پنج‌شنبه ۰۴ خرداد ۱۳۹۱ -
- 24 May 2012
03 رجب 1433 آخرین به روز رسانی : ساعت ۰۱:۵۶ به وقت ایران
جنبش راه سبز - جرس
موریانهِ مرگِ حکومت ها !!
موریانهِ مرگِ حکومت ها !!
انتخابات ریاست جمهوری اخیرفرصت دیگری برای نظام ولائی بود تا به "جمهور" مردم اقبال نماید و بگذارد شاخ و برگ های باقیمانده از این شجره رشد و نموی بکند. متاسفانه سیاست سرکوب و برخورد خونین با مردم مظلوم و دفاع جانبدارانه رهبری ازجریان متهم به جنایت، "مشروعیت" ولی فقیه را نزد اکثریت ملت مخدوش کرد و مهر پایانی بر این نظریهِ به غایت عقب افتاده و مغایر با موازین قرآن و سنت و معیارهای مقبول در دنیای پیشرفته امروزی زد.

در قرآن آمده است که وقتی سلیمان(ع) مُرد، هیچ نشانه ای مردم را از مرگش آگاه نکرد مگر موریانه ای که عصای او را می جوید!! آنگاه که عصا شکست و سلیمان به زمین افتاد، فهمیدند که او مدت ها قبل مرده است!(سبا ۱۴).

 

در این فرازقرآنی، اگر نیک بنگریم، نمادی است که نشان از حیات ظاهری و موقت حکومت ها پس از مرگشان دارد. حضرت سلیمان که مُلک و حشمتش مثا لی تاریخی است، البته حاکمی به غایت سیاست مدارو الگوئی ازسلامت نفس و تقوا در آزمون قدرت بود، که شاخص شکر و تسلیم به حق شمرده شده است. با این حال مرگ افراد ناگزیر است.

 

تمثیل فوق گویا نکته نغزی را نشان می دهد که حاکمان را عصائی است که مدتی پس ازمرگ، هیکل و هیبتشان را حفظ می کند! همچون درختی که پس از خشک شدن و ریختن شاخ و برگ، سالیانی سرپا می ماند تا بادی پائیزی یا برفی زمستانی تنه پوسیده اش را به زمین اندازد.

 

مرگ رهبران سیاسی دو حالت دارد؛ مرگ طبیعی و مرگ مشروعیت! هر دو حالت نتیجه یکسانی دارد؛ عصای آنها مدتی برپایشان نگه می دارد. این عصا همان تنه درخت است که به رغم پوسیدگی مدتی می ماند. همان تشکیلات اداری امنیتی است که آوندهایش هنوز خشک نشده و موریانه "زمان" کارش را تمام نکرده است.

 

نظام کمونیستی اتحاد جماهیر شوروی که دیواری آهنین از سانسور برای اختفای سرکوب خونین به دور خود کشیده بود، سال ها بود با کشتن آزادی های مردم ، مرده بود، اما تشکیلات سراسری حزب کمونیسم وسازمان مخوف "کا گ ب" آنرا سرپا نگه می داشت. سرانجام این عصای موریانه خورده با نسیمی از نظریات گورباچف، و سقوط مجسمه های لنین و استالین از میادین شهرهای شوروی سابق به دست مردم ، سقوط کرد.

 

محمد رضا شاه نیزهمان وقتی که دست به کشتار مردم در میدان شهداء و دیگرشهرهای ایران زد، مشروعیت خود را میان توده های عادی مردم از دست داد و با این کار خودکشی کرد ، هرچند نشانه های مرگش یکی دو سال بعد آشکار گردید.

 

اینک گردش روزگاراین ابتلاء الهی را برای حاکمیت فعلی عرضه کرده است. نظام "ولایت مطلقه فقیه" که به خاطر ساختار و ماهیت متمرکز فردی اش محروم از مشارکت آحاد ملت است، همچون درخت بیمار و آفت زده ای که رشد و شکوفائی ندارد، در سی سال گذشته به تدریج شاخه های خود را از دست داده و در سایه سیاست "همه با من" ( به جای همه با هم) ضعیف تر وضربه پذیر تر شده بود.

