زندگانی علی(ع) در تمامی ابعادش الگو و نمونه است برای هر انسانی که در پی الگوی مناسب میگردد. علی(ع) را می توان نمونه برجسته انسانی کامل دانست که خداوند از آغاز آفرینش اراده فرموده است. آن حضرت شخصیتی است که در تمامی ابعاد به کمال دست یافته و به منزلتی رسیده است که مدار حق گردیده است. پیامبر(ص) فرمود: «علی باحق است و حق با علی است، بر هر مداری که به چرخد همان مدار حق است.»
یکی از ویژگیهای برجسته و کمال یافته آن حضرت عدالت است. اگر عدالت را همان تعریف حضرتش بدانیم «قراردادن هرچیز در جای مناسب خودش.» و یا «رساندن هر صاحب حقی را به حقش که سزاوار آن است.» مفهومی عام پیدا می کند که همه عرصه های زندگی انسان را در بر میگیرد. علی(ع) خود انسانی عادل در تمامی عرصه های زندگی بود.
برای نمونه به گوشهای از عدالت علی(ع) در زمامداری و حکومت بر مردم میپردازیم. علی در این عرصه آنچنان پر آوازه و شهره به عدالت است که هر حاکمی پس از ایشان در پی تطبیق خود با آن حضرت است. اتفاقا در همین عرصه تطبیق است که باز علی(ع) مظلوم واقع میشود. زیرا چنان وانمود می کنند که علی (ع) همان بوده است که ما هستیم! در نتیجه نا آگاهان از سیره عملی حکومتی آن حضرت، میپندارند که واقعا علی(ع) هم همچون این مدعیان رفتار میکرده است! این جفایی است که هم بر علی(ع) میرود و هم بر جامعه بشری که از شناخت کامل علی(ع) دور می گردد.
عدالت علی در حکومت
1- عدالت در بکارگیری افراد کاردان: حاکم باید در جهت اداره صحیح جامعه از افرادی کاردان، مدیر، توانمند دراداره بهتر و به دور از هوای نفس، استفاده کند. علی(ع) هیچ گاه به جهت میزان تقوای شخصی و ارادتشان به آن حضرت، افرادی را بکار نگماشت. نگاه آن حضرت به منافع و مصالح اجتماعی بود. به همین جهت است که از افرادی همچون میثم، کمیل، اصبغ بن نباته و ... که انسانهای متدین، پرهیزگار و ارادتمند به حضرتش بودند در امر حکومت استفاده نکرد! زیرا اداره جامعه فقط با تقوا و پرهیزگاری میسر نمیگردد. بلکه مدیریت و کاردانی حرف اول را می زند. حفظ فردی همچون زیاد بن ابیه! بر مسند فرمانداری و شریح قاضی بر مسند قضاوت، از سوی آن حضرت، در همین راستا تفسیر میگردد! اما بهره گیری از افراد در مسند و مقام حکومتی تا هنگامی است که مرتکب خیانت نشوند. زیرا اداره جامعه از سوی حاکم با افرادی که به حاکمیت مرکزی خیانت میکنند امکان ندارد.
2- عدالت در رفتار با مخالفان: هر حکومتی به هر جهت مخالفانی دارد. عدالت در برخورد با مخالفان اقتضا میکند تا مخالفان دست به اقدام نظامی نزده اند، از آزادیهای لازم برخوردار باشند. علی(ع) هم در حکومتش مخالفانی داشت که از همان آغاز با روش حکومتی آن حضرت سر ناسازگاری داشتند. افرادی همچون طلحه ، زبیر ، عایشه و ... به مخالفت با حضرت برخواستند. آن ها در مکه اجتماع کردند، خبر تحرکات آنها و تبلیغات سوئشان به حضرت میرسید. اما حضرت هیچگونه برخوردی با آنها نکردند. تا هنگامیکه لشگری فراهم آوردند و جنگ جمل را راه انداختند! در این جنگ امام با آن ها برخورد کرد، اما از جاده عدالت خارج نگردید. این مطلب را بعدها عایشه خود اعتراف کرد.
همچنین برخورد امام با خوارج که بر علیه حضرت شوریدند و جنایت ها مرتکب شدند و جنگ نهروان را بر حضرت تحمیل کردند! بر اساس عدالت صورت گرفت. پس از جنگ فرمود« هیچ کس حق ندارد پس از من با آنها برخورد کند». در طول این مدت، هرگز حقوق افرادی که در این جنگها حضور داشتند و یا حقوق خانوادههای افرادی که در سپاه دشمن کشته شده بودند، قطع نکرد! جلوی جلسات و انجمنهای آنهارا علیرغم اطلاعی که از توطئههای آن ها داشت نگرفت. در نماز جماعتش حاضر میشدند و بصورت فرادا نماز میخواندند! و یا در وسط نماز آن حضرت با صدای بلند قرآن میخواندند! در خطبه ها و سخنرانیهای حضرت پارازیت میدادند و سعی در برهم زدن سخنرانی حضرتش را داشتند! اما هرگز با آنها برخورد نکرد و به حامیان خود هم اجازه برخورد نداد.
