یکشنبه ۲۳ بهمن ۱۳۹۰ -
- 12 Feb 2012
18 ربيع الأول 1433 آخرین به روز رسانی : ساعت ۰۰:۲۵ به وقت ایران
جنبش راه سبز - جرس
وای بر اسیری کز یاد رفته باشد

 

تجربه زندان و اسارت بسیار سخت و آزار دهنده و رعب  آور است . خاصه آنکه زندانبان حیوانی درنده خو و آدمخوار و آدم نما باشد و به قصد گرفتن توبه یا اعتراف از زندانی اقدام به بازجوئی و شکنجه و آزار وحشیانه جسمی و روحی او کند و سخت ترین نوع اسارت خاصه برای بستگان و نزدیکان اسیر و زندانی آن است که انسانی ربوده و مفقود شود و زندانبان و صیاد ربودن و اسارت طعمه خویش را انکار کند و مسئولیت آن را بر عهده نگیرد و بدتر ازآن این است که زندانبان زندانی را با توسل به حیله و نیرنگ و به عنوان  میهمان دعوت کند و او را از مجلس میهمانی و ضیافت به زندان و اسارت ببرد.

 

چه به جا است که در این لیالی مبارک قدر برای آزادی همه زندانیان و اسرا دست به دعا و زاری و استغاثه به درگاه خداوند مهربان برداریم و برای آزادی همه آنها از ته قلب دعا کنیم.

 

زندانهای رژیم استبدادی ولایت فقیه امروز پر است از زندانیان و اسرائی که تنها بدلیل امر به معروف و نهی از منکر و مطالبه آزادی و حقوق ملت و اجرای قانون اساسی به اسارت رفته اند. مستضعفین و مظلومین و مغضوبین زمین همه ملتی واحدند و کفر و ظلم نیز در هر کجای جهان که باشد دولتی واحد است و لذا مبارزه با ظلم و بی عدالتی  و استبداد و استکبار مبارزه ائی جهانی است و مرز و ملیت نمی شناسد.

 

امروز سالروز ربوده شدن امام موسی صدر است و اکنون سی و دو سال از ربایش و اسارت مظلومانه این شهروند فرهیخته ایرانی- لبنانی می گذرد و هنوز هیچ خبری از وی در دست نیست و حکومت ستمگر و مستبد لیبی همچنان از قبول مسئولیت این جنایت آشکار بر علیه بشریت طفره می رود.

 

امام موسی صدر اگر چنانچه هنوز زنده و در قید حیات باشد او اکنون رکورد دار دوران اسارت است و طولانی ترین مدت اسارت و زندان را در دنیا طی کرده و رکورد قبلی را که متعلق به نلسون ماندلا بوده شکسته است. مظلومیت او مضاعف است از آنرو که نه کشور مبدا پیگیر آزادی و رهائی او از اسارت است و نه آنکه کشور مقصد  مسئولیت ربودن و اسارت او را بر عهده می گیرد و تو گوئی که همه حاکمان دست به دست هم داده اند تا این  انسان آزاده و مرد خدا اسیر بند سلطان و دام شیطان باشد.

 

حضرت امام به آقا موسی خیلی علاقه داشت تا جائی که او را بهترین گزینه برای اداره کشور پس از پیروزی انقلاب می دانست. تا امام زنده بود هرگز اجازه نداد تا قذافی قدم به خاک ایران بگذارد و آمدن او را مشروط به آوردن امام موسی صدر کرده بود و قذافی هرچه کرد حتی با واسطه کردن آقای منتظری نیز نتوانست امام را راضی به گذشتن از خیر آقا موسی کند.

 

وقتی آقای خاتمی رئیس جمهور شد به لحاظ علایق عاطفی و پیوندهای خانوادگی ایشان تا حدودی کار آقا موسی را پیگیری کرد و لی راه بجائی نبرد. رهبر کنونی ایران نیز شخصا هیچ علاقه ائی به طرح و پیگیری این موضوع ندارد و تا کنون هیچ کلامی در این مورد بر زبان نیاورده و هیچ اقدام خاصی نیز در جهت آزادی این شهروند فرهیخته و برجسته ایرانی انجام نداده است . چه آنکه سلطان ولایت  وقبله عالم این شخصیت برجسته و فقیه مبارز و عارف عالیقدر را رقیبی خطرناک و تهدیدی جدی و غیر قابل تحمل برای سلطنت و ولایت خودکامه خویش می داند و لذا تمایلی به آزادی وی ندارد و ترجیج می دهد که او در زندان لیبی باشد تا در زندان ولی فقیه. چه آنکه اگر آقا موسی زنده و در ایران بود هرگز سرنوشتی بهتر از آقای منتظری نداشت و شاید اصلا کار به اینجاها نمی کشید و با وجود او انقلاب ایران مسیر و سرنوشت دیگری داشت و هرگز دور به دست کسانی امثال رهبر کنونی ایران نمی رسید.

