یکشنبه ۲۳ بهمن ۱۳۹۰ -
- 12 Feb 2012
18 ربيع الأول 1433 آخرین به روز رسانی : ساعت ۰۲:۳۴ به وقت ایران
جنبش راه سبز - جرس
نگاهی عاشقانه به راز و رمز تحولی که “سبز” نام گرفت

بنام آنکه مهر و محبت را آفرید 

در پی نفی شخصیت و غرور ملی مان وفرو افتادن جامعه درکما و شوکی عظیم، بناگاه صاعقه ای سهمگین در افق سیاسی کشور پدیدار گشت. یک دگرگونی بسیار غیر منتظره، که اسرارش ابتدا بر عموم پوشیده بود،لیکن پس از وقوع چندین تکان لرزه شدید بر پیکر مجروح ایران عریز ،مام وطن پس ازحداقل یک قرن آبستنی از حوادث ناگوار، نهایتا در اواخر بهار سال گذشته بار سنگین خود را فرو گذارد و بسلامتی فارغ گشت.جنین تحولخواهی بطور معجزه آسا وغیر قابل باور، با تنی زخمی پا بعرصه هستی گذارد و کسی را یارای جلوگیری از رشد و بلوغ موزونش نبود. 

اخبار نوشتاری،صوتی وتصویری این رویداد شگفت آور، لحظه به لحظه در سرتاسر جهان انتشار یافت تا جاییکه با نمایش روزافزون از تحرکات پویا و مسالمت آمیز میلیونها انسان حقجو،نزد جهانیان آبرومند و شکست ناپذیر،جلوه نمودیم.درآن روزهای تاریخساز،ایران مدرن و امروزی به مفهوم واقعی آن یعنی «ملت ایران » پس از قرنها با غلبه بر هیولای شوم استبداد دو باره از لاک تحمیلی خود سر برون کشید.دفترایام ورق خورد و برگ سبزی در صفحات زرین تاریخ وطن بازگشوده شد.از آن مبدأ ببعد صاحبان منصف و وطنپرست اندیشه وقلم بواسط ء این تحول فکری با جهش ازگذشته های ملال آور و تکراری و رویکردبه آینده‌ای خوش فرجام روح تازه‌ای در ادبیات نوشتاری خود دمیدند.

 

امواج سبز بسرعت سرتاسر سپهر سیاسی اجتماعی کشور را ،ازکرانه هاِی ابری و مه آلود دریای مازندران وجنگلهای مرطوب شمال تا سواحل نیلگون خلیج فارس و نخلستانهای گرم وبارور جنوب،از صحراهای تفتان سیستان وبلوچیستان و مراتع حاصلخیز خراسان در شرق تا دشتهای سر سبزکردستان در غرب را در نوردید .

 

پس از یک دوره طولانی شعارزدگی و پراکندگی در صفوف مردمی،نهایتأ زنجیره های قوی و محکم سبز،ما ایرانیان را از تمامی اقشار جامعه با هر دین و آیین،باهر مذهب و مسلک ،با هر فکر واندیشه ،با هر بیان وزبان،با هرآبشخور قومی و فرهنگی،با هر سواد وثبات و درهر پست ومقام وجایگاه اجتماعی به خجستگی ،بیکدیگر متصل نمود. در امر پیدایش این جنبش افتخار آفرین، نو جوانان و جوانان وطن از زن ومرد بمانند بذرهایی که برزگران با تجربه و پرتوان ،در زمینهای سفت وسخت فرو میپاشند و به امید باروری،دل به گرو نزول باران رحمت میبندند ،شکفتند، و نقش آفریدند.آری در کمال ناوری شکفتند و بهمراه خود دانه‌های نیمه جانی را هم که شرایط رویش وبازدهی را از دست داده بودند ،با خودباز پروراندند و جملگی دردل کویری خشک،دشتی سبز و خرم آفریدند.

