زنده یاد مهندس عزت الله سحابی و پدرش شادروان دکتر یدالله سحابی هر دو از سابقون و فرهیختگان کشورمان محسوب می شدند.
بنده در مجموع بیشتر از 5 یا 6 بار از نزدیک با مرحوم عزت الله سحابی دیدار و گفتگوی کوتاه نداشته ام، اما دورادور مواضع او را اغلب تعقیب می کردم.
گرچه در پاره ای از موارد با ایشان اختلاف نظر داشته ام اما هر شخص بی طرفی که با دیدگاه های مرحوم مهندس عزت الله سحابی آشناست مانند راقم شهادت خواهد داد که او در مقایسه با بسیاری از کسانی که امروز بر طبل تدیّن و دفاع از کشور می کوبند و بر سفره دین نان می خورند، به مراتب معتقدتر، متدین تر، پاکتر و برای کشور و مردم دلسوزتر بودد. اما دریغا که در زمان حیات این بزرگمردان کمتر کسی قدر آنان را می داند و زمانی که چنین سرمایه هائی را از دست می دهیم مدح و مرثیه خوانی ها آغاز می شود!
مهندس عزت الله هم همچون پدر بزرگوارش مبارزی نستوه و مقاوم و شخصیتی آگاه، فرهیخته، وارسته، متین، باوقار و بسیار فروتن و افتاده بود و با وجود دارا بودن چنین اوصافی، در روزگاری که اغلب مردم در فکر معاش و تامین نیازهای مادی خود هستند، بیشترین عمر خود را صرف مبارزه برای رسیدن به آرمانهایش کرد.
با اینکه پس از انقلاب او هم می توانست مانند اغلب سیاستمداران کشورمان با کمی عقب نشینی از مواضع و آرمان های آزادیخواهانه اش و یا حداقل پیشه کردن دورنگی و تقیه، همرنگ سیاست پیشگان شده و به توجیه وضع موجود بپردازد و به پیروی از حافظ بگوید: "پدرم روضه ی رضوان به دو گندم بفروخت / من چرا ملک جهان را به جوی نفروشم"، و از این طریق پله های نردبان ترقی را به سرعت طی کند و رنج آزادگی و سیاستمداری بی غل وغش را بجان نخرد، لیکن همچون پدرش و شادروان بازرگان ترجیح داد تا باده عزّت و شرافت نوشیده و کرامت انسانی و اعتقادات خود را به لقمه ای نان و مقام نفروشد!
این سخن امروز من نیست، در سال 1378 هم در مناظره ای که با آقای امیر محبیان در دانشگاه تبریز داشتم آشکارا گفتم در زمانی که امثال بازرگان، یدالله و عزت الله سحابی برعلیه استبداد و برای احیای دین و تامین آزادی های سیاسی مبارزه می کردند و هزینه مبارزات و حق گوئی های خود را در زندان های رژیم شاهنشاهی می پرداختند بنده و بسیاری از تازه به دوران رسیده های امروزی که کسی جز خود را قبول ندارند و عالم و آدم را به دشمنی و برانداز و خیانت متهم می کنند، به مکیدن پستانک اشتغال داشتیم.
حتی یکی از اتهاماتی هم که در اسفند 1386 در شورای نگهبان علیه بنده مطرح شد این بود که "در جائی گفته ام من به دکتر شریعتی،دکتر یدالله سحابی، مهندس بازرگان و مهندس عزت الله سحابی ارادت دارم".
لذا در پاسخ به اعضای شورای نگهبان هم گفتم که: "این ادعا کاملا صحت دارد و زمانیکه این شخصیت ها در راه اسلام و آرمان های انقلاب مبارزه می کردند امثال من و شما پستانک می خوردیم آیا عواطف و علائق انسانی هم که یک امر شخصی است نشانه زائل شدن صلاحیت است ؟ مقام رهبری هم پس از فوت مرحوم مهندس بازرگان و دکتر یدالله سحابی از آنان تجلیل کرد"!
