تاریخ انتشار: ۲۴ شهریور ۱۳۸۹, ساعت ۹:۰۶
گذشته؛ چراغ راه آینده
آروین پاینده
" گذشته چراغ راه آینده است "
همه متفق القولند که بی نگاهی تحلیلی به عملکرد گذشته و مولفه های موجود و حاضر در هر حرکت جمعی و اجتماعی و نقد منصفانه و بی سانسور و گاه بیرحمانه آن ، نمیتوان قدم به قدم حرکت را تصحیح و به پختگی و بلوغ لازم رساند. بلوغ و بالندگی ای که با تداوم همین دید و نظر ، میتواند همیشه رو به پیشرفت و تعالی داشته باشد. البته این بلوغ و بالندگی به سطح اجتماع و نیروهای درگیر و تاثیر گذار و میزان مشارکت و تقبل هزینه های این نبرد اجتماعی و بسیاری عوامل دیگر درونی و بیرونی بستگی دارد. صحبت بر سر این جنبه خاص از نقد خود و اصلاح ممکن در چهار چوب همین بضاعت و قدرت نیروهای درگیر است.
از این رو مطلوب است که مولفه های کنونی جنبش اجتماعی در ایران را تک به تک مرور و وزن و تاثیر هر کدام را محاسبه و نقاط ضعف و قوت هر یک را در میدان عمل پیش آمده ، به دیده وقع بینی سنجید و در صدد رفع نواقص و تقویت نقاط قوت بر آمد.
لیستی فهرست وار از مولفه های تعیین کننده حرکت فعلی میتواند چنین باشد :
1 – فراگیری و گستردگی نظری
نسبت به تمام جنبش های پیشین در ایران از زمان مشروطیت تا کنون ، نه از نظر کمیت بلکه از لحاظ کیفی ، این حرکت از گستردگی و فراگیری افزون تری نسبت به تمام جنبش های پیش از خود برخوردار است. درست است که تافراگیری اجتماعی و کمی و عددی آن راه بسیار است و می بایست بسیار کار کرد ، اما این مسئله بیشتر از آن که مسئله ای اصلی باشد ، موضوعی فنی و مربوط به رشد کمی جنبش است. تا زمان درگیر شدن فراگیر عددی مردم ، نیاز به اگاهی و صبر و تحمل فراوان است و همین که در یک شور و هیجان دفعی همگانی و بی اگاهی و برنامه ای برای آینده ، همچون قیام ناتمام بهمن 57 ، حرکتی شروع و به اتمام نرسیده ضمن داشتن نقاط منفی از لحاظ پیروزی سریع زمانی دارای نقاط مثبت بیشتری نیز می باشد.
در این حرکت ، از جمله مذهبی و بی مذهب و سکولار و قومیت ها و مذاهب و جنبش های دانشجویی و زنان با حضوری بمراتب آگاهانه تر از تمام تاریخ یک صد سال اخیر شرکت و حضور دارند. در اینجا دیگر جایی برای فراموشی درخواست های به حق و معوق مانده قومیت ها و زنان و مذاهب گوناگون و حتی معتقدان به سکولاریسم و آزادی هر عقیده و مذهب یا بی مذهبی وجود ندارد و هر رهبری که نهایتً می بایست به این جنبش سمت و سو دهد ، حتی اگر نه بطور تام و تمام ولی با گستردگی بمراتب بیشتر از قبل می بایست وزن سیاسی و اجتماعی این گرو ه های درگیر و درخواست ها و مطالباتشان را در برنامه پیش روی خود لحاظ کند و به ان در حد رشد و بلوغ جنبش پاسخ دهد. بر ماست که اهمیت و ضرورت هر بخش از این طیف وسیع عناصر درگیر را دریابیم و از بخش معوق مانده و لحاظ نشده درخواست های اصولی و به حق آنان دفاع و در منشور سیاسی جنبش بگنجانیم و بخش افراطی و نامعقول و خارج از قاعده آن را به نقد کشیده و از دایره مطالبات غیر واقعی و افراطی حذف کنیم و با این کار امکان حضور حد اکثری بخش های مختلف جامعه را در این حرکت فرهم آوریم.
