پنج‌شنبه ۰۴ خرداد ۱۳۹۱ -
- 24 May 2012
03 رجب 1433 آخرین به روز رسانی : ساعت ۰۱:۵۶ به وقت ایران
جنبش راه سبز - جرس
سرمایه اجتماعی

 

مقدمه

 

هنگامیکه سخن از سرمایه به میان می‌آید بلافاصله انگشت‌ها به سوی مارکس نشانه می‌رود زیرا نه تنها بزرگترین اثر مارکس، کتاب سه جلدی سرمایه[1] او است بلکه او اولین کسی است که کوشیده و توانسته است از سرمایه یک تعریف علمی به مثابه یک فرایند اجتماعی تدوین کند. البته سرمایه موردنظر مارکس سرمایه اقتصادی است و با اینکه او تمامی وجوه جامعه انسانی را در دید داشته است به آنچه امروز بنام سرمایه اجتماعی مطرح است اشاره‌ای ندارد و تحول جامعه انسانی را حول روابط تولید بیان می‌کند و به این ترتیب نظامی یک پارچه از زندگی انسان در جامعه ارائه می‌دهد.

 

دیدگاه جدید علم عناصر متعددی را در جامعه انسانی مطرح می‌کند که وحدتی سیستمی و موثر و متاثر از هم دارند و این از فرض اولیه درباره ظهور انسان در طبیعت ناشی می‌شود. مارکس دانشمند بزرگی است و با اینکه در سبد علم جهان جایگاهی رفیع هم ارز صدها دانشمند دیگر دارد ولی به دلیل اثری که در جهان داشته و در تفکر کنونی بیشتر گروه‌های ایده‌اولوژی از چپ و راست به ویژه در ایران در کشور ما جای دارد،نظرات وی باید مورد توجه بیشتری قرارگیرد.

 

سرآغاز

 

مارکس نه تنها تحول داروینی جهان انواع را قبول دارد بلکه آن را به تحول فرهنگی جامعه هم تسری داده و آن دو را درهم آمیخته است و دیدگاه مارکسیستی به انسان این است که انسان بودن با تکامل ارگانیسم دست آغاز می‌شود. دستی که می‌تواند با آن کار کند (هستند میمون‌هایی که دست آنان به مثابه دست انسان است) از این لحظه به بعد کار است که تولید کالا  و مبادله انسان‌ها را نیازمند ارتباط با هم می‌کند. در نتیجه این ارتباط، ساختمان حنجره او به نوعی تکامل می‌یابد که بتواند حرف بزند و ناچار باید فکر کند. حنجره  و مغز تکامل می‌یابند و سپس توان فکر کردن و حرف زدن بالا می‌رود. آغاز انسان شدن (جسمی و روانی) با تکامل دست آغاز و سپس با کار تداوم و تکامل می‌یابد.

 

با این فرض آنچه مورگان درباره آغاز جامعه انسانی حدس زده و مارکس به آن اشاره داشته درست می‌نماید: انسان در آغاز اجتماعی نبوده و فرزندان چون بالغ می‌شدند از مادر خود جدا شده می‌رفتند و سپس جامعه مادر سالارانه به وجود آمد و فرزندان به مدت طولانی‌تری در کنار مادر ماندند و قبیله ساختند. پیشرفت کار و تولید ابزار نیازمند مالکیت بر زمین و دام شد و مالکیت جامعه پدر سالارانه را به وجود آورد .

 

اما ما سخن خود را با این فرض آغاز می‌کنیم که انسان از لحظه ظهور دارای مغزی بوده است که به او توان تفکر و حنجره‌ای توان حرف‌زدن را می‌داده است هوشمند و نیازمند زندگی اجتماعی با دیگران تکلم کرده ابزار ساخته و تا بهره‌گیری خود را از طبیعت را افزایش دهد مغز به دست توان بکارگیری ابزار و کار کردن را داده است همچنین رفتار او با نزدیکان خود بنوعی همراه عاطفه بوده است. انسان از لحظه ظهور خانواده و زندگی طایفه‌ای داشته و بخوبی احساس می‌کرده است خطراتی که در طبیعت او را تهدید می‌کند بیش از خطراتی است که خانواده همسایه می‌تواند برای او ایجاد کند. در جوامع اولیه افریقا و امریکا و استرالیا خانواده‌ای بدون ارتباط با خانواده همسایه دیده نشده است.

