند، خانوادۀ او را سرگردان می کنند. خوب همین کار اینها باعث این می شود که خانوادۀ زندانی و زندانی را عاصی می کنند. بعد این آقایان از خانواده های عاصی انتظار دارند آرام باشند و مصالح کشور را رعایت کنند.

 

جلایی پور می افزاید: ببینید در همین دو هفته گذشته ده ها خانوادۀ زندانی در جریان اعتصاب غذا بال بال می زدند، چرا؟ برای اینکه عاصی شده اند. بعداً آقایان اینها را نصیحت می کنند که این کار را نکنید چون دشمن سوء استفاده می کند. در صورتی که برای اینکه دشمن خارجی سوء استفاده نکند مسئولین نباید خانواده ها را عاصی کنند. آخر این چه نوع تدبیر امور است؟!
 

ارسال به :

ارسال نظر
مشخصات فردی من را به خاطر داشته باش

*نظرات حاوی کلمات و عبارات رکیک و غیر اخلاقی و همچنین توهین و افترا منتشر نخواهد شد .
**از نوشتن نظر خود به صورت فینگلیش خودداری نمایید.
***از اینجا فینگلیش را به فارسی تبدیل کنید.

نظرات