پنج‌شنبه ۲۳ آبان ۱۳۹۸ -
- 14 Nov 2019
16 ربيع الأول 1441 آخرین به روز رسانی : ساعت ۱۴:۱۷ به وقت ایران
جنبش راه سبز - جرس
فرهنگنامه سبز( 3)-همه پرسی
رفراندوم. نظرخواهی همگانی. همه پرسی ایرانی راست: " یک بار سی سال قبل همه پرسی کردیم، دیگه خفه شین." همه پرسی ایرانی معمولی: " مگه نمی گین همه موافقند، پس رفراندوم کنید." کاربرد در جمله: " خاتمی پیشنهاد کرد همه پرسی برگزار شود." کاربرد غلط در جمله: " از شورای نگهبان همه پرسی شده و نظر ملت معلوم شد    

همه پرسی( Hameh Porsi ): نوعی نظرخواهی که در آن از مردم سوال می کنند که آیا با چیزی مخالفند، موافقند یا نظرخاصی ندارند. رفراندوم. نظرخواهی همگانی. همه پرسی ایرانی راست: " یک بار سی سال قبل همه پرسی کردیم، دیگه خفه شین." همه پرسی ایرانی معمولی: " مگه نمی گین همه موافقند، پس رفراندوم کنید." کاربرد در جمله: " خاتمی پیشنهاد کرد همه پرسی برگزار شود." کاربرد غلط در جمله: " از شورای نگهبان همه پرسی شده و نظر ملت معلوم شد." جمله قصار: " شریعتمداری گفت: طراح اصلی همه پرسی مایکل لدین است." جمله قصار قدیمی: " آیت الله خمینی: لکن باید همه پرسی شود."

 

کلمات هم خانواده: بازپرسی( نظر کسی را بعد از فشار کافی بپرسد)، احوال پرسی( حال مجروح را پرسیده و از محل ضرب دیدگی بازدید کند.)، نظرسنجی( نظر مردم را بپرسند و هر چیزی که دوست دارند، به عنوان نتیجه اعلام کنند.)، دیده بوسی( دیگر پررو نشوند، دیده بوسی هیچ ربطی به همه پرسی ندارد، مگر اینکه نتیجه همه پرسی واقعا مورد نظر همه مردم باشد.)

همه پرسی در ادبیات فولکلوریک: " زور دارم حرفم پیشه، همه پرسی ام نمی شه"، " سر گاو تو خمره گیر کرده بود، گفتن چی کارش کنیم، گفتن همه پرسی"، " همه پرسی خوبه، واسه همسایه"، " رای تو پس بگیر، همه پرسی پیشکش"، کارد در مورد بریدن دسته خودش همه پرسی برگزار نمی کنه."، " اگر بلدی بیل بزنی، واسه چی رفتی فلسطین همه پرسی می کنی؟"

همه پرسی در ادبیات: " نقل است که شیخ محمود ارادانی را بگفتند، چه گویی در احوال ملت فلسطین، بگفت همه پرسی گردد از هر چه انس و جن باشد، در ارض و سما، و در مسلمین و یهود و نصارا، پس بگفتند، در احوال ملت خود چه فرمائی؟ ناگاه آسمان سیاه بشد و صد تن از عساگر و داروغگان سررسیدند و هر کس سووال نمود به ریسمان بستندی و به چاه افکندند و این از کرامات شیخ بود."( تذکره الاولیاء، ذکر شیخ محمود نورالدین ارادانی، ص 447) " چون سلطان محمود آمد، سالار و لشگر را که نامزد کرده بودند دید با سپاه تمام پس کشته ها پشته و پیادگان انبوه به زندان برفتند و شیخ محمد گفت همه پرسی کنیم تا چه شود و هیچ نشد."( تاریخ بیهقی، ج 2، ص 481)

بیت
در همه پرسی ما بی خبران حیرانند
این همه رای نوشتم، دگر ایشان دانند

غزل
انتخابی نموده ام همه پرس
دلبری برگزیده ام همه پرس
گشته ام بین همه عاقل ها
تحفه ای برگزیده ام همه پرس
آن چنان آب دیده افشاندم
پیش ملت که لطفا از همه پرس
انتخابم خودش همه پرسی است
آن یکی گویدم بکن همه پرس

ارسال به :


نظرات
ارسال نظر
مشخصات فردی من را به خاطر داشته باش

*نظرات حاوی کلمات و عبارات رکیک و غیر اخلاقی و همچنین توهین و افترا منتشر نخواهد شد .
**از نوشتن نظر خود به صورت فینگلیش خودداری نمایید.
***از اینجا فینگلیش را به فارسی تبدیل کنید.