سه‌شنبه ۳۱ مرداد ۱۳۹۶ -
- 22 Aug 2017
29 ذو القعدة 1438 آخرین به روز رسانی : ساعت ۱۸:۱۷ به وقت ایران
جنبش راه سبز - جرس
ایران مهره شطرنج بازی آمریکا و پاکستان

 

 
قتل آقای اسامه بن لادن درست در چند ده کیلومتری اسلام‌آباد پایتخت پاکستان و چند ده متری بزرگترین پادگان آموزشی این کشور، در کنار تمامی ماجراهای پیرامون آن، درحال ایجاد تحولی در روابط پاکستان با امریکا است که در آن رابطه، به ناگهان نقش تهران پرنگ می‌شود.
شک و شبه در نقش مقامات بالای نظامی-اطلاعاتی پاکستان در پناه دادن به آقای اسامه به لادن ، به عاملی برای تندشدن لحن اسلام‌آباد و واشنگتن نسبت به هم و دور شدن پاکستان و امریکا از هم شد و در این میان سیاست‌مداران پاکستانی با تیزهوشی تمام، می‌دانند چگونه ساکنان «کپتول هیل» در واشنگتن را تحت فشار قرار دهند: گرم کردن روابط با تهران.
امریکا مدت‌ مدیدی است هر اقدام خود را در خاورمیانه با یک سنگ محک می‌سنجد: این اقدام چه تاثیری بر توازن قوا در خاورمیانه دارد؟ به نفع ایران تمام می‌شود یا خیر؟
 
آقای «دیوید سیر» در روزهای اول رودررویی نظامی ناتو و متحدین و رژیم آقای قذافی، در روزنامه نیویورک‌تایمز با توصیف اتفاقاتی که در حین تصمیم‌گیری در این زمینه در کاخ‌سفید افتاده، نوشت:« بعد از گوش دادن نظر کارشناسان مختلف درباره زیر و بم حمله نظامی به لیبی توسط رییس جمهور بلافاصله ، بحث به سمت یک موضوع بسیار استراتژیک‌تر کشیده شد،( تاثیر این حمله بر) ایران. «توماس دانلیون» مشاور امنیتی کاخ سفید گفت: « همه در ایران در حال نگاه کردن به هر حرکت آقای اوباما در جهان عرب هستند» او در ادامه نوشت:« در واقع، معضل ایران بازی شطرنج در منطقه را بسیار پیچیده کرده است.»1
حتی آقای «جو کلین» ستون نویس مجله تایم نیز در این رابطه نوشت این خجالت‌بار است، ما به این علت به لیبی حمله کرده‌ایم که چون اگر حمله نکنیم جلوی ایران ضعیف به نظر میرسیم.
به نظر می‌رسد با کمی اغماض این نظریه درست باشد، تمامی قدم‌هایی که ایالات متحده امریکا در منطقه برمی‌دارد با این معیار سنجیده می‌شود که این اقدام در توازن قوا پیرامون ایران چه تاثیری دارد؟ و این اتفاق آیا کفه ترازو را به سمت تهران سنگین می‌کند یا خیر؟
 
مقامات پاکستانی به خوبی به این مسئله واقفند و سعی کرده‌اند سریعا با سفر به تهران و دیدار با مقامات ایرانی سزای دور شدن واشنگتن از اسلام‌آباد را به مقامات امریکایی نشان دهند و از سویی دیگر مقامات ایرانی نیز در تلاشند خود را به شکافی که مرگ بن لادن میان امریکا و پاکستان ایجاد کرده، وارد کنند.
آقای فاروق حامد نايک، رییس مجلس سنای پاکستان به ایران سفر کرده و با مقامات عالی رتبه ایران از جمله همتای ایرانی خود،آقای علی اکبر صالحی وزیرامور خارجه، اقای سعید جلیلی نماینده آقای خامنه‌ای در شورای امنیت ملی و آقای محمود احمدی نژاد دیدار کرده است.
در این دیدارها ایران به دستگاه اطلاعاتی پاکستان که متهم به همکاری با القاعده و مخفی کردن آقای بن‌لادن است پیشنهاد همکاری داده و آقای علی لاریجانی نیز بر اهمیت آن تاکید کرد.
اما آقای احمدی‌نژاد در این زمینه صریح‌تر صحبت کرد و گفت:« ايران و پاكستان داراي منافع و دشمنان مشترك هستند،مشكلات موجود در منطقه هميشه خارج از منطقه و توسط بيگانگان به ملت‌ها تحميل شده است. امروز ضرورت دارد كشورهاي منطقه بويژه تهران و اسلام آباد با گسترش ارتباطات سياسي، اقتصادي و فرهنگي و با همكاري نزديك يكديگر، فراتر از طراحي‌هاي دشمنان بشريت اقدام كرده و صلح، امنيت و رفاه را براي ملت‌هاي منطقه به ارمغان آورند.» و همکاری های تجاری و امنیتی و فراهم کردن انرژی مروردنیاز پاکستان وعده ای بود که آقای فاروق نایک در دیدار با تمام مقامات ایرانی دریافت کرد و او نیز از سوی دیگر بر استحکام بیشتر بر رابطه با تهران تاکید کرده:«امروز زمان آن است كه ايران، پاكستان و افغانستان دست به دست هم و با همكاري يكديگر صلح و آرامش را در منطقه تثبيت كنند.» ویا گفته:« زماني که آقاي زرداري به رياست جمهوري پاکستان رسيد در يکي از نخستين نطق هاي خود خاطرنشان کرد که ما بايد جمهوري اسلامي ايران و ارتقاي روابط با اين کشور را در راس اولويت خارجي خود قرار دهيم.»
 
