بهره مندی از تجربیات تاریخ مبارزاتی ایران در صده های معاصر بدون توجه به نقش و تاثیر روحانیون مبارز و آزاداندیش در جهت روشنگری و آگاهی بخشی توده ها، تحلیلی به دور از واقع خواهد بود. با بررسی مبارزات آزادی خواهان در می یابیم که هرگاه روحانی مبارزی همگام با جنبشی بوده و در پی گیری اهداف آن پای فشرده ، بی شک به نتائجی دست یافته است. که مهترین آنان را می توان در جنبش تنباکو، نهضت مشروطه، نهضت ملی،انقلاب 57 مشاهده نمود.
انقلاب 57 تداوم حاکمیت اش که به دست روحانیون بود و در این تداوم که مشی خود را برگرفته از اهداف والای اسلام میدانست . موفق نشد به آرمانهای مردمی که خواستار حاکمیت خود بر سرنوشت خویش بودند جامع عمل بپوشاند و تفکری که جز صدای خود قائل به شنیدن صدای دیگر نبود کم کم و به صورت مرموزی در جای جای ارکان حاکمیت نفوذ کرده و مدیریتش را عهداه دار شد. این عهده داری پس از فوت آ..خمینی آنچه متصور بود خیلی سریع روی داد. و انتخابات دوره نهم ریاست جمهوری کلید اتمام این پروژه بود. از بدو زمزمه ورود این تفکر در دوره حیات آیت الله خمینی، ایشان حتی مدیریت یک نانوایی را برای این تفکر مسئولیتی بزرگ می دانستند که توان اداره کردنش را نیز ندارند.
با ورود این تفکر در حاکمیت، رفته رفته گروههای مختلف سیاسی همگام با حاکمیت نیز یکی پس از دیگری حذف شدند این حذف شدن گروه های سیاسی، نتیجه برای کسانی داشت که خواهان چنین موقعیتی بودند و طبق قوای نفس خویش عمل می کردند، یعنی این افراد می توانستند بدون حضور گروههای سیاسی و در نبود آراء و افکار مختلف به اهداف خود که ایجاد تک صدایی در جامعه و جلوگیری از انتقاد بود دست یابند. طی گذر زمان وضعیت به گونه ای شد که انحصارطلبان به روحانیونی که به وضع ضد مردمی شان انتقادی داشته را نیز نتوانستند تحمل کرده و آنها را نیز حذف و یا خانه نشین کردند. آیت الله منتظری و سید احمد خمینی و در این اواخر آیت الله صانعی و دستغیب را می توان به عنوان نمونه ذکر کرد.
گرایشات مردم ایران در انتخابات مجالس از دهه هفتاد به بعد نسبت به طیف روحانیون کم رنگ شد. آن هم به دلیل ضعف ها و یا سوء استفاده هایی بود که عده ای از این قشر در دوران مدیریت خویش در دهه شصت تا هفتاد به عمل آورده بودند. اما این بدان معنی نیست که مردم ایران دیگر نخواهند از این طیف در مناصب مدیریتی استفاده نمایند. انتخابات 76 و پیروزی سید محمد خاتمی موید این بود که مردم در هر شرائطی به اخلاق پای بند بوده و انسانهای اخلاق گرا و مردمی را در هر لباسی که باشند فراموش نکرده و از آنها پشتیبانی خواهند نمود.
و از طرفی دیگر در انتخابات مجلس خبرگان با رای بالا و حمایت قاطع از هاشمی رفسنجانی نشان دادند که هر چند یک شخص گذشته ای خلاف اراده مردم داشته اما باتغییر رویه اش در جهت استیفای حقوق مردمی گام برداشته از او پشتیبانی خواهند نمود. این نوشته ها برای آن است که به بررسی شخصیتی که حضورش در جنبشی ملی که به جنبش سبز معروف گشته و تاثیر به سزایی در آن گذاشته بپردازیم. شخصیتی که روح عمل گرایی و شجاعتش در طول سه دهه پس از انقلاب ثبت شده ، بگونه ای که مردمی بودن و شجاعتش در دفاع از حقوق مظلومان، برای داعیان عدالت خواهی مثال زدنی است.
شیخ مهدی کروبی، کسی که به انتخابات 88 محدود نمی شود، بلکه وی سال ها قبل، خطر انحصارطلبی را گوشزد و ندای دادخواهی مظلومان را سر داده و از حقوق پایمال شده شان دفاع می کرده واین سابقه طولانی مبارزاتی بر علیه انحصار و دیکتاتوری شیخ که به قیام 42 باز می گردد. در سال اخیر نیز همگام با دیگر رهبر جنبش سبز پای در پیکاری نهاد که خودش با اذعان به این که حاضر است جانش را در راه دفاع از حقوق مردم و قانون اساسی و جمهوریت نظام فدا کند و این به گونه ای شد که وی در طول یک سال نزدیک به ده بار از سوی انحصارطلبان و مزدورانشان مورد حمله فیزیکی قرار گرفت .
