آقای کامران دانشجو وزیرعلوم در دانشگاه علم وصنعت افاضه کرده است که دانشجویان، اساتید، کارکنان دانشگاهها ومردم ایران، چنین دانشگاههایی را برنمی تابند و اگر چنین دانشگاهی وجود داشته باشد، آنرا باخاک یکسان می کنند.
درنظربگیرید که مثلا مردم با بیل وکلنگ به جان دانشگاه تهران افتاده اند، دانشگاهی را که درسال 1313 خورشیدی با چه امید وآرزویی ساخته شد ودرطی این نزدیک به هشتاد سال با چه خون دل وبودجه ای به اینجا رسید، اکنون عده ای به قول این آقای دانشجو معتقد، به جان آن بیفتند وبابیل وکلنگ، آنهم به اشاره وزیرعلوم، آنرا به شکل آرامگاه فرضا رضا شاه دربیاورند، چرا؟ چون ایشان میفرمایند، در دانشگاهی که درآن "فرهنگ انتظار" را به تمسخربگیرند، یا درتمام طول سال درآن مراسم مذهبی برگزارنشود یا روحانی ازبیم دانشجویان نتواند پا دراین دانشگاهها بگذارد و ازهمه مهمتر، درماه مبارک محرم استادی بدون گفتن "یا اباعبدالله" وارد کلاس شود، به چه دردی میخورد؟ ویا استادی سرکلاس بنشیند و شاهد بی تفاوتی دانشجویان نسبت به سرنوشت انقلاب و مصالح کشورباشد.
من چند پرسش ازاین آقای دانشجویی که غوره نشد مویزشده، دارم که البته نیازی هم به شنیدن پاسخ ایشان ندارم زیرا مطمئنا پاسخ های ایشان نیز ازنوع همان سخنرانی هایی میتواند باشد که اخیرا ایشان پیش گرفته و کاسه داغترازآش شده وسبب خنده وتفریح رسانه های سرتاسری جهان وشوهای شبانه آنها شده است.
--- شما درتمام دنیا دانشگاهی را سراغ دارید که وقتی استادی وارد دانشگاه میشود بجای مثلا سلام یا برپا برجا بگوید "جیزز کرایست" یا "مسیح خدای ماست" من این دانشگاههای وابسته به کلیساها مقصودم نیست. مثلا دانشگاههایی چون آکسفورد، کمبریج، استانفورد، ییل، ام آی تی، کلمبیا، و....
چرا ماباید حرفی بزنیم یا کاری بکنیم که تمام دنیا علیه ما بسیج شده و شب ها درشوهای تلویزیونی خود مقامات ایرانی را به تمسخربگیرند وماهم غرق خجلت شویم؟
---آقای دانشجو آیا نبض ملت ایران دردست شماست یا مرکزآمار و نظرسنجی درست وحسابی دارید که میفرمایید مردم ایران، مردم ایران، استادان، دانشجویان اینگونه میگویند واینگونه میخواهند؟ شما حتی آمار رسمی بانک مرکزی و وزارت کارو... هم ساختگی است تاجایی که رهبرچندی پیش درسخنرانی خود اشاره ای هم به آن کرد که نباید اعتماد مردم با این گونه آمارازبین برود.
اگرجرات دارید یک رفراندم بگذارید و تمام این پیشنهادات عجیب و غریب قرون وسطایی خود را ازهمین مردم ایران واستادان و دانشجویان بپرسید، که شما به نمایندگی ازآنان، آنچه خودتان میخواهید میگویید. البته رفراندمی که گذاشته می شود حتما باید زیرنظرسازمان مثلا یونسکوباشد به بینیم مردم واقعا چه میخواهند تا سیه روی شود هرکه دراو غش باشد.
--- میفرمایند ما عهد کرده ایم دردانشگاهها درمسیرولایت حرکت کنیم یعنی وقتی "آقا" فرمایشی را طرح کردند، وما صددرصد با آن مخالف بودیم، سمعا و طاعا موافقت کنیم وآنرا بپذیریم.
