دوشنبه ۲۰ آذر ۱۳۹۶ -
- 11 Dec 2017
22 ربيع الأول 1439 آخرین به روز رسانی : ساعت ۱۸:۱۷ به وقت ایران
جنبش راه سبز - جرس
ادامه هاى زينب

 

هنوز انگار كسى در حسينيه ارشاد دارد نيايش مى خواند، خطاب به زینب، فرزند علی، مظهر شجاعت و عشق:

"...با ملت خویش حرف بزن! ای زن!

ای که مردانگی در رکاب تو جوانمردی آموخت، زنان ملت ما به تو محتاجند، آنان را بر استعمار کهنه و نو، بر بندگی سنت های پوسیده و دعوتهای عفن، بر ملعبه سازان تعصب قدیم و تفنن جدید، به نیروی فریادهایی که بر سر شهر قساوت و وحشت می کوبیدی و پایه های قصر جنایت و قدرت را می لرزاندی بر آشوب!
تا در خویش بر آشوبند و تار و پود این پرده های عنکبوت فریب را بدرند، تا در برابر این طوفان بر باددهنده ای که به وزیدن آغاز کرده است ایستادن را بیاموزند و خود را از حرم های اسارت قدیم و بازارهای بی حرمت جدید به امامت تو نجات بخشند..."
 

نه قصه ی مبارزه برای به دست آوردن آزادى، اين بزرگترین موهبت انسانی، داستان جدیدی است و نه قصه ی زندان و شکنجه و سکوت.

خاک سرزمین ما سالهاست که برای رسیدن به آزادی، اسیر و شهيد داده است اما ما امروز شاهد تغییر بزرگی در متن جامعه ی زنانه هستیم، زنانی که همیشه نام همسر را به دنبال اسم خود یدک می کشیدند تا شاید هویتی از مردان شان داشته باشند امروز هویتی مستقل، از جنس شجاعت دارند.

اسرای سبز این روزها که هر گونه توهین، بدنامی و شکنجه را تحمل می کنند و در مقابل همه ی تهدیدها تنها سکوت کرده اند و از تن خود سپری برای به تاراج نرفتن روحشان ساخته اند و "تقوای ستیز" را آموخته اند تا در انبوه مسئولیت ها نلغزند،  در پیشاپیش خود زنانی دارند که صدای سکوت آن ها را فریاد می زنند؛ نه تنها برای دفاع از همسر بلکه برای دفاع از حقانیتی که هر روز بیشتر از قبل چوب حراج می خورد.

همسران و مادران اسرای امروز ما احساس و کلام همسرانه، مادرانه و عاشقانه را تنها برای جانمازهای خیس از اشکهای شان نگذاشته اند!

اينان هر شب طلب دل را به درگاه حق تکرار می کنند تا تنها پناه و سایه بان شان شاهد شکستگی ها و دلتنگی هایشان باشد و با تکیه بر چنین پناهی که بالاتر از او هیچ قدرتی نیست برای مقاومت در برابر بی رحمی ها آماده باشند، حرکت کنند، حرف بزنند، دست به قلم ببرند، به دنبال پرونده های مفقود و بی اثر سراغ قضات خواب آلوده بروند، برای گرفتن یک حق ملاقات، بدترین توهین ها را بشنوند و اجازه ی ذره ای ناامیدی به دلهای دریایی شان ندهند تا شايد حاکمان بفهمند كه این شیرزنان، "حق" خود را می خواهند نه حتی لحظه ای ترحم!

امروز که تن فرزندان این سرزمین را که قرنها عشق به این خاندان را در ظاهر و باطن خود داشته به باد "بند و باتوم" گرفته اند؛ زنان ما با زینب بیعتی تازه بسته اند تا چشم در چشم یزیدان روزگار بایستند، سرمشق شجاعت بگیرند و بر املای ترسشان خط قرمزی بکشند.