در این حرکت ، از جمله مذهبی و بی مذهب و سکولار و قومیت ها و مذاهب و جنبش های دانشجویی و زنان با حضوری بمراتب آگاهانه تر از تمام تاریخ یک صد سال اخیر شرکت و حضور دارند. در اینجا دیگر جایی برای فراموشی درخواست های به حق و معوق مانده قومیت ها و زنان و مذاهب گوناگون و حتی معتقدان به سکولاریسم و آزادی هر عقیده و مذهب یا بی مذهبی وجود ندارد و هر رهبری که نهایتً می بایست به این جنبش سمت و سو دهد ، حتی اگر نه بطور تام و تمام ولی با گستردگی بمراتب بیشتر از قبل می بایست وزن سیاسی و اجتماعی این گرو ه های درگیر و درخواست ها و مطالباتشان را در برنامه پیش روی خود لحاظ کند و به ان در حد رشد و بلوغ جنبش پاسخ دهد. بر ماست که اهمیت و ضرورت هر بخش از این طیف وسیع عناصر درگیر را دریابیم و از بخش معوق مانده و لحاظ نشده درخواست های اصولی و به حق آنان دفاع و در منشور سیاسی جنبش بگنجانیم و بخش افراطی و نامعقول و خارج از قاعده آن را به نقد کشیده و از دایره مطالبات غیر واقعی و افراطی حذف کنیم و با این کار امکان حضور حد اکثری بخش های مختلف جامعه را در این حرکت فرهم آوریم.
2- جنبش آگاهی و نخبه گرایی
برای اولین بار و با افتخار میتوان گفت نقش روشنگر و درگیرانه نخبگان و روشنفکران با وجود تعلق آنان به طیف های گوناگون در این حرکت پر رنگ تر و گسترده تر از پیش شده است. این حرکت با خروج از یک حرکت توده ای و پیرو صرف که بخشی محدود از نخبگان آن را هدایت کرده و فرمان می داده اند خارج و هر فرد بنا به فهم و جایگاه اگاهی خویش به میزانی برای تعمیق این جنبش بدل شده است. دیگر از یک رهبری کاریز ماتیک که تنها به صدور فرمان و به دنبال پیروی توده ای از آن است خبری نیست و رهبری نمادین میبایست دستورات خویش را از خرد جمعی فعالان فکری حرکت که بیش از هر زمان گشته اند دریافت و صادر کند. این مساله نافی نیاز به یک رهبری منسجم که در لحظات حساس و تصمم گیری های ضروری قادر به هماهنگی و همسو کردن بدنه جنبش است ، نمی باشد که این یکی از زمینه ها و ضعف های حساس حرکت اخیر است که می بایست در رفع آن کوشید.. ولی حضور طیف گسترد نخبگان فکری که با نگاهی به دستگیر شدگان و زندانیان از بین فعالین سیاسی و حزبی و دانشجویی و زنان قابل مشاهده است ، کیفیت رهبری و تصمیم های گرفته شده را به سوی هماهنگی و نمایندگی بیشتر کل جامعه ایران در مقیاس با جنبش های قبلی تبدیل میکند. ازاین رو ضعف ها و قوت های این مولفه جدید را باید بهتر واکاوی کرد و در کاستن از نقصان ها و تقویت قوت ها بیش از پیش کوشید.
3- جنبش با ابزار های نوین
گستردگی جنبش نه تنها از نظر گرو های فکری و قومی و درگیر بلکه از لحاظ بسط و گسترش نفوذ آن با بهره گیری از ابزار های نوین ارتباطی و مدنی همراه است. سد وابستگی تام و تمام جامعه به منابع خبری دولتی تاذحد زیادی شکسته و دیگر فرد جویای واقعیت را نمیتوان از رسیدن بهآن محروم کرد حتی اگر با سختی هایی همراه باشد. این ابزار های نوین در عین حال امکان همکاری های گسترده مدنی را در داخل و خارج کشئر فراهم میکند و از سیطره نظام حاکم بر تحدید این فعالیت ها به مقدار زیاد کاسته است. هر چند نوز در شهر های کوچک و روستاها استفاده از این ابزار عمومیت نیافته و این مربوط به توسعه یافتگی ناموزون و نامتناسب درونی است ولی در اغلب شهر ها امکان اطلاع رسانی و اگاهی بخشی و شکستن سد سانسور و دروغ و فریب را فراهم کرده است و در عین حال از امکان انعکاس دهی جهانی مسائل نیز برخوردار گردیده است.
