شنبه ۰۹ اردیبهشت ۱۳۹۶ -
- 29 Apr 2017
01 شعبان 1438 آخرین به روز رسانی : ساعت ۱۸:۱۷ به وقت ایران
جنبش راه سبز - جرس
نظارت پلیس بر اینترنت و تهدید کاربران؛ واهمه حکومت از چیست؟
نظارت پلیس بر اینترنت و تهدید کاربران؛ واهمه حکومت از چیست؟
فرمانده نیروی انتظامی ایران تاکید کرده است که پلیس باید بر فضای مجازی نظارت بیشتری داشته باشد. این سخنان در حالی عنوان می گردد که پیش از این سپاه پاسداران انقلاب فعالیت سایبری خود را تشدید کرده است. فعالیت هایی که با نگرانی های گسترده درباره نقض حریم شخصی افراد و زیرپا گذاشتن بسیاری از قوانین مدنی همراه بوده است.

 

در رخدادی دیگر دادستان تهران،جعفری دولت آبادی ، به سایت های خبری هشدار داد که در مورد  دادستانی "دروغ پردازی" ننمایند و "مطالب کذب"  منتشر نکنند.

در یک دهه اخیر کاربران اینترنت در ایران توانسته اند در جامعه نقش قابل توجهی را ایفا نمایند. این نقش در دوره های زمانی مختلف اشکال متفاوتی داشته است. در ابتدا شاید تنها کاربران اینترنت بیشتر جوانانی بودند که از نرم افزار های ارتباطی برای خارج شدن از محدودیت های دولت ساخت استفاده می نمودند. اما زمان زیادی طول نکشید که سایت های اینترنتی و پس از آن وبلاگ ها راه خود را به جامعه مجازی ایران یافتند.

دوران شکوفایی وبلاگ ها و اهمیت وبلاگ نویسی همزمان با نهمین انتخابات ریاست جمهوری در ایران بود. گرچه پیش از آن نیز  وبلاگ نویسان توانسته بودند در برهه های زمانی مختلف در یاری رساندن به جنبش اصلاحات  نقش جسورانه و مهمی را ایفا نمایند.

انتخابات نهم ریاست جمهوری در فضای سایبر بسیار پر حرارت تر از جامعه در جریان بود. اما نتیجه این انتخابات با سلیقه حاکم بر فضای اینترنت چندان همگون نبود. همین رخداد موجب شد بسیاری در اهمیت و میزان تاثیرگذاری وبلاگ ها و وب سایتها بر جامعه ایران شبهات جدی وارد نمایند.

این شبهات شاید بر اساس شواهد و مدارک از واقعیتی غیر قابل انکار حکایت می کرد. در حقیقت عدم درک صحیح از فضای سایبر و توانمندی های کاربران آن و عدم برآورد صحیح از درجه نفوذ اینترنت در ایران از اصلی ترین دلایل ناهمگونی سلیقه جامعه واقعی و جامعه مجازی ایران بود.

وبلاگ ها و اولین دولت احمدی نژاد

حضور احمدی نژاد در کسوت رئیس دولت نهم تغییراتی در تحدید و برخورد با مجلات و روزنامه های مستقل و اخلال در فعالیت احزاب رفرمیست ایجاد نمود. حکومت سعی می نمود بیشترین کنترل را بر رسانه ها داشته باشد و از فعالیت و ارتباط سازماندهی شده احزاب اصلاح طلب با عامه مردم جلوگیری نماید.

 جای خالی احزاب و رسانه های منتقد را سایت ها و وبلاگ های پر شمار پر نمودند. هر کس با توجه به نگرش و زمینه فعالیت خود در اینترنت به بیان آنچه از شرایط روز درک می نمود می پرداخت. رفتار و عملکرد دولت احمدی نژاد و خصوصا رئیس دولت نهم دستمایه بسیاری از وبلاگ نویسان و خبرنگاران آنلاین شد تا نسبت به روند موجود در کشور اعتراض و انتقاد نمایند.

شاید بیراه نباشد اگر مدعی شویم وبلاگ نویسان و به طور کلی کاربران اینترنت در این چهار سال در صف مقدم مبارزه با دولت و دستگاه های تبلیغاتی هوادارش خصوصا صدا و سیما قرار داشتند. مبارزه ای که چندان کم هزینه نیز نبود.