یکی از سجایای اخلاقی سحابی مانند پدرش و بازرگان معطوف به حق گوئی و رعایت اعتدال و انصاف در اظهار نظرها بود و به همین سبب باوجود اینکه در پاره ای از مسائل و سیاست های رایج با مسؤولان کشور اختلاف نظر جدی داشت و برغم اینکه در اثر عملکرد برخی مسئولان و دست اندرکاران نظام متحمل انواع آزار و اذیت و اهانت و تحمل زندان شده و به شدت دل شکسته و آزرده خاطر گشته بود، اما برخلاف کسانی که صرفا با حذف شدن از قدرت به صف منتقدین می پیوندند و جامه آزادیخواهی بر تن کرده و بیکباره مدافع حقوق و آزادی های سیاسی می شوند، در بیان دیدگاه ها و انتقاداتش هرگز از مرز انصاف عبور نکرد و مواضعش به غرض ورزی آلوده نشد و انصاف و اعتدالش در محاق لجاجت و بی تقوایی قرار نگرفت.
به همین سبب وقتی خبرنگار یکی از رسانه ها از او می پرسد که ایا شما اپوزیسیون هستید یا پوزیسیون؟ صریحا پاسخ می دهد:
"ما تكلیفمان را با نظام و اصل جمهوری اسلامی مشخص كرده ایم و بارها گفته ایم كه به قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران وفاداریم و به آن اعتقاد داریم به جز چند مورد. من برانداز نظام نیستم نه به دلیل اینكه در نظام هیچ اشكالی نمی بینم بلكه به این خاطر كه اندك فتوری در اقتدار حكومتی ایران باعث آشوب و بلوا از اطراف و اكناف می شود. تنوع قومی موجود در ایران به گونه ای است كه نبود یك حكومت مركزی مقتدر باعث هرج و مرج در كشور می شود. فروپاشی و یا تضعیف حكومت مركزی مساوی است با فروپاشی ایران و ما از این منظر، شدیداً مخالف تضعیف پایه های حكومت هستیم. اما شخصاً هر چند دیدگاه خاص خودم را در مورد اصل ولایت فقیه اعتقاد دارم اما به آن التزام دارم چون یكی از این اصول قانون اساسی است."
با این وصف برخی دست اندرکاران کشور حتی چنین رویکردی را هم از او برتابیده و سحابی را به اتهامات واهی نظیر براندازی روانه زندان کردند.
به جرئت می توان گفت یکی از ناموجه ترین برخوردهائی که با او صورت گرفت مربوط به بازداشت وی پس از انتشار نامه سرگشاده ای است که در انتقاد از سیاست های دولت رفسنجانی در 23 خرداد ۱۳۶۹ نوشته شده بود.
سحابی خود در این باره گفته است: "ما به آقای هاشمی نامه اعتراضی نوشتیم. اعتراض ما به آقای هاشمی این بود که اولاً اوضاع اقتصادی کشور بسیار خراب است. فقر و اختلاف طبقاتی بسیار فاحش است. دوم اینکه وضع سیاست خارجی ما به گونه ای است که ما در انزوای کامل قرار گرفته ایم و همه دنیا با ما مخالف هستند. در رابطه با این نامه، ۲۳ نفر را بازداشت کردند که یکی از آنها من بودم... بعد از دستگیری ها، در کمیسیون برنامه و بودجه مجلس، چند تن از نمایندگانی که مرا می شناختند، به آقای هاشمی اعتراض کردند که چرا عزت الله سحابی را گرفتی؟ آقای هاشمی پاسخ داده بود: «رویش زیاد شده بود، می خواستیم رویش را کم کنیم."
سحابی در سال ۱۳۷۹ نیز دوبار روانه زندان شد که بار اخر در جلسه شورای فعالان ملی مذهبی، به همراه نزدیک به ۴۰ نفر دیگر از فعالان ملی-مذهبی به اتهام براندازی نظام جمهوری اسلامی بازداشت شد. او خود این دوره را از سایر زندانهای ۱۵ ساله اش سخت تر عنوان کرده است.
