پنج‌شنبه ۲۳ آبان ۱۳۹۸ -
- 14 Nov 2019
16 ربيع الأول 1441 آخرین به روز رسانی : ساعت ۱۴:۱۷ به وقت ایران
جنبش راه سبز - جرس
حوزه علمیه مستقل یا حکومتی؛ کدامیک؟

 

 


پس از گذشت بیش از هزار سال از تاسیس اولین حوزه علمیه  تاریخ بشریت و اسلام توسط امام جعفر صادق (ع) همچنان این مرکز اسلامی و شیعی توانسته است تا کنون به عنوان بزرگترین و اثر گذار ترین نهاد اسلامی بخصوص در ایران جایگاه خود را حفظ کند و در فراز و نشیب این مدت طولانی بهای سنگینی برای حفظ اسلام و اهل بیت (ع) پرداخته است.
 
می توان به طور نمونه به شهادت و اسارت و صدمات جسمی و روحی علمای برجسته حوزه که برای کچ روی های حکام و پادشاهان اعصار مختلف  مبارزاتی در خور تقدیر داشته است اشاره نمود ازجمله نقش علمای دوران صفویه مانند شیخ بهایی و سهروردی و .. و در دوران قاجاریه نقش روحانیت بسیار پررنگ بوده و می توان به قدرت فتوی در آن دوران به فتوای تحریم تنباکو توسط میرزای شیرازی اشاره داشت و همچنین در دوران مشروطه به مبارزات شهید مدرس در مجلس شورای ملّی و همچنین به نقش ایت الله کاشانی در ملّی کردن نفت یاد آوری نمود که در راس این مبارزان روحانی و مجتهد ، که قطعا اسامی آنان بیش از چند هزار می باشد که خارج از این مقال است ، به مبارزات مردم ایران در بهمن 57 به رهبری امام خمینی در دروان معاصر اشاره داشت که منجر به پیروزی انقلاب اسلامی ایران شد .

