یکشنبه ۲۳ بهمن ۱۳۹۰ -
- 12 Feb 2012
18 ربيع الأول 1433 آخرین به روز رسانی : ساعت ۰۱:۱۵ به وقت ایران
جنبش راه سبز - جرس
گزارش يك شاهد عيني از اتفاقات روز جمعه شيراز

 

گزارش یکی از شاهدین عینی از حمله روز قدس بسیجی نمایان به مسجد قبا؛ "زدند، سنگ زدند، به آتش کشیدند و رفتند..."

 

روز جمعه از حدود ساعت 4 صبح، چند کارگر معمولی به دستور شورای تامین استان فارس، شروع به نصب داربست های فلزی در ابتدای ورودی های مختلف مسجد قبا می کنند. این قضیه را همان اول صبح که به آن حوالی رفته بودم، از زبان یکی شان شنیدم؛ گوشه ای نشسته بود و زیرلب فحش و ناسزا می داد. پرسیدم چه شده که در جواب از حمله  و کتک خوردن خود و دوستانش توسط جمع حدودا ده نفره ای از بسیجی ها در همان ساعات انتهایی سحر و نبود نیروی انتظامی شکایت کرد و اینکه با این وجود بالاجبار تا صبح کار کرده اند و بالاخره داربست ها را کار گذاشته اند.

 

با شروع روز جمعه، اندک اندک هسته های اولیه راه پیمایی روز قدس شکل گرفته بود و مردم مسیر راه پیمایی را تا روبه روی حرم حضرت شاهچراغ (مسجد نو که محل اقامه نمازجمعه می باشد) ادامه داده بودند که تقریبا پیش از اذان ظهر، جمعیت به طور کامل به روبه روی مسجد نو (که دقیقا به لحاظ موقعیت مکانی روبه روی کوچه ورودی مسجد قبا قرار دارد) رسیده و آرام آرام با ورود به مسجد، آماده اقامه نماز جمعه می شدند. در این بین اما عده ای با هدایت برخی مسئولین شهر و استان، بر سر کوچه ورودی مسجد قبا تجمع کرده و شروع به سردادن شعار بر علیه آیت الله دستغیب و مسجدقبا کردند. چند نفری هم تلاش بسیاری می کردند تا از سد نیروهای انتظامی حاضر بر سر کوچه و داربست های کار گذاشته شده عبور کنند، اما نیروی انتظامی مقاومت کرد و در نتیجه با شروع پخش اذان ظهر، جمعیت متفرق شده و برای اقامه نماز ظهر و عصر به داخل مسجد نو رفتند.

 

پس از پایان نماز بود که دوباره جمعیت دویست سیصدنفره ای از بسیجیان بر سر کوچه شهید آیت الله دستغیب1 (کوچه ورودی مسجد قبا) تجمع کرده و این بار بدون بروز هیچ واکنش محسوسی از سوی نیروهای انتظامی، میله های داربست را با ابزار و وسایلی که از پیش به همراه داشتند، باز کرده و به سمت مسجد هجوم آوردند.

 

به درب ورودی مسجد که رسیدند، ابتدا یک نفر از در حیاط مسجد بالا رفت و گرچه این درب پیشتر توسط اصحاب مسجد قفل شده بود، اما به راحتی و پس از گذشت حدودا چند دقیقه، در را به روی دیگران باز کرد و این آغاز هجوم بسیجیان به داخل حیاط مسجد بود. از همان بدو ورود، سنگ باران مسجد توسط جمعیت حمله کننده شروع شد و گرچه روحانی سخنران حرف های دیگری می زد تا وضعیت به صورت اعتراضی آرام و منطقی نشان داده شود، اما این سنگ های پیاپی بود که به در و دیوار و شیشه های مسجد می خورد و شیشه های مسجد را پشت سر هم می شکاند.

 

روحانی سخنران در همین اوضاع و احوال و بی اعتنا به آنچه در اطرافش داشت اتفاق می افتاد، در کمال خونسردی می گفت که ما اینجا آمده ایم که صرفا یک اعتراض آرامی بکنیم و از جمع هم خواهش می کنم که آرامش خود را حفظ کنند و ما در همین جا هستیم و شعار می دهیم و نماز مغرب و عشا را هم در همین حیاط می خوانیم و من هم خواهشم این است که کاری به شبستان مسجد نداشته باشید و... که در همین حین چند نفری از بسیجیان به سمت درب شبستان مسجد رفته و تلاش خود را برای باز کردن آن آغاز کردند. یک نفر هم سراغ سخنران رفت و چیزهایی در این میان رد و بدل  شد که یک دفعه مسیر صحبت های سخنران روحانی را تغییر داد که: گویا تعدادی از دوستان در تلاش برای باز کردن درب شبستان مسجد هستند و انشاالله پس از باز شدن در، به داخل شبستان می رویم و مراسم خود را در آنجا برگزار می کنیم.

