پنج‌شنبه ۰۴ خرداد ۱۳۹۱ -
- 24 May 2012
03 رجب 1433 آخرین به روز رسانی : ساعت ۱۴:۲۰ به وقت ایران
جنبش راه سبز - جرس
جمهوری اسلامی و مرگ اخلاق

 

شهادت هاله سحابی برگ دیگری شد بر پرونده سیاه ، رفتار با منتقدان و مخالفان جمهوری اسلامی.فارغ از این که هاله سحابی بر اثر سکته قلبی یا به دلیل ضرب و شتم ماموران حاضر در صحنه تشیع پیکر مهندس سحابی کشته شده باشد، آن چه که چند روز گذشته بر خانواده سحابی رفت ، هیچ جای دفاع و توجیهی ندارد.
 
مهندس سحابی یکی از پیشگامان مبارزه علیه استبداد و استکبار از زمان ملی شدت صنعت نفت تا پیروزی انقلاب اسلامی و پاگیری آن و تا همین سال های اخیر، همراهی با جنبش سبز مردم ایران بود. مهندس سحابی خانه دومی داشت (در هر دو نظام حکومتی) به اسم زندان. و برخی از کسانی که اکنون بر مسند قدرت و ثروت تکیه زده اند شاید در زمان زندانی بودن مهندس سحابی طفلی بیش نبوده و امروز از دست رنج امثال سحابی به جایگاهی چنین با مکنت و پر ابهت دست یافته اند و با ریاکاری خود را استخوان خرد کرده انقلاب می نامند. مبارزه با استبداد در این خانواده موروثی است از دکتر سحابی تا مهندس سحابی و هاله سحابی. همگی بخش اعظم زندگی خویش را صرف این مبارزه و راه مقدس کرده اند. که می بایست سر لوحه زندگی بسیاری از ما باشد. نمی خواهم دراین نوشتار به این خانواده ریشه دار مبارز بپردازم بلکه قصد چیز دیگری است.
 
سران جمهوری اسلامی چه قبل و اکنون ،مدعی هستند که مبانی حکومتشان، اسلامی و الهی است و بر اساس راه نبی اکرم و اهل بیت و قرآن است. و فراموش نکنیم یکی از ارکان چنین حکومتی می بایست اخلاق اسلامی و علوی باشد. آن گونه که حضرت علی با مخالفان خویش رفتار می کرد و یاامام حسین قیام نکرد مگر برای مکارم اخلاق. که اهل بیت قدرت را به هر قیمتی نمی خواستند.
 
برای اثبات خارج شدن این نظام از مسیر اسلام نابی که مدعی اش هستند لازم نیست گذشته را چندان واکاوی کنیم. لازم نیست به سال های ابتدایی شصت بریم و حتی کشتار زندانیان سیاسی در سال های پایانی شصت. و یا به رفتار با زندانیان سیاسی و عقیدتی و دگراندیش ، رجوع کنیم و ماجرای قتل های زنجیره ای و ...الخ! کافی است همین چند روز اخیر و رفتاری که با خانواده سحابی رفت را مرور  کنیم.
 
مهندس سحابی جز اولین کسانی بود که پرسید با درآمد های سرشار نفت چه کرده اید و به عاقبت این دولت فخیمه هشدار داد. به جای پاسخی مستدل او را در زندان حبس کرده اند. آن چنان عرصه را بر او تنگ کرده بودند که آرزوی مرگ می کرد. حتما دعای تحویل سال ایشان رابه یاد دارید. اجازه تشیع جنازه در خور این انسان بزرگ را نداده اند و حتی مراسمی خاموش در لواسان را بر نتابیده و آن چنان رفتار کرده که منجر به مرگ دختر عزیزش هاله سحابی شد. بسیاری از خود پرسیده اند که این نظام را چه می شود؟به کجا می خواهد برسد؟بودن بر مسند قدرت و ثروت به چه قیمتی؟چه اندازه حدیث و روایت و مبلغ حکومتی باقی مانده که این رفتا رهای زشت و غیرانسانی را توجیه کند؟
 