در این میان فعالیت سایت های اجتماعی اشتراک اخبار نیز بیش از پیش افزایش یافت. تجربه موفق سایت بالاترین موجب شد که سایت دیگری با عنوان دنباله نیز متولد شود. به مرور زمان  خبر خوان گوگل ، خوشمزه و دیگ هم مورد اقبال کاربران اینترنت ایرانی قرار گرفتند.

انتخابات و شبکه های اجتماعی

آنچه که وجه تمایز دهمین انتخابات ریاست جمهوری و انتخابات پیش از آن بود تغییر اقبال کاربران اینترنت از سایت های خبری و وبلاگ ها به سوی شبکه های اجتماعی بود. اینبار جامعه نیازی برای اقناع شدن به شرکت در انتخابات حس نمی نمود.

شاید دیگر برای ذکر مصائبی که احمدی نژاد بر کشور روا داشته بود ارائه تحلیل لازم نبود. آنچنان فاجعه حضور احمدی نژاد در کسوت رئیس دولت نهم بزرگ بود که بحث تحریم جای خود را به اینکه چگونه مردم را ترغیب به شرکت در انتخابات کنیم داد. شاید کشمکش میان اصلاح طلبان برای انتخاب کاندیدایی واحد و مباحث و اخبار مربوط به آن بود که وبلاگ نویسان را همچنان در کانون توجهات قرار می داد.

اما از یک هفته مانده به شروع رسمی تبلیغات موجی جدید آغاز شد. موجی که بیشترین نزدیکی را به جریانات اجتماعی غالب داشت. نه آنچنان روشنفکر و اهل تحلیل همانند وبلاگستان نه آنچنان عوام زده همچون اولین کاربران جوان اینترنت در ایران. این موج برخاسته از شبکه های اجتماعی بود. شبکه هایی از بند سانسور به تازگی رها شده که به سرعت جای خود را در میان کاربران باز نمودند.

فیس بوک ، تویتر و فرندفید و . . . رقابتی داغ را در فضای سایبر رقم می زدند. اما مشخصا  یک جریان در این فضا غالب بود. موج سبز میر حسین موسوی. موجی که اینبار به جز ده ها و شاید صدها سایت مختلف و صفحات متفاوت در فیس بوک و تویتر ، با راه اندازی شبکه تلویزیونی آنلاین از فصلی نو در فعالیت اینترنتی کاربران ایرانی حکایت می کرد.

دیگر کاندیدای اصلاح طلب نیز توانسته بود هواداران قابل توجهی را در فضای سایبر جذب نماید. مهدی کروبی و یارانش سعی می نمودند با ارسال ایمیل و اشتراک ویدیو های مختلف با اتخاذ مواضعی آوانگارد اقبال دانشجویان ، روشنفکر و طبقه متوسط را به سوی خود جلب نمایند.

اما احمدی نژاد شاید خود را بی نیاز از این فعالیت ها می دید. به همین دلیل حضور بسیار کمرنگی در فضای عمومی سایبر داشت. گرچه تیم های حامی او به طور مشخص در یوتیوب فعالیت گسترده ای را انجام می دادند. در این فضا ، واقعه ای دیگر همه چیز را تحت شعاع قرارداد. با شروع مناظره های تلویزیونی اینبار هواداران کاندیداها در حرکتی بی سابقه خیابان های تهران و سپس دیگر شهرهای بزرگ و کوچک ایران را تسخیر کردند. در این زمان بود که نه در فضای مجازی که اینبار در فضای واقعی کمپین های انتخاباتی ظاهر شدند.

کاربران اینترنت اما همچنان نقش مهمی را بر عهده داشتند: خبرنگاری شهروندی. در قدم اول از آنچه که قرار بود رخ بدهد خبر می داد و در قدم دوم به انعکاس آنچه رخ داده بود می پرداختند. گرچه استفاده از اس ام اس و اطلاع رسانی چهره به چهره نیز کاربردهای موثری داشت.