4 –همراهی جنبش زنان
اگر تا پیش از این و در حرکتی ، زنان با فرض حضور کم یا بیش ، پیاده نظام کلی حرکت و اغلب در خدمت منطق حاکم مردانه جامعه بودند ، طلیعه همراهی آنان با کل جنبش و استقلال ضروری و لازم آنان با بخش های دیگر و آوردن مطالبات بر حق خود به میان جنبش اجتماعی خبر از حضور مستقل و قدرت مندانه مولفه ای نوین و اساسی در کل حرکت مدنی و اجتماعی ایران میدهد. هر چند راه درازی است تا قدرت یابی ای کیفی متناسب با کمیت زنان که نیمی از جامعه را تشکیل می دهند و هر جنبش زنده و پویا بی حضور متناسب زنان نمیتواند به اهداف واقعی و عمیق ضروری جامعه ایران دست پیدا کند.
5- همراهی جنبش اقلیت ها و قومیت ها
هر جنبشی بدون پاسخ گویی منطقی و مناسب به خواست های به حق اقلیت ها و قومیت ها نمیتواند مدعی واقعی اصلاحات باشد. در یک سال اخیر همراهی معنوی این بخش ها و فشار های وارده بر ان ها گویای همراهی و همدلی و حضور آنان در صحنه اجتماعی ایران است. هر چند هیئت حاکمه مانند همیشه یا سعی در نادیده گرفتن آنان دارد و یا منتسب کردن کلی آنان به اجانب. قابل تردید نیست که امکان بهره برداری اجانب از ستم وارده بر این اقوام وجود دارد ولی زمینه ساز اصلی امکان بروز و ظهور آن ، سوء رفتار و سرکوب حکومت و سوق دادن بخشی از مطالبات آن ها به سوی بیش از حد رادیکال شدن و امکان سوء استفاده خارجی از آن است و نه ذات و ماهیت اصلی این حرکت ها که در چهار چوب ایرانی متحد و مستقل و آزاد خود را مطرح می کند.
6- رهبریت نمادین ، ضعف ها و قوت ها
بی گفتگو و تردید هر حرکت اجتماعی نیازمند وجود رهبران و هدایت کنندگانی در سطح کلان است که ضمن نمایندگی از خواست های مشترک بدنه جنبش تیز بینی و قدرت انعطاف و در عین حال سرعت عمل و بر آورد تحلیلی از وقایع پیش رو را داشته باشند. در حرکت اخیر وجود رهبران نمادین و بدور از کاریزمای اغراق آمیز مانند رهبران بزرگ دیگر هم نقطه قوت است و هم موجب ضعف. قوت از آن رو که اینان به یکه سوار و حاکم بدون منازع این حرکت تبدیل نشده و از این رو خطر دیکتاتوری های بعدی را که در بسیاری از تجارب تاریخی وجود داشته است کمرنگ می کند. از طرف دیگر ضعف یکپار چگی و قدرت آنان در هدایت جنبش و اعلام فرمان های صریح و صحیح و به موقع برای اعمال تاکتیکی می تواند موجب نقصان و ضعف در حرکت کل جنبش گردد. بر ما و بدنه جنبش و همه تحلیل گران و تاثیر گذاران و خود این رهبران است که ضمن تقویت نقطه قوت اولیه ، در برطرف ساختن این نقاط ضعف و راه هایی برای تقویت آن کوشش کنند.
7- جنبشی اصلاحی و مسالمت جو با اعمال مدنی
هیچ کس و هیچ گروه یا حزب یا قومی نمیتواند ادعای همراهی با این جنبش را داشته باشد مگر آمکه رویکرد نوین مسالمت آمیز و مدنی را دستور کار خود سازد. دیگر از براندازی های ماجراجویانه و افراطی نمیتواند صحبتی باشد و ترور یا اعدام انقلابی جایی در ادبیات حتی انقلابیون پیشین نیز ندارد و قابل طرح و دفاع نیز نیست. این مسئله سپر دفاعی حکومتی را که خشونت خود را نتیجه خشونت مقابل و یک دفاع مشروع عنوان میکرد را از دست انان نیز میگیرد و خشونت اعمال شده از سوی آنان را به نتیجه ای جز محکومیت اخلاقی و ریزش معنوی در بین صفوف آن و سرانجام شکست محتوم نمی رساند.
8- درگیری و مشارکت عمومی
برای اولین بار ضرورت مشارکت عمومی و حد اکثری برای پیشبرد بهتر و دقیق تر پروژه توسعه سیاسی و اجتماعی ایران به بهترین و واضح ترین نحو در تاریخ همیشگی سلطه در ایران مشاهده میشود. هیچ راهی جز تعمیق و گسترش این مشارکت و درگیری اکثریت در تعیین سرنوشت خویش و وانگذاشتن قیمومت بر خویش به دست دیگران وجود ندارد و ملتی که این را بفهمد و در آن سمت بکوشد ، سرانجام به پیروزی خواهد رسید.
