یکشنبه ۲۹ دی ۱۳۹۸ -
- 19 Jan 2020
23 جمادى الأولى 1441 آخرین به روز رسانی : ساعت ۱۴:۱۷ به وقت ایران
جنبش راه سبز - جرس
جمهوری ایرانی‌ و دیوار‌های واقعیت

 

شعار متفاوت "جمهوری ایرانی‌" که توسط برخی‌از سبزها در راهپیمایی‌های اخیر سر داده شد، چنانکه انتظار می‌‌رفت تبدیل به محل مناقشه شده است. هدف این یادشت کوتاه اما، نه ارزیابی درستی‌یا نادرستی ذاتی این شعار، بلکه سنجیدن میزان فایده آن در ترازوی عمل است چراکه هر جنبش سیاسی در نهایت باید معطوف به نتیجه باشد و عملگرایی و واقع‌گرایی دو خصیصه مهم و ناگزیر یک جنبش پیروز است

شعار جمهوری ایرانی‌البته شعار گنگی است و بیشتر جنبه سلبی آن در تقابل با جمهوری اسلامی مهم بوده است، نه جنبه ایجابی آن، و چه بسا که جمهوری ایرانی‌۸۸ خوش‌سرنوشت‌تر از جمهوری اسلامی ۵۷ نباشد. اما حتا همین جنبه سلبی نیز تناسبی با واقعیات اجتماعی و بویژه با توانایی‌‌ها و ظرفیت‌های جنبش سبز ندارد. جمهوری ایرانی‌ شعاری است که حتا اگر به مذاق برخی‌از ما خوش بیاید، با خط کش عملگرایی چیزی از جنس "آرزوپنداری" است، این شعار اگر درست باشد، متاسفانه برخاسته از ایده‌ال‌گرایی نه چندان مسئولانه است و اگر غلط باشد، آن هم نیست

درست است که جنبش سبز ظرفیت‌های بسیاری دارد، درست است که این جنبش خلاقانه است، غیر متمرکز است، جوان است و هنرمند است؛ اما در عین حال، این هم درست است که جنبش سبز در جستجوی راهبردهای کم هزینه است. این جنبش که در طلب زندگی‌بهتر و "حیات کریمانه" به حرکت درآمده، تا بحال نشان داده که نمی‌تواند یا نمی خواهد برای رسیدن به چنان زندگی‌از مسیرهای پرهزینه و خشونت‌خیز عبور کند. جناب آقای موسوی با فراست سیاسی بالای خود به همین نکته اشاره کردند وقتی‌خواستار خلق روش‌هایی‌ شدند که حتا برای "زنان باردار و کودکان خردسال" نیز به قدر کافی‌ امن باشد. از این جهت، شعار جمهوری ایرانی‌که در کنه خود دعوت به مسیری پر هزینه را نهفته است، بی‌شک ورای طاقت جنبش سبز است

این شعار همچنین از معدل خواست جنبش سبز نیز دور به نظر میرسد و منجر به ریزش نیرو خواهد شد. فعالان ستاد جناب آقای موسوی که در ارتباط مستمر با ستادها و گروه‌های مختلف در تهران وشهرستان‌ها بودند فراموش نمیکنند که بخش مهمی از مردمی که به جنبش سبز پیوستند بیش از هرچیز از حال و روز زندگی‌خود (از جمله ابتداییاتی چون وضع معاش، میزان آرامش و امید، احساس امنیت اجتماعی، اقتصادی و قضایی) به تنگ آمده بودند. آنها در جستجوی هدف عملی‌و محسوس بهبود نسبی‌ شرایط زندگی‌در حدودی که میتوان از یک رئیس جمهور انتظار داشت به پای صندوق‌های رأی رفتند و در عکس‌العمل به خیانت در آرا به خیابان آمدند. هسته اصلی‌خواست آنها همچنان بهبود نسبی‌شرایط زندگی‌ از راه اصلاحات "تدریجی‌" است، نه به این خاطر که مردم ایران یا طرفداران جنبش سبز به طور غیر عادی با حوصله‌اند و بر اصلاحات طولانی و تدریجی‌صبور؛ بلکه بخاطر اینکه طاقت تحمل فشار مضاعف ناشی‌از تغییرات شدید را در خود نمی‌‌یابند. از این منظر، بیانیه‌ها و استراتژی‌های جناب آقای موسوی به معدل خواست جنبش سبز بسیار نزدیکتر است تا شعار‌هایی‌از جنس جمهوری ایرانی

