یکشنبه ۲۳ بهمن ۱۳۹۰ -
- 12 Feb 2012
18 ربيع الأول 1433 آخرین به روز رسانی : ساعت ۰۲:۰۴ به وقت ایران
جنبش راه سبز - جرس
جمهوری اسلامی از جان فلسطین چه می خواهد؟

 

پس از گذشت 2 سال از آخرین مذاکرات مستقیم صلح میان فلسطین و اسرائیل قرار است دور تازه‌ی این مذاکرات از ام‌روز در واشنگتن آغاز شود. در آستانه‌ی آغاز این مذاکرات تنش‌ها میان تندروهای 2 طرف فلسطین و اسرائیل بالا گرفته و 4 تن از ساکنان شهرک‌های یهودی‌نشینی اسرائیل در اراضی اشغالی -که یک زن باردار هم در میان‌شان بوده- توسّط عوامل شاخه‌ی نظامی حماس -گروه عزّالدّین قَسّام- با تیراندازی به خودروی‌شان کشته می‌شوند تا به این ترتیب از یک سو مخالفت حماس با این مذاکرات به شکل عملی ابراز شود و از سوی دیگر اخلالی در آغاز این مذاکرات پدید آید و در ایده‌آل‌ترین وضعیت برای تندروهای طرف‌های مذاکره، مذاکرات اصلا برگزار نگردد. در پاسخ به این اقدام امّا 2 طرف واکنش خوبی نشان داده‌اند؛ فتح 100 تن از هواداران حماس را که احتمال می‌داده این اقدام از سوی آنان انجام شده باشد دست‌گیر کرده و فشارهای امنیتی را بر این گروه افزوده، اهود باراک -وزیر دفاع اسرائیل- نیز از تندروها خواسته اقدامی صورت ندهند تا خللی در مذاکرات صلح پدید نیاید.

 

رفتارهای اخیر فتح و حماس حاوی نکات مهمّی ست. فتح پذیرفته همان‌گونه که نمی‌توان به دلایل گوناگون -از جمله ریشه‌های دین یهود در اراضی فلسطینی و حمایت‌های گسترده‌ای که از اسرائیل صورت می‌گیرد- سخن از حذف و نابودی این کشور زد، نمی‌تواند با اسرائیل بجنگد؛ نتیجه‌ی چنین جنگی را در نمونه‌ای کوچک در 22 روز حمله‌ی همه‌جانبه‌ی اسرائیل به نوار غزّه دیده شده؛ حمله‌ای که هنوز هم این شهر نتوانسته کاملا از زیر بار آن کمر راست کند. به این اضافه کنید آزادی بی‌حدّی که اسرائیل دارد؛ می‌تواند غزّه‌ی بی‌پناه را آزمایش‌گاه پیش‌رفته‌ترین تسلیحات کند، به کاروان امدادرسانی به این شهر حمله کند و غزّه را نیز محاصره کند، تا جایی که اکنون در غزّه کم‌آبی وکم‌برقی و بسیاری مشکلات دیگر بی‌داد می‌کند. از این رو باید ابتدا وجود این کشور را پذیرفت و برای مقابله با چنین غول بی‌شاخ‌ودمی گفت‌وگو کرد؛ او را برای نبرد به میدانی راند که در آن کارایی میدان‌های دیگر را ندارد و می‌توان با کم‌ترین هزینه، بیش‌ترین دست‌آورد را به‌دست آورد. فتح امّا حاضر هم نیست به بهای این گفت‌وگو حیات فلسطین تهدید شود؛ پیش‌شرط فتح برای آغاز دور تازه‌ی گفت‌وگو پایان شهرک‌سازی در اراضی اشغالی بوده است.

 

حماس امّا بنا به خواست‌گاه و حمایت‌های حامیان خارجی‌اش به‌ویژه جمهوری اسلامی بر طبل مخالفت با هرگونه گفت‌وگو می‌کوبد. این گروه علارغم مشاهده‌ی تمام مشکلات فلسطین و حتّا 1300 کشته‌ی فلسطین در برابر تنها 30 کشته‌ی اسرائیل در حمله‌ی اسرائیل به غزّه هم‌چنان تأکید دارد در میدانی با اسرائیل بجنگد که در آن کوچک‌ترین مزیتی نسبت به حریفش ندارد. شاید حمایت‌های گسترده‌ی جمهوری اسلامی این گروه را به این نتیجه رسانده باشد که می‌تواند با جنگ به خواسته‌هایش برسد؛ خواسته‌هایی که حتّا 1300 کشته در یک حمله‌ی 22 روزه در برابر آن کم‌ترین اهمیتی ندارد و در تندبودن دست‌کمی از خواسته‌های تندروهای اسرائیل که موافق نابودی کامل فلسطین هستند ندارد.
 