9- جدایی شهر و روستا
بی تردید نفش موثر تر و پررنگ تر شهر تاکنون در این حرکت ناشی از برتری های فرهنگی و محیط پویاتر اجتماعی است که هر چه به سمت شهر های بزرگتر میرویم پویاتر میشود. از این رو و با برتری جمعیتی شهر ها نسبت به روستاها این نقش پررنگ تر و پیشروتر طبیعی است. اما بدون گسترش اگاهی و در گیر کردن نسبی شهرهای کوچک تر و روستاها در حیات اجتماعی خود نمیتوان به تعمیق واقعی حرکت اجتماعی رسید. این موضوع حد اقل آنان را از سوء استفاده پوپولیستی رژیم از آنان و سرباز گیری در مقابله با جنبش باز میدارد و اگر هم امکان حرکت مستقیم اعتراضی در شهر های کوچک و روستاها به دلیل محیط کوچک و محدود آنان کمتر وجود دارد لااقل به مدافعان اخلاقی جنبش مدنی تبدیل و از در افتادن به ورطه سوء استفاده شوندگان توسط سیستم موجود مصون میدارد.
10- نظامی گری و لمپنیسم و اراذل و اوباش
در عدم توفیق سیستم فعلی به مشروعیت بخشی سیاسی و اجتماعی به خود و بریدن حتی بخش وسیعی از عناصر حاکمیت از آن ، تنها راه را در روی آوردن به نیروی زور و استفاده از بخش پایین و لمپن ها و اوباش جامعه دیده است. این استفاده از دو نیروی فوق قبلاً هم در کودتای 28 مرداد تجربه شده بود. مشکل آنجاست که جامعه امروز و نیاز ها و ظرفیت های آن دیگر مانند 60 سال پیش نیست و همان سرکوب و کودتای قبلی نیز سرانجامی بهتر از سقوط سلطنت در بهمن 57 نیافت تا اینان را نیز امیدوار به نتیجه بخشی این سیاست تکراری کند.
11- نفی قهرمان گرایی رمانتیک و تابوهای پیشین ( اعترافات و ... )
اعتراف گیری های مضحک و ناشیانه گرفته شده و پخش شده در سیمای دولتی ، دیگر مانند سالهای قبل نتوانست کسی را در بی ارزشی هر گونه اعتراف گیری زیر فشار و ارعاب بفریبد. دیگر کسی هم از کسی انتظار ندارد زیر شکنجه های گوناگون و هتک حرمت و فحش و تهدید خود و خانواده و فشار های زندان انفرادی و مسائلی از این نوع ، چونان قهرمانان غیر واقعی و اسطوره ای پابر جا بماند و کلامی دیگر گون از نظر واقعی خویش نگوید چرا که شرایط حاکم بر چنین فردی چنان غیر انسانی است و این مساله بر همه واضح شده که ارزش هر اعترافی را در آن شرایط بی اعتبار میکند. همگی دیگر به انسان ، به انسان واقعی با پوست و گوشت و حدی از تحمل فشار اعتقاد دارند و نیازی به قهرمانان دیگر نیست. این سلاح تبلیغاتی نیز از دست حکومت های تمامیت خواه گرفته شده و از این لحاظ نیز بی اعتبار گردیده اند.
12- تمرین های جدید : دموکراسی ، سکولاریسم , صبر و استمرار، تکیه بر خرد جمعی ، نفی کاریزمای رهبری ، نافرمانی مدنی و تمرین جامعه مدنی
ضرورت کار بنیادین فرهنگی و اجتماعی در تمام زمینه های ذکر شده بالا برای رسیدن به نقطه مطلوب تر بر همگان آشکار شده است. همگی به ضعف های عمومی خویش در این عرصه ها واقف و به ان اذعان دارند و راه حلی جز کوشش و تمرین و عمل و فراگیری آنان بین خود نمی بینند و انتظاری از غیر ندارند تادر معجزه ای مشکلات جمعی آنان را حل و فصل کنند. گو اینکه شاید در بسیاری از موارد و زمینه های ذکر شده بالا هنوز در آغاز راه و مسیر باشیم.