 

از سوی دیگر حزب الله  لبنان  نیز که اکنون میراث خوار امام موسی صدر بوده و شیعیان محروم لبنانی و دوستدار امام صدر را تحت نفوذ و قیمومیت دولت و رهبر ایران قرار داده ؛ کمتر تمایلی به آزادی وی از اسارت دارد و هرگز تلاشی جدی در این جهت از خود نشان نداده است در حالیکه این حزب تحت اوامر صادره از رهبر ایران و به بهانه نگهداری از یک اسیر اسرائیلی برای مبادله او با اسیران لبنانی و فلسطینی از زندانهای اسرائیل وارد جنگی تمام عیار با اسرائیل شد .

 

جنگی که منجر به تخریب تمامی جنوب لبنان و به خاک و خون کشیده شدن هزاران شیعه لبنانی گردید. چه آنکه حزب الله نیز امام موسی صدر و اندیشه رهائی بخش و انسانی و جهانی او را رقیب و مزاحمی برای رهبری خود و مانعی بر سر راه رهبری ایران می داند. اگر امام موسی صدر زنده بود یقینا کشور لبنان و شیعیان آنجا  مسیر و سرنوشت دیگری داشتند و هرگز نوبت رهبری و سرنوشت شیعیان به دست کسی چون رهبر کنونی حزب الله لبنان نمی افتاد.

 

متاسفانه دولتهای غربی نیز همواره  معیاری دوگانه برای حقوق بشر داشته اند و حقوق بشر بیشتر ابزاری سیاسی برای بازیهان پنهان و پشت پرده جهت تامین منافع اقتصادی نامشروع آنها و اهرمی برای فشار بر دولتهای ناهمسو با سیاستهای آنها بوده است ؛ بطوریکه تا کنون در هیچ یک از گزارشهای کمیته جهانی دفاع از حقوق بشر در خصوص اعلام موارد نقض حقوق بشر نامی از این شهروند برجسته ایرانی- لبنانی برده نشده و اقدمی برای آزادی وی انجام نشده است.

 

مسئله دولتهای غربی  با دولت لیبی نیز فقط سیاسی و اقتصادی بود و وقتیکه دولت لیبی حاضر به دادن باجهای اقتصادی و سیاسی لازم به دولتهای غربی شد و از تکمیل و ادامه برنامه اتمی مخفی خود منصرف شد و ظاهرا دست از حمایت از تروریسم بر داشت ؛ آنگاه همه موارد قبلی نقض حقوق بشر توسط دولت لیبی نادیده گرفته شد و به یکباره بر همه جنایتهای دولت مستبد و خودکامه و سرکوبگر و تروریست سرهنگ قذافی بر علیه بشریت  قلم عفو کشیده شد و خون و جان انسانها با پول معاوضه گردید و در برابر ستاندن غرامت مادی چشم بر همه جنایتهای وی بسته شد. در حالیکه قذافی بخاطر ارتکاب جنایت بر علیه بشریت می بایست همچون هیتلر و صدام و میلوسویچ در یک دادگاه جهانی محاکمه و اعدام شود.

 

چطور است که بخاطر بررسی ترور مشکوک رفیق حریری دادگاه بین المللی تشکیل می شود و هر از گاهی این دادگاه یک طرف سیاسی را به دست داشتن در این ترور متهم می کند و پای او را به دادگاه می کشاند ولی بخاطر جنایتهای آشکار و معلوم قذافی هیچ دادگاهی تشکیل نمی شود. پر واضح است که این یک دادگاه سیاسی برای اثر گذاری بر موضع سوریه و حزب الله و تغییر معادلات قدرت در لبنان و خاورمیانه است.

 

مهمترین بعد مظلومیت امام موسی صدر این است که وی به جرم ملبس به لباس روحانی بودن از سوی شهروندان آزادیخواه و اصلاح طلب و دگر اندیش  و مجامع و محافل حقوق بشری ایرانی نیز مورد بی مهری وکم لطفی قرار گرفته و به دست فراموشی سپرده شده و حقوق انسانی و شهروندی اش نادیده گرفته شده است.

 

آخر این چه حقوق بشری است که انسانی را بخاطر لباسش از حقوق بشر و بر خورداری از حقوق شهروندی مستثنی و محروم می کند؟ امام موسی صدر آزاد مردی است که سی و دو سال است تاوان انسان و آزاد و مستقل بودن و اندیشه ها و ارمانهای بزرگ و جهانی و انسانی اش  را می پردازد. او مایه مباهات و افتخار ایران و اسلام و نمونه یک انسان کامل است.

 

او یک شهروند جهانی بود که همه محرومان و مستضعفان جهان را هموطن و هم کیش خود می دانست و به همین جهت بود که معمر قذافی رهبر خودکامه و مادام العمر لیبی  که روزگاری داعیه رهبری مبارزه جهانی با امپریالیسم را داشت او را رقیب جدی خود پنداشت و با این تصور اقدام به ربودن او کرد تا او را از سر راه خود بردارد.