پاکستان دقیقا می‌داند که چه می‌خواهد وکجا باید دنبال آن بگردد و ایران نیز دقیقا می‌دانند آنچه که دارد، دقیقا چیزی است که پاکستان به دنبال آن است.
پاکستان با اینکه به هیچ‌وجه کشوری صنعتی نیست اما به شدت با مشکل کمبود انرژی مواجه است، از سویی دیگر با فقر درگیر است و مشکل بغرنج دیگری نیز دارد به نام کمبود شدید مواد غذایی.
در این سو نیز ایرانی قرار دارد با دریایی از نفت، کهکشانی از گاز و دنیایی از مواد غذایی مورد نیاز پاکستان.
تنها 60 درصد مردم پاکستان به برق دسترسی دارند، 18 درصد گاز لوله‌کشی در اختیار دارند و میزان درخواست انرژی در پاکستان طی بیست سال آینده به میزان 250 درصد افزایش خواهد یافت. پاکستان در سال 2010  به چیزی حدود 20000 وات در روز نیاز به انرژی برق دارد که خود تنها میتواند 14000 وات آن را تولید کند و سیل سال گذشته نیز بر فقر و قحطی شدید در این کشور افزوده است.2
به نظر می‌رسد با توجه به شرایط نامناسب اقتصادی پاکستان، این کشور دست به بازی‌ای زده که یک بازی دوسربرد برای اسلام‌آباد است.
 
اگر امریکا از پاکستان دور شود ایران غنی از نفت و گاز و پول پاکستان را زیر چتر حمایت خود می‌گیرد و پروژه خط لوله انتقال گاز و صادرات برق ایران به این کشور که با فشارهای امریکا از سال گذشته کاملا به فراموشی سپرده شده دوباره زنده می‌شود و از سوی دیگر شاید پاکستان در پروژه هسته‌ای ایران به ایران کمک کند و ایران نیز رفیقی پیدا می‌کند که سلاح هسته‌ای در دست دارد و البته نباید فراموش کرد جمع ایران و پاکستان مساوی تمامی کشور افغانستان است؛ تهران و اسلام‌آباد می‌توانند با همکاری هم، افغانستان را به جهنمی برای امریکا و دولت آقای اوباما بدل کنند و درحالی که امریکا به شدت در تقابل پاکستان-هند به دشمن دیرینه اسلام‌آباد، یعنی دهلی نو نزدیک شده، پاکستان نیز به اتحادی استراتژیک با یک قدرت منطقه ای دست زند.
این درست اتفاقی است که صد درصد آقای اوباما و تیم امنیتی و سیاسی او پیش بینی کرده بودند.
زمانی که آقای اوباما، مرگ آقای بن‌لادن را اعلام کرد با زیرکی با تاکید بر به قتل رسیدن آقای بن لادن «در قلب پاکستان» - و نه در نقطه‌ای دور افتاده در نزدکی مرز افغانستان با پاکستان-، سعی کرد پاکستان را متوجه نقش خود در پناه‌دادن به آقای بن‌لادن و یا حداقل اهمال در رسیدگی به این موضوع کند. اما در ادامه با تشکر از پاکستان سعی کرد بازی به سمتی سوق پیدا نکند که اسلام‌آباد به سمت «دشمن» متمایل شود. این ظرافت در بیان خانم هیلاری کلینتون نیز دیده شد، هرچند این روزها با تمام تلاش کاخ‌سفید به نظر می‌رسد روند تقابل دو کشور امریکا و پاکستان رو به تندی گراییده است.
اما مقامات نزدیک به کاخ سفید بسیار بیشتر از سیاستمداران جمهوری‌خواه حاضر در کنگره و سنای امریکا سعی کرده‌اند پاکستان را نزدیک خود نگه دارند تا پاکستان به ایران نزدیک نشود. در حالی که اعضا کنگره امریکا طرحی مبنی بر کم شدن میزان کمک‌های مالی و نظامی امریکا به پاکستان ارایه داده‌اند آقای لئون پنتا رییس سیا و خانم هیلاری کلینتون بر ادامه کمک نظامی- مالی امریکا به پاکستان تاکید کرده‌ و به نقش تعیین کننده این کشور در مبارزه با تروریسم اشاره کرده اند.
 
به نظر می‌رسد واشنگتن باهوش‌تر از آن باشد که پاکستان را در دامن ایران رها کند و پاکستان نیز زیرک‌تر از آن است که خود را به دولت مستعجل فعلی ایران گره بزند که در دنیا تقریبا هیچ دوستی ندارد.
بدین ترتیب روشن است که پاکستان می خواهد با تهدید به افتادن به دامن ایران، کمک‌های نظامی-مالی امریکا به این کشور را اگر نمیتواندافزایش دهد لااقل از کاسته شدن میزان انها جلوگیری کند. لازم به ذکر است که دولت امریکانیز حدود دو ماه پیش پیشنهاد افزایش کمک‌های مالی-نظامی به پاکستان را ارایه داده بود که همچنان در کنگره امریکا مسکوت مانده است.
پی‌نوشت:
*نظرات وارده در یادداشت ها لزوما دیدگاه جرس نیست.
ارسال به :


نظرات
ارسال نظر
مشخصات فردی من را به خاطر داشته باش

*نظرات حاوی کلمات و عبارات رکیک و غیر اخلاقی و همچنین توهین و افترا منتشر نخواهد شد .
**از نوشتن نظر خود به صورت فینگلیش خودداری نمایید.
***از اینجا فینگلیش را به فارسی تبدیل کنید.