 

علم و فن‌آوری رشد می‌یابد و طائفه بزرگتر و بخش بیشتری از زندگی به کمک جامعه و در جامعه انجام می‌پذیرد ولی همیشه بخشی از روابط در خانواده باقی می‌ماند زیرا کودک نیازمند کمک مادی و عاطفی بزرگسال است. در شرایط زندگی رشد یافته امروزی ـ کودک هنگامیکه بزرگتر شد از خانواده جدا می‌شود  و خانواده، دیگر نمی‌تواند زندگی اقتصادی و عاطفی او را مگر تا حدود کمی تامین کند و نیازهای اقتصادی و اجتماعی فرد بسیار بیش از گذشته گسترده می‌شود و همزمان با تولید سرمایه اقتصادی، نوعی سرمایه اجتماعی به عنوان یک فرایند در زندگی شکل می‌گیرد.

 

نیازهای اقتصادی در کارخانه و بنابراین در فرایند سرمایه اقتصادی تامین می‌شود ولی هیچ اجتماع بشری بدون تامین نیازهای عاطفی نه ایجاد می‌شود نه پایدار می‌ماند و بخصوص نیازهای عاطفی و رفع آن بیش از گذشته اندیشمندانه می‌شود و حتی کارخانه و کار جمعی نیازمند نظام ارزشی مشترک و گشودن بعضی گره‌های اجتماعی است که به کمک مالی نیاز دارد مانند انواع بیمه‌های کارگری که در کارخانه و محل کار تامین می‌گردد. این قسمت از زندگی اجتماعی با فرایند سرمایه اقتصادی جامعه درهم آمیخته و با پول سنجیده می‌شود. ولی بخش‌های وسیعی از نیازهای عاطفی (حتی در کارخانه) وجود دارد که جنبه اقتصادی آن کمتر ولی برآورده ساختن آن نیازمند فرایندی هوشمندانه و سازمان یافته است که در آن عاطفه اجتماعی حضور بیشتری دارد و در تشابه با فرایند «سرمایه اقتصادی» در جامعه آنرا «سرمایه اجتماعی» نامیده‌اند و هر دو فرایند موازی و همراه هم از منبع هوشمندی انسان و در زندگی اجتماعی (و نه حول محور روابط تولیدی ناشی از کار) شکل می‌گیرد و درون خود نظام ارزشی جامعه را رشد می‌دهد در حالیکه از فن‌آوری بهره می‌برد. همانطور که امروز، تولید انفرادی یا در واحدهای کوچک کم بهره است، ‌کمک‌ها و فعالیت‌های عاطفی فردی هم کم بهره و گاه به هدر می‌رود.

 

فرایند سرمایه اجتماعی با حضور داوطلبانه مردم در سازمان‌ها و شبکه‌ای از این سازمان‌ها برای تبادل افکار و انجام خدمات اجتماعی شکل می‌گیرد و برخلاف کارخانه یک فرد می‌تواند در چندین سازمان خدمات اجتماعی حضور ملایم و پرتوانی داشته باشد. هرچه تعداد این سازمان‌ها و جمعیتی که در آنها حضور می‌یابند و پیوستگی آنها در یک جامعه بیشتر باشد، سرمایه اجتماعی آن جامعه در ترازی بالاتری قرار دارد و هر چه فرد در تعداد بیشتری از این سازمان‌ها حضور داشته باشد و حضور او پرتوان‌تر و روابط متنوع‌تر باشد آن فرد دارای سرمایه اجتماعی بالاتری است.

 

گرچه سرمایه اجتماعی با پول سنجیده نمی‌شود بلکه با حجم کار عاطفی که فرد سازمان یافته در اختیار اجتماع می‌گذارد سنجیده می‌شود، اما مقدار پولی که فرد از روی عاطفه نه قصد بهره اقتصادی پرداخت می‌کند در برآیند سرمایه اجتماعی جامعه و فرد به حساب می‌آید.

 

فعالیت‌های سرمایه اجتماعی می‌تواند از جمله موارد زیر باشد:

1 ـ‌ ایجاد شبکه دوستان و همسایگان برای حمایت از یکدیگر

2 ـ گردهم آوردن مردم با وضعیت‌های قومی و مذهبی و اجتماعی متفاوت در شبکه‌ای از سازمان‌های اجتماعی برای فعالیت‌های مشارکت‌جویانه از جمله مشارکت مدنی

3 ـ تربیت مردم و ایجاد مهارت‌ در آنها برای حضور در فعالیت‌های مشارکت‌جویانه مرتبط با آموزش و پرورش ـ رشد عاطفی جوانان و خدمات انسان دوستانه