 

او انسانی کامل و مجاهدی جهانی و مردی آزاده و وارسته و جلوتر از  زمان خود بود که هیچ کس قدر او را نشناخت . آیا اکنون زمان آن نرسیده است که همه مظلومان و مستضعفان و محرومان و همه آزادگان و مبارزان و مجاهدان جهان و همه آنها که دل در گرو انسان و حقوق بشر و صلح و دوستی جهانی دارند برای آزادی این آزاد مرد جهان وطنی دست در دست هم بنهند و جنبشی جهانی را بر علیه همه نظامهای استبدادی و دیکتاتوری و برای ازادی همه اسیران و زندانیان سیاسی در سطح جهان بر پا کنند؟

 

دوران استعمار و امپریالیسم و زمان تئوری نخ نمای توطئه در جهان دیر زمانی است که به سر رسیده و اکنون استبداد و دیکتاتوری و نظامهای خود سر و ضد مردمی درد مبتلا به همه مردم جهان اند و برای رهائی از این درد مشترک باید جبهه ائی جهانی و مشترک را تشکیل داد. امام موسی صدر قبل از آنکه یک شهروند ایرانی یا لبنانی باشد یک مبارز جهانی و یک شهروند جهانی است و  باید همه ازادگان جهان برای آزادی او از بند اسارت دیکتاتور لیبی قیام و اقدام کنند و باید دادگاهی جهانی برای بررسی جنایتهای همه دیکتاتورهای جهان  و از جمله رهبران ایران و لیبی تشکیل شود.

 

امام اول شیعیان چه در زمان حیات و چه در هنگام مرگش  توجهی ویژه به اسیران داشت  بطوریکه او الگوی همه حاکمان جهان برای معامله و خوشرفتاری با اسیران و زندانیان است. او در زمان حیاتش برای وفای به نذرش سه روز روزه داشت و به هنگام افطار در روز اول طعام خود را به مسکینی و در روز دوم به یتیمی و در روز سوم به اسیری داد و هرسه روز گرسنه ماند و در حق او آیه "و یوفون بالنذر ... و یطعمون الطعام علی حبه مسکینا و یتیما و اسیرا" نازل شد.

 

او در تمام طول عمر و در تمام دوران زمامداری اش به این عهد وفا دار بود و  به هنگام مرگ نیز با قاتل خود مردانه و مهربانانه و محترمانه رفتار کرد و طعام خود را برای قاتلش که اسیرش شده بود فرستاد وسفارش کرد که پس از مرگش یا او را ببخشند ویا در برابر یک ضربه تنها یک ضربه به او بزنند و نه بیشتر و کسی حق ازار و اذیت وی را ندارد.

 

حال این رفتار او را مقایسه کنید با رفتار رهبر جمهوری اسلامی با زندانیان سیاسی . کسی که خود را وارث و جانشین و شبیه امام علی و ادامه دهنده راه او می داند ؛ دستور می دهد تا سر یک زندانی را به کرات در کاسه توالت فرو کنند تا از او اعتراف دروغ به زنای محصنه بگیرند و از همینجا می توان به عمق دروغ گوئی و نفاق و دو روئی و خباثت این شخص و به مظلومیت بی پایان امام علی پی برد.

 

علی در دوران زمامداری اش نگران خراشیده شدن پای یک دخترک یهودی در قلمرو حکومتش توسط سربازان دشمن بود و در بستر مرگش هم نگران تضییع حقوق قاتل  و اسیرش بود و تا آخرین لحظه حیات او را مورد لطف وتفقد خویش قرار داد و برای او سفارش و وصیت کرد. حالا او کجاست تا ببیند که مدعیان دروغین ولایت و جانشینی اش با شیعیان و پیروان راستینش چه ها که نمی کنند. 

 

هیچ حاکمی به اندازه امام علی با اسیران و زندانیان مهربان و رئوف و نسبت به رعایت حقوق آنها حساس نبوده و  بسیار زیبنده و به جا است که شب شهادت او که امسال مصادف با سی و دومین سالروز ربایش و اسارت امام موسی صدر کسی که دارای رکورد طولانی ترین دوران اسارت در جهان است ؛ بعنوان روز همبستگی جهانی با اسرا و دفاع از حقوق زندانیان سیاسی شناخته  و اعلام و بزرگ داشته شود.

 

 

  *نظرات وارده در یادداشت ها لزوما دیدگاه جرس نیست.

 

ارسال به :

ارسال نظر
مشخصات فردی من را به خاطر داشته باش

*نظرات حاوی کلمات و عبارات رکیک و غیر اخلاقی و همچنین توهین و افترا منتشر نخواهد شد .
**از نوشتن نظر خود به صورت فینگلیش خودداری نمایید.
***از اینجا فینگلیش را به فارسی تبدیل کنید.

نظرات