تیراندازی به خودروی حامل وی نمونه ای از این حملات است که به قصد جانش انجام شد. این اعمال که هدفی جز به سکوت و انزوا کشیدن شیخ را نداشت پایداری شیخ در اهداف اش و اصرار بر آن که همان دفاع از حقوق مردم بود باعث شده که انحصارطلبان احساس یاس کرده و به اعمالی نابخردانه روی آورند. گفتمان شیخ که در انتخابات گفتمانی آزاد و مبنایش دموکراتیک و در چهارچوب قانون اساسی مصوب جمهوری اسلامی بود گروه ها و افکار زیادی را با خود همراه و به پای صندوق های رای کشاند. این حمایت ها در ایام انتخابات مورد پسند انحصارطلبان قرار نگرفت و از همان زمان تبلیغات تخریبی شان برعلیه شیخ را کلید زدند. و پس از انتخابات و شروع اعتراضات مردمی، حامیان وی نیز متحمل سنگین ترین هزینه ها در جنبش سبز از جمله حبس و شکنجه های سنگین شدند. دکتر احمد زیدآبادی نمونه ای از شاخص از اعضای گروهی به نام ادوار تحکیم وحدت حامی شیخ است که متحمل شکنجه و حبس طولانی گردیده است.
اما تحمیل شرایط ناگوار به شیخ و یارانش به زمانی خاص محدود نشد بلکه در ایامی دیگر از جمله ایام ماه مبارک رمضان نیز منزلش مورد محاصره قرار گرفت دوستانش را مورد تهدید و همسایگانش را آزردند تا بتوانند به اهدفی که در طول یک سال اخیر دست نیافته اند برسند. شجاعت شیخ در انتقاد و اعتراض به حاکمیتی که خود زمانی از نیروهایش بود، موجب گردید تا روحانیون آزاداندیش دیگری نیز با وی همگام شوند و این زنگ خطر برای حاکمیتی بود که اساس وجودی اش همگامی روحانیون و حوزه با اوست در نتیجه حمله به بیوت علمایی که همگام و همفکر با رهبران جنبش سبز بودند را در برنامه خویش قرار دادند، در واقع حملات گسترده به شیخ محدود نگشت این حملات به منزل و مسجد آیت الله دستغیب از دیگر مجتهدان مردمی و مبارز نیزکشیده شد و قبل از آن نیز شاهد حمله به بیوت آیت الله منتظری و آیت الله صانعی از دیگر مراجع آزادی خواه بودیم. و در سالگرد آیت الله خمینی شاهد اهانت به سید حسن خمینی بودیم اینها همه حکایت از کینه ای داشت که در وجود انحصارطلبان از شکل گیری اعتراضات مردمی به حقوق پایمال شده خویش، به دلیل حمایت های آنان از این جنبش صورت گرفت.
آنچه که مشخص است این است که حامیان و تدارکات چیان حملات به رهبران و حامیان روحانی جنبش سبز و در راس آن شیخ مهدی کروبی و مجتهدین حامی ، بی هدف نباشد. هدف اصلی شان خاموش ماندنشان و عدم آگاهی بخشی از سوی آنان بر مردم است. زیرا خود واقف اند که طیف روحانی و مجتهدین بهتر و بیشتر بر مردم علی الخصوص توده ها تاثیر گذارند در نتیجه می خواهند با این گونه اعمال اشخاص منتقد و تاثیر گذار از طیف روحانیون را خاموش و یا منزوی کنند و از طرفی موقعیت این طیف (انحصارطلبان) در بحران آفرینی و وجود بحران است وبا این حملات و تندی ها در نظر دارند به شکل گیری بحرانی کمک کرده باشند تا بتوانند در سایه این بحران ها به سایر اهداف خو، همان جلوگیری از آگاهی مردم نسبت به سایر بحرانهایی که کشور با آن دست و پنجه نرم می کند. هدف شان این است که مردم و حامیان جنبش سبز و رهبرانشان را به اعمال بحران آفرین و تنشی بکشانند تااعمال و رفتارهای فراقانونی خویش را قانونی جلوه داده از پاسخگویی به اذهان عمومی در امان باشند.
اما غافل اند و سیر تاریخ را مطالعه نکرده اند، زیرا؛ این مراحل در تاریخ ایران سپری شده است و جنبش ملی سبز مردم ایران یک جنبش مبتنی بر عقل و دوری از خشونت و مدارا و دوستی است و اساس شکل گیری جنبش سبز مبتنی بر عقل گرایی و دوری از خشونت است و روح ملی مبارزاتی میهن مان در این جنبش نیز اساسا مخالف هر گونه اعمال نابخردانه است که اوج آن را در تجمع میلیونی 25 خرداد 88 شاهدیم و در ثانی این جنبش به آن حد از عقلانیتی رسیده است که بتواند درک کند که این حملات نابخردانه ناشی از ضعف انحصار طلبان و به اضمحلال کشیده شدن شان و برای خروج شان از این وضعیت می باشد.
*نظرات وارده در یادداشت ها لزوما دیدگاه جرس نیست.