 

انتخابات ریاست جمهوری اخیرفرصت دیگری برای نظام ولائی بود تا به "جمهور" مردم اقبال نماید و بگذارد شاخ و برگ های باقیمانده از این شجره رشد و نموی بکند. متاسفانه سیاست سرکوب و برخورد خونین با مردم مظلوم و دفاع جانبدارانه رهبری ازجریان متهم به جنایت، "مشروعیت" ولی فقیه را نزد اکثریت ملت مخدوش کرد و مهر پایانی بر این نظریهِ به غایت عقب افتاده و مغایر با موازین قرآن و سنت و معیارهای مقبول در دنیای پیشرفته امروزی زد.

 

نظام قرون وسطائی ولایت فقیه اینک نزد اکثریت ملت مرده است، هرچند عصای تشکیلات امنیتی و سازمان های سرکوب آن همچنان مجموعه را سرپا نگه داشته است. این عصا را دیر زمانی است موریانه پوسانده و در شرف شکست است. باید صبر و استقامت داشت و سنت تغییر ناپذیر الهی را در امداد مظلومان وسرکوب ستمگران به تماشای عبرت نشست.

 

همه این تلاش ها برای تبدیل "اقتدار ملی" به "اقتداررهبری" است و نتیجه سلب حقوق اولیه شرعی، قانوی و بشری مردم، "استضعاف" است که عواقب عاقبت سوزی دارد.

 

به ضعف کشاندن یک ملت یعنی محروم کردن آن از حق رای و حاکمیت بر سرنوشت خویش با تحمیل نظام ولایت مطلقه فقیه.

 

به ضعف کشاندن یک ملت یعنی محروم کردن آن ازحداقل آزادی های مصرح در قانون اساسی و متهم و محکوم کردن خدمتگذاران ملت به " براندازی قانونی"!! و کودتای مخملی!! و شکنجه و زندان و مصاحبه و .....

 

به ضعف کشاندن یک ملت یعنی جواب انتقاد مسالمت جویانه آنان را( درادای فریضه عظیمه امر به معروف و نهی ازمنکر) با چوب و چماق و گلوله و گاز اشک آوردادن و گل های نوجوان را پرپر و روانه قبرستان کردن.

 

این قانون همیشگی خداست که ملت های به ضعف کشانده شده را آزاد و بر مدیریت و مقدرات و مملکت خویش حاکم سازد(قصص۵). فقط باید صبر داشت و با عنصر "زمان" کار کرد.

 

وَنُرِيدُ أَن نَّمُنَّ عَلَى الَّذِينَ اسْتُضْعِفُوا فِي الْأَرْضِ وَنَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَنَجْعَلَهُمُ الْوَارِثِينَ

 

ارسال به :

ارسال نظر
مشخصات فردی من را به خاطر داشته باش

*نظرات حاوی کلمات و عبارات رکیک و غیر اخلاقی و همچنین توهین و افترا منتشر نخواهد شد .
**از نوشتن نظر خود به صورت فینگلیش خودداری نمایید.
***از اینجا فینگلیش را به فارسی تبدیل کنید.

نظرات
محمد علی ( از تهران ) : ۱۶ مرداد ۱۳۸۸, ساعت ۶:۵۳ قبل از ظهر
بازرگان عزیز این شجره خبیث از ریشه فاسد و پوسیده است از آنهنگام که امام پر گشود و آیه الله منتظری محصور شد و هر صدایی خاموش .نابودی اینان نه توسط موریانه که ......... همچون جنتی و یزدی و شریعتمداری با کمک ارازل و اوباش ولایت بان خوشبختانه با بیل و کلنگ به جان ریشه پوسیده افتاده اند و دور نیست که آنرا از خاک بدر آورده در تنور روسها بسوزانند.
اما مردم به امید خدا نهال دیگری خواهند کاشت و با خون آبیاری و اسلامیت و جمهوریت را زنده خواهند کرد.
اندکی صبر سحر نزدیک است
علي : ۱۷ مرداد ۱۳۸۸, ساعت ۹:۱۸ قبل از ظهر
آري در قرآن مثل هايي براي عبرت آدميان هست اما اكثر ايشان پند نميگيرند تا به سر خودشان بيايد:ولقدصرفنا في هذاالقرآن من كل مثل فابي اكثرالناس الا كفورا.سرنوشت همه فرعون هاكه در زمين بزرگي ميكنند و مردم را فرقه فرقه و خفيف مينمايند تاخود به حكومت ادامه دهند نابودي و بدنامي است:ان الفرعون علي في الارض و جعل اهلها شيعا...فاستخف قومه فاطاعوه