 

مواردی که برشمردیم موجب تساهل اجتماعی ـ رونق اقتصادی ـ کاهش خصومت‌های مذهبی ـ بهبود بهداشت فردی و عمومی ـ رفاه و آموزش و پرورش کودکان می‌گردد. رونق سرمایه اجتماعی و خودافزائی آن در یک جامعه موجب بازتر شدن جامعه می‌شود. مردم را با هوش‌تر و سلامت‌تر و ثروتمندتر و بالاخره خورسندتر می‌سازد زیرا هر جامعه نیازمند رفاهیتی بیش از آن است که سرمایه اقتصادی می‌تواند تامین کند. حتی در جامعه با اقتصاد باز و استبداد سیاسی و اجتماعی رشد سرمایه اقتصادی محدود است.

 

خلاصه کنیم: سرمایه اجتماعی گسترش ارتباط سازمان یافته میان افراد و شبکه‌های اجتماعی و هنجارهای مشترک و اعتماد برخاسته از آن است. پدیده‌ای که با پذیرش باورهای گوناگون، همکاری گروهی را آسان می‌کند. هر کس باید برای تمام سؤال‌های موجود پاسخ خاص خود را بیابد. گروه‌های اجتماعی حتی می‌توانند برای انتقاد از دولت و نه در قالب گروه‌های ایده‌اولوژی و سازمان‌هایی که هدف آنها رسیدن به دولت باشد شکل بگیرد. باید دقت کرد که گروه‌های اجتماعی گرفتار نوعی ایده‌اولوژی که وحدت درونی بسیار و جدائی‌ ناگزیر از غیرخودی را می‌پروراند، نشود، زیرا آنچه سرمایه اجتماعی ایجاد می‌کند خوش‌بینی اعتقادی ـ قیام بر علیه خودکامگی و ارزش‌های متنوع اجتماعی احترام به سنت‌های وحدت بخش و جلوگیری از درهم‌ریختگی محیط فرهنگی و طبیعی می‌باشد. تکرار می‌کنیم تنوع این گروه‌های اجتماعی و جمعیت آنها سرمایه اجتماعی یک جامعه را بیان می‌کند و نشانه استحکام وحدت آن جامعه و شرط لازم برای جامعه دموکراسی است و تعداد گروه‌هایی که یک فرد در آن شرکت دارد و میزان مشارکت او، سرمایه اجتماعی یک فرد را مشخص می‌دارد و برای فرد اعتبار اجتماعی و محبوبیت عمومی می‌آورد.

 

از عوامل مخل سرمایه اجتماعی، استبداد است ـ شاید حکومت‌های استبدادی بتوانند تا حدود سرمایه اقتصادی و کارهای عمرانی از قبیل راه و راه‌آهن و شهرسازی را رونق دهند، ساختمان‌های بلند برای دانشگاه و دادگستری بسازند، اما با واهمه‌ای که از مردم دارند سرمایه اجتماعی را نابود می‌کنند و پس از استبداد مردمی از هم گسسته، ناسازگار و اجتماعی‌ پر هرج و مرج به یادگار خواهد ماند.

 

دولت که در جامعه دموکراسی یک سازمان مردم بنیاد، محاط بر دیگر سازمان‌های اقتصادی و اجتماعی است بدون حضور در آنها در محیط مناسب با تنظیم قوانین برای سهولت فعالیت‌های اقتصادی و اجتماعی نقش بیشتری می‌یابد اما حضور و مباشرت دولت در امور اقتصادی و اجتماعی به دخالت و اختلال فعالیت‌ها می‌انجامد. بنابراین گروه‌های فعالیت اجتماعی که در جوامع استبداد یا حکومت ایده‌اولوژی به کمک حکومت یا بر پایه ایده‌اولوژی حکومتی شکل می‌گیرند بی‌خاصیت‌اند حتی ممکن است مورد دشمنی مردم قرار گیرند و فعالین در آن اعتبار و پذیرش اجتماعی خود را از دست بدهند.

 

*نظرات وارده در یادداشت ها لزوما دیدگاه جرس نیست.


[1]. Das capital

 

 

ارسال به :

ارسال نظر
مشخصات فردی من را به خاطر داشته باش

*نظرات حاوی کلمات و عبارات رکیک و غیر اخلاقی و همچنین توهین و افترا منتشر نخواهد شد .
**از نوشتن نظر خود به صورت فینگلیش خودداری نمایید.
***از اینجا فینگلیش را به فارسی تبدیل کنید.

نظرات