دشتی که درآن مرغان خوش الحان و رنگارنگ ایران زمین درآسمان آبی پرستاره اش بپرواز درآمدندو هر روزه روزباآوایی دلنواز سروده هایی از اتحاد،آزادی،آزادگی،سربلندی،برابری،و صلح دوستی نواختند. در پروسهء فراگیر گذار ازجامعه‌ای شعارزده ، بسته و تک صدایی به جامعه‌ای آزاد،قانونمند و متکثر،علیرغم دوراندیشیهای ممکنه وتلاشهای پیشگیرانه ی طایه های دلسوز و کازآموده روزگار در لوای وطن پرستان،روشن اندیشان و مصلحین از گلستان خلق سروهای خرامان بسیاری سر وجان باختند و نیز در کمال تأسف فوجی از قافله سالاران راه پر شور خرد و آزادی ،به زندان ،حرمان و هجران درافکنده شدند.

 

در این بزنگاه تاریخی، روح سرکش، پرخروش،دردمند و عاشق ایرانی تحت تأثیر رفتار های ناعادلانه، همچو مذاب درکوه‌های آتشفشان،فوران کرد و بجای سنگ و آتش ، واله ای ازجنس «سبز اندیشی و بزرگمنشی» بارمغان آورد.اندیشه‌ای جهانشمول که ارزشهای انکار ناپذیرش در طبیعت دوستی،کمالگرایی،بشر دوستی و عرفان فرهنگساز ایرانی متبلور است.تحولی که پرتوی تابناک وسیعش، شکوفه های معطر روءیاهای چندین نسل از مردمان پرتمنای این سرزمین خونبار را نسبت به ایجادجامعه ای قانونمندو آزاد،بارور گردانید. تفکری برجسته و خوشفام که بعنوان مظهر شرف،رئوفت و پایبندی اهالی ایران زمین به تمامی اصول و میثاقهای متمدنانه بشری تجلی یافت واین راه ورسم نوین برگ زرینی درتاریخ تحولات خردگرایانه بشری بجای گذارد. تحفه ای گرانبها که عارفان ،فرزانگان، هنرمندان،روشن اندیشان میهن را از گوشه عزلت و خلوت تحمیلی بیرون کشید و به فحوای کلام نغز نویسندگان ،شعر دلآرام شاعران و نغمه های پر شور ترانه سرایان،رنگ ورونقی نو بخشید. 

درگرماگرم این تحول شگرف ذهنیت بدیعی خودنمایی نمودکه چه بسا معمای جشنهای سنتی بی بدیل، پر نشاط و غرور آفرین ایرانیان باستان که سینه به سینه به نسل حاضر انتقال یافته نیز در همین گونه رویدادهای تاریخی نهفته باشد.آنجاییکه نه یک فرقه و گروه ویا حزب و حتی ارتش ،بلکه ملتی بطور یکپارچه بدون هیچگونه سازماندهی ،تشریفات و برنامه‌ریزی از پیش تعیین شده وبا وجود موانع بسیار،بناگاه و بطور خود جوش بپا خواسته و در روءیای شیرین دستیابی به یک پیروزی میهنی، با شور وشر آن هم آوا میگردد.با این تفاوت که جنبش کنونی ملت ایران در پیگیری اهداف والایش با پرهیز از خود سری و با پذیزش آگاهانهءمصائب و نیز با تکیه بر خرد جمعی نشان داد که همواره ازهرگونه حرکات کور کورانه،احساسات حقیرانه انتقام جویی،خونخواهی ودر هم شکستن ساختارهای مادی و معنوی موجود بدور ولذا، سرفرازانه بمثابه یک « رستاخیز ملی » پا به عرصه هستی گذارد.

. میلاد غرورآفرین تحول رنگینی که از پی تقسیم غنایم ،کسب جاه ومقام و یا آّب و نان نبوده و اصالتش با تأسی از اندیشهء سبز،در این مرحله پایان بخشیدن به جبهه بندیهای پرمخاطره سرخ و زرد و سیاه است .همان مرزبندی های فرقه گرایانه ای که در طول یک قرن گذشته سرنوشت کشور را با خون وخیانت در آمیخته است. کارکرد مکاتب و اندیشه‌هایی که علیرغم لطافت در تئوری و وعده و وعیدها ی پرطمراق از مساوات اجتماعی ، توامأ در عمل شقاوت و سنگدلی را پیشهء خود ساخته‌ وبا عمکردارها ی ناصواب تا به امروزه روز هیچ حاصلی به جز تفرقه،تبعیض ،تبعید،زندان،شکنجه و کشتار فرزندان عدالتخواه کشور،ببار نیاورده است.تا جاییکه تمایلات استبدادی در مقام تکیه بر دستگاه عدل امیرالمومنین در اثر قرائت غضب آلود و بیمار گونه از مذهب شیعه که در اصل در طول سالیان بدست ایرانیان تدوین و با مهر و مرامشان در آمیخته است و بر این اساس میلیونها زن ومرد ایرانی در تنگناهای شکنندهء زندگانی بواسطه آبرومندی حسین (ع) سرور آزادگان و امام (علی ) مروج مهر ومساوات و حضرت مهدی صاحب الزمان خاتم ظلم و جور، به قبلهء حاجات« الله » پناه میبرند ،در سی سال گذشته به دسیسه ای منفور و طناب دار در گردن لایق ترین و محرومترین فرزندان نگون بخت این مردمان مظلوم و بی پناه ،تبدیل گردیده است. 