بدون تردید با نگاهی منصفانه و حتی مغرضانه نمی توان نقش روحانیت در تحولات ایران و تاریخ اسلام را نادیده گرفت و حتی به جرات می توان گفت در هر حرکتی و هر جنبشی که در آن یک روحانی و یا طیفی از آنان حضور داشته عمدتا به نتیجه رسیده و عکس این موضوع نتیجه معکوس داشته است بنابراین نقش مهم روحانیت در ایران بر کسی پوشیده نیست و نمی توان بدون در نظر گرفتن آنان در درون ایران تغییراتی در نوع نگرش حکومتها ایجاد کرد و به هر دلیلی وجود روحانیت در ایران یک قدرت مذهبی و سیاسی محسوب می شود و دامنه نفوذ آنان قابل انکار نیست و این حماقت محض است کسی در صدد حذف روحانیت در ایران باشد .
امّا آنچه که در این میان و در سیر تکاملی نفوذ روحانیت بیش از پیش حوزه های علمیه و مرجعیت را نگران کرده است که بحث چالش بر انگیز « ولایت فقیه » است که برای اولین بار شاید توسط سید رضی مولف کتاب نهج البلاغه مطرح شد و به طبع آن شیخ طوسی و مرحوم کشی و همچنین شیخ مفید و در این اواخر شیخ انصاری در کتاب مکاسب خود به این موضوع پرداخته اند .
هرچند علمای دیگری نیز به این موضوع اشاراتی داشته اند ولی به صراحت و تفصیل این بزرگان فقاهت نبوده است و امام خمینی بعد از پیروزی انقلاب این موضوع را به صورت رسمی و علنی اعلام نمود و چارچوب و اختیارات ولایت فقیه را مشخص نمودندو در قانون اساسی ایران به این امر تصریح شده است و ظاهرا در زمان حیات امام خمینی اکثریت علما این موضوع را پذیرفتند چرا که امام خمینی اجتهادش و مرجعیتش برای همه محرز و مسلم بود و عده ای قلیل همانند آیت الله شریعتمداری و آیت الله لواسانی و... به دلیل اختلاف قرائت وعدم فهم ودرک متقابل از « ولایت فقیه » با آن مخالفت کردند و قایل بر این بودند که ولایت فقط مختص امام معصوم است و بحث های نظیر این که اصلا مدّ نظر این مقال نیست و این مطالب جهت آشنایی مخاطب به صورت مقدمه بیان شد .
و امّا چالش اصلی حوزه و مرجعیت پس از رحلت امام خمینی به وقوع پیوست که مشکل مهمّ  حوزه و مرجعیت را می توان در دوبخش اساسی تحلیل کرد که به شدّت از آن رنج می برد :
الف ) چالش های درون سازمانی حوزه علمیه :
حوزه علمیه علی رغم انتظاری که به لحاظ قدمت تاریخی  و سابقه علمی و اسلامی آن ، بعد از پیروزی انقلاب می رفت نتوانست انتظارات را بر آورد کند که این امر ریشه در مشکلاتی دارد که انقلاب بر حوزه تحمیل کرده است از جمله بعد از پیروزی انقلاب نیاز به روحانیون در عرصه های مختلف مدیریتی و سیاسی بیشتر شد و لذا روحانیون زیادی به مناصب دولتی روی آوردند و عملا تا قبل از انقلاب که مدرک گرایی در حوزه کهن شیعه جایی نداشت برای نخستین بار باب شد و این امر باعث شد دیگر مثل سابق کسب علم یک فضیلت و تبلیغ یک عمل مقدس و فی سبیل الله که مشی ء همه بزرگان و مرجعیت بوده قلمداد نشود و عملا حوزه از رسالت اصلی خود یعنی تبلیغ و نشر معارف دینی باز ماند و عدهّ کثیری از شهرت طلبان و فرصت طلبان که راه رسیدن به امیال مادی خود را در روحانیت می دیدند انگیزه پیدا کردند و وارد حوزه های علمیه بدون هیچ نظارتی شدند که دیگر حوزه آن قداست لازم را نداشت چرا که انگیزه ها مقدس معنوی سابق به انگیزه های مادی لاحق تبدیل شد و مراجع قم باید طبق سنت دیرینه حوزه شهریه این طلبه ها را پرداخت می کرد که همین امر باعث گردید عده زیادی از مراجع قم که از نجف به قم آمده بودند و هنوز در ایران شناخته شده نبودند تا با دریافت وجوهات شرعیه بتواند به طلاب علوم دینیه شهریه پرداخت کنند . لذا مراجع بزرگ از نظر علمی و تقوا بدون هیچ زحمتی به حاشیه رانده شدند.
 عده ای که شاید مرجعیت آنان و با اغماض و فشارهای سیاسی بعد از رحلت امام خمینی به ناچار و با توجیه « مصلحت » از سوی جامعه مدرسین حوزه علمیه قم به مرجعیت رسیدند و بیش از آنکه یک مرجع دینی محسوب شوند تبدیل به مرجعیت حکومتی شدند چرا که از لحاظ مالی و برای حفظ خود در میان طلاب هوادار از سوی حکومت حمایت می شدند .
و این امر موجبات مخالفت شدید مراجع واقعی و گرداندگان حوزه علمیه و به دنبال آن طلاب و فضلای قم را برانگیخت و آنها با استدلال معقول و منطقی خود می گفتند :
اولا ) یکی از افتخارات هزارو چند صد ساله حوزه علمیه در این است که هیچگاه وابسته به هیچ حکومتی نبوده  و نخواهد بود و لو اینکه این حکومت جمهوری اسلامی ایران باشد. بنابراین کسانی که به غیر از وجوهات شرعیه از کمک های دولتی و حکومتی اقدام به پرداخت شهریه می کنند شهریه آنان وجه شرعی ندارد و خلاف شان و رویه حوزه و مرجعیت می باشد چرا که استقلال آخوند و مرجعیت که یک عمر بلند گوی اسلام و مستضعفین بوده را زیر سوال خواهد برد.
ثانیا ) این امر باعث تضعیف بنیه علمی حوزه و ایجاد اختلاف در بین بزرگان حوزه و طلاب خواهد شد چرا که شان و جایگاه مرجعیت جایگاه بسیار بالایست و هر کسی لیاقت حضور در آن جایگاه را ندارد و یک مرجع باید مراحل بسیار طولانی و سختی را طی نماید تا به این درجه برسد و اجازه دادن به ظهور مراجع حکومتی یعنی تضعیف و تشریفاتی کردن مرجعیت و مشروعیت بخشیدن به اقدامات غیر دینی حکومت که این موضوع با اصل مرجعیت و ذات آن در تعارض است .
