
دعاهاي اجابت شده سينه هاي پاك
در دو بخش گذشته تلاش گرديد نشان داده شود مكانيسم "اجابت دعا" امري دروني و فعل و انفعالي نفساني است كه درچارچوب نظامات و توفيقات الهي توسط خودِ دعاكننده، از طريق برداشتن موانع و پيمودن راه براي رسيدن به مقصود حاصل مي گردد و دعاهاي زباني و واسطه تراشي هاي متعارف درفرآيند اجابت بي تاثير مي باشند.
آنچه به ظاهر ضرورت تلاش دعا كننده براي برداشتن موانع را نقض مي كند، نمونه ها ي فراواني است ازاجابت دعا در گزارش هاي قرآني از زندگي برخي پيامبران، كه به محض دعا و درخواست از پروردگار، دعايشان مستجاب شده است، بدون آنكه شرطي براي آنها قائل شده و يا مانند نمونه هاي قبلي، در مورد انسان هاي معمولي، برداشتن موانع و پيمودن راه به سوي مقصد به آنان توصيه شده باشد!
از آن عجيب تر، دعا و درخواست هاي به ظاهرغيرممكن آنهاست كه با معيارهاي طبيعي، كاملا غيرمتعارف و محال مي آمده، با اين حال به اجابت رسيده است!! اين چه رمزي است كه اجابت دعاهاي ساده مردم عادي به تلاش خودشان (براي رفع موانع و پيمودن راه ) حواله داده شده، اما دعاهاي بزرگ و غير متعارف پيامبران به سرعت اجابت شده است؟
پاسخ اين سئوال را به نظر مي رسد در معناي ريشه اي كلمه "اجابت"، كه همان رفع مانع و حجاب و پيوستن به يار است، بايد جستجو كرد و ما در بخش اول اين نوشته به تفصيل آن را توضيح داده ايم. همان طور كه قرآن به صراحت بيان داشته است (از جمله: ق۱۶، واقعه۸۵، انفال۲۴)، خدا از ما به ما نزديك تراست و اين ماهستيم كه از او دور شده ايم و براي رسيدن به او بايد ازخودخواهي هايمان كه حجاب و مانعي براي دريافت رحمت او شده بگذريم. مسلما اگر چنين توفيقي حاصل شود، عملا وصال حاصل شده و اجابت( درمعناي دقيق كلمه) تحقق يافته است.
دوست نزديك تر از من به من است وين عجب تر كه من از وي دورم
چه كنم، با كه توان گفت كه دوست در كنار من و من مهجورم
به اين ترتيب با توجه به وعده قطعي پروردگاركه هركس مرا بخواند مسلما دعايش اجابت مي شود( از جمله : بقره۱۸۶، نمل۶۲، غافر۶۰)، پيامبراني كه با از "خود" گذشتگي و اخلاص، منيت هاي خود را قرباني كرده و به او رسيده اند، مشمول اين وعده حق قرارمي گيرند و خواسته هاي خالصشان عين اجابت مي گردد! مگرمواردي ( همچون حضرت نوح براي نجات پسرمنحرفش) كه تحت تاثير احساسات و عواطف انساني، خواسته اي بشري و مغاير با مصلحت ربوبي مطرح كرده باشند، و در اين صورت البته مورد هشدارو تهديد و تنبه هم قرار گرفته اند كه نمونه هاي فراواني در قرآن گزارش شده است.
نمونه هاي زير تنها برخي از دعاهاي اجابت شده سينه هاي پاك و دل هاي سوخته اي است كه از خود گذشته و به محبوب رسيده بودند:
دعاي حضرت زكريا(ع) براي فرزند
به نقل قرآن ( در سوره هاي مريم آيات۱تا ۱۵ و آل عمران ۳۸تا ۴۱)، حضرت زكريا(ع) هنگام ايراد اين دعا و نداي پروردگار پيرمردي فرتوت و همسرش از ابتدا عقيم و نازابوده است، بنابراين از طريق عوامل طبيعيِ و معيارهاي متعارف چنين درخواستي ممتنع و محال به شمار مي آيد، با اين حال دعاي او ازآنجا كه تقاضاي فرزند را براي تداوم بخشيدن به رسالت بيداري مردم و پيگيري پيام هاي موحدانه آل يعقوب طلب كرده بود، وتنها "رضايت رب" را براي اين فرزند آرزو مي كرد، اين درخواست خالص از خودخواهي كه يكسره براي منظوري معنوي بود، برآورده گرديد.
دعاي يونس(ع) دردل نهنگ دريا
ابتلاي حضرت يونس را قرآن در سوره هاي متعددي (از جمله: انبياء ۸۷تا۸۸، قلم۴۸تا۵۰، صافات ۱۴۳تا ۱۴۸) نقل كرده است كه از شگفتي هاي زندگي پيامبران است. در شرايط عادي نجات از بطن ماهي و درياي مواج امري غير ممكن به شمار مي رود، اما سوابق درخشان او در ايمان و عمل صالح و دعاهاي توحيدي خالصش توام با توبه و تسليم و اعتراف به خطايش در ترك قوم، دعاي خلاصي او را به اجابت رساند و آينده درخشاني براي خودش و قومش رقم زد!
دعاي يوسف(ع) در طوفان مكرها و مراوده هاي جنسي
براي كسي مثل يوسف كه برده زرخريدي در كاخ مقامات درباري در نظام فرعون بود ، امكان فراراز كاخ و نجات از تمناهاي همسر عزيز مصردر روزگاري كه برده ها فاقد ارزش و آزادي بودند، وجود نداشت، بنابراين به طور عادي چاره اي جز تسليم به خواسته نامشروع ارباب نبود، اما پناه بردنش به پروردگار هنگامي كه زليخا درهاي كاخ را بسته و خود را به او عرضه نمود، درهاي رحمت ربوبي را بروي او باز كرد و دعاي خالصانه اش براي نجات از وسوسه زنان درباري، هنگامي كه در دو راهي تسليم به تمايلات نفساني يا تحمل شكنجه و زندان قرار گرفت و زندان را برننگ و نكبت ابدي ترجيح داد، به اجابت و نجات رسيد.
دعاي ايوب(ع) درچنگال بيماري و غم فقدان عزيزان !
ايوب به دردي ظاهرا بي درمان گرفتار شده بود كه در روزگار گذشته علاجي براي آن نبود. علاوه برآن، همسر و فرزندانش نيزبه دليلي كه براي ما روشن نيست(شايد فرار ازسرايت بيماري) او را ترك كرده بودند. به اين ترتيب هم جسم، و هم جان و روانش سخت پريشان و آسيب ديده بود، با اين حال به دليل اخلاصش در عبادت و صبر و تحملش درابتلائي كه محبوب مبتلايش كرده بود، دعايش به اجابت رسيد؛ هم از بيماري لاعلاج بهبودي يافت و هم خانواده اس به او بازگشتند و دو برابر شدند ( سوره هاي ص۴۱وانبياء۸۳ و۸۴).
اجابت دعاي او البته به هدايت ربوبي با توصيه به آب تني كردن و نوشيدن از چشمه آبي سرد (آب درماني) و مصرف تركيبي گياهي (گياه درماني) تحقق يافت و نشان داد كه حتي صعب العلاج ترين بيماري ها و سنگين ترين غم و غصه ها نيزبيرون ازامكان واعجازاخلاص در دعا نيست و انسان به نيروي لايزالي كه خداوند در دل هاي پاك قرار داده است، مي تواند غير ممكن هائي را ممكن سازد.
دعاي ابراهيم(ع) براي مردم و آيندگان
از شگفت ترين ادعيه انبياء كه نه تنها از مسائل شخصي و خانوادگي فراتر بود، بلكه ابعاد مكاني و زماني را نيزدر نورديده، در گستره اي بسيار وسيع نسل هاي بعدي را در برگرفت! دعاي حضرت ابراهيم بود.
ابراهيم از همان زمان كه توسط پدرش تهديد به سنگسار و تبعيد از شهر و ديار شد، به دامان دعاي پروردگار متوسل شد و اظهار اميدواري كرد كه محروم از اجابت او نباشد:
(ابراهيم) گفت: تو را به سلامت؛ من از پروردگارم براي تو درخواست آمرزش خواهم كرد، كه او نسبت به من مهربان است. من از شما و بت هائي كه به جاي خدا( به نيايش) مي خوانيد، كناره مي گيرم و پروردگارم را دعا مي كنم، اميدوارم از خواندن او بي بهره نباشم.
مريم ۴۷ و ۴۸ – ككككككككككك
آن قدر كه قرآن از دعاهاي حضرت ابراهيم نقل كرده، گمان نمي كند از هيچ يك از پيامبران نقل كرده باشد! برخي از اين ادعيه جنبه شخصي و خانوادگي دارد، اما بسياري از آنها براي مردم معاصر و حتي نسل هاي آينده است كه برخي از آنها را مشاهده مي كنيد:
۱ـ دعاي تبديل دره خالي از سكنه مكه، به شهري امن
ابراهيم ۳۵- (ككككككككككككككككككككككك)
۲- دعاي مشتاق شدن دل هاي مردم به رفتن به سوي اين كانون توحيد
ابراهيم ۳۷- (ككككككككككككك )
۳- دعاي برخورداري مردم اين دره فاقد استعداد كشاورزي و دامداري ازرزق الهي
ابراهيم ۳۷- (ككككككككككككك)
۴- دعاي آمرزش براي خود و والدين و همه مومنين.
ابراهيم ۴۱- كككككككك
۵- دعاي برانگيخته و بالنده شدن انسان ممتازي از ميان گرويدگان به اين آئين توحيدي براي نجات بشريت در نسل هاي آينده!
بقره ۱۲۹- ككككككككككككك
شگفت اين كه همه اين درخواست ها اجابت شده است؛ هم دره مكه ِآن روزگار، تبديل به تنها مركز امن و امان در دل صحراي عربستان با قبائل وحشي در حال قتل و غارت يكديگر شد، هم دل هاي مومنيني از اقصي نقاط جهان شيفته طواف كعبه و مكه پايگاه بزرگترين تجمع بشريت گرديد و هم بعد از حدود ۲۰۰۰ سال دعاي ابراهيم براي برانگيخته شدن انسان ممتازي (عينا با همان خواسته ها) با بعثت پيامبر اسلام اجابت گرديد!( سوره جمعه آيه ۲).
دعاي مادرحضرت مريم (س)
در دنياي امروز بيش از دو ميليارد مسيحي مديون دعاي زن بيوه اي هستند كه با خالصانه ترين شوق قلبي فرزند عزيز تر از جانش را، كه قرار است به زودي متولد شود، به پروردگار محبوبش هديه مي كند تا به عنوان خدمت گذاروقف معبد گردد!
پروردگارنيزاين دعاي بي شرك و شائبه را به بهترين شكل مي پذيرد و نه تنها مريم را به بهترين شيوه مي پروراند و بر همه زنان عالم سروري مي دهد، بلكه فرزندش عيسي مسيح(ع) را نيز الگو و نمونه اي براي امت بني اسرائيل مي سازد.
به راستي چه كسي باور مي كرد دعاي يك زن دل سوخته و بيوه مانده( همسرعمران) چنين بركات جهان شمولي داشته باشد!؟ وقتي فاصله ها برداشته و اتصال برقرار گردد، اجابت اين چنين معجزه مي كند!
دعاي حضرت سليمان(ع)
دعاي حضرت سليمان(ع) براي دستيابي به مُلكي ( حكومت و قدرتي سياسي) كه در آينده نيز هيچ كس به چنان پايه و تسلطي نرسد! نيز از عجائب دعا و اجابت آن، واز شگفتي هاي قصص انبياء است. البته با توجه به مجموعه آياتي كه در قرآن درباره اين پيامبر آمده است، مي توان دريافت كه سليمان چنين شوكت و قدرتي را نه براي ارضاء حس جاه طلبي و جمع قدرت و ثروت، بلكه براي دفع اقوام وحشي متجاوز و ايجاد چنان امنيت و آرامشي طلب مي كرد كه بندگان بتوانند در سايه آن به زندگي سالم و خدمت و عبادت بپردازند.
دعاهاي موسي و هارون (عليهماالسلام) براي نجات بني اسرائيل
در قرآن، فرعون سمبل و نماد استكبار و استعلا، و قوم بني اسرائيل نماد استضعاف واستثمارشمرده شده است كه تحت سلطه مثلث: فرعون ( نماد فريب اعتقادي)، هامان(نماد قدرت نظامي سركوب گر) و قارون (نماد قدرت اقتصادي وابسته واستثمارگر) دمار از روزگار اين قوم اسير و برده در سرزمين مصر درآورده بود.
برحسب محاسبات ظاهري، كه نظام مسلط و مقتدربايد روز به روز قوي تر و مردم مظلوم روز به روز ضعيف ترگردند. هيچ روزنه اميدي در آن روزگاربراي نجات به چشم نمي خورد. اما مشيت خدا كه برآزادي ملت هاي تحت ستم و حاكم ساختن آنان بر مقدرات و سرنوشت خويش استوار شده است، اين شرايط غير عادلانه را به سود ملتي كه تحت رهبري حضرت موسي به استقامت پرداخته بود تغيير داد.
نقش دعاهاي موسي و هارون در اين ماجرا بسيار كارساز و تعيين كننده بوده است و اجابت پرودگاردر توصيه به امت براي ادامه استقامت و احتراز از گرايش به ناآگاهان در پي همان دعاها آمده است(يونس ۸۹).
موارد فوق فقط نمونه هائي از اجابت خواسته هاي به ظاهر محال در زمينه هاي متنوع بود. قرآن مثال هاي ديگري نيز از اجابت دعاي پيامبران ديگرآورده است كه باورمندان را كفايت مي كند. آيا نمي توان گفت كه تاريخ را دعاهاي سينه هاي پاك و اراده هاي نيرومند و پشتكار مردان و زناني مصمم ساخته است؟
اين همه گفتيم ليك اندر بسيچ بي عنايات خدا، هيچيم هيچ
بي عنايات حق و خاصان حق گر ملك باشد سياهستش ورق
اي خدا! اي فضل تو حاجت روا با تو ياد هيچ كس نبود روا




