حضرت آیت الله خامنه ای دامت افاضاته
اگریک مقام معظم ومحترم رهبری مرتکب اعمالی شد که تنها شمه ای ازآن بشرح زیراست:
--درپاسخ به درخواست مردم؛ پیش ازانتخابات، برای تشکیل هیاتی بی طرف برای نظارت برانتخابات دوره دهم ریاست جمهوری؛ بالحنی تمسخرآمیز وبه شکلی ناباورانه اظهارکرد: تقلب؟ آنهم درجمهوری اسلامی؟ که انگار اصلا چنین امری درجمهوری اسلامی سابقه ندارد وآن پیشنهاد را نپذیرفت.
-- برای گرم شدن تنورانتخابات خود با بدست گرفتن عصا به سراغ پدریکی ازنخست وزیران سابق رفته و به لفظ مبارک ریش گرو گذاشت وبا خواهش وتمنا ازاو درخواست کرد که پسرش، یعنی همان نخست وزیرسابق را وارد مبارزه انتخاباتی برای ریاست جمهوری کند، و آن مرد بسیارکهنسال وشریف هم روماند وازپسرش که اصلا میلی به شرکت دراین گونه بازیهای سیاسی نداشت خواهش کرد که آخرعمری خواهش پدر را پذیرفته و روی او را زمین نیندازد، و پسرهم روی احترام به پدر، درخواست ابوی محترم را پذیرفت و درانتخابات ریاست جمهوری ثبت نام کرد.
--مردم باشنیدن نامزدی این آخرین نخست وزیر جمهوری اسلامی که بسیارمورداعتماد، اطمینان وعلاقه رهبرانقلاب و بینان گزارجمهوری اسلامی بود، تشویق شده و در دسته های میلیونی درانتخابات شرکت کردند و آرای میلیونی به این شخص دادند.
--همه قرائن وامارات و آمارها ونشانه ها حاکی ازآن بود که این آخرین نخست وزیر جمهوری اسلامی را مردم به کوری چشم رقیب اوانتخاب کرده اند وحتی رئیس مجلس، علی لاریجانی وناطق نوری وزیرسابق کشورو رئیس اسبق مجلس شورای اسلامی وازافراد نزدیک به رهبری پیروزی اورا تبریک گفتند.
--همین آقا یعنی همین آخرین نخست وزیرجمهوری اسلامی وقتی، درساعات آخرین شب انتخابات احساس کرد که دست هایی درکاراست که مشغول طرح توطئه ای هستند تا رقیب او را که نصف وی هم رای نیاورده بود، به عنوان نفر پیروز درانتخابات جا بزنند و همان موقع که تقریبا دوبامداد بود، کسی را به سراغ رهبری فرستاد که اگرگل برسرداری آنرا نشسته پاسخ نامه مرا بدهید که رقبا درصدد تقلب درانتخابات هستند.
--اعضای بیت آن مقام محترم ومعظم رهبری به این بهانه که معظم له درخواب ناز تشریف دارند ونمیتوان درحال حاضر مزاحم اوقات شریف ایشان شد، درحالیکه آن مقام رهبری درنهایت بیداری با ولع مشغول نظارت برآراء راستین وتقلبی بود وازشدت هیجان انگشت دست سالم خود را میخایید و لحظه شماری میکرد که کی کاربه نفع فرد مورد نظرش فیصله خواهد یافت.
--همان مقام رهبری بدون آنکه منتظرتایید مرجع ومقام وسازمان ذیصلاحی باشد، انتخاب رئیس جمهور قلابی را به مقام ریاست جمهوری، پیش از موعدمقرر وبرخلاف قاعده و بصورتی کاملا شتابزده تبریک وشادباش گفت.
--هنگامی که رقبای شکست خورده یا علی الظاهربه شکست کشیده شده، داد وفریادشان به آسمان رفت وشکایت کردند، مقام معظم انگارکه تقلب امری است کاملا ناشناخته درجمهوری محترم اسلامی و درطول این سی سال هرگز تقلبی درهیچ انتخاباتی روی نداده است، ازآنان درخواست کرد که مدارک خود را درعرض یک هفته به شورای نگهبان تحویل دهند. شورایی که اغلب اعضای آن ازبرگزیدگان وبرکشیدگان خود رهبری بودند ودرمقابل اراده ایشان جرات جیک زدن نداشتند. درست مانند بیشتراعضای مجلس خبرگان.
