دیروز، غزلی از سیدعلی خامنهای، در سایت فارس نیوز منتشر شد.
این غزل را ایشان در جلسهای که با ناشنوایان داشتند، قرائت کرده و سعی کرده بودند از زبان ناشنوایان به توصیف حال و روز و خصوصیتهای خودشان نیز بپردازند و جالب تر از همه چیز شاید، تخلص ایشان به "امین" است.
از آنجایی که نویسنده این سطور -که از قضا دستی هم در شعر و شاعری دارد- شعر ایشان را توصیف چندان دقیقی از ویژگیهای ایشان نیافت، سعی نمود در جوابیهای با همان ردیف و وزن، ویژگیهای ایشان را یک بار دیگر مرور کند.
در این شعر سعی شده است یکایک ابیات تا جای ممکن پاسخی باشند بر ابیات شعری که مقام رهبری گفته است.
در ابتدا شعر وی و سپس جوابیه این حقیر در پی می آید:
مناجات ناشنوایان
سیدعلی خامنهای
ما خیل بندگانیم ما را تو میشناسی
هر چند بیزبانیم ما را تو میشناسی
ویرانهئیم و در دل گنجی ز راز داریم
با آنكه بینشانیم، ما را تو میشناسی
با هر كسی نگوییم راز خموشی خویش
بیگانه با كسانیم ما را تو میشناسی
آیینهایم و هرچند لب بستهایم از خلق
بس رازها كه دانیم ما را تو میشناسی
از قیل و قال بستند، گوش و زبان ما را
فارغ از این و آنیم ما را تو میشناسی
از ظن خویش هركس، از ما فسانهها گفت
چون نای بیزبانیم ما را تو میشناسی
در ما صفای طفلی، نفْسُرد از هیاهو
گلزار بیخزانیم ما را تو میشناسی
آیینهسان برابر گوییم هرچه گوییم
یكرو و یكزبانیم ما را تو میشناسی
خط نگه نویسد حال درون ما را
در چشم خود نهانیم ما را تو میشناسی
لب بسته چون حكیمان، سرخوش چو كودكانیم
هم پیر و هم جوانیم ما را تو میشناسی
با دُرد و صافِ گیتی، گه سرخوش است گه غم
ما دُرد غم كشانیم ما را تو میشناسی
از وادی خموشی راهی به نیكروزی است
ما روزبه، از آنیم ما را تو میشناسی
كس راز غیر از ما، نشنید بس "امین"ایم
بهر كسان امانیم ما را تو میشناسی
***
جوابیه به غزل- مناجات شنوایان
ما خیل خفتگانیم ما را تو می شناسی
در رأس باطلانیم ما را تو می شناسی
ویرانهایم و در دل آرامشی نداریم
چندیست لب به جانیم ما را تو می شناسی
با هر کسی نگوییم راز تحجّر خویش
بیگانه با زمانیم ما را تو می شناسی
تاریک گشته چندی آئینه دل ما
زنگار بستگانیم ما را تو می شناسی
با صد دروغ بستیم گوش و زبان خود را
رسوای این و آنیم ما را تو می شناسی
از ظن خویش گفتیم افسانهها که دانی
از کف شده عنانیم، ما را تو می شناسی
چندی مریض گشتیم، بعدش علیل گشتیم
چون برگ در خزانیم ما را تو می شناسی
جز کذب غیر و تهمت، چیز دگر نگوییم
صدرو و صدزبانیم ما را تو می شناسی
آری فقط تو دانی حال درون ما را
کشتی شکستگانیم، ما را تو می شناسی
عمری گذشت و جز ظلم بر دیگران نکردیم
منفور بندگانیم، ما را تو می شناسی
تکفیر و قتل و غارت چندیست حرفه ماست
جز فتنه ما ندانیم، ما را تو می شناسی
عمریست در خموشی، نوری نمانده ما را
ما تیره رو از آنیم، ما را تو می شناسی
کس حرف راست از ما نشنید بس "دروغ"ایم
آری! دگر نمانیم ما را تو می شناسی
تاریخ انتشار: ۱۱ مهر ۱۳۸۸, ساعت ۱۰:۳۲
پاسخ یک شاعر به شعر تازه ی مقام رهبری
فروغ ابتهاج
ارسال به :
ارسال نظر
نظرات
- پایان دور اول مذاکرات ایران و گروه ۱+۵ ، پشت درهای بسته
- وزارت ارشاد، مکان بازجویی روزنامهنگاران
- نوسانات و افزایش قیمت کالاها همچنان گریبانگیر جامعه ایران است
- قدیانی از مواضع خود کوتاه نمی آید
- مخالفان مبارزه با شاه، تندروها را هدایت می کنند
- تداوم برقراری جو پلیسی – امنیتی در ارومیه و تبریز
- تقدیر جوانان اصلاحطلب از خانواده شهید جهانآرا
- واکنش خانواده هدی صابر به ادعای دادستان کل کشور
- پیشینه اختلافها و تبعات بحران بر سر جزایر سه گانه
- آژانس بیش از گذشته همكاری با ایران را گسترش خواهد داد
- تاسیس مدارس دینی؛ نهادسازی برای بنیادگرایی اسلامی - فیروزه رمضان زاده
- مذاکرات بغداد؛ منتظر معجزه نباشید - مهدی تاجیک
- دخالت سپاه در انتخابات؛ افشای رسوایی توسط خودیها - حمید مافی
- فهرست بلند کتابهای ممنوعه؛ پرده ضخیم بر پنجره ادبیات - فیروزه رمضان زاده
- بازتاب جامعه؛ از بیتوجهی به جان آدمها تا وندالهای جوان - فاطمه شجاعی
- هفت روز با زنان؛ تابستان و معضل حجاب و عفاف - آیدا قجر
- هفت پرده: از«شرح اسم» رهبر تا مرگ شاگرد فروزانفر - سعید زندگانی
- نبرد لابی ها برای ریاست آینده مجلس - فرشید آل داوود
- جداسازی جنسیتی؛ پیامد ترس از جامعهی آزاد - فیروزه رمضان زاده
- اسناد جرس از پروژههای زمین مانده و آبروی رفتهی دولت - حمید مافی

.jpg)




جشن و سرور انسان در مهر و آشنائی.......آید به خانه هامان کانجا تو ناشناسی
بریران
پخش شود
خدا اخر و عاقبت این مملکت و ملت را ختم به خیر کند
http://www.youtube.com/watch?v=CvqQXxgk7T8
هرچند كلاغ گويند؛ما را، تو مي شناسي
هرگه غزل بخوانم،
پرپر شوند گلها
اي باغبان بي سر!
ما را تو مي شناسي
ما پيش تاز غارت، خيل لواطيانيم
ما دشمن حسينيم، ما را تو مي شناسي