در آغاز کنفرانس صلح اسراییل و فلسطین، نتانیاهو به صراحت از دخالتهای منفی و آزاردهندۀ دولت ایران بر این روند اشاره کرد. محمود عباس نیز در هنگام نشان دادن حسن نیت خود و دولتش که به دستگیری و سرکوبی نیروهای هوادار حماس در کرانه باختری داشت، نیمنگاهی از سر سرزنش به تهران داشت.
تشکیل این کنفرانس در واشنگتن و شرکت سران دو کشور مصر و اردن به نمایندگی از دولتهای عرب منطقه، نشانهای از عزم جدی جهان بر حل معضل فلسطین است.
در میان چنین کنفرانسهایی هست که دشواریها باید به وضوح مطرح شوند و در همین آغاز کار اشاره به نقش مخرب دولت ایران، جایگاه این عنصر در کل دشواری را به روشنی آشکار میکند.
آمریکا و اروپا و عموم کشورها، آرامش و صلحِ بخشِ بزرگی از جهان را در گروی حل معضل خاور میانه میدانند و کنشهای دولت ایران درست در نقطه مقابل این خواست بینالمللی قرار دارد تا حدی که وزیر امور خارجه رژیم به روشنی این روند را خائنانه و جنایتکارانه مینامد و چنان رسوا به بدگویی ازین روند صلح میپردازد که حسنی مبارک دعوت از او را برای رفتن به مصر لغو میکند.
اینکه همه جهان ازین جنگ و گریز شصتساله خسته شدهاند یکطرف، ولی مهمتر از آن نیاز اسرائیل به "امنیت" و تضمین آن است. حتی دولت تندرویی مانند دولت نتان یاهو، علیرغم مقاومت بنیادگرایان یهود، حاضر شده است که بخاطر این "تضمین امنیت" تن به سازش با دولت محمود عباس بدهد.
اما بر چه کسی پوشیده است که تمامی نیروهای مخالف این روند صلح در میان اعراب و فلسطینیها، عاملین و دشتنشاندههای "جمهوری اسلامی" نیستند؟ حماس و حزبالله بدون حمایتهای مالی و تسلیحاتی جمهوری اسلامی، وزنهای قابل توجه در معادلات منطقه نیستند.
در میان نتایج این کنفرانس برای اسرائیل و آمریکا، گرفتن تاییدیه از سوی بسیاری نیز نهفته است مبنی بر اینکه تا دست جمهوری اسلامی در کار آشوب است، صلحی به سرانجام واقعیاش نخواهد رسید.
* * *
اگر کشوری امنیت اسرائیل یا هر کشور مفروض دیگر را تهدید کند، بسته به اینکه آن کشور تهدیدکننده از چه میزان توانمندی برای جامۀ عمل پوشاندن بر تهدیداتش برخوردار است، کشور تهدید شده را وادار به واکنش خواهد کرد. اگر کشوری مانند بنگلادش کشور دیگری در هزاران کیلومتری خود را تهدید به نابودی کند، کسی آن تهدید را جدی نخواهد گرفت، چرا که بنیانهای مادی اجرای چنین تهدیدی در میان نیست.
اما وقتی که کشوری مانند ایران به تهدیدی ازین دست اقدام میکند، همچنان که در سالیان پیش دیدیم، اسرائیل چندان جدی نمیگرفت چرا که بر اساس اطلاعات نهادهای جاسوسیاش، ایران را در موقیعیت یک تهدیدکننده واقعی و جدی نمیدید. سنگاندازیهای ایران در منطقه، هنوز بدان وزن و اندازهای نرسیده بود که اسرائیل و غرب و اعراب بخواهند به استقبال حوادثی خشونتبار و مخرب بروند. تمام گامهای تاکنونی غرب جنبۀ بازدارنده و نهیکننده داشته است که تا شاید جمهوری اسلامی را ازین راهی که در پیش گرفته باز دارد.
