وقتی که حرمت خانه خدا شکسته می شود دیگر چه انتظاری می توان داشت که حرمت روحانیت شکسته نشود . به یاد آن ضرب المثل مشهور افتادم که می گفت : حرمت امام زاده به متولی امامزاده است . وقتی به مرجعیت و روحانیت حمله می شود آنهم در مسجد و در منزل آنها آیا جز وااسلاما چیز دیگری می توان گفت؟!
چه بر سر روحانیت ما آمده ، روحانیتی که در طول تاریخ هیچگاه زیر بار ظلم هیچ حکومتی نرفته است در مقابل دیدگانش به خانه خدا و روحانیون و طلاب حمله می کنند و صدایی جز اندک کسانی که سرباز واقعی امام زمان هستند بیرون نمی آید؟!
گویا قرار بر این است که بعد از انتخابات ریاست جمهوری دهم روحانیت را درهم شکنند و بر قداست آن بتازند تاختنی که در طول تاریخ سابقه نداشته است آنهم در حکومتی که بر خاسته از خود روحانیت و مردم است و به اسم اسلام روحانی کشی و روحانی آزاری می شود اگر شاهان روحانیت را مورد حمله قرار میدادند حرجی بر آنان نبود و تعجب نمی کردیم چرا که آنان شاه بودند و حکومتشان شاهنشاهی ،نه جمهوری اسلامی ایران .
باید باور کنیم که عده ای می خواهند روحانیت را از صحنه بیرون برانند و آخوند های درباری بسازند که هرچه به آنان دیکته کردند آنها هم بگویند « چشم » و دور نیست روزی که شاهد آن باشیم که دیگر اسلام واقعی که حاصل قرن ها تلاش و مجاهدت هزاران عالم و روحانی فداکار بود تبدیل به اسلام مصلحتی که دست آموز همین تفکر کنونی حاکم بر جامعه است باشیم .
یادم نمی رود شب انتخابات که همه ما در ستاد آقای موسوی بودیم که لباس شخصی ها و نیروی انتظامی به ساختمان ستاد با گاز اشک آور حمله کردند و زمانی که چند تن از روحانیون کمیته روحانیت جلوی در ساختمان ستاد نسبت به این اقدام غیر قانونی اعتراض کردند از جمله یک روحانی مبارزی که 5 پنج سال در جبهه بود و جانباز 50 % زمانی که به سر کرده لباس شخصی ها اعتراض کرد آن لباس شخصی که ظاهرا بسیجی و سپاهی بود جمله ای تاریخی را گفت که پرده از برنامه ریزی جامع و کامل حذف روحانیت برداشت و آنهم این بود « دوران شما آخوند ها تمام شده » ، کار به جایی رسید که مشاجره ما با آنها بالا گرفت یکی از روحانیون با باتوم مورد ضرب وشتم قرار گرفت و دماغ وی شکسته شد و عمامه وی نقش بر زمین و به بازداشتگاه منتقل شد که بعد از دو هفته آزاد شد و جالب اینکه در دادسرای ویژه روحانیت به اتهام اغتشاش محاکمه و محکوم شد!
در چنین شرایطی که سرکوب سرلوحه کار آقایان قرار گرفته نمی توان انتظار داشت روحانیت واقعی از خود در مقابل رفتارهای خصم آلود حکومت واکنش نشان دهد چرا که عده ای از آنان تحت فشار هستند یا ممنوع المنبر شده یا خلع لباس شده اند و ویا اینکه در زندانها به سر می برند و یا اینکه به لحاظ شرایط بد مادی و معنوی و مهم تر از آن خطر جانی مجبور و محکوم به سکوت هستند .
با این حال حکومت نمی تواند با این شیوه یعنی حمله به شخصیت های روحانی و اماکن مقدس ، خود را با جملاتی مانند «نیروهای خودسر» این لکه ننگ را از دامن خود پاک کند نمیدانم چرا از تاریخ درس نمی گیریم شاید به این خاطر است که «کسانی که نمی توانند گذشته خود را تحلیل کنند مجبور و محکوم به تکرار آن هستند ».
با اینهمه روحانیت واقعی به راه خود ادامه خواهد داد چرا که اینان فرزندان شهید اول و شهید ثانی و میزای شیرازی و امام خمینی ها و ... هستند و جز از خدا هراسی ندارند و تا آخر ایستاده است .
*نظرات وارده در یادداشت ها لزوما دیدگاه جرس نیست.




