روزنامهنگاری در ایران از جمله مشاغل سختی است که نه درآمد پایداری برای اصحابش به ارمغان داشته و نه عارضههای مدیریتی در این حرفه بر زندگی روزنامهنگاران تاثیر مثبتی گذارده است. سخت بودن این شغل، همگانی و گسترده است و مخالف و موافق دولت نمیشناسد. حال اگر بر این اوضاع، مدیریت نادرست را بیافزاییم آنگاه شرایط برای این قشر غیرقابل تحمل خواهد شد. شاهد مثالِ شرایط امروز، آن است که حتی روزنامهنگاران همسو با دولت و یا اصولگرایان منتقد نیز باسیاستهای معاونت مطبوعاتی وزارت ارشاد و نگرش سختگیرانه محمدعلیرامین، مخالفاند. این گروه از روزنامهنگاران از نحوه توزیع یارانهها و آگهیهای دولتی دلِ خوشی ندارند. همین گروه مطبوعاتی از سختگیریهای بیمورد و آزارندهی معاون مطبوعاتی به ستوه آمدهاند. بخشنامههای متعدد و محدود کننده وی حتی حوزهی عمل مطبوعات خودی را نیز محدود کرده است چه برسد به لغو مجوز ها که خود حدیث مفصل دارد.
نگرانی روزنامهنگاران دولتی هنگامی افزوده شد که متوجه شدند معاون امور مطبوعاتی با دستورالعملهایش قصد دارد در جشنواره مطبوعات امسال، نگرشهای غیر حرفهای خود را جاری سازد به طوری که در اقدامی شگفتآور عنصر اساسی روزنامهنگاری، یعنی خبر، از جشنواره امسال حذف شده است. به قول ظریفی، انگار نه انگار که محمد علی رامین بنابه گفته خودش بیش از 17 سال در قلب اروپا بریده جراید تولید میکرده است. حذف بخش خبر از مسابقهی جشنواره مطبوعات آنقدر شُکآور بود که نگرانی فعالان مطبوعاتی را به اوج رساند. جالبتر این که وی در جایی دیگر نیز گفته بود با یک محاسبه دقیق از حضور خارجیها در " جشنواره و نمایشگاه بینالمللی مطبوعات و خبرگزاریها و رسانههای دیجیتال " جلوگیری کرده است اما عجیبتر آن که، بدون حضور خارجیها هم چنان عنوان بینالمللی را یدک میکشد.
باری این چنین است که مدیریت رامین، مطبوعات و رسانه های کشور را به گِل نشانده است و بدون شک ادامه این رفتار نیز دولت را به این سمت گسیل خواهد کرد.
نگرانی دیگر روزنامهنگاران به تفاوت نگرش قوای سهگانه بخصوص مجریه و قضاییه نسبت به رکن چهارم مردم سالاری بازمیگردد. به طوری که، دو پارگی سیاست حاکم بر رسانهها بر افزایش ناامنی شغلی روزنامهنگاران تاثیر گذاشته است. این ناامنی روز به روز فزونی مییابد. اما جدا از این تاثیر، دوپارگی را در جای دیگری نیز می توان مشاهده کرد؛ مراسم روز خبرنگار امسال. در تالار صدا و سیما مناظری دیده شد که قابل تامل بود. نخست این که از میان میهمانان به تنها کسی که توجهی_ از سوی مسوولان ارشد حاضر، از سوی رسانه ها و حتی حاضران_ نشان داده نشد محمد علی رامین، به عنوان سکاندار رسانه های کشور، بود. دوم این که، وی به طور رسمی نیز از سوی رئیس جمهور و وزیر ارشاد و حتی مجری برنامه نه برای سخنرانی و نه برای حضور در جمع اهدا کنندگان جوایز به صحنه نیامد. سخنان رییس جمهور و روز خبرنگار در این همایش حتی به خبرنگاران محتاط صدا و سیما این جسارات را داد که یک هفته بعد طی گزارشی در شبکه خبر از نبود نقد در مطبوعات و سخت گیری های مسئولان سخن بگویند. به علاوه، صبح روز بعد از همایش، تمامی روزنامهها اعم از روزنامههای دولتی و غیر دولتی با بزرگنمایی سخنان احمدینژاد به صورت محتاطانهای نگرانی خود را در خصوص این سختگیریها از زبان رییس دولت دهم اعلام کردند.
