دوشنبه ۲۹ مهر ۱۳۹۸ -
- 21 Oct 2019
20 صفر 1441 آخرین به روز رسانی : ساعت ۱۴:۱۷ به وقت ایران
جنبش راه سبز - جرس
حسین کروبی:  پدرم دسترسي به هيچ‌گونه وسيله ارتباطي ندارد
 جرس: صد روز از حصر خانگی مهدی کروبی و همسرش می‌گذرد و در این مدت اخبار ضد و نقیضی درباره شرایط وی از سوی رسانه‌های دولتی منتشر می‌شد که تلاش می‌کردند، شرایط وی را شرایطی عادی جلوه دهند.

 

اما حسین کروبی، فرزند ارشد آن‌ها این اخبار را کذب می‌داند و حتی اعلام می‌کند که پدرش هفته‌ی گذشته "برای اولین بار" توسط ماموران امنیتی به هواخوری مجتمع محل سکونت‌شان برده شده است.

 

حسین کروبی همچنین از فشارهایی که پس از آغاز این حصر بر وی و خانواده‌اش آمده می‌گوید و خبر می‌دهد که "نزدیک به سه ماه است  ماموارن امنیتی پرونده‌های تحصيلی فرزندانم را از مدرسه ضبط کرده و با خود برده اند."

 

خبرنگار جرس درباره آخرین وضعیت مهدی و فاطمه کروبی، با پسر ارشد آن‌ها به گفت‌وگو نشسته است که در پی می‌آید:

 

در حال حاضر نزديک به صد روز از حصر آقاي کروبي و همسرشان مي‌گذرد؛ ممکن است درباره آخرين وضعيت پدر و مادرتان توضيح دهيد؟

 

قبلا همان‌طور که مادرم در مصاحبه با سايت سحام نيوز گفته بودند شرايط  پيش از عيد نوروز بسيار سخت بود. ولي بعد از عيد نوروز شرايط کمي بهتر شده.  به اين معنا که از 15 فروردين نيروهاي امنيتي تلويزيوني را در اختيار قرار دادند. البته برنامه هاي تلويزيون که ديدن ندارد، تنها آقاي کروبي سريال مختارنامه را جدي پيگيري مي کردند و يا اينکه از برخي برنامه هاي خبري صدا و سيما استفاده می‌کنند. چند روزي هم هست که مادرم توانسته اند چند کتاب شعري که حاج آقا به ايشان سفارش داده بودند مانند ديوان اشعار حافظ و مولانا و پروين اعتصامي را با هماهنگي ماموران امنيتي برايشان تهيه کنند و اکنون آقاي کروبي به غير از قرآن و مفاتيح، صاحب اين کتاب ها شدند و اوقات خود را با اين ها سپري مي کنند. جالب هست که بدانيد هفته گذشته نيز براي اولين بار، ماموران پدر را براي هواخوري به حياط مجتمع برده بودند.

نيمي از واحدهای مجتمع مسکوني که پدر و مادرم در آن‌جا ساکن هستند متعلق به افراد ديگر است و طي اين مدت حقوق آنان به دليل اين رفتار نيروهاي امنيتي ضايع شده بود، به همين دليل پدرم درخواست کردند که مادرم خانه اي را تهيه کنند که از اين منزل به منزل ديگري نقل مکان کنند تا بيش از اين حقوق مالکان ديگر ضايع نشود.  مادرم ابتدا ساختماني را در حوالي ميدان هفت تير فراهم کردند،  ولي مورد موافقت وزارت اطلاعات قرار نگرفت. آن هم به دليل موقعيتش که در هفت‌تير هست. اکنون مادرم مجددا دنبال مکان ديگري هستند؛ اما مشکل اساسي اين هست که مالکان حاضر به اجاره و رهن دادن منزل‌شان نمي‌شوند. اين عدم موافقت مالکان از جهت آقاي کروبي و همسرش نيست بلکه به خاطر 20 مامور امنيتي است که شبانه روز در منزل باید حضور داشته باشند. مالکان نمي دانند و مطمئن نیستند که چه بلايي بر سر ملک ممکن است بيايد و جرات رهن و اجاره دادن ملک خود را ندارند. بنده اميدوارم مادرم تا چند روز آينده بتوانند اين محل جديد را تهيه و انتخاب کنند. در مورد تلفن نيز بايد بگويم آقای کروبی به هيچ عنوان دسترسي به هيچ‌گونه وسيله ارتباطي ندارند. نه روزنامه و نه کتاب و نه چيز ديگري. البته مشکلي براي خريد مواد آذوقه نيست. در مورد ملاقات ها هم هرکدام از فرزندان به غير از من توانسته‌اند يک مرتبه ديدار داشته باشند.