در 14 مرداد همان سال وقتی که باتفاق آقایان علی اکبر موسوی خوئینی، مرحوم احمد بورقانی، مرحوم علیرضا نوری، میثم سعیدی و خانم حقیقت جو نمایندگان تهران در زندان اوین به دیدار عزت الله سحابی رفتیم و لحظاتی را با او به گفتگو نشستیم، آثار مرارت های ناشی از حبس در سلول انفرادی و دلشکستگی در او کاملا نمایان بود.
پس از انکه در سال 1379 برای بار دوم روانه زندان شد، در اوایل سال 1380 باتفاق چند تن از همکاران خود در مجلس ششم نسبت به بازداشت فله ای او و سایر فعالان ملی مذهبی اعتراض کردیم که این اعتراض با واکنش حجت الاسلام مبشری رئیس وقت دادگاه انقلاب اسلامی مواجه شد. او در واکنش به اعتراضات صورت گرفته گفته بود: "در صورت انتشار اسناد و مدارک مربوط به دستگرشدگان عده ای شرمنده می شوند."
به همین سبب در اواخر فروردین و اوایل اردیبهشت 1380 در مصاحبه با مطبوعات در پاسخ به او گفتم: "كساني بايد شرمنده شوند كه با افكار و عقايد قرون وسطايي و اقدامات غيراصولي خود موجبات وهن نظام و تضعيف آن را فراهم ميسازند. ...نمايندگانی که به عنوان بخشي از حاكميت بر مسند قدرت تكيه زدهاند و در اين شرايط از كسي كه به قدرت وابسته نيست دفاع كردهاند، اين امر براي دفاع كننده شرمندگي نميآورد. شرمندگي براي كساني خواهد بود كه شرايط و موقعيت حساس نظام را در نمييابند و با كارهاي غيراصولي خويش نظام را در برابر افكار عمومي و جهانيان، نظامي ضعيف و زبون جلوه ميدهند كه هر آن در معرض براندازي است. اعتراض جمعي از نمايندگان متوجه دستگيريهاي جمعي بود كه بعدها بخش قابل توجهي از آنان آزاد شدند. آزادي اين دسته خود مويد آن است كه حداقل دفاع نمايندگان نسبت به آنها مبتني بر حق بوده است...".
در سال 81 عزت الله سحابی در کمیسیون اصل نود مجلس ششم حاضر شد و گزارشی از رفتارهای بازجویان با خود و سایر زندانیان سیاسی را ارائه کرد که اینک وقتی بیاد روایت مظلومانه او از آنچه بر سرش امده است می افتم بی اختیار اشک از چشمانم جاری می شود و از خود می پرسم عملکرد برخی حاکمان کنونی چه نسبتی با حکومت قدیسان صدر اسلام دارد!؟
طرفه آنکه گرچه برخی افراد نظیر مرحوم مطهری معتقدند که سندی برای انتساب جمله زیبای «ان الحیوه عقیده و جهاد» به امام حسین(ع) در دست نیست، لیکن نظر به حجیّت عقیده و شناخت هر فرد برای خود او و مفتوح بودن باب اجتهاد در اسلام و نفی هرگونه تقلید در اصول و فروع دین و اینکه هرکس بر اساس شناخت و معرفت خود نسبت به مسائل مختلف مسئول می باشد، شخصا بر این باورم که فلسفه خلقت و زندگی انسان و حق انتخاب و آزادی تفویض شده به او بر پایه همین جمله کوتاه استوار شده است، چنانکه فلسفه قیام حسین(ع) نیز بر همین پایه استوار بود. لذا ایمان دارم که زندگی پرفراز و فرود عزت الله سحابی مصداق بارز "ان الحیاه عقیده و جهاد" بود و اینک مشمول رحمت واسعه الهی است.
از خداوند متعال برای او و دختر عزیزش "هاله" که اینک همسفر پدر می باشد، غفران و رحمت و برای بازماندگان ایندو صبر جزیل مسئلت می نمایم.
منبع: وبلاگ نویسنده

.jpg)



