
(قسمت دوم)
جنبش سبز جنبشی ملی و مستقل است
گاهی برخی دوستان می پندارند که دست نیاز دراز کردن به مجامع بینالمللی می تواند مشکلات ما را حل کند. لذا میپندارند اگر به ایران حملهی نظامی یا تحریم اقتصادی شود مشکلات ما حل می شود. گاهی دل به سازمان ملل متحد دوختهاند که دبیرکل سازمان ملل برای ایران کاری کند یا مجمع عمومی آن قدمی برای ایران بردارد . اجازه بدهید من مواضع جنبش سبز را آنچنان که خود می فهمم در این مجلس برای شما بیان کنم. من معتقدم مسالهی ایران میباید به دست ایرانی حل شود. دموکراسی مسالهای نیست که در کوله پشتی سرباز آمریکایی قرار داده شود به عراق یا افغانستان صادر شود. یا در کشتیهای آمریکایی گذاشته شود و ترانسپورت شود به بندر بصره و ولایت هرات. دموکراسی پشتوانهی اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی می خواهد. و من مطمئنم مردم ما این پشتوانه ها را دارند. ما خودمان می خواهیم دموکراسی ایرانی را در کشورمان برقرار کنیم. نیازی به هیچ کشور خارجی هم نداریم. در مورد حملهی نظامی معتقدم این بیشتر از همه به نفع حکام ایران تمام می شود و صددرصد به ضرر مردم ایران خواهد بود. حملهی نظامی چیزی شبیه کودتاست. با کودتا هرگز حق پیروز نمی شود. ما خودمان می توانیم کشورمان را اصلاح کنیم. نیازی به هیچ حملهی نظامی نیست و با هر حملهی نظامی هم به شدت مخالفیم. اگر چنین اتفاقی به خصوص از جانب اسراییل هم که اخیرا تهدیدش را هم مطرح کرده است بشود، به نظرم این شب عروسی حکومت ایران است. چون به این وسیله سرکوب بیشتری در کشور خواهد کرد و افراد بیشتری را دستگیر خواهد کرد و این عملاً به دفن کردن همین بقایای اعتراض در ایران خواهد انجامید، به بهانهی شرایط حکومت نظامی.
دربارهی تحریم اقتصادی هم که گاهی در سخن برخی افراد دیده می شود من به شدت مخالفم. معتقد هستم که تحریم اقتصادی به ضرر ملت ایران است. دودش به چشم مردم ایران می رود. و این باعث می شود که باز حکومت به بهانه ی تحریم اقتصادی فشارها را بر ملت افزون کند. ما باید به دنبال راه حلی بگردیم که دودش کمتر به چشم مردممان برود. و حکومت بیشتر تحت فشار قرار بگیرد. شاید تنها چیزی که می توانیم از دیگران بخواهیم و بسیار کم هزینه هم هست اینکه جهان باور کند این دولت، دولت منتخب ملت ما نیست. این دولت صندلی ریاست جمهوری و هیات دولت را غصب کرده است. اینها سارقان رای ملت ایران هستند. آن ها را به کشورهای خودتان راه ندهید. نگذارید از ایران سفر کنند. همچنان که ایران را برای ایرانیان زندان کرده اند آن ها را در ایران زندانی کنید. آنها اجازهی سفر نداشته باشند مطمئن باشید بسیاری از مشکلات مرتفع خواهد شد. کرسی نمایندگی ایران در سازمان ملل متعلق به منتخب ملت ایران است. نه منصوب این دولت غاصب. این کرسی را به این دولت غاصب تحویل ندهید. فکر می کنم این کف مطالبات مردم ایران از مجامع بینالمللی و دولت های خارجی باشد. ما نه تحریم اقتصادی می خواهیم نه حملهی نظامی. صرفا اینها را راه ندهید. همین کفایت می کند.