اسرائیل و آمریکا و متحدان آنان نیز خواهان بروز جنگ نیستند چرا که برای آنان نیز این قضیه، یک بازی مفرح نخواهد بود. اختلاف توانایی بین طرفین زیاد است اما نه تا آن میزان که جمهوری اسلامی نتواند آسیبی به دشمنان متحدش بزند. غرب خوب میداند که اگر به این مار حمله کند نمیتواند آن را زخمی رها کند، چرا که درین صورت همچنان که رهبران جمهوری اسلامی گفتهاند، "تمام جهان" عرصۀ حملات آنان خواهد بود و روشن است که منظور چیزی نیست بجز یک رشته عملیات تروریستی در سراسر جهان با اتکاء به نیروهای دوست و دستنشاندهاش.
حمله به جمهوری اسلامی یعنی رفتن تا پایان راهِ سرنگونی حکومت ایران. این اقدام که همه خوب میدانند با هزینههای فراوانی همراه است، خواست کسی نیست، اما رفتار جمهوری اسلامی، جهان را در برابر این گزینه خواهد گذاشت که آیا میتوان یک رژیم یاغی به قوانین بینالمللی را که مسلح به سلاح اتمیست و با تمام تروریستها و اشرار جهان بده بستان دارد را تحمل کرد؟ رژیمی که اگر در گذشته صرفا به شعار علیه اسرائیل بسنده میکرد امروزه دست به آزمایشهای موشکی خطرناکی میزند که جهان از آن بوی واقعی "تهدید" را استشمام میکند.
جهان میاندیشد که وقتی جمهوری اسلامی بی سلاح اتمی و موشکهای دوربرد را نمیتوانست مهار کند، با این جمهوری تا به دندان مسلح چه خواهد کرد؟ آیا این همان شمشیر در دست زنگی مست نیست؟
کشف شبکههای جاسوسی و خرابکاری سپاه پاسداران در کویت و بحرین، نشان میدهد که در کل پروژهای در دست اقدام است که تنها مواردی از آن لو رفته است. این یعنی نوک کوه یخِ سازماندهی سپاه پاسداران برای اغتشاشات در منطقه. آیا اعراب نباید ازین موضوع هراسناک شوند؟
اینکه جمهوری اسلامی خود به صراحت اعلام میکند که بدون کمک ما مشکلات منطقه حل نخواهد شد برای هر کسی بدین معنیست که در تمام حوادث اینجاها ما دست داریم.
اینکه اسرائیل توانسته با الفتح به توافق برسد ولی جمهوری اسلامی دارد شمشیر خود را تیز و تیزتر میکند آیا نباید موجب هراس اسرائیل شود؟ و جنگها عموماً از "هراس" برمیخیزند، هراس اینکه توان دشمن من تا جایی فزونی گیرد که دیگر نتوانم در برابرش تاب بیاورم. پس پیش از آنکه به نقطۀ غیرقابل برگشت برسیم باید فکری بکنیم.
هنوز هم که هنوز است جمهوری اسلامی میتواند با برسمیت شناختن حقوق مردم، آنان را بمیان میدان بکشد و مطمئن باشد که جهان در برابر یک حکومت مردمی و دموکراتیک که با مردمان کشورهای دیگر فقط طریق دوستی و صلح را در پیش خواهد گرفت، راه خشونت در پیش نخواهد گرفت.
اگر هر روز بیشتر بر طبل جنگ بکوبیم و زرادخانههایمان را آنچنان انباشته کنیم که دیگران را به هراس افکنیم، اینها یعنی دعوت از دیگران برای حمله به ما.
سابقۀ سخن گفتن از حمله به ایران بسیار طولانیست اما چرا تا کنون جهان ازین امر سر باز زده است؟ آیا تنها نه به این دلیل است که از پرداخت چنین هزینۀ گزافی ابا دارد؟ به خاک افتادن هر سرباز در آن سرزمینها چنین ساده گرفته نمیشود که در سرزمین نفرینشدۀ ما.
هر شهروند می پرسد که به کجا میرود این مالیات پرداختی من؟
اما هراس من همه ازین است که رفتارهای تهدیدآمیز جمهوری اسلامی بدانگونه شود که جهان با اکراه هم که شده، چارهای در برابر خود نبیند بجز پرداخت هزینۀ درگیری نظامی با این حاکمیت غیرانسانی.
تحرکات اخیر ایران همه حاکی از آن است که میخواهد خود را قویتر سازد، گیرم که این از احساس ناامنی و هراساش برمیخیزد، اما همین رفتار، هراس طرف مقابل را نیز دو چندان خواهد کرد.
منبع:گویانیوز