قربان آن موهای آلاگارسونیت من که قابلی ندارم، عمه جانتان برود "ما"کجا چنین عهدی کرده ایم. اگرمقصودت مثل آن خدابیامرز"ما شاهنشاه آریامهراست" ومقصود همان "من کامران دانشجو" است که به خود احترام میگذاری و خودت را "ما"خطاب میکنید، شما هرکاری دلت خواست بکن. مثلا وقتی آقا فرمایشی میفرمایند که صد در صد با آن مخالفی بخواب روی زمین وسینه خیزبرو جلو و نعلین های ایشان را ببوس اما اگرمقصودت از"ما" خودت ودیگران و استادان ودانشجویان وملت ایران است، بفرمایید که "ما" کی چنین"قال الست ربکم؟ قالو بلی" گفتیم وخود را به این آتش ومصیبت انداختیم؟
ما یک صبح ازخواب بیدارشدیم و خبرشدیم که با واسطه گری حاج اکبرآقا، یک حجت الاسلامی یک شبه آیت الله العظمی و مرجع تقلید شیعیان جهان، ورهبرمسلمانان جهان شده وسمت رهبری را به اوداده اند، استدلال هم آن بود که آیت الله خمینی یک وقتی که آیت الله خامنه ای درسفر بود وقتی به قدوقامت ایشان نگاه میکرده، ازآن لباس وقدوقواره ایشان، نه گفتار ونطقشان ازشیوه راه رفتن وعمامه و عبا وردای ایشان خوششان آمده و فرموده اند این خامنه ای خیلی برای رهبری خوب است. تازه اینرا هم ازحاج احمدآقا شنیده اند، تازه آیت الله خمینی در وصیت نامه اش تاکید کرده که اگرپس ازمن کسی مطلبی ازمن نقل کرد یا باید نوشته ای که خط آن مورد تایید کارشناسان است نشان دهد یا نواروفیلم آنرا داشته باشد. ازآن گذشته مگر همین آیت الله خمینی موافق جانشینی آیت الله منتظری نبودند و بعدا نظرشان را تغییرندادند؟
ازکجا که پس بازگشت ایشان از سفر، نفرموده باشند، نخیربرخلاف نظرقبلی آن دیگری برای رهبری بهتراست واتفاقا آنرا حاج احمدآقا نشنیده باشند؟ ازهمه اینها گذشته فرضا ایشان رهبرما شدند وهستند ومورد تایید آیت الله خمینی هم بوده اند، اما آیا ایشان رهبرند یا شبان؟ و ماهم عده ای گوسفند که هرچه ایشان بفرمایند که ما صددرصدرهم با آن مخالف باشیم "سمعا وطاعا" بپذیریم واطاعت کنیم؟ پس خداوند تبارک وتعالی این عقل را برای چه به ما داده است؟ نباید گفته ها را بسنجیم و ازبین آنان آنچه عقلمان تایید کرد بپذیریم؟ حتی خداوند هم درقران میفرماید ازدربین ادیان گوناگون آنچه را که بهترین است انتخاب کنید. ازهمه این مطالب گذشته مقام معظم ومحترم رهبری مگر شان و مرتبتشان ازپیامبراسلام هم بالاتراست. آیا ازآن همه حدیث های گوناگون که حتی درپاره ای ازمنابع تعداد آن به چند میلیون هم رسیده، حتی یک مورد سراغ دارید که حضرت فرموده باشند، هرچه من میگویم اگر صددرصدهم با آن مخالف باشید موظفید که ازآن اطاعت کنید وگرنه وای به حال شما؟
مگر ایشان در جنگ ها وبه هنگام انعقاد صلح با افراد گوناگون مشورت نمی کردند؟ حفرخندق با پیشنهادچه کسی بود؟
اگر"آقا"ی شما مقامشان ازحضرت پیامبربالاتراست و ماازآن خبرنداریم لطفا یک دوسه کلمه ای هم دراین مورد نوشته ومارا ارشاد بفرمایید که تکلیفمان روشن شود درغیراینصورت آقاجان ازاین حرفهای خنده دارنزنید ومردم دنیا را با این حرفها نخندانید و به حال مردم ایران نگریانید که به بینید این ایرانیان تا چه اندازه دربند هستند که افرادی مثل این بابای "دانشجو" وزیرعلومشان است.
---- میفرمایید رهبرانقلاب علوم انسانی را وسیله ترویج فرهنگ غربی دانسته و آنرا تهدیدی برای ارزشهای انقلابی و درمسیرسکولاریسم دانسته وآنرا برای نظام اسلامی تهدیدی اعلام کرده اند.
عرض می کنم، اولا شما که وزیرآنهم وزیرعلوم هستید مواظب انتخاب کلمات باشید"ایشان ازکی شدند رهبرانقلاب؟" ایشان اگرباشند واگرهنوزصلاحیت خود را ازدست نداده باشند تازه "رهبرجمهوری اسلامی" هستند نه "رهبرانقلاب". رهبرانقلاب یکی داشتیم که سالها پیش به رحمت ایزدی پیوست. ازآن گذشته ازکجا معلوم که این فرمایش به قول شما رهبرانقلاب درست باشد وایشان اشتباه نکرده باشند. مثل همین حوادث پس ازانقلاب که اشتباهی بزرگ کردند وهم به خود لطمه زدند هم به مملکت وهم اینهمه کشته و زخمی و خونی برجای ماند و دودستگی بین ملت ایران افتاد؟ مگرنه آنست که ما باید درعلوم عقلی ونقلی پا بپای دنیای پیشرفته روبجلورویم؟ مگرمی شود به بهانه اینکه علوم انسانی غرب سبب روشنگری می شود، جلو آنرا گرفت؟ مثل یهودیان متعصب که حتی گاه درعصرحاضر دارند ازبوجود آمدن انسان برروی کره زمین شش هزارسال بیشتر نگذشته زیرا درکتاب مقدس چنین آمده است. دانشمندان و زیست شناسان هرچه میخواهند بگویند که خلاف نوشته تورات است.
---- شما بابام جان دیررسیده ای، و ازقرار اشکالاتی هم درپرونده ات یا فعالیت های گذشته ات وجود دارد که اینگونه خود را به آب وآتش میزنی وبا این حرفهایت آبرویی ملتی کهنسال را با پیشنه ای پربارفرهنگی اینگونه مضحکه ساخته ای.
*نظرات وارده در یادداشت ها لزوما دیدگاه جرس نیست.




