دوشنبه ۲۰ آذر ۱۳۹۶ -
- 11 Dec 2017
22 ربيع الأول 1439 آخرین به روز رسانی : ساعت ۱۸:۱۷ به وقت ایران
جنبش راه سبز - جرس
یکصد و ده روز بازداشت بهمن احمدی امویی، در گفت و گو با ژیلا بنی یعقوب
یکصد و ده روز بازداشت بهمن احمدی امویی، در گفت و گو با ژیلا بنی یعقوب
بهمن احمدی امویی فارغ التحصیل رشته ی اقتصاد از دانشگاه دولتی بابلسر است و همکاری با روزنامه های جامعه، توس، صبح امروز، نوروز، شرق، وقایع الاتفاقیه و سرمایه را در کارنامه ی روزنامه نگاری خود دارد و تاکنون دو کتاب به نامهای "اقتصاد سیاسی جمهوری اسلامی" و "مردان جمهوری اسلامی چگونه تکنوکرات شدند"، از وی به چاپ رسیده است.

 

بهمن امویی در تاریخ سی ام خرداد ماه جاری، پس از انتخابات دوره  دهم ریاست جمهوری ایران، غیرقانونی بازداشت و به همراه همسرش ژیلا بنی یعقوب، به بند 209 بازداشتگاه اوین منتقل شد.

با گذشت بیش از 110 روز از این بازداشت، بنا به اظهارات همسر و وکیل وی پس از پیگیریهای بسیار و با توجه به این که قرار وثیقه از همان ابتدا توسط او به امضا رسیده بود و پس از معمای گم شدن پرونده اش، مقامات پرونده را ناقص می دانند و این موضوع دلیلی است برای ادامه  این بازداشت غیرقانونی.

با خانم ژیلا بنی یعقوب همسر بهمن امویی که خود تا چندی پیش بازداشت بوده و به تازگی آزاد شده، از این یکصد و ده روز "بدون بهمن"پرسیده ایم:

 
ـ‌نحوه  بازداشت خودتان و همسرتان آقاي بهمن امویی چگونه بود؟ به کجا منتقل شدید؟‌و نحوه ي برخورد آقایان با شما چگونه بود؟
 
: شامگاه سی ام خردادماه شش نفر برای بازداشت من و همسرم به منزل مسکونی ما مراجعه کردند. سه نفر جلو خانه ایستادند و سه نفر هم به داخل منزل آمدند. کارت شناسایی شان را به ما نشان ندادند، البته یک حکم بازداشت که به امضای قاضی مرتضوی رسیده بود، به ما ارائه دادند. حاضر نشدند که حکم را به دست ما بدهند تا بتوانیم دقیق بخوانیمش و قبل از اینکه بتوانیم متن را که مقابل ما گرفته بودند،کامل بخوانیم، آن را تا کردند و توی جیب شان گذاشتند. از همان اول برخورد دو نفرشان خیلی خصمانه و حتی غیرمودبانه بود، اما نفر سوم تا حد زیادی آرام و مودب به نظر می رسید. آنها بیش از دو ساعت و نیم منزل ما را تفتیش کردند. در حین تفتیش سوال هایی هم در باره فعالیت ها و عقاید ما می پرسیدند که من عصبانی شدم و گفتم تا آنجا که من می دانم شما نیروهای عملیات هستید و حداکثر وظیفه تان این است که اینجا را تفتیش و ما را بازداشت کنید و وظیفه شما بازجویی از ما آن هم در خانه خودمان نیست که با اعتراض من برخوردشان تندتر و بی ادبانه تر هم شد. تعداد زیادی سی دی و کتاب و دست نویس های من و بهمن و تعداد زیادی آلبوم عکس های خانوادگی را هم برداشتند.

نکته عجیب برایم این بود که یک نفر از مامورها با دقت زیاد آلبوم عکس های شخصی ما را ورق می زد و نگاه می کرد که با لحنی اعتراض آمیز و طعنه آمیز گفتم :"خیلی خوشحالید که عکس های خصوصی دیگران را نگاه می کنید!" که یکی شان گفت:"ما برای این کار مجوز داریم." هر آنچه جمع کرده بودند، داخل چند پلاستیک بزرگ ریختند و بردند. البته خودشان پلاستیک بزرگ نداشتند و از ما خواستند که در اختیارشان بگذرایم که من با ناراحتی گفتم" لااقل ابزار کارتان را از ما نگیرید"، که بهمن با همان صبوری همیشگی اش، چند پلاستیک و یک ساک برایشان آورد که وسایل مان را در آن بگذارند و بتوانند به راحتی حمل کنند. البته کامپیوتر را هم با خودشان بردند.
 
