...تا به حال از خود پرسیده اید وظیفه ی ذاتی سازمان های امنیت هر کشور چیست؟ اینکه باید دشمن شناسی کنند یا دشمن سازی؟ یا با ارائه تحلیل های درست از شرایط سیاسی اجتماعی داخلی و خارجی راه مناسب مقابله با بحران ها را نشان دهند؟ یا اینکه در جهت حفظ قدرت عده ای خاص در یک جامعه سیاسی بکوشند؟...اما گمان کنم در یک چیز پاسخی مشترکی به این پرسش بدهیم و آن اینکه وظیفه ذاتی سازمان های امنیتی و نظامی هر کشوری حفظ تمامیت ارضی و منافع ملی آن کشور است.حال بماند که برخی خود را به مثابه نمونه تمام عیار منافع ملی می دانند و حفظ موقعیت خویش را تحکیم منافع ملی عنوان می کنند.
حال با این مقدمه به این پرسش می رسیم که آیا سازمان هایی با چنین ماموریت های مهم و خطیری غیر قابل نفوذ هستند؟یا اینکه امکان نفوذ حتی در رده های بالای چنین سازمان هایی وجود دارد.؟قطعا پاسخ مثبت است.نه تنها نفوذ در این سازمان ها ممکن _ بلکه درارکان هر نظام سیاسی نیز چنین امکانی فراهم است.از قرار در وزارت اطلاعات ایران طرحی در دست بود تا نیروی های نفوذی در ارکان نظام شناسایی شوند تا به موقع امکان خرابکاری از آن ها سلب شود. و گویا در دوره وزارت فلاحیان این طرح به انحراف کشیده شد و به جای اینکه نفوذی ها ی واقعی شناسایی شوند پیکان این طرح به سوی برخی معترضین سیاسی در داخل رفت.
یکی از کسانی که در پروژه دشمن سازی از چهره های سیاسی معترض و منتقد داخلی دستی داشت مرحوم سعید امامی (اسلامی ) بود.که می توان به حذف چهره های سیاسی خط امام و سختگیری های شدید علیه نیرو های ملی و مذهبی و نهضت آزادی و کانون نویسندگان را از این جمله شمرد.که بعد از انتخابات خرداد هفتاد و شش این مسئله تا حدی منتفی شد تا در زمان قتل های زنجیره ای شکل تازه ای به خود گرفت.که درباره این فجایع قلم ها و سخن های بسیاری رفت.بعد از روی کار آمدن دولت اقای احمدی نزاد گویا این طرح به شکل دیگه ای رقم خورده است.
قطعا سخنرانی آقای مشفق یکی از مقام های امنیتی را در جمع عده ای خاص و به قصد روشنگری وقایع انتخابات حوادث را کالبد شکافی می کرده ا ند را شنیده اید.با توجه به عمق گفته های او می توان حدس زد که این ماجرا سر دراز دارد.وقتی از نظر این مقام امنیتی و هم کیشان ایشان شخصی چون موسوی خوئینی مشکوک و جاسوس غرب به حساب می آید حساب مابقی با کرام الکاتبین است!.در سخنرانی او بدون آن که یک سند ارائه شود ( البته باز به دلایل امنیتی ) تقریبا تمامی چهره های معترض و منتقد مشکوک و متصل به سرویس های بیگانه هستند.یعنی می بایست نتیجه گرفت اکثر مدیران و مسئولان کشوری قبل از دولت آقای احمدی نژاد جاسوس و مزدور خارجی محسوب می شوند و هرچه مدیر انقلابی و اسلامی در این نظام وجود دارد در این دولت تبلور یافته است.
قصد پرگویی در این باره را ندارم که به جریان شناسی مشخص تر و مفصل تری نیاز داریم و البته گمان من بر این است که باید به پروژه نفوذ نگاهی دوباره و تازه بی اندازیم.و برای درک بهتر توصیه می کنم تا به مقاله عمیقی که برخی چهره های سیاسی و امنیتی سابق درباره پروژه دهه چهارم انقلاب نوشته اند رجوع کنید.و به این مقدار بسنده می کنیم تا سر فرصتی به پدیده نفوذ نگاه عمیق تر ی داشته باشیم.
*نظرات وارده در یادداشت ها لزوما دیدگاه جرس نیست.