 

بسیجیان مهاجم اما هرچه کردند، نتوانستند درب شبستان را باز کنند. تا اینجای کار، کسی کاری به کار کسی نداشت و گرچه حتی چند نفری از اهالی مسجد جهت محافظت و مراقبت در برابر حملات احتمالی در شبستان بودند، اما هیچ گونه واکنشی در برابر ورود سرخود و ایجاد اغتشاش و سنگ پرانی و توهین های مکرر جمعیت به اصطلاح بسیجی حاضر در حیاط مسجد نشان نمی دادند. گرچه ناگفته نماند که اقدامات بسیجیان حاضر، همگی در برابر چشمان مقامات مسئول تامین امنیت شهر و حتی با هدایت و سازماندهی و ترغیب و تهییج ایشان انجام می گرفت؛ به طوری که من شخصا شاهد بودم که حجت الاسلام علیزاده (نماینده رهبری در سپاه استان فارس) در حیاط مسجد برای بسیجیان سخنرانی و در خلال حرف هایش، چه اهانت هایی که به آیت الله دستغیب می کرد.

 

سایت های خبری خودشان هم، بارها بر این مساله تاکید کرده اند و از حضور اشخاص مختلفی هم چون حجت الاسلام علیزاده و جابر مهدیار (یکی از مسئولین امنیتی استانداری فارس) و ... در جمع بسیجیان نوشته اند. اتفاقا یکی از عکس هایی هم که توسط خودشان منتشر شده، چهره پاسدار درجه داری را نشان می دهد که در آن گیرو دار درگیریها، در حال دست تکان دادن برای بسیجیانی است که دارند به سمت خانه خدا سنگ پرتاب می کنند.

 

با این وجود، تا به اینجای کار هیچ درگیری ای اتفاق نیفتاد تا اینکه ناگهان چند نفری از بسیجی ها، راهی را پیدا کرده و از پله های کناری مسجد پایین رفته و به سمت مخزن کتابخانه باقر العلوم (که یکی از بزرگ ترین و جامع ترین کتابخانه ها در سطح مساجد کشور است) رفته و قفل درب آن را باز کرده و به داخل هجوم بردند. تعدادی دیگر هم به دنبال جمع اولیه آمدند، به طوری که در نهایت حدودا پنجاه نفری در مخزن کتابخانه جمع شدند. البته تعدادی دیگر هم از پله ها بالا رفته و به سمت پشت بام مسجد رفتند و عده ای هم در همان پله ها ماندند.

 

بسیجیان حاضر در مخزن، به سرعت شروع به شکستن میز ها و صندلی های موجود کردند تا بتوانند با پایه های آنها، چماق درست کنند. عده ای دیگر هم با همان چماق ها به جان شیشه ها و کامپیوترها و مانیتورهای مخزن افتادند و تا توانستند شیشه و مانیتور شکستند.

 

وضع که به اینجا رسید، اهالی مسجد که در شبستان بودند، با شنیدن سر و صدا به پایین آمدند تا نگذارند آسیبی به مخزن کتابخانه وارد شود و بسیجیان هم با دیدن آنها، دست به چماق های از پیش آماده شده برده و درگیری بسیار شدیدی در آنجا شکل گرفت. اوضاع خیلی بدتر از آنی بود که الان عکس هایش را بر روی سایت ها گذاشته اند. خیلی از اصحاب مسجد را در همان زیرزمین مخزن، به قصد کشت زدند، اما باز هم مقاومت می کردند.

 

در نهایت علی رغم اینکه تعداد اصحاب مسجد در آن دقایق ابتدایی (که هنوز کسی از حمله بسیجیان خبردار نشده بود) کم بود، اما توانستند بالاخره بسیجیان را از مخزن بیرون کنند. وضعیت، آنجا خیلی خراب بود و کسی نبود که جراحتی جدی برنداشته باشد. با این وجود، اصحاب مسجد که فهمیده بودند عده ای هم به بالای پشت بام مسجد رفته و در حال تخریب اموال مسجدند، از پله ها بالا رفته و به هر نحوی که شده، مهاجمین را فراری دادند.