آنها ما را سوار دو اتومبیل سواری کردند و مستقیم به بند 209 اوین بردند و تحویل زندانبان های بند دادند.

 
 ـ با گذشت بیش از 110 روز از بازداشت غیرقانونی همسرتان آخرین اخبار از پرونده ایشان چیست؟
 
:بهمن بیش از یکصد و ده روز است که بازداشت شده است و در بند 209 اوین به سر می برد. تا همین دو هفته پیش به ما گفته می شد که او هیچ پرونده ای در دادگاه انقلاب ندارد و همین موضوع هرگونه پیگیری قضایی را برای وکیل مدافعش غیرممکن می کرد. دو هفته پیش بالاخره به ما گفتند که پرونده اش به شعبه دوم بازپرسی امنیت – بازپرس سبحانی – ارسال شده است .در مراجعه به این شعبه به من گفتند که فعلا فقط نصف پرونده بهمن اینجاست . بنابراین پرونده هنوزکامل نیست و در چنین وضعی هیچ کاری نمی توان برای او انجام داد. من اعتراض کردم که چطور پرونده اش هنوز کامل نیست، وقتی که یکماه و نیم است که بازجویی هایش تمام شده است و بالاخره چه کسی باید در این باره پاسخگو باشد؟ فقط گفتند:" ما نمی دانیم." چند بار پرسیدم پس چه کسی می داند؟ که دوباره گفتند :"نمی دانیم!"

گاه اتفاق هایی در سیستم قضایی ما می افتد که حیرت آور است. مثلا همسرم پس از سه ماه که در زندان بود هیچ پرونده ای در دادگاه انقلاب نداشت و وکیلش خانم فریده غیرت بارها اعلام کردند که این موضوع واقعا عجیب است. در حال حاضر حتی پرونده بهمن شماره ثبت کیفری نشده است که وکیلش می گوید این اتفاق ها واقعا عجیب است. البته حالا می دانیم که این وضع فقط به بهمن اختصاص ندارد و برخی دیگر از زندانی های جنبش سبز نیز همین وضع را دارند. تعدادی از وکلا اعتقاد دارند که این روشی تازه برای آزار خانواده زندانی سیاسی و به تعویق انداختن آزادی زندانی است.

 
آیا با توجه به پیگیری های صورت گرفته، تاکنون پاسخ  مشخصی گرفته اید؟
 
مشکل اصلی من و وکیل بهمن همین است که مسوولان دادگاه انقلاب هیچ پاسخ روشنی به ما نمی دهند. حتی یکبار خانم غیرت در مصاحبه ای اعلام کرد که آقایان صریح حرف بزنند و مثلا بگویند اتهام های موکل من سنگین است و نباید آزاد شود. البته هم من و هم خانم غیرت خیلی خوب می دانیم که بهمن جرمی مرتکب نشده است، اما منظور این است که لااقل صریح باشید. آقایان در دادگاه انقلاب به مدت سه ماه به وکیل و خانواده بهمن گفته اند که پرونده ای نزد ما ندارد و با این بهانه هیچ پاسخ روشنی در باره وضع بهمن نمی دادند و حالا می گویند که پرونده اش کامل نیست و نمی توانیم پاسخ بدهیم. من هرگز در این مدت، چه درباره پرونده خودم، چه در باره پرونده همسرم و همینطور اغلب پرونده های دیگر زندانیان انتخابات، نتوانستم بفهمم که چرا مسئولان دادگاه انقلاب شفاف و صریح صحبت نمی کنند. من به همراه تعدادی از خانواده های زندانیان انتخابات چند روز پیش به دادستانی تهران مراجعه کردیم تا شاید پاسخ روشنی در باره پرونده عزیزانمان به ما بدهند که متاسفانه موفق به ملاقات با دادستان نشدیم، اما توانستیم که معاون ایشان خانم دکتر اسدی را ببینیم . برخوردهای خانم اسدی خیلی مثبت بود و به نظر می رسید که می خواهند به روشن شدن وضع این پرونده ها کمک کنند. من به خانم اسدی گفتم که همسرم نزدیک به چهار ماه است که در زندان است، بدون اینکه قرار بازداشت موقت برایش صادرشده باشد و این خلاف قانون است. همچنین گفتم بهمن در  همان هفته های نخست بازداشت خود قرار وثیقه اش را امضا کرده و این بدان معناست که با تودیع وثیقه باید او را آزاد کنند .خانواده بهمن آمادگی تامین وثیقه را دارند اما تاکنون با بهانه هایی از قبیل پرونده اش اینجا نیست! و" یا پرونده اش ناقص است" ،مانع تودیع وثیقه شده اند. معاون دادستان با شنیدن این حرفها اظهار تعجب کرد و قول پیگیری داد.