بهر رو انگار نه انگار که این ملت تحت ستم لااقل در صد سال گذشته بر سرگنجی بی مثال وبی حساب نشسته‌ ولی همواره از این خوان یغما تا به امروز هیچ چیزی بجز رنج وحسرت و برتری طلبیهای ناروا و زشت طبقاتی و تبعیضات اجتماعی و اعتقادی ، نصیبشان نشده است. با این تفاسیر از تجارب تلخ گذشته تا کنون، درنهایت پیشقراولان وفرزندان حقجو و صلح طلب سبز ایران زمین در این برهه از تاریخ شوم این سرزمین رأی نهایی را با خون بر سنگفرش های تمامی خیابا نهای سراسر وطن نوشتند “ دروغ‌گویی و خشونت ممنوع”. وبر این اساس پیام رسا وشیوای سبز اندیشی را زندگی کردن و دعوت اصحاب جمع به «آشتی ملی» از حلقوم سپیدفام علمدار سبز جنبش ،در عرصه حیات سیاسی کشور طنین افکند.

 

بنابراین راز و رمز این تحول شکوهمند در این مقطع تاریخی بسزا دربیداری وجدانها ،خود آگاهی وخرد جمعی، دگرگونی روحی عاطفی مشترک و اتحاد عقلی و قلبی عمیق ایرانیان بیشمار در راستای حرکت بسوی آزادی،امنیت و ایجاد « ایران سبز ملی » میباشد. بدون تردید دیری نخواهد پایید که از پس نقد وگفتگوهای سازنده با تبدیل نهال سبزبه درختی تنومند به پهنای جغرافیای ایرانی نشین ،سرانجام میوهء خوش طعم سبز اندیشی یعنی « ائتلاف سبز » ببار خواهد نشست و بعنوان بازوی توازن قدرت در امر سیاست گذاری کشور ، ضامن اجرای قانون و گذار به دمکراسی وپاسداری از حقوق بشر ایرانی ،عمل خواهد نمود.این ائتلاف آگاهانه که در پرتو خرد فرزندان خلف ایران زمین تحقق خواهد یافت همان اجماعیست که درطی قرون مام وطن بیتابانه برای دیدن تمامی فرزندانش بر سر سفرهء رنگین ونمکین خود بانتظار نشسته است. 

به فتوای تاریخ ،همیشه وهمه وقت سربازان لایق ایران زمین پاکدلانه در راه آزادی و آبادی کشور، سر وجان در طبق اخلاص نهاده اند.اما امروز تغییرات و اصلاحات مسالمت آمیز در کشور نیاز به همیاری مبرم سردارانش دارد.سرداران سرمایه ،چه درداخل و چه در خارج از کشور. آنهاییکه با امکانات وخلاقیت خود قادرند با ایجاد کار وکوشش برای هموطنان گرفتار خوذامید به آینده‌ای بهتر دردلها آفرینند.سرداران عرصه ادب ،فرهنگ و هنر در کلیه سطوح .چرا که در پرتو رشد فرهنگی آحاد مردم است که پیشبرد بهینهء امور سیاسی در سطح کشور امکان‌پذیر میگردد .سرداران عرصه های روشنفکری و روشنگری در تمامی بخشهای جامعه.زیرا فرهیختگان دلسوز و وطن پرست قادرند با همت وآگاهی سوژه های اجتماعی را برای استفادهء عموم شفاف سازندودر این راستا اسباب وشرایط اتحاد و همبستگی را بین صفوف مردم باز سازی نمایند( جروبحث های بی‌اساس راجع روشنفکر دینی و غیر دینی باید از جامعه رنگین و غرور آفرین ایران رخت بربندد.مباحث پیچیدهء فلسفی که مقوله‌های آکادمیک و تحقیقاتیست نمیتواند کاربرد چندان مثبتی در امور غامض عرصه ی سیاسی امروز کشورداشته باشد.

