
قدیمی ها یادشان بخیر که گفته اند :" دست پیش را بگیر تا پس نیافتی" حال ظاهرا این شده است شعار قلبی برخی آقایانی که امروز داعیه میانجیگری سیاسی دارند. به حکم ظاهر می خواهند آشتی دهند (و بلکه آشتی کنند) ولی از همین ابتدای کار نه تنها بنای عذرخواهی از "ماقدمت ایدیهم" خویش را ندارند بلکه طلبکار توبه مظلوم از طرح ستمدیدگی خویش شده اند و اینکه چه حقی دارد کسی اگر بخواهد برای رهایی یافتن از فتن متواتر یاجوج و ماجوج دورانش به فکر دیوار حائل غیر منفوذ باشد؟
بگذریم از جفای شورای نگهبان به چهارصد و هفتاد نفری که بدون ارائه هیچگونه مستندی رد صلاحیت شدند و به این هم بسنده نشد چراکه سپس برای توجیه و انفاذ آن رای فله ای چند هنرپیشه نما با ظاهری کمیک پشت دوربین ها فرستاده شدند تا مثلا بگویند تمام آنانی که رد صلاحیت کردیم از این قبیل هستند ،حال آنکه باید گفت زهی خیال باطل چراکه آن را که تو نادان و ساده لوحش می دانی استاد زیرکان عالم است و تو را به کار گرفته است ، اما گوئیا برخی از آقایان سر آن دارند تاجفای بر همین دو کاندید مورد تائیدشان را نیز ، کرم و عطوفت قالب بزنند و بخورد ما جماعت متحیر دهند.
میفرمایند که توبه کنید از رفتارهای پسا انتخاباتی و حال آنکه به استناد مدعای جناب آقای سردار مشفق شان، پیش از آنکه انتخاباتی شروع شود شنود و تله و هکذا علم کرده بودند تا بر علیه کاندیداهایی که از لابیرنت هزار خم شورای نگهبان عبور کرده اند نیز با سوء استفاده از تمام امکانات نظامی امنیتی اقدامات خداپسندانه ای را انجام دهند . واجب تر از همه آنکه باید گفت نمی دانیم آن خدایی که از چنین حیله و نیرنگ بازی هایی استقبال می کند کدامیک از خدایان هزارگانه هندوهاست چراکه خدای واحدی که ما می شناسیم از مکر چنین یاد می کند که : قد مکر الذین من قبلهم فاتی الله بنینهم من القواعد فخر علیهم السقف من فوقهم و اتئهم العذاب من حیث لایشعرون ( حقا که کسانیکه قبل از ایشان بودند فریبکاری کردند و خداوند بنیان مکرشان را از جا برکـند و سقف آن را بر سرشان فروریخـت و عذاب را از جایی بر آنان نازل کرد که نفهمیدند)
و یا آنجـا که می فرماید : و مکروا و مکرالله والله خیر الماکرین (آنها فریبکاری کردند و خداوند هم آنها را فریب داد و خداوند چنانچه بخواهد بهترین مکر کنندگان است) و شاید همین خروج جماعت انسانها برعلیه این ستمکاری ها همان عذابی بود که خداوند وعده آن را داده بود چرا که خداوند فرموده است که اگر کسی در راه بدکاری و ستم مکر کند نتیجه آن مکر دامان خود فریبکار را خواهد گرفت .
حال این فریبکاران و فریب زادگان بجای عذر تقصیر آوردن برای این همه فریب و نیرنگ که با خلق خدا می کنند آمده اند " بشرطها و شروطها " راه انداخته اند.آخر کسی نیست از اینان بپرسد که اگر قرار بر این بود تا شما هرچه خواستید بر علیه حقوق انسانی جماعتی هفتاد و چند میلیونی مکاری کنید و ما همچنان تعظیم و تکریم کردار شما را در پیش بگیریم که اصلا دعوایی به میان نمی آمد که امروز مواسطی چون شما نیاز باشد !.
دریغا که گوش شنوا را خدا به هرکه بخواهد می دهد و از هرکه بخواهد میگیرد و بقول شاعر :
گوش اگر گوش تو و ناله اگر ناله من
آنچه البته به جایی نرسد فریاد است
باید به این دوستان گفت که اگر واقعا نیت شما، آشتی ملی است و موضوع فریب تازه ای در کار نیست راهی که شما در پیش گرفته اید راه ترکستان است و از این مسیر حاشا وکلا که به حج نخواهید رسید . راه درست برای این اقدام تنها می تواند اعمال همان راهکارهای اصولی ، سنجیده ای و اعتدالی باشد که توسط حضرت آیت الله هاشمی رفسنجانی در خطبه های آن نماز جمعه ای که معرف حضورتان هست ارائه گردید و بس .
اصلا چگونه می توان بحث از آشتی کرد در حالی که هنوز بر همان طبلهای نفاق پراکنی و دشمن سازی کوفته می شود .همچنان آقایان تریبون های عمومی را در قبضه خویش گرفته اند و نمی گذارند مردم سخنان معترضین را بشنوند و به صلاح و فساد آن آگاه شوند دلیل این فعل مکروه نیز از روز روشن تر است . در واقع حضرات همچنان معتقدند که مردم یا به تعبیر آنان خس و خاشاک نمی توانند صلاح خود را از فساد تشخیص دهند و برای این کار نیاز به وکیل انتصابی و صد البته اجباری دارند .آیا نمی دانند این مردم همان مردمی هستند که سال 57 با رای خویش از میان تمام گزینه های موجود آن زمان جمهوری اسلامی را نظام پسندیده برای کشور خویش تشخیص دادند و با رای نود و هشت درصدی همین نظامی را بنا نهادند که امروز این آقایان خود را تنها صاحب قانونی و شرعی آن می دانند؟! ای عجبا از این حافظه تاریخی ما ایرانیان که اینقدر دیر رفلکس می دهد یا شاید بهتر باشد حکم را محدود به جماعتی کنیم که نمی خواهند برخی مسائل را بیاد آورند چراکه حقایق در تقابل با منافع قدرتمدارانه آنهاست.
بهرحال دوستان گرامی !
میانجیگری برای مصالحه و آشتی راه خود را دارد . همچنان که بزرگان دین فرموده اند توبه حق الناس سر بر مهر عبادت نهادن نیست بلکه باز پس دادن حقوق آنهاست آنهم در مذاکراتی که شرایط برابر از جمیع مناظر در آن لحاظ باشد و الا بیاد گفت : "ان الله لا یحب کل مختال فخور " .
این تفاخر و این فخر فروشی هایی که زائیده چرخ گردون است و به حضرات چنین القاء کاذبی را داده است که همواره تنها تعیین کننده آنها خواهند بود و می شود با همه کس با ادبیات پادگانی صحبت کرد خیالی است باطل.پس بهتر است تا بیش از این کشور، نظام و مردم آن را دچار مشکلات تفرقه برانگیز نکرده اید چشم ها را باز کنید و گوش ها را برای شنیدن آماده سازید و مطمئن باشید این متکلم وحده همان است که شاهان بسیاری را از اریکه به زیر کشاند و مبادا از اولی الابصار نباشیم .و در نهایت چنانچه راه هدایت و عدالت الهی را برگزیدید شانه های معترضان مامن خوبی است برای گریه های حین توبه کسانیکه به صاحب آن شانه های مهربان، ستمکاری رواداشتند. والسلام
*نظرات وارده در یادداشت ها لزوما دیدگاه جرس نیست.




