یکشنبه ۲۳ بهمن ۱۳۹۰ -
- 12 Feb 2012
18 ربيع الأول 1433 آخرین به روز رسانی : ساعت ۰۰:۲۵ به وقت ایران
جنبش راه سبز - جرس
آنگاه که غاصبان ردای دین پوشیدند

 

سال هاست که ردای دین پوشیده اند، بی آنکه بر قد و قواره خود بیازمایند و از صاحبش اجازتی طلب نمایند، ظاهر بر دینداری و ولایت آراسته اند و کلام حق در دهان می چرخانند بی آنکه لحظه ای خود بر آن درنگ داشته باشند.

 

نام و نسب معصومین برمی نهند و بر خوانی همچون خوان یزید و معاویه شکم می چرانند و در ظاهر دوست قافله ی مستضعفین اما شریک دزدان مستکبرند.

 

وای بر آنانکه در خیمه سرور آزادگان، نذر می خورند و سنگ این سیّاسان بر سینه می زنند. آری سالهاست که آمده اند و به بهانه ی پاسداشت آنچه که خود بر علیه اش نان می خورند، خون مردم در شیشه کرده و نام معصوم می برند.

 

از سویی در ظاهر می گریند و علیل بودن خود مصداق می کنند و سنگ دین بر سینه پر بغضشان می کوبند  و از سویی دیگر در باطن چنان ناکسانی سیّاس بر خوانی دگر می چرخند. آری خوانی که خوراکش مغز جوانان است و مشربه اش خون آزادگان.

 

در پس سیاه چاله هایشان می کاوند که آزاده ای جامانده نباشد، تا بر سر سفره ی امیالشان قربانی کنند. خون می نوشند و روزه ی دینداری می گیرند. مست دنیا گشته اند و ساقیان عشق در بند می کنند. تا که شاید چند صباحی بیشتر بر قدرت تکیه زنند.

 

در پی آنان نیز آنکسان که در راه دینداری مغز خود بر طبق این ضحاک منشان نهاده اند صف می کشند در برابر حسینینان زمان و حق گویان دوران.

 

یا بیعتی با زور می ستانند یا در پی خیمه ای غریبانه اند که بر آن آتش نهند و گوشواره دختری به غنیمت برند. اینان همان کوته نظرانند که کلام حق را در حلقوم خود فرسوده و پیشانی بر مهر داغ می نهند تا بلکه نشانی از دین در خود بیابند، اما دریغ از انصاف حتی یک به قدر یک جو.

 

انصاف، آری این همان فاصله ی یزیدیان با حسین(ع) است که در شکم های پر شده از نان ریا و مغزهایی خالی از عقل و قلب هایی عاری از انصاف، همان کاری می کنند که نشان از بی دینی که هیچ، نشان از آزاده نبودنشان دارد. آنجا که حریتی بینند تیرهای سه شعله از خشم و غضب می کشند. کودکان به تنبیه در چوبه دار و زنان به جرم ناخواسته بر زیر سنگ مدفون می کنند، که ما پاسدار ارزشهای دینیم.

 

درد دل بسیار است و مجال سخن کم. نفس در سینه ام بر نمی تابد تا بگویم آنچه که در خور این ناکس مسلکان است.

 

در پایان بگویم، که این ردا بر قامت ایشان ناساز است و در میان عاشقان، جایی برای رهزنان دین و بدعت خواهانی هچون شمریان و یزیدیان زمان نیست. اگر در کربلا یک حر آزاده بود. در ایران چه بسیار آزاده مردانی هستند که چشم خود بر بدعت و بیعت ناخواسته و ظلم وارده بر مردم و مقدسات دینشان نخواهند بست.

 

  *نظرات وارده در یادداشت ها لزوما دیدگاه جرس نیست.

 

ارسال به :

ارسال نظر
مشخصات فردی من را به خاطر داشته باش

*نظرات حاوی کلمات و عبارات رکیک و غیر اخلاقی و همچنین توهین و افترا منتشر نخواهد شد .
**از نوشتن نظر خود به صورت فینگلیش خودداری نمایید.
***از اینجا فینگلیش را به فارسی تبدیل کنید.

نظرات