همانگونه که تحمیل مذاهب با سرشت آزادمنش بشر سازگار نیست،دین ستزی و اتهام به آیین مردم نیز در نفس خود بنوعی اعمال خشونت محسوب میگردد. بحث برسر استبداد پنهان وآشکار است که گریبانگیر تمامی آحاد جامعه است ونجات کشور و هموطنان در گیر در تمامی سطوح. یک روشن اندیش واقعی هرگز نسبت به عملکردهای رادیکال وغیر مأنوس دیگران بخصوص حاکمان که قدرت غالب را در دست دارند، به عکس‌العمل نمیافتد و همیشه همچو شاغول خط نگدار حفظ اعتدال در جامعه عمل میکند. نفی دین وستیز با آن به‌هیچ‌وجه نمیتواند دستمایه فخرفروشی باشد ،همانگونه که درواقع دینمداری نیز امریست شخصی و جایی برای برتری‌طلبی ندارد).سرداران مروت ،انصاف ،متانت واخلاق.سرداران وطن پرست و با وجدانی که در هیچ شرایطی حاضر نباشند به حقوق حقهء هموطنان خود تجاوز و در مجادله ها به رقبای خود انگ خیانت و وطن فروشی زنند

.سردارانی که درجای جای این کره خاکی دست یاری به ایرانیان دلسوخته ،محروم ولی با انگیزه خود دهند و با گرایشات ارزشمند همنوع دوستی به محتوای وطنپرستی خود معنی بخشند. زیرا در نهایت همین مردمان آرزومندند که علیرغم دلخستگی وپریشانی دست در دست هم،کشتی در گل نشستهء مام وطن را به ساحل نجات میرسانند. آیاآوای زمزه های عالمگیر رهایی بخش این مردمان پرشور و مصمم را که ازحلقوم پر بغض هنرمندان شریف،شجاع وپر شورشان میترواد نمیشویم؟ نمیشنویم که چه عاقلانه ،مهربانانه و عاجزانه ما را به صلح وسازندگی دعوت مینمایند.

 دوباره میسازمت ای وطن 
باشد که فرد فرد ایرانیان بخصوص صاحبان حکمت ، قدرت، مقام ، سرمایه ،اندیشه وقلم در سرتاسر میهن و جای جای گیتی ، با هوشیاری و دور اندیشی هر چه تمامتر، قدر ومنزلت این تحول یگانه را دانسته و دراین ارتباط با دفن کینه ها،تلاش برای ترمیم زخمها،پرهیزاز هژمونی طلبی،دشمن تراشی، دین پناهی ،دین ستیزی وگذشته گرایی در کمال خضوع،سلوک آگاهانه را دستمایه خود ساخته و بارعایت انصاف و حرمت به اندیشه‌ها و باورهای دیگران و همچنین مدارا با مخالفین و رقیبان سیاسی خود بعنوان نماینده بخشی از تفکرات موجود در جامعه ، به استقبال جانانه ی رشد و پویایی جنبش ملی سبز شتافته و دست در دست هم در پی ساختن بنای ایرانی آزاد و آباد برای عموم باشیم . سلام بر عشق، زنده باد آزادی، پاینده باد ایران

 

حسن حسنی -مهران
ونکوور-کانادا،  سپتامبر 2010

 

  *نظرات وارده در یادداشت ها لزوما دیدگاه جرس نیست.

 

ارسال به :

ارسال نظر
مشخصات فردی من را به خاطر داشته باش

*نظرات حاوی کلمات و عبارات رکیک و غیر اخلاقی و همچنین توهین و افترا منتشر نخواهد شد .
**از نوشتن نظر خود به صورت فینگلیش خودداری نمایید.
***از اینجا فینگلیش را به فارسی تبدیل کنید.

نظرات