فضای مجازی و ایران پس از انتخابات

پس از انتخابات ریاست جمهوری و اعلام نتایجی که مخالفان دولت را خشمگین نمود ، صف بندی های جدید نیز در فضای سایبر ایجاد شد. در این شرایط نزاع میان کسانی بود که معتقد به تقلب در انتخابات بودند –شامل هواداران موسوی ، کروبی و حتی کسانی که انتخابات را تحریم نمودند اما از این موقعیت برای اعتراض استفاده کردند- و جریاناتی که از نتیجه انتخابات دفاع می نمودند. در این مبارزه برای اولین بار تجربه های تازه ای کسب شد و میدان مبارزه از بحث نظری به جنگ نرم افزاری و تکنیکی کشیده شد.

دولت احمدی نژاد که ظاهرا خود را برای این اتفاقات آماده کرده بود، همزمان با دستگیری  روزنامه نگاران ، وبلاگ نویسان و تعطیلی چند روزنامه و اعمال سانسور شدید بر دیگر نشریات ، حمله  نرم افزاری به سایت های مخالف را در دستور کار قرار داد. به نحوی که سایت های اصلی وابسته به میر حسین موسوی و در مقاطعی مهدی کروبی و همچنین بالاترین به عنوان یک سایت مرجع اشتراک و حتی انتشار اخبار غیر قابل دسترس می شدند.

مخالفان نیز در این میان رفتار مشابهی را در پیش گرفتند. آنها با حملات مشابه سعی نمودند چند سایت اصلی هوادار دولت خصوصا سایت خبرگزاری فارس ، سایت روزنامه کیهان ، رجا نیوز و گرداب وابسته به سپاه پاسداران را برای چند روز از دسترس خارج نمایند.

در این شرایط تویتر و فیس بوک به عنوان دو ابزار اطلاع رسانی و خبر پراکنی مورد توجه واقع شدند. با وجود فیلترینگ مجدد این سایت ها کاربران با انتشار اخبار مربوط به اجتماعات و اعتراضات مختلف و تصاویر آنها صدها هزار کاربر این شبکه های اجتماعی را در جریان رخداد های ایران قرار می دادند.

این دو سایت در دو سطح کارایی و اثرگذاری داشتند. اول به عنوان منابع اولیه خبری ، خصوصا برای خبرگزاری ها و روزنامه نگاران خارجی که خبرنگاران و نمایندگانشان از ایران اخراج شده بودند. در سطح دوم به عنوان مبلغان اعتراضات مردمی مورد استفاده قرار می گرفتند. گرچه بیشتر این اعتراضات حالت خودجوش داشت و اطلاع رسانی نیز به صورت چهره به چهره و هرمی صورت می گرفت.

نیروهای اصلی سایبری جنبش سبز چه کسانی بودند؟

کیفر خواست دادستانی انقلاب جمهوری اسلامی ایران علیه جمعی از فعالان سیاسی بر این نکته تاکید دارد که سازماندهی اعتراضات از سالها قبل و توسط عوامل دولت های خارجی صورت گرفته است. اما بررسی ماهیت  نیروهای جنبش سبز در سطح میدانی و یا سایبری این نکته را مشخص می کند که بیشتر این جریانات به صورت خودجوش به جنبش پیوستند و آنرا شکل دادند.

بخشی از این افراد را روزنامه نگارانی تشکیل می دهد که دغدغه انتشار درست اخبار را دارند. اخباری که انتشارشان می توان روزنامه نگار را خواسته و نا خواسته در جبهه ای مخالف حکومت قرار دهد. بخش دیگری از این انیروها را فعالین سیاسی تشکیل می دهند که وابسته به طیف ها و جریانات مختلف و گاه متضاد و مخالف هم هستند. فعالینی که در این جنبش حداقل های مشترکی را یافته اند.

اما قسمت اعظم و قابل توجهاین افراد  جنبش سایبری سبز را جوانانی تشکیل می دهند که وابستگی سازمانی به جریان سیاسی خاصی نداشته و یا حتی تاکنون فعالیت رسانه ای نداشته اند. جوانانی که در دو موقعیت جغرافیایی متفاوت –درون و برون ایران- به شکلی کاملا غیر ساماندهی شده اما هماهنگ اخبار درون ایران را به سراسر جهان منعکس می نمودند.

گرچه در صف مقدم این مبارزات جوانان معترض و فعال درون کشور قرار داشتند و دارند اما ایرانیان خارج از کشور به  علت دسترسی بیشتر و بدