تاریخ انتشار: ۱۱ شهریور ۱۳۸۹, ساعت ۲۲:۱۹
لشکری از چوب
سيد ابوالفضل صمدی
هم زير سمّ مرگ لگدكوب مي شويم
هم متهم به شورش و آشوب مي شويم
ما آن شكوفه ايم كه بر دوش بادها
از گرد ره نيامده جاروب مي شويم
مجروح زهرخند شماييم سال هاست
با اين سياه زخم مگر خوب مي شويم
اما نه، در برابر لبخند ديگري
آن قدر ساده ايم كه مغلوب مي شويم
ما را تبر چگونه ز پا در مي آورد؟
ما جنگليم و لشكري از چوب مي شويم
اميدوار باش، به سرچشمه مي رسيم
داريم مي رسيم كه سركوب مي شويم
تنها تو نيستي غزل سربدار من
ما نيز در كنار تو مصلوب مي شويم.
سيد ابوالفضل صمدي
ارسال به :
ارسال نظر
نظرات