13- نفی پوپولیسم فرصت طلبانه
اگر در عدم مشارکت نسبی مردم در انتخابات 84 و پراکندگی آراء و سرانجام تقلب در آراء و عدم حساسیت عمومی به آن احمدی نژاد بر صندلی ریاست جمهوری نشانده شد ، چهار سال بعد اقبال پر شور و شعور همین مردم و درصد بالایی که همیشه انتخابات را تحریم میکردند ، نشان از حساسیت آنان و مخالفت آنان با پوپولیسمسی بود که سعی در فریفتن لایه های پایین و کمتر آگاه مردم داشت. از همین رو بود که آنان برای این تقلب خود چنین لشکر کشی و سبعیت افشاگرانه ای را مجبور به انجام شدنئ در حالیکه همین کار را با هزینه کمتر و به سادگی در سال 84 انجام داده بودند. هزینه ای که آنان پرداخت کردند ، رفع مشروعیت اخلاقی و سیاسی از آنان نزد عموم مردم و نخبگان و حتی بخش های وسیعی از خود نظام و بخش عقلایی تر و معتدل تر آن شئ. عدم مشروعیتی که در بحران ادامه دار سیاسی و اجتماعی از آن زمان تاکنون و عدم باز سازی آن خود را نشان داده و تنها با زور سرکوب و زندان و نیروهای نظامی توانسته خود را به زور بر سر پا نگه دارد و وجهه منطقه ای ئ جهانی اش را که با دروغ و فریب سعی در بر پانگه داشتن آن داشت بطور اساسی خدشه دار کرده است.
14- شکاف حاکمیتی
هیچ کس نمیتوان منکر شود بدون شکاف موجود در حاکمیت در مورد سیاست های اداره کشور و تاکید بخشی از آن بر اصلاح و تغییر سیاست ها و روش ها ، این حرکت میتوانست به این گستردگی و شدت گسترش و ادامه یابد. نیاز اجتماعی به این تغییرات با نیاز درونی سیستم و قبول بخشی از حاکمیت به اشتباهات گذشته و نیاز به تصحیح و تغییر برآیندی ایجاد کرد که ادامه دهنده این نیاز تاکنون بوده است. جنبش اجتماعی ضمن همراهی و استفاده با این بخش انتقادی حاکمیت نه میبایست به دنباله رو صرف و پیاده نظام آن تبدیل شود و نه با در پیش گرفتن رفتار و شعار های تند و رادیکال از سطح مطالبات ممکن و متوسط جمعی آن قدر فراتر رود که باعث عدم همراهی و همبستگی گسترده میان بخش های مختلف گردد.
15- حاکمیت قانونی
بزرگترین مشکل حکومت هایی از این دست آن است که مجاری قانونی ارجاع به خواست مردم و تغییر را در قوانین می بندند و به یگانه نفسیر گر و اجرا کننده آن قانون تبدیل مشوند. از این رو تاکید بر اجرای قانون ، حتی همین قانون اساسی مشکلدار فعلی از این منظر میتواند مورد وفاق باشد که راه را بر مراجعه قانونی بر مطالبات ملی و رویکرد به آرا عمومی و رفراندوم در تغییر اشکالات آن باز خواهد کرد. قانونی عمل کردن و در ذیل قانون آوردن نهاد های بیشماری که هم اکنون خارج از هر گونه نظارت و نقد عمومی عمل می کنند ، قدم اول و ممکن فعلی میباشد و نمیبایست جمعی را که از اصل با مبانی این قانون مشکل دارند نا امید یا از همراهی منصرف کند. اگر با اصلاحات همین قانون و تحت فرمان آوردن نهادهای غیر قانونی و فرا قانونی موجود حاکمیت سرانجام زمینه برای اعمال نظر خرد جمعی و تغییر بنیادی تر هم ، چنانچه این اجماع وجود داشته باشد ، فراهم خواهد آمد. هم اکنون با بسته شدن امکان تجمع و بروز این خرد جمعی ، نمیتوان از تغییر اساسی و بنیادین مگر به شکل غیر قانونی و یا خشونت آمیز صحبت کرد.
جز از راه شناسایی و آشنایی دقیق با مولفه های جنبش اجتماعی ایران و بررسی نقاط قوت و ضعف آن و رفع مشکلات موجود در یک پروسه مشارکت و تلاش جمعی امکان گذر به مراحل بالاتر حیات اجتماعی وجود ندارد. بررسی نقاط ضعف و پیشنهادهای لازم برای رفع آن مجالی دیگر می طلبد که امید است هر چه زودتر حاصل شود.
*نظرات وارده در یادداشت ها لزوما دیدگاه جرس نیست
ارسال به :
ارسال نظر
نظرات

.jpg)