آیا تا به حال اتهام وی مشخص شده است یا به او تفهیم اتهام شده است؟ و اگر خیر وکيل ایشان چگونه می‌خواهند از همسرتان دفاع کنند؟
 
پس از نزدیک به چهار ماه که از زندانی شدن بهمن می گذرد، هنوز وکیلش نتوانسته پرونده او را ببیند. بنابراین به درستی نمی داند که اتهام موکلش چیست. تا آنجا که می دانم به او نیز همان اتهام کلی اقدام علیه امنیت ملی را تفهیم کرده اند. خودم فکر می کنم تنها اتهام بهمن این است که یک روزنامه نگار منتقد دولت آقای احمدی نژاد بوده است و نه چیز دیگری. بهمن در چهار سال گذشته مقالات متعددی در نقد عمکلرد دولت نهم بویژه عمکلرد اقتصادی اش نوشته است. شاید دلیل نهان اما واقعی بازداشتش همین مقالات بوده باشد.

 
آیا در این مدت بهمن با خانواده اش تماسی داشته ؟ ملاقات چطور؟
 
بهمن در دو ماه اول بازداشتش امکان ملاقات و تلفن منظم را نداشت. اما مدتی است که هفته ای یکبار تلفن می زند و هر بار پس از هماهنگی با بازجو اجازه ملاقات کابینی به ما داده اند. ملاقات کابینی یعنی اینکه می توانم بهمن را از پشت یک شیشه مات ببینم و صدایش را از گوشی تلفن بشنوم. مادر بهمن هشتاد و چند سال دارد و در چهار محال و بختیاری اقامت دارد و به علت کهولت سن و همینطور بیماری های مختلف امکان سفر به تهران را ندارد. بنابراین در طول این چهار ماه نتوانسته پسرش را ببیند و در این مدت بهمن فقط یکبار توانسته به مادر پیرش زنگ بزند و پیرزن بیچاره کار هر روزه اش اشک ریختن است.

 
در پایان وضع روحی و جسمی بهمن را چطور ارزیابی می کنید؟
 
روحیه بهمن خیلی خوب و قوی است و من از این بابت خیلی خوشحالم که با صبوری زیاد زندان  را که می داند حقش نیست، تحمل می کند و حتی خودش را برای تحمل زندان طولانی مدت تر هم آماده کرده است او شصت و پنج روز در سلول انفرادی بوده، اما حالا در یک سلول سه نفره زندانی است. هر بار به من می گوید که زندگی در زندان با همه سختی هایش درس ها و تجربه های زیادی برایش دارد. بهمن نسبت به قبل لاغر شده است که خوب!به قول مشاور رسانه ای آقای احمدی نژاد برای سلامتی خوب است. شاید یکی از مهم ترین مسائلی که برای بهمن و همه زندانی ها آزار دهنده باشد، مسائل بهداشتی و رفاهی در زندان از جمله محدودیت در استفاده از دستشویی و حمام است که شنیده ام بسیاری از زندانی ها به همین خاطر دچار ناراحتی های کلیه و مثانه شده اند.  امکان هواخوری خیلی کم و محدود است. تا آنجا که می دانم زندانی های بند 209 سه روز در هفته و هر بار بیست دقیقه امکان هواخوری را دارند. کم تحرکی شدید و محرومیت از هوای آزاد و آفتاب می تواند در درازمدت عوارض نامطلوبی بر زندانی ها داشته باشد. البته بهمن به من گفته هر روز به  مدت یکساعت طول و عرض سلول سه در سه ونیم متری را قدم می زند تا دچار رخوت ناشی از کم تحرکی نشود.

ارسال به :