به مجامع بینالمللی و دولت های خارجی هم دل نبسته ایم. اگر نفت را به خارجی ها ارزانتر بفروشند مطمئن باشید من و شما را هم خواهند فروخت. کافی است چند سنت، نه چند دلار از بشکه های نفت کم بکنند که می کنند به سادگی دموکراسی و حقوق بشر از یاد همه دول خارجی خواهد رفت. مگر در عربستان یا در شیخنشین های خلیج فارس دموکراسی و حقوق بشر هست که این مقدار به آمریکا نزدیکاند؟ دموکراسی و حقوق بشر در کشورهای پیرامونی صرفا ابزاری است که دولت های غربی از آن سوء استفاده می کنند. لذا ما هیچ امیدی نه به مجامع بینالمللی نه به کشورهای دیگر داریم. ما تنها به خدا توکل کرده ایم و به مبارزات ملت خودمان امیدواریم .
راه حلهای شرعی رفع اختلاف مردم و حکومت
آخرین سخنم. اتفاقی که افتاده است اختلاف بین مردم و حکومت است. این اختلاف می باید به نحوی حل شود. دین و عقل برای اینگونه اختلافات راه حل دارد. در سوره حجرات، آیه نهم، خداوند می فرماید:
وَ إِن طائفَتَانِ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ اقْتَتَلُوا فَأَصلِحُوا بَيْنهُمَا فَإِن بَغَت إِحْدَاهُمَا عَلى الاُخْرَى فَقَاتِلُوا الَّتى تَبْغِى حَتى تَفِى ءَ إِلى أَمْرِ اللَّهِ فَإِن فَاءَت فَأَصلِحُوا بَيْنهُمَا بِالْعَدْلِ وَ أَقْسِطوا إِنَّ اللَّهَ يحِب الْمُقْسِطِينَ
«هر گاه دو گروه از مؤ منان با هم به نزاع پردازند در ميان آنها صلح برقرار سازيد و اگر يكى از آنها بر ديگرى تجاوز كند با طايفه ظالم پيكار كنيد تا به فرمان خدا بازگردد، هر گاه بازگشت (و زمينه صلح فراهم شد) در ميان آن دو بر طبق عدالت صلح برقرار سازيد، و عدالت پيشه كنيد كه خداوند عدالت پيشه گان را دوست دارد»
به زبان ساده تر اگر دو گروه از مسلمانان با هم اختلاف کردند و کارشان به نزاع کشید، می باید دیگر مسلمانان بین اینها حکمیت کنید و کوشش کنند عدالت را بینشان برقرار کنید. و اگر یکی از این دو طایفه از حد خودش تجاوز کرد به کمک آن طایفه مظلوم بر علیه طایفه متجاوز اقدام کنید. امروز طایفه سبز ملتی ها با طایفه دولتی ها نزاعشان شده، مراجع تقلید و دیگر ناصحان شرط بلاغ را بجا آورده طایفه حکومتی ها را به عنوان متجاوز به حقوق ملت معرفی کرده اند، اما طایفه حکومتی گوشش بدهکار نیست و همچنان به بیداد خود ادامه می دهد.
امام علی (ع) هم در نهج البلاغه در اواخر نامه به مالک اشتر از زاویه ای دیگر برای مشکل ما ارائه طریق کرده است:
وَ إِنْ ظَنَّتِ اَلرَّعِيَّةُ بِكَ حَيْفاً فَأَصْحِرْ لَهُمْ بِعُذْرِكَ وَ اِعْدِلْ عَنْكَ ظُنُونَهُمْ بِإِصْحَارِكَ فَإِنَّ فِي ذَلِكَ رِيَاضَةً مِنْكَ لِنَفْسِكَ وَ رِفْقاً بِرَعِيَّتِكَ وَ إِعْذَاراً تَبْلُغُ بِهِ حَاجَتَكَ مِنْ تَقْوِيمِهِمْ عَلَى اَلْحَقِّ
«اگر مردم بر تو به ستمگرى گمان برد، عذر خود را به آشكارا با آنان در ميانه نِه و با اين كار از بدگمانيشان بكاه ، كه چون چنين كنى ، خود را به عدالت پرودهاى و با مردم مدارا نمودهاى . عذرى كه مىآورى سبب مىشود كه تو به مقصود خود رسى و آنان نيز به حق راه يابند.»