 

سنگ پرانی بسیجی ها که دیگر الان به ناچار در قسمت حیاط مسجد جمع شده بودند اما، تمامی نداشت و درگیری این بار در قسمت حیاط از سوی بسیجیان ادامه یافت و با جواب اصحاب مسجد که در پشت بام ایستاده بودند، روبه رو شد. بسیجیانی که پیشتر و در شعارهایشان، خود را آماده شهادت می دانستند، در نهایت پس از چند دقیقه ای سنگ پرانی، همگی فرار کردند و این بار در پناه دیوارهای بلند مسجد قبا، سنگ پرانی های خود را ادامه دادند که پس از مدت کوتاهی این جمع نیز پا به فرار گذاشتند، گرچه در این اثنا نیروی انتظامی هم آرام آرام پوشش نیروهای خود را بیشترکرده بود.

 

وضعیت اما کماکان در روبه روی حرم حضرت شاهچراغ ملتهب بود. جمعیت بسیجی دویست نفره در مقابل مسجد فتح شیراز (که در ابتدای یکی دیگر از کوچه های منتهی به مسجد قبا قرار دارد)، تجمع کرده بودند و با تکان دادن چماق های خود در هوا، شعارهایی را سر می دادند. بولوار شهید دستغیب هم (همان بولواری که در یک طرفش مسجد نو و در طرف دیگرش مسجد قبا قرار گرفته است)، محل جولان موتورسوارها و نیروهای بسیجی وچهره های امنیتی شده بود و البته مردمی که با تعجب نظاره گر اوضاع حاکم بودند.

 

طبق برنامه ای که به نظر می رسید از پیش تعیین شده باشد، با تاریک شدن هوا و نزدیک شدن به اذان مغرب و مراسم افطار، نیروی انتظامی علی رغم اینکه می دانست احتمال حمله در شب، با توجه به خلوت شدن خیابان ها و کوچه ها بسیار بیشتر است، پوشش خود را آرام آرام کاهش داد تا اینکه در نهایت زمینه برای حملات مجدد بسیجیان فراهم گردید. سنگ پرانی ها مجددا شروع شد، اما این بار بسیجیان از طریق کوچه دیگری (که محل بازار زرگرهای شیراز نیز می باشد) به مسجد قبا نزدیک شده و قسمت انتهایی مسجد را هدف سنگ های خود قرار دادند.

 

در داخل نیز به توصیه آیت الله دستغیب، بنا شد جمعیت حاضر، برای دفاع از مسجد در آنجا بمانند اما هیچ گونه مقابله به مثلی انجام ندهند و لذا سنگ پرانی های جمعه شب بسیجیان، دیگر کمتر با واکنش اصحاب مسجد مواجه می شد تا اینکه در نهایت در حدود ساعت یک بامداد روز شنبه، بسیجیان ابتدا اقدام به آتش زدن زباله های انباشته شده کرده و سپس دفتر صندوق قرض الحسنه اباصالح را (که چسبیده به ساختمان مسجد است) آتش زدند و در نهایت بر روی  یکی از کولرهای مسجد که قسمتی از آن از بیرون در دسترس بود، بنزین ریخته و آن را به آتش کشیدند. 

همین اقدام بسیجیان موجب شد تا بناچار نیروهای آتش نشانی وارد عمل شده و اقدام به خاموش کردن آتش نمایند. سیر قانون شکنی های بسیجیان بدینجا که رسید، نیروی انتظامی مجبور شد تا از ترس آتش گرفتن بازار زرگرها، وارد عمل شده و اقدام به متفرق کردن بسیجیان نماید و این اتفاق پایان بخش حمله نیروهای منتسب به بسیج و سپاه  به یکی از مشهورترین مساجد استان فارس و محفل صدها تن از شهدای جنگ تحمیلی و پایگاه اصلی بسیاری از مبارزات با حکومت طاغوت بود؛ آن هم در روزی که بنا بود همه با هم حملات ددمنشانه اسرائیل به مسجد الاقصی و تخریب و تصرف وحشیانه آن را محکوم کنیم.

 

  *نظرات وارده در یادداشت ها لزوما دیدگاه جرس نیست.

 

ارسال به :

ارسال نظر
مشخصات فردی من را به خاطر داشته باش

*نظرات حاوی کلمات و عبارات رکیک و غیر اخلاقی و همچنین توهین و افترا منتشر نخواهد شد .
**از نوشتن نظر خود به صورت فینگلیش خودداری نمایید.
***از اینجا فینگلیش را به فارسی تبدیل کنید.

نظرات