ثالثا ) این اقدام حکومت موجبات تزلزل طلاب در اعتقاد خود نسبت به مرجعیت و حوزه  می شود و همچنین بروز اختلاف در میان آنان در مورد تبعیت از کدام مرجع دینی ؟ « مراجع حکومتی » و یا « مراجع واقعی و اصیل » خواهد شد که به هیچ وجهی قابل توجیه نیست .و... دلایل دیگری که به دلیل مطوّل شدن کلام از آن خودداری می نمائیم.
از طرفی دیگر پیشرفت و سرعت روز افزون تکنولوژی در دهه های اخیر در جهان و در ایران نیاز به استخراج فتوای جدید و مطابق با واقعیات روز و نیاز نسل جوان بعد از انقلاب بخصوص بعد از جنگ تحمیلی برای پاسخگویی به شبهات دینی و مسایل فرهنگی و به روز کردن آموزش های حوزه از قبیل : آشنایی با رایانه و زبان های مختلف و علوم اجتماعی و روانشناسی و علوم روز دنیا مشکلات و معضلات حوزه را دوچندان می کرد به طوری که عده ای از مراجع و علما خواستار روش سنتی آموزش و اداره طلاب در حوزه های علمیه بودند که این نظریه هرچند هزینه ای برای حوزه در بر نداشت ولی در نهایت خیلی از طلاب با آن مخالف بودند .
 عده ای دیگر از مراجع و علماء مخالف سر سخت اداره سنتی در حوزه علمیه و خواهان بازنگری در متون آموزشی حوزه و سیستم آموزشی آن بودند و بر این باورند که این سیستم دیگر پاسخگو نیست و ناکارآمد می باشد این ایده هر چند به مزاج اکثرت طلاب حوزه علمیه خوش می آمد ولی یک مشکل اساسی و کلیدی در آن دوران داشت که اثراتش بعد از چند سال تازه نمایان می شود که دلیل مخالفان این ایده را صحیح جلوه می دهد و آن اینکه این امر یعنی شعار تغییر در حوزها هزینه های گزافی را در بر داشت و مراجع نمی توانستند هزینه های مادی و معنوی آنرا بپردازند ولذا تنها کسانی با این شعار همراهی کردند که از سوی حکومت کمک های فراوانی را برای این تغییرات که هدف دار بود دریافت کردند.
 برای اثبات این مدعا می توان به تغییر مدیر حوزه علمیه قم از حسینی بوشهری به آقای مقتدایی اشاره کرد و همچنین ایجاد مراکز مختلف حمایتی حوزه همانند مرکز خدمات حوزه های علمیه به ریاست حجه الاسلام نواب و یا مراکز تخصصی در حوزه اشاره کرد و همچنین تغییر مدیران آموزشی حوزه علمیه و به طبع آن انقلاب در سیستم آموزشی حوزه علمیه  و به طور مثال طرح استاد محوری که از دانشگاه کپی برداری شده و...و همچنین عزل بسیاری از اساتید حوزه که بعد از انتخابات ریاست جمهوری مواضع تندی علیه دولت احمدی نژاد داشتند و... که به جرات می توان گفت تمام این تغییرات و ایجاد سازمانها و نهادهای نو پا در حوزه علمیه قم به دستور رهبر انقلاب آیت الله خامنه ای و تاکیدات ایشان صورت پذیرفته و توسط مراجع حامی ایشان مورد حمایت قرار گرفته است . که همین امر مخالفت های شدیدی را متوجه عملکرد رهبری و دخالت بیش از حدّ وی را در امور حوزه از سوی مراجع قم کرده است .
یا می توان به انتصاب برخی از جامعه مدرسین حوزه علمیه قم از سوی حاکمیت اشاره کرد که حاکمیت از آنان در مواقع لزوم استفاده ابزاری می کند همانند بیانیه جامعه مدرسین حوزه علمیه قم مبنی برعزل آیت الله صانعی مرجعیت که لکه ننگی بر پیشانی این جامعه بود و تاریخ این تصمیم سیاسی که با فشار حاکمیت  و یا تطمیع اعضای آن صورت گرفته بود را هیچگاه فراموش نخواهد کرد . همه وهمه این رفتارها سند معتبر ایست برای تسخیر و سلطه بر متن مدیریت وروحانیت  درحوزه علمیه کهن تشیع که از توسط  حاکمیت بشمار می رود.
و موارد عدیده دیگری از جمله تلاش حاکمیت برای تغییر اساسی در کتب درسی حوزه و مشکلات مادی و اقتصادی طلبه ها که به نوعی طراحی شده که همیشه اکثریت آنان باید برای امرار معاش محتاج این نهادها و سازمانهای نوپا باشند و... که حوزه های علمیه در آن دست و پا می زنند.
 بنظر می رسد استقلال حوزه های علیمه و معضلات درونی آن به خصوص در ماجرای بعد از انتخابات و در پی آن اهانت عوامل وابسته به دولت و جریان حاکم به مراجع و علما به خصوص در روزهای اخیر حمله به مسجد قبا توهین به مرجعیت و هتک حرمت طلبه ها و درگیری طلاب با یکدیگر به لحاظ اختلاف نظر استادانشان در باره هتک حرمتها و اعمال غیر انسانی و... گویا همه و همه دست در دست هم داده اند تا این استقلال را زیر سوال ببرد.
 چه کسی می داند عاقبت کی این معضلات درون سازمانی سامان خواهد یافت و چه زمانی حوزه کمافی السابق اقتدار خود را باز خواهد یافت ؟؟؟
گو اینکه حوزه علمیه به پیروی از  حاکمیت ، در برابر این ظلم ها که بر شخصیت هایی که بر خواسته از حوزه می باشد همچنان سکوت خواهد کرد؟! والله اعلم.  
 
ادامه دارد

نظرات وارده در یادداشتها لزوما دیدگاه جرس نیست
 
ارسال به :


نظرات
ارسال نظر
مشخصات فردی من را به خاطر داشته باش

*نظرات حاوی کلمات و عبارات رکیک و غیر اخلاقی و همچنین توهین و افترا منتشر نخواهد شد .
**از نوشتن نظر خود به صورت فینگلیش خودداری نمایید.
***از اینجا فینگلیش را به فارسی تبدیل کنید.