آقای خاتمی در آستانه روز قدس و در دیدار با کمیته دانشجویی سابق دبیرخانه حمایت از فلسطین اظهار داشت "نباید بگذاریم بعضی مسائل اصولی و اساسی تحت تاثیر بعضی رویکردها و مسائل خاص و منافعی که گروهها دارند لطمه ببیند. شما خودتان را درگیر مساله بسیار مهمی کردید که نه تنها برای ملت و انقلاب ما مطرح بود، بلکه برای تاریخ و جامعه بشریت مساله مهمی است."
وی پس از این مقدمه مستقیما" به مسأله فلسطین می پردازد و می گوید "...قدس نماد است؛ نماد حقیقتی است که باید آن را پاسداشت. یک ملت فداکار و رشید نمی تواند نسبت به آن بی تفاوت باشد. بنابراین جانب داری از ملت مظلوم فلسطین برای ما یک اصل اسلامی، انسانی و حقوق بشری است"
آری جناب آقای خاتمی یک ملت رشید نمی تواند نسبت به ظلم بی تفاوت باشد.
در واقع آنچه که یک ملت رشید را دارای مسئولیت می کند پایبندی به ارزش های انسانی و حقوق بشری "مبارزه با ظلم و تعدی" است.
این یک اصل است که در میان مردم آزاده پذیرفته شده است و هیچ مرز جغرافیائی نیز مانع و باز دارنده ی آن نیست.
جناب آقای خاتمی ، از سخنان شما چنین استنباط می شود که یک ملت رشید برای پاسداری از ارزش های خود ، در کنار جماعتی که برای این ارزش ها هیچ ارزشی قائل نیست که هیچ، با تمام قدرت کسانی را که برای حفظ این ارزشها مبارزه می کنند، سرکوب می کنند ، دستگیر می کنند ، می کشند ، اعدام می کنند ، دادگاه های غیر قانونی و نمایشی برگزار می کنند و ... در ایران انقلابی اما جناب آقای خاتمی ما می توانیم برای اظهار همدردی با مردم آن سامان دست به برگزاری جلسات ، میتینگ ها ، سخنرانی های مستقل بزنیم. ما می توانیم برای اظهار همدردی با آنان در هر کجای این کرهء خاکی گرد هم آئیم و صدای اعتراض خود را بگوش مقامات بین المللی و مردم آزاده جهان برسانیم... اما جناب آقای خاتمی! چرا در کنار گروه ظالمی که می خواهد با ریختن اشک تمساح دامن خود را از اینهمه جنایت و ظلم و تعدی و زیر پا گذاشتن حقوق بشر و حقوق شهروندی ملت ما ، بشوید و تطهیر کند. مگر این مسألهء پیچیده ای است که درکش مشکل باشد؟
جناب خاتمی ، ما همرا مبارزین را آزادی علیه نظام زیر سلطه و استبدادی آن و همچنین در انقلاب بوده ایم. برای استقلال کشور و در آغوش گرفتن آزادی هم کم بها نپرداخته ایم. امید ما اما این بود که در ایران و در کنار استقلالش که« متأسفانه کم کم ناظر از دست رفتن آن هم هستیم »، بر سر نوشت خودمان حاکم شویم. وقایعی که از پس انتخابات دهمین دورهء ریاست جمهوری بوقوع پیوست اوج بر باد رفتن همه امید ها و توهمات ما از حکومت گران فعلی ایران بود.
اما چنین پیدا است که برداشت شما و ما از وقایع گذشته یکی نیست زیرا توصیه شما ظاهرا" اینست که همراه گرگان کمین کرده بر حق تعیین سرنوشت مردم ایران ، برای احقاق حق ملت فلسطین و در راستای تحقق حق تعیین سرنوشت آنان به خیابانها بیائیم. حتما شما جناب آقای خاتمی شما چیز هائی را دیده و یا شنیده اید که ما ندیده و یا نشنیده ایم.
آیا جناب آقای خاتمی شما آثاری از تغییر فکر و عمل و باز گشت این جماعت به مسیر مردم گرائی ، چه با پسوند و چه بدون پسوند دینی، مشاهده کرده اید.