جامعه ی مردسالارى که همیشه زنان، بزرگترین قربانی اش هستند و نه تنها خودشان بلکه تلاش ها و فداکاری هایشان هم نادیده گرفته می شود به طوری که در بسیاری از مواقع فراموش می شود در کنار بزرگمردان تاریخش همیشه زنی وجود دارد تا بار تلخ کامی های روزگار را به دوش بکشد تا جبهه های مبارزه را برای مردش کمتر کند اكنون روزگار متفاوتى را تجربه مي كند!

حاکمیت بد خط این روزها به خیال خود سرنوشت شیرین بقایش را با رقم زدن سرنوشتی تلخ برای آزاد اندیشان و آزادی خواهان این خاک طاق زده است اما زهی خیال باطل که نه تنها در كنار هر مرد آزاده ای زنی محکم و دلسوز ایستاده است بلكه جلوتر از مردان خود که به دست غاصبان آزادی به سکوت وادار شده اند به فریاد آمده و شجاعت خود را به اثبات رسانده اند، تا به دنیا ثابت کنند زن شرقی و ایرانی که همیشه نمادی از همراهی با مرد است صدایی دارد که به طلب حق و عدالت از هیچ تهدید و شکنجه ای نمی هراسد و طعم عشق و شجاعت را با انتظار و اشکهای خود در هم آمیخته و به مقابله با ظلم برخاسته است و نه تنها نمی ترسند بلکه هر روز بیشتر و بیشتر امیدوار و رها می شوند: امیدوار به روزنه های روشنایی و رها از آنچه سنت هاى تاريك به آن ها تحمیل کرده اند.
 
اندازه ى طاقت شان نيست! مى دانند و مى دانيم، اما صداى دكتر شریعتی هنوز از حسينيه ارشاد بلند است كه اخلاص، طاقت مى آفريند!:

" آن ها که باید مرا بنوازند می زنند،
 آن ها که باید همگامم باشند سد راهم می شوند،
 آن ها که باید حق شناسی کنند حق کشی می کنند،
 آن ها که باید دستم را بفشارند سیلی می زنند،
 آن ها که باید در برابر دشمن دفاع کنند، پیش از دشمن حمله می کنند
 و آن ها که باید در برابر سمباشی های بیگانه ستایشم کنند، تقویتم کنند، تبرئه ام کنند، سرزنشم می کنند، تضعیفم می کنند، نومیدم می کنند، متهمم می کنند تا _ در راه تو _ از تنها پایگاهی که چشم یاری اى دارم و پاداشی، نومید شوم، چشم ببندم، رانده شوم... تا تنها امیدم تو شود، چشم انتظارم تنها به روی تو بازماند، تنها از تو یاری طلبم، تنها از تو پاداش گیرم، در حسابی که با تو دارم، شریکی دیگر نباشد، تا تکلیفم با تو و خودم روشن شود، تا حلاوت اخلاص را بچشم.

خدایا! اخلاص. خدایا! اخلاص"

و ما امروز آرامش خود را از اخلاص زنانى می گیریم که بی هیچ توقع و هیچ ترسی پا به پا و چه بسا جلوتر از همسران خود در صحنه ی تلخ و خونین تاریخ این روزها می تازند و نگاه مردان مردسالار این خاک به گرد پای آن ها هم نمی رسد.

لحظه ای تامل و پائین آوردن سری به نشانه ی احترام در مقابل اين ادامه هاى زینب، کمترین نشانه از قدرشناسی و باور آنان است.

ارسال به :


نظرات
حامد ( از فارس ) : ۱۲ آبان ۱۳۸۸, ساعت ۴:۱۶ قبل از ظهر
سلام ایدا خانم

زمانی که قدرت در دست اصلاح طلبان بود و در ان زمان بد ترین توهین ها به اسلام و ائمه میشد شما ها سکوت کرده بودید و امروز ائمه و خدا را وسیله ای برای رسیدن به قدرت مورد استفاده قرار مید هید
ارسال نظر
مشخصات فردی من را به خاطر داشته باش

*نظرات حاوی کلمات و عبارات رکیک و غیر اخلاقی و همچنین توهین و افترا منتشر نخواهد شد .
**از نوشتن نظر خود به صورت فینگلیش خودداری نمایید.
***از اینجا فینگلیش را به فارسی تبدیل کنید.