--وقتی کاربه اینجا کشید، مردم سرخورده وناامید که میدیدند در روز روشن،آشکارا به آنان توهین شده و رای آنان را خورده اند، دزدیده اند، به سرقت برده اند، به عقل و شعور آنان توهین شده است، به خیابانها آمده و درگروههای میلیونی وباکمال متانت درحالیکه شعارهایی نوشته دردست داشتند که "رای ماکو" "رای ما چه شد" درخیابانهای تهران وشهرستانها دست به راهپیمایی بسیارشکوهمندانه ای زدند واین راهپیمایی به اقرار "تمدن" فرماندار استان تهران با موافقت آن فرمانداری بود.
--دراولین نمازجمعه این آقای رهبری که باید شخص کاملا بی طرفی باشد و دادخواه مظلومان، پشت تریبون نماز جمعه رفتند وباحالت کاملا تهدید کننده و لحن بسیار خشن و زننده ای مردم را خطاب قراردادند که همین است که می بینید. یا به عبارت عامیانه تر"آش کشک خالته، بخوری پاته نخوری پاته" خفه شوید و نق نزنید وگرنه کارتان با قوای نظامی وانتظامی وپاسداروبسیج ولباس شخصی ها و عده ای دیگر خواهد بود که بین مردم به غلط به ارازل و اوباش و جیره خواران رژیم معروف شده اند وهرکس پاازخانه بیرون گذارد خونش پامال وجانش حلال است.
--مردم که به شدت خشمگین شده بودند که این چگونه رهبری است که بجای میانجیگری میفرماید "خوب چه کارکنم، ما ازاین احمدی نژاد خوشمان میآید واخلاق ورفتارمان خیلی باهم جوراست و هرچی به او دستورمیدهیم بلافاصله انجام میدهد و..... پس نه، چه انتظاری داشتید؟ میخواستید اجازه دهم که آن مهندس میرحسین موسوی بیاید و رئیس جمهورشود که در دوره هشت ساله نخست وزیری اش مرا خون به دل کرد وازدستش جان به سرشدم؟
تا خواستم حرفی بزنم رفت و چغلی ما را به امام کرد وامام هم ماراصدازد ونهیت وداد وفریاد سرمن کشیده که حق به جناب آقای مهندس موسوی است وبروبنشین سرجایت، توحتی عرضه اداره یک نانوایی راهم نداری. حالا هم که خود را نامزد ریاست جمهوری کرده بود، حتی اینقدرمارا آدم حساب نکرده بود که بیاید دست کم ازما که مقام بسیارمعظم ومحترم رهبری هستیم، اجازه ای بگیرد وتازه این را جزو افتخارات خود به حساب آورده وعلنی به مردم اعلام کرده بود که من بدون اطلاع وموافقت مقام رهبری خودم را نامزد مقام ریاست جمهوری کرده ام. شما انتظارداشتید که من این آدم بی چشم و رو را تایید کنم وبگذارم رئیس جمهورشود و دست کم چهارسال دیگر مرا خون به دل وجان به سرکند؟ معلوم است که کاسه کوزه اش را بهم میریختیم و خانه نشینش می کردیم. داخل آدم؟
--وقتی ازاین بابا یعنی آقای مقام بسیارمعظم رهبری پرسیدند که خوب مگرشما بیماربودید که عصا زنان خدمت بابای ایشان رفتید و روانداختید که این شازده را تشویق کند که خود را نامزد ریاست جمهوری کند وحتی برای دلخوشی او یکی ازعباهای گران قیمت خود را هم با همان یک دست مبارک، خدمت جناب ابوی پیش کش کردید؟ پاسخ داد که آقاجان عقل هم چیز خوبی است. فرضا من گفتم. اما ایشان که ادعا می کنند مهندس اند و هشت سال هم باقدرت نخست وزیرمورد توجه امام بودند، با آن روابطی که بامن داشتند چرا یک کاره خود را به میدان انداختند وباورشان شد که انتخاباتی در کاراست وهم خودش وهم ما را دچاردردسرکردند.