تقلب انتخاباتی را پذیرفته اند . معترضین را بعنوان بخشی از ملت برسمیت قبول کرده اند. متجاوزین به حقوق مردم را بسزای اعمال خود رسانده اند. زندانیان را آزاد کرده اند و امکان فعالیت های آنان بار دیگر فراهم شده است . خساراتی که به اینهمه خانواده تحمیل شده است تا حدودی جبران شده است. روزنامه ها به فعالیت های آزاد خود باز گشته ، فضای امنیتی آنان به فضای سیاسی تبدیل شده است. دیگر معترضین ،عوامل فریب خوردهء صهیونیست ها وانگلیسی ها و آمریکائی ها محسوب نمی شوند. آیا کسانی که مدعی شدند که شما ، آقای خاتمی ، بعنوان یکی از سران فتنه بیش از یک میلیارد دلار از عربستان سعودی دریافت کرده است سند خود را به مقامات قضائی ارائه کرده است و ... چه اتفاقی افتاده است که جنابعالی در صدد هستید که گرگ و میش در کنار یکدیگر از یک مسأله حقوق بشری حمایت کنند که نتیجه اش تطهیر جنایتکاران باشد ؟
جناب آقای خاتمی ، جمهوری اسلامی ایران تمام رهبران فلسطینی را برسمیت نمی شناسد و برخی از آنان را خائن به آرمان فلسطین معرفی می کند. در مورد آنانی که خائن محسوب می شوند فعلا" کاری ندارم سخنم اما در بارهء آن عده از رهبران فلسطین است که برای رهائی از « ظلم » و برای بدست آوردن « حق تعیین سرنوشت » در سرزمین آباء و اجدادی خود مبارزه می کنند ، می باشد. آیا این رهبران آنچه را که برایش مبارزه می کنند « ارزش های جهانشمول » می دانند؟ موضع این رهبران در برابر اینهمه تعدیات و تجاوزات و جنایات رهبران جمهوری اسلامی که بر علیه مردم سرزمین خودشان انجام داده اند ،چه بوده است؟ آیا شما جز تمجید و تعریف حکومت گران ما ، از آنان چیز دیگری شنیده اید ؟
من حساب ملیون ها انسانی که قربانی جنایت هستند با حساب رهبرانشان یکی نمی کنم ولی این به این معنی نیست که کارهای ما باید بی حساب و کتاب و از روی احساس صورت گیرد.
جناب آقای خاتمی ، آیا بهتر نبود از این جوانانی که مخاطب سخنان زیبای شما بودند می خواستید که برای مبارزه با ظلم و تجاوز و مرز بندی با متجاوز و ظالم در برنامه های جداگانه ،احساسات انساندوستانه خود را در معرض تماشای تمام مردم آزادهء دنیا بنمایش می گذاشتند. آیا بهتر نبود برای مبارزین علیه ظلم و جنایت در کشور ،در پی تقویت یک هویت مستقل از مبارزین بودید؟ آیا تقویت این هویت مستقل به تضعیف تعدی و ظلم در جامعهء فلک زدهء ما ایران ،کمک نمی کرد؟ آیا جمع بندی تجربیات شخصی شما از دوران هشت سالهء ریاست جمهوری و آنچه که ناکامی های شما را سبب شده است هنوز از ابهام خارج نشده است .
جناب آقای خاتمی با این توضیحات هنوز شما واقعا" باور دارید که « گرامیداشت روز قدس ؛ مقتضای یک رسالت الهی و انسانی است و ملت ما هم به وظیفه خود آشناست و حضور در مراسم آن باید با این رویکرد و البته نگاهداشت حرمت ماه رمضان باشد و هیچکس و هیچ جریانی حق ندارد آن را به نفع خود مصادره کند.؟» ، دفاع از ارزش آزادیخواهی و مرزبندی میان ظالم و مظلوم است ؟
*نظرات وارده در یادداشت ها لزوما دیدگاه جرس نیست.