فرض کنید مذاکرات به نتیجه برسد؛ کشور فلسطینی با مرزهای مورد توافق 2 طرف تشکیل شود، آواره‌گان فلسطینی به خانه بازگردند و 2 کشور در کنار هم تثبیت شوند و اسرائیل دست از اشغال اراضی فلسطین و شهرک‌سازی در آن‌ها بردارد؛ امری که هم‌اکنون هم در میان اسرائیلی‌های میانه‌رو و معتدل جایی ندارد؛ در تازه‌ترین مخالفت با این شهرک‌سازی هنرمندان و نویسنده‌گان اسرائیل در اقدامی هم‌آهنگ به احداث یک مرکز فرهنگی در اراضی اشغالی با نگارش نامه‌ی سرگشاده به دولت اسرائیل اعتراض کرده و حاضر نشده‌اند در افتتاح آن حاضر شده و هنرمندان تئاتر نیز اعلام کرده‌اند در آیین آغاز به کار این مرکز برنامه اجرا نخواهند کرد.
 
در شرایطی که همه چیز به وضع عادی برگردد آیا محلّی برای حضور تندروهایی نظیر حماس باقی می‌ماند؟ در شرایط آرامش، حیات نیروهای تندرو در خطر می‌افتد و طبیعی ست این گروه‌ها با هرگونه مذاکره که شاید به چنین نتیجه‌ای بیانجامد مخالفت کنند. در راه این مخالفت هم طبیعتن هرگونه هزینه‌ای خواهند داد؛ چه، ممکن است اگر این هزینه‌ها داده نشود حیات گروه در خطر بیافتد.

 

در این شرایط جمهوری اسلامی همان‌گونه که انتظار می‌رفت مخالف آغاز هرگونه مذاکره و در نتیجه پایان ناآرامی در این منطقه است. در دیدگاه این نظام هم هیچ‌گونه هزینه‌ای -حتّا تلفات جانی عظیم- هیچ اهمیتی ندارد و این نظام حاضر است برای عدم پایان‌یافتن ناآرامی هرکاری انجام دهد. حاکمیت، اسرائیل کم‌خطر را در درگیری‌اش با فلسطین می‌بیند؛ می‌داند اسرائیل به برنامه‌ی هسته‌ای ایران حسّاس است و ممکن است اقدامی در رابطه با آن انجام دهد؛ اقدامی که طبیعتن اگر مشکل اسرائیل با فلسطین حل شود این کشور با تمرکز بیش‌تری به آن خواهد اندیشید.
 
این اقدام قطعا" حیات نظام را همان‌گونه که ایران این کشور را تهدید به نابودی می‌کند با تهدید جدّی مواجه خواهد کرد، از این رو حکومت ایران به جای حمایت از آغاز گفت‌وگو برای به‌بود وضعیت فلسطینیان، به تقویت حماس و ایجاد این توهّم در این گروه دست می‌زند که می‌تواند در برابر اسرائیل بایستد و بجنگد و پیروز شود. این اقدامات، همه برای آن هستند که مبادا با آرامش و صلح در آن منطقه، خطری متوجّه موجودیت نظام شود، مردم فلسطین هم در نظر این نظام -برخلاف تمام شعارهای خوش‌آب‌ورنگی که می‌دهد و تمام فعّالیت‌های تبلیغاتی گسترده‌ای که انجام می‌دهد- کم‌ترین اهمیتی ندارد. آن چه مهم است، بقای نظام اسلامی در ایران است.

 

  *نظرات وارده در یادداشت ها لزوما دیدگاه جرس نیست.

 

ارسال به :

ارسال نظر
مشخصات فردی من را به خاطر داشته باش

*نظرات حاوی کلمات و عبارات رکیک و غیر اخلاقی و همچنین توهین و افترا منتشر نخواهد شد .
**از نوشتن نظر خود به صورت فینگلیش خودداری نمایید.
***از اینجا فینگلیش را به فارسی تبدیل کنید.

نظرات