در نهایت (و با تاکید مجدد که اینجا ارزیابی درستی‌ یا نادرستی این شعار در عالم ایده‌ال مدّ نظر نیست) شعار جمهوری ایرانی‌در ساحت عمل به نفع نیروهای سرکوبگر بوده چراکه آنها توانسته‌اند با توسل به این شعار، پایگاه اجتماعی محدود اما به هر حال موجود خود را به حرکت دراورند. فراموش نکنیم که یکی‌از شکست‌های مهم کودتاگران در ایام پس از انتخابات ناتوانی‌آنها از به حرکت در آوردن این پایگاه اجتماعی و به خیابان آوردن آنها در مقابل حضور خیابانی جنبش سبز بود. بی‌حیایی سرکوبگران و بویژه شخص اول دولت چندان بود که برانگیختن این پایگاه اجتماعی را بسیار دشوار نموده بود. شعار جمهوری یرانی در عمل به سرکوبگران کمک کرده تا با ایجاد احساس خطر کاذب در بین پایگاه اجتماعی خود، به تدریج آنها را فعالتر کنند

در پایان، و با توجه به حجم نوشته‌هایی‌که در خارج از ایران دربارهٔ این شعار چاپ شده، ضروری است به برخی‌از دوستان جنبش سبز که در خارج از کشور تشریف دارند، خاضعانه نکته‌یی را یادآور شد. جنبش سبز بنیادش، اساسش و هسته اصلی‌-اش در ایران است؛ هزینه‌اش در ایران پرداخت شده و رهبریش در ایران است. روزی که رهبری این جنبش به خارج از ایران منتقل شود، روز پایان این جنبش است. مهاجرت کاری البته سخت است، بویژه اگر به اجبار و از جنس تبعید سیاسی باشد. اما مهاجرت، چه خواسته و چه ناخواسته، لوازم، اقتضائات و عواقبی دارد که متاسفانه ناگزیر است. یکی‌از آ‌ن‌ اقتضائات این است که فرد مهاجر در تحلیل شرایط اجتماعی داخل کشور، در ارائه راه حل برای مشکلات و بویژه در تشویق این حرکت یا تقبیح آن حرکت کمی‌ "احتیاط و تامل پیشه کند." شعار جمهوری ایرانی به اغلب خیابان‌های تهران (بویژه از مرکز شهر به پایین) ربطی‌ندارد و وقتی‌به خیابان‌های شهرهای دیگر برویم، این ارتباط حتا کمرنگ تر می‌‌شود. می‌‌توان در حوزه اندیشه در باب آ‌ن‌مباحثات شیرین و طولانی‌نمود، اما در حوزه تمهید استراتژی، این شعار بی‌فایده، ضرر خیز، غیر واقع گرایانه و لذا غیر مسئولانه است
 

ارسال به :


نظرات
کامبیز ( از تهران ) : ۱۳ آبان ۱۳۸۸, ساعت ۱۰:۱۵ قبل از ظهر
من نمیفهمم كه چرا رهبران جنبش سبز اینهمه واهمه دارند از شعرهای مردم و به چالش کشیدن رهبر! مردم تصمیم خود را گرفتند حالا زمان این است كه رهبران سبز به دنبال مردم بروند اگر نمیخواهند كه از قافله عقب بمانند! اگر مردم میگن "جمهوری ایرانی" یعنی اینکه ما از جمهوی نسخه آزادش رو میخواهیم، همون مدلی كه در کشورهای آزاد هستش نه آنی كه دموکراسی در لفافه دین یا هر نسخه من در آوردی باشه كه نه با آزادی و نه با حقوق بشر جور در بیاد. کجای این انقلاب خوبه كه بخواهیم قانون اساسیش رو نگه داریم؟ ما ایرانی آزاد و پیشرفته خواهیم ساخت چه با رهبران سبز چه بدون انها!
ارسال نظر
مشخصات فردی من را به خاطر داشته باش

*نظرات حاوی کلمات و عبارات رکیک و غیر اخلاقی و همچنین توهین و افترا منتشر نخواهد شد .
**از نوشتن نظر خود به صورت فینگلیش خودداری نمایید.
***از اینجا فینگلیش را به فارسی تبدیل کنید.