در بحارالانوار جلد 52 ص 49 روایتی را نقل می کند که روزی حضرتش در جمعی از مردم و حامیانش نشسته بود. زنی زیبا روی از جلوی جمعیت عبور کرد. این افراد فریفته جمال او شدند و یک آن حضرت را فراموش کردند و با چشم آن زن را تعقیب کردند تا او رد شد. حضزت با مشاهده این صحنه آنها را نصیحت کرد و فرمود« این نگاههای شما شهوت آلود است و شمارا به گناه می اندازد. هرگاه با چنین صحنهای مواجه شدید، به حلال خود مراجعه کنید زیرا آنچه این زن دارد، آن حلال شما هم دارد.»مردی از خوارج در کنار ایستاده بود و سخنان حضرت را گوش میکرد، تا این جملات را حضرت فرمود، با شگفتی گفت: «قاتله الله، کافر ما افقهه! خدا علی را بکشد (اصطلاح مرگ بر...) این کافر چقدر فهیم و آگاه است!» اطرافیان حضرت برآشفته شدند و دست به خنجرهای خود بردند تا اورا بکشند! حضرت فرمود آهسته و ساکت باشید! همانا او ناسزایی گفته که جزایش یا پاسخ ناسزا است و یا گذشت وعفو!( خوب علی-ع- که اهل ناسزا نیست پس عفو و گذشت را بر میگزیند) سپس رو به آن شخص کرده و فرمودند از اینجا برو!
3- عدالت در مصرف بیت المال: خزانه دولت و بیت المال مسلمین ملک مشاعی است که حاکم باید در مصرف آن رعایت مصالح عامه مردم را بکند. حاکم نمی تواند خود را در مصرف بیت المال مبسوط الید بپندارد و به هرشکلی خواست مصرف کند. علی(ع) در این رابطه آنگونه عدالت را رعایت کرده است که احدی نمیتواند خود را با علی(ع) مقایسه کند. از برخورد آن حضرت با برادرش عقیل که عایله بسیاری داشت و برادر بزرگتر حضرت بود و واجب الاحترام! تا برخوردش با حسن بن علی(ع) که مقداری عسل به عاریت از بیت المال گرفته بود تا میهمان خودرا پذیرایی کند! تا برخوردش با زینبس) که گردنبندی از بیت المال را عاریه گرفت تا در مجلس عروسی بپوشد! تا زندگی زاهدانه و نان جوین خشک خوردن! اهتمام آن حضرت را در دقت و وسواس زیاد در رعایت بیتالمال و حقوق عامه نشان میدهد.
انصاف دهیم کدامین حاکم در طول تاریخ توانسته است همچون علی (ع) عمل کند؟! آیا این ظلم به علی(ع) نیست که حاکمانی که حتی تحمل شنیدن یک انتقاد، و یا یک پرسش از عملکردشان را ندارند! کسانی که برای مخالفان خود حق حیات هم قایل نیستند چه رسد به حق مخالفت کردن! کسانی که رجالههای حکومتی خود را به جان مخالفان میاندازند و به خانههای عالمان، دانشمندان، نخبگان و اماکن مقدس حمله و تخریب میکنند! کسانیکه خود را از هرگونه خطایی مبرا میدانند و سخنان علی(ع) را فراموش کرده اند که فرمود« ولست بنفسی بفوق ان اخطاء، من فراتر از آن نیستم که دچار اشتباه نشوم!»
کسانی که خود در مقام صدور فرمان حمله به مخالفان و قلع و قمع آنان برمیآیند! کسانی که بیت المال را ملک شخصی دانسته و دست خود را برای بذل و بخشش به اطرافیان باز میبینند! کسانی که گرسنگی جمعی از مردم و خورد شدن استخوانهایشان زیر بار فقر و تنگدستی را می بینند و دست اندازی برخی مصونیت یافتگان حکومتی را به امکانات و بیت المال مملکت اسلامی مشاهده میکنند و خم به ابروی مبارکشان نمی آید! چگونه خود را با علی(ع) مقایسه میکنند! و آیا ظلمی از این بالاتر در حق علی(ع) هست که عده ای او را آن قدر پایین آورند در حد خودشان و بعد به جامعه بگویند: علی این بوده است!
مگر در طول تاریخ خلفای اموی، عباسی، پادشاهان صفوی و قاجاری خود را با علی(ع) مقایسه نمیکردند؟! مگر همه حاکمانی که توصیف عدالت علی(ع) را شنیده اند خود را با آن حضرت مقایسه نمی کنند؟! مگر به مردم مدینه و اصحاب رسول الله(ص) حمله نشد؟! مگر هتک نوامیس مسلمین نکردند؟! مگر به قبر و مسجد پیامبر(ص) اهانت نکردند؟! مگر حرمت اهل بیت پیامبر(ص) را نشکستند؟! مگر خون فرزند رسول خدا(ص) را مباح اعلام نکردند؟! چه کسانی چنین کردند؟! کسانی که جبه جانشینی پیامبر(ص) را به تن داشتند و داعیه دار عدالت بودند، همچون عدالت علی(ع)؟!
این التراب و ابوتراب؟!
*نظرات وارده در یادداشت ها لزوما دیدگاه جرس نیست.