کافی بود چهره بهت زده مردم را این چند روز در این شهر غم زده می دیدید. جایی نبود که سخن از مرگ هاله سحابی و نحوه کشته شدن اش، نباشد. آیا مهندس سحابی سزاوار یک مراسم شایسته نبود؟ پیکر بیجان او چه خطری برای نظام قدر قدرت شما داشت که حتی مانع مراسمی محدود، شده اید و مردم عزادار را که برای تسلای خانواده او آمده  بودند را مورد ضرب و شتم قرار داده اید؟ یا چه به خیالتان رسیده که گمان می کنید با بسته بودن در های حسینیه ارشاد، راه اصحاب حسینیه ارشاد هم مسدود می شود؟
 
کجای رفتارتان توجیه اخلاقی و اسلامی دارد؟ درکدام آیه و حدیثی این گونه نقل شده که بر پیکرانسانی (مسلمان بودنش بماند) چنین روا دارید؟ بی احترامی کنید؟ بدزدید و شبانه دفن کنید؟ سال ها بر بالای منابر از جوری که بر خاندان پیامبر رفته گفته اید و اشک مردم را در آورده اید و مردم را از این رفتار برحذر داشته اید و امروز کسی از شما بپرسد چرا خود چنین ظلمی روا می دارید چه جوابی دارید بدهید؟
 
خانواده سحابی اولین خانواده ای نبودند که چنین حکایتی بر ایشان گذشت و متاسفانه آخرین هم نخواهند بود. امروز در هر کوی و خیابانی هستند خانواده هایی که غم سنگینی بر دل دارند و به غیر از آه کشیدن و به خدا پناه بردن کاری نمی توانند انجام دهند.و شمایید که باید بدانید و بفهمید که با چه قیمتی تا به امروز بالا نشین تخت سلیمانی هستید.
 
این پرسش ها، پرسش های ساده ای هستند که پاسخ ساده ای دارند.و فراموش نکنید تاریخ مسیر خود را طی می کند.اگر تا دیروز با خیال راحت تمام مخالفان و منتقدان خویش را حذف کرده اید (هر یک به شکلی ) امروز آب در خانه ی مور افتاده و بنیان خانه ویران می کند.
 
همه دیدیم که در مراسم سالگرد ارتحال امام، در هنگام سخنرانی آقای احمدی نژاد با او چه رفتاری شد که سیمای حکومتی ناچار با تاخیر مراسم را پخش می کند و این تازه اول تاوان آن چه است که دیروز همینان بر دیگران روا می داشتند و امروز نوبت خودشان رسیده است. و به همین دلیل(آقای احمدی نژاد) سردسته شعار دهندگان را خطاب قرار می دهد که نوبت تو هم می رسد. که نوبت همه می رسد. هر آن چه که دیروز کاشتی امروز درو خواهی کرد و این معادله تاریخی است که هیچ دستور وبخشنامه ای را هم بر نمی تابد.
 
تا دیروز بساط تهمت افترا و پرونده سازی برای دگر اندیشان بود و امروز تیشه به ریشه خود می زنید...چون برای رسیدن و ماندن بر اریکه قدرت هر چیزی را روا می دارید و اخلاق و رفتار انسانی را به پای این تخت؛ قربانی کرده اید.
و در پایان این چند خط شعر بامداد شاعر را یاد آور می شوم که:
        
    ...اما داوری آن سوی در نشسته است ، بی ردای شوم قاضیان.
ذاتش درایت و انصاف
هیاتش زمان ،
و خاطره ات تا جاودان جاویدان در گذرگاه ادوار داوری خواهد شد.
 
*نظرات وارده در یادداشت ها لزوما دیدگاه جرس نیست.
ارسال به :

ارسال نظر
مشخصات فردی من را به خاطر داشته باش

*نظرات حاوی کلمات و عبارات رکیک و غیر اخلاقی و همچنین توهین و افترا منتشر نخواهد شد .
**از نوشتن نظر خود به صورت فینگلیش خودداری نمایید.
***از اینجا فینگلیش را به فارسی تبدیل کنید.

نظرات