به زبان ساده تر اگر زمانی مردم به حکومت بدبین شدند، اتهاماتی به حکومت وارد کردند، حکومت وظیفه دارد استیضاح کند. یعنی چی؟ بیاید به مردم توضیح بدهد که من این کارها را کرده ام، ادله اعمال من این است. امام نفرمود مردم را سرکوب کن و با زور آنها را به پذیرش موضع خودت مجبور کن. راه حل علوی در بدبینی مردم نسبت به حکومت کار فرهنگی و توضیح و تبیین و اقناع است. در ایران اکنون اکثر مردم (به نظر ما، و یک سوم جمعیت به نظر شما) حکومت مرکزی (وزارت کشور، شورای نگهبان و بالاتر) را به خیانت در آراء ملی و دروغگوئی متهم می کنند. حکومت بر اساس رهنمود علوی موظف به اقناع و تبیین است. دست یازیدن به سرکوب و زورعریان و خشونت شیوه اموی است.
بر این اساس اینها باید اعتماد عمومی را جلب کنند. این وظیفه ملت نیست که شرعا تقلب را اثبات کند، این وظیفه شرعی حکومت است که می باید امانت داری خود را اثبات کند تا به مردم اثبات کند که صلاحیت ادامه حکومت را دارد.
مشکل ما این است که سرورانی که امروز در حکومت ایران هستند چندان فرصت تعمق در مسائل شرعی نداشته اند. کافیست به متون فقهی و دینی معتبر مراجعه کنند، پای سخن اعلم فقهای حوزه علمیه قم بنشینید و بشنوند که اگر زمانی مردم در امانت داری حکومتشان شک کردند این وظیفه حکومت است که اعتماد دوباره آنها را جلب کند و در زمانی که این شک جاریست دیگر اصالت الصحه جاری نمی شود. یعنی مثل دروغگویی می ماند که همه حرف هایش حمل بر دروغ می شود الا اینکه خلافش اثبات شود. در حالیکه سخن دیگران حمل بر راستگوئی می شود مگر اینکه خلافش اثبات شود.
امروز دولت ما، حکومت ما، متهم به دروغگویی است. و مثل چوپان دروغگو هم شده است. یک بار و دوبار هم دروغ نگفته است. کرور کرور دروغ گفته است. می باید احراز کنیم که این صلاحیت ادامه حکومت را دارد. این مبنای متینی است که آیت الله العظمی منتظری چندبار در فتاوای اخیر خود به آن تصریح کرده اند. این راه حل شرعی است که در این زمان مراجع قم ذکر کرده اند. بنابراین راه حل مشخص است و پیام این شهیدان هم چیزی جز آزادی برای ایران نیست. آزادی هم حاصل نمی شود مگر اینکه کسانی که توهم کرده اند از جانب خدا به ولایت بر این مردم مظلوم منصوب شده اند درک بکنند که مردم آن ها را نمی خواهند. اگر زمانی هم می خواستند، امروز آنها را نمی خواهند. راه خود را پیش بگیرند و مردم را به حال خود رها کنند. آنها خود می دانند که جامعه اشان را چگونه اداره کنند.
در انتها، این مجلس باشکوه که به بزرگداشت چهلمین روز شهادت تعداد زیادی از شهروندان ایرانی بی دفاع مظلوم که در اعتراضات بدون خشونت و مسالمت آمیز تهران به درجه رفیع شهادت نائل آمده اند، برگزار شده است، از خدای بزرگ برای آنها علو درجات و برای خانواده داغدار آنها صبر جمیل و اجر جزیل از درگاه خداوند بزرگ مسئلت داریم . در اوقات مبارک ماه شعبان خدا را به عظمتش می خوانیم که دعای روز و شب این ملت مظلوم را اجابت فرماید:
اللهم اصلح کل فاسد من امور المسلمین،
اللهم اصلح کل ظالم من امور المسلمین،
اللهم اصلح کل غاصب من امور المسلمین.
والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته.
فیلم سخنرانی دکتر کدیور در مرکز فرهنگی اسلامی شمال کالیفرنیا، اکلند، 10 مرداد 1388





پیروز باشید
http://kadivar.blogspot.com
دقیقاً امروز به همین فکر می کردم و یاد جرم یکی از عزیزان افتادم : "افشای نقض حقوق بشر در ایران"
وقتی که حتی فاش کردن جنایات یک جرم محسوب می شود ...
دمت گرم و سرت خوش باد
Mr . Mohsen Kadevar