من گفتم بیاید که فقط بازار انتخابات داغ شود ومردم هی نگویند برای چه درانتخابات شرکت کنیم. خوب نتیجه این انتخابات که معلوم است، خود آقا فرموده اند که خیرآقای احمدی نژاد شما ازاین حرفها نفرمایید و انگارکه دردوردوم هم انتخاب خواهیدشد، خود را برای پنج سال دیگرآماده کنید وبرای پنج سال آینده برنامه ریزی کنید. خوب این بابا که خود را خیلی هم مهندس میداند، اگرعقل سلیم، سلیم که خیراصلا اگرمختصری عقل داشت باید میفهمید که من منظورم ازآن دعوت چیست وچه قصدی دارم. خوب نفهمید یا خودش را به آن راه زد. حالا میفرمایید تقصیرمنست؟
--حضرت آیت الله، این بابا که همان مقام معظم و محترم رهبری باشد، بارها به این مردم بهتان زده، حرفهایی که اصلا معنایی نداشته به آنان زده و این مردم را عامل استکباروصهیونیسم وهمکار اسراییل وآمریکا وانگلیس وبهایی ها خوانده است. پاره ای ازجیره خوارانش، بهترین مردم این مملکت را به دریافت میلیاردها دلاراز آمریکا وغرب وعربستان متهم کرده اند. وقتی هیجده میلیارد دلار پول درترکیه مملکت همجوارمان کشف شد که بصورت قاچاق و ترانزیت قراربود ازآنجا راهی لبنان وسوریه شود، خود واذنابش خویشتن را به آن راه زده وبکلی منکرآن شدند که مگراینهمه دلاروطلا درآن کامیون جا می گرفت؟
-- وقتی مردم ونمایندگان مجلس پرسیده اند که با سیصدمیلیارد دلاردرآمدسالهای اخیرنفت چه کرده اید و چه بلایی سر ذخایرارزی ما آمده است، عاملین و سرسپردگان او باکمال وقاحت پاسخ داده اند برای چه بایستی ما میزان ذخایرارزی را که جزو اسراراست، اعلام کنیم تا دشمنان نقشه کشیده وهمین مقدار را هم ازدست ما خارج کنند؟ درحالیکه درواقع ذخیره ای باقی نمانده بوده واینها برای آنکه ثابت کنند، چقدرحکومت این علی با آن علی تشابه دارد، صندوق ذخیره ارزی را عین صندوق بیت المال زمان حضرت علی کاملا خالی کرده وآنرا جاروکرده بودند.
--وقتی معاون اول رئیس جمهور به اتهام سرقت میلیاردها تومان و جعل اسناد دولتی متهم شد، بجای آنکه درمقابل نمایندگان مجلس حاضرشده وازشرافت خود دفاع کند، یک عدد رئیس جمهورشصت وسه درصدی به حضوررهبری رسید واورا تهدید کرد، درصورتیکه ازاین معاون اول حمایت جانانه نکند، همه حقایق را رو خواهد کرد وهمه باهم غرق خواهندشد، این مقام محترم ومعظم نیزبه این بهانه که مقام ریاست جمهوری قسم شرعی به جل جلاله خورده است که این مقادیرسرقت شده در راه خیر وبرای پیروزی درانتخابات که امرخیری بوده، خرج شده است و بهتراست که دنبال این کارگرفته نشود وبه این ترتیب سروصداها به یکباره خوابید.
این مطالب تنها بخش بسیارکوچک واندکی از اتهاماتی بود که دامان کبریای مقام معظم والبته بسیارمحترم را گرفته است وبا توجه به این حقایق، ازحضرت دامت افاضاته که مرجع تقلید شیعیان جهان وبلکه هم دنیا تشریف دارند استفتاء می شود که وظیفه وتکلیف شرعی مسلمانان جمهوری اسلامی ایران را درقبال چنین شخصی تعیین بفرمایند که چیست وآیا رهبری ایشان هنوزهمچنان به قوتی که هرگزجنبه قانونی و شرعی نداشته باقی است؟ یا باید ایشان را بلافاصله خلع وازکاربرکنارکرد وفاتحه ولایت فقیه را خواند وآنرا به تاریخ سپرد؟
*نظرات وارده در یادداشت ها لزوما دیدگاه جرس نیست.