 

به نظر مي آيد رسانه‌هاي جريان حکومتي همچنان علاقه زيادي به انتشار اخبار دروغ  و مشکوک در مورد رهبران جنبش سبز و همسرانشان دارند، به صورت مشخص و در آخرين مورد سايت نداي انقلاب اقدام به انتشار اخبار عجيبي از وضعيت ايشان در حصر کرد. چه دليلي براي چنين فضا سازي هايي مي بينيد؟

 

متاسفانه از رسانه‌هايي که از پول بيت‌المال دارند ارتزاق می‌کنند هيچ جاي تعجبي نيست. وقتي که در سوريه صدها نفر کشته شده اند و کلمه‌ای اين رسانه ها نمي گويند و يا با کمال وقاحت شهيد دزدي مي کنند و شهداي جنبش سبز را به عنوان شهداي بسيج مصادره کرده و براي آنها کارت بسيج جعلی صادر می‌کنند و حتي به خانواده‌ها مراجعه مي کنند و قصد دارند با دادن وعده استفاده از مزاياي بنياد شهيد، پول نقد و غيره آنها را تطمیع و  خانواده ها را از تکذيب اصل ماجرا و موضوع بازدارند؛ ديگر از  اين رسانه ها و اخبارشان چه انتظاري بايد داشت و اخبار اينها هيچ گونه اعتبار و ارزشي ندارد.

 

در اين مدت، براي خودتان و برادرتان نيز محدوديتي پيش آمده است؟ يادم مي آيد روزهايي  شما گفته بوديد حتي امنيت به مدرسه فرستادن فرزندتان را هم نداريد؛ آيا فشارها و مزاحمت‌ها همچنان ادامه دارد؟

 

بعد از اينکه در همان ايام به منزل من ريختند و حدود ۱۳ روز در خانه ام مستقر بودند و حتي فزرندانم در اين ايام دسترسي به کتاب‌هاي مدرسه شان نيز نداشتند؛ دوستان اطلاعاتی زحمت کشيدند و از منزل شخصي من خارج شدند و به دنبال آن با مراجعه به محل تحصيل فرزندانم ،حدود سه ماه است که پرونده هاي تحصيلي فرزندانم را از مدرسه ضبط کرده و با خود برده اند. بنده هم پيغام دادم و مجددا از همين طريق پيغام مي‌دهم که اگر پرونده هاي فرزندانم را برنگردانيد به رهبري نامه مي نويسم و برخي موارد را با ايشان مطرح مي کنم. چون اين‌طور کارهاي زشت و کودکانه فقط توسط سازمان امنيت استالين صورت مي گرفت و اين براي حاکميت زشت است که بعد از رفتن سراغ خانواده مهدي کروبي حالا به سراغ نوه هاي وي نيز بروند. کار حکومت به کجا رسيده که از دو فرزند مدرسه اي من جهت  فشار بر من دارند استفاده مي کنند؟  کاري که ساواک حتي يک مورد با چريک‌های مسلح هم انجام نداد. اين اقدامات نهادهاي امنیتی نشان از قدرت آنها نيست، بلکه نشان از ضعف آن‌ها است.

 

در حال حاضر پدر و مادرتان کجا هستند؟

  

همانطور که طي اين مدت گفته شد حاج آقا در منزل هستند و هرگز نتوانستند از منزل حتي براي دقايقي خارج شوند ولي مادرم براي درمان و براي تعويض منزل از خانه خارج شده اند.

 

 آخرين بار که يکي از اعضاي منزل يا دوستان آنها را ملاقات کرده‌اند کی و تحت چه شرايطي بوده است؟

  

آخرين ديدار با آقاي کروبي توسط خانواده من صورت گرفت اما متاسفانه به دليل اينکه ماموران خواسته بودند همسرم را بازرسي بدني کنند و ايشان اعتراض کرده بودند، از ملاقات همسرم با پدر جلوگيري به عمل آورده بودند. همسرم به بازرسان گفته بود "وقتي ديدار در حضور چهار ماموران امنيتي خانم و آقا صورت مي‌گيرد ديگر چه جاي بازرسي بدني و اين‌که من چه چيزي را مي‌توانم به ايشان در حضور اين تعداد نيرو امنيتي منتقل بکنم؟ از طرف ديگر اين‌جا منزل آقاي کروبي هست و شما منزل ايشان را تصرف کرده ايد و حق نداريد مرا بازرسي بدني کنيد." لذا تنها فرزندانم با ايشان ديدار داشتند. در همان ديدار پدرم به فرزندانم گفته بودند: "من اگر آزاد بشوم همان بيانيه‌ها و همان مصاحبه ها را انجام خواهم داد و بر مواضع قبلي خودم محکم ايستاده ام".

 

 گفته شد که مدت‌ها چراغ منزل‌شان خاموش بود و هيچ تحرکي در منزل مشاهده نمی‌شد. آيا مشخص شد که در آن روزها ايشان در کجا و تحت چه شرايطي بوده‌اند؟

 

همان‌طور که در همان زمان گفته شده بود ايشان را از منزل خارج نکرده بودند و نيروها پنجره ها را بسته و روي آنها را پوشانده بودندکه هيچ نوري از منزل خارج نشود. لذا هيچ گونه علامتيکه مبني بر حضور اين عزيزان در منزل باشد وجود نداشت و ما تصور مي کرديم هيچ کسي در منزل نيست. حتي ماموران چراغ هاي پارکينگ و راهرو ها را نيز خاموش کرده بودند. پدر و مادرم آن روزها در شرايط خيلي سختي بوده اند و به موقع گفته خواهد شد که چه رفتارها و برخوردهاي  زشتي را اين افراد با اين دو بزرگوار انجام داده اند.

 

با تشکر از وقتی که در اختیار جرس قرار دادید و با امید آزادی رهبران جنبش.

ارسال به :