گسترش فضای یاس و دل مرده در مطبوعات به گونهای شده است که رییس قوهی مجریه خود به میدان آمده و با انتقاد از عملکرد قوه قضاییه خواهان تغییر فضا میشود! احمدی نژاد خواستار مدارای بیشتر مسوولان در برابر انتقادهای روزنامهنگاران شده و نسبت به برخوردهای قضایی با روزنامهنگاران ابراز نگرانی میکند. از سوی دیگر رییس قوه قضاییه نیز در پاسخی صریح، دولت را به انصاف و صداقت فراخوانده، فضای کنونی مطبوعات و برخوردهای صورت گرفته را حاصل تعامل ناصحیح دولت با مطبوعات دانسته است. به عبارتی عناصر حاکمیت از فضای بوجود آمده راضی نبوده و هر یک درصدد است تقصیر را بر گردن دیگری بیاویزد. اگر رییس دولت و رییس قوه قضاییه مخالف این روند هستند پس چه مرکز و شخصی را باید مسئول این رفتار دانست؟
در همین راستا متاسفانه در وزارت ارشاد، به عنوان مسوول مستقیم مدیریت دولتی در حوزه مطبوعات، نیز دوپارگیِ مدیریتی مشاهده میشود. از یک سو وزیر با همراهی بخشی از دفتر نهاد ریاست جمهوری خواهان نگاه منصفانهتر دولت به مطبوعات هستند و از سوی دیگر رامین؛ معاون مطبوعاتی، شخص پیشنهادی تیم نزدیک به رییسجمهوری به وزیر ارشاد، کماکان خواهان ادامه فشار بر مطبوعات است.
به نظر میرسد که وزنه تقابل این دو نگاه تا روز 16 مرداد امسال تا حدودی به سمت رامین سنگینی میکرد. اما به تدریج و با نمایان شدن اثرات مخرب این نوع برخوردها، رییس جمهور و تیم نزدیکش تصمیم گرفتند که رامین و تفکرات عجیب و غریباش را تنها گذارند و همه این تنهایی را در آن روز مشاهده کردیم. به همین دلیل برخلاف مرسوم، معاون مطبوعاتی در این روز هیچ کاره بود. کارها بر عهده جوانفکر مشاور سابق رئیس جمهور و مدیر عامل کنونی ایرنا همراه با مدیرکل مطبوعات داخلی که از سوی وزیر انتخاب شده، گذارده شده بود. حاشیه بودن رامین در مراسم این روز، بهرغم اینکه عنوان معاون مطبوعاتی را کماکان دارد و تغییر لحن احمدی نژاد در خصوص مطبوعات و توصیه وی به مسوولان برای تعامل بیشتر با مطبوعات، نشان از تغییر رویۀ دولت از نگاه متحجرانه و سختگیرانه معاون وزیر به نگاه منصفانهتر رییس جمهور و وزیر ارشاد است.
اما بهرغم این اختلافها، مطبوعات از هر سو آماج تیرهای آشکار و غیبی هستند. روزی نیست که تعدادی از نشریات از معاونت مطبوعاتی تذکر دریافت نکنند. هر دوشنبه نفسهای صاحبان روزنامهها و روزنامهنگاران به شماره میافتد چرا که در انتظار تصمیم جدید هیات نظارت بر مطبوعات هستند. خبرهای خوشِ داده شده از سوی رییس جمهوری نیز، به دلیل عدم پیگیریهای معاونت مطبوعاتی و نبود ستاد مناسب و قدرتمند در این معاونت، بجای گشودن گره از کار روزنامهنگاری، باعث گشوده شدن تبسم تلخ بر چهره روزنامهنگاران شده است!
این دوپارگیها در فضای مطبوعات ایران، بیمها و امیدها را تشدید کردهاست. چشمان بیمار روزنامهنگاری ایران وقایع جامعه را در حالی ثبت میکند که در انتطار گشایشی برای رهانیدن از سکته مغزی است. روزنامهنگاران ایران در آرزوی روزهایی هستند که بتوانند در یک رقابت منصفانه کیفیت کارشان را به گونهای ارتقاء دهند که دیگر نسبت به مطبوعات همجوار و منطقهای خود احساس غبطه و شرم نکنند.
آیا تیم تصمیم گیرندهی قوه مجریه برای رسانه ها قدرت تغییر سیاست کنونی را دارند تا از یکدست شدن رسانه و کاهش رقابت و انتقاد از قدرت، که برابر با مرگ روزنامهنگاری است و مرگ روزنامهنگاری برابر با کاهش قدرت تبلیغی دولت و افزایش عامل ضد تبلیغ، جلوگیری کنند؟
آیا وزیرارشاد قدرت مجاب کردن رئیس جمهور را دارد که ادامه حضور رامین در پست معاونت مطبوعاتی علاوه بر تسریع سکته مغزی، منجر به ایست قلبی روزنامهنگاری ایران نیز میشود؟
آیا تصمیم سازان رسانهای دولت این ضربالمثل را آویزهی گوش دارند که:
دشمن دانا بلندت میکند بر زمینات میزند نادانِ دوست
*نظرات وارده در یادداشت ها لزوما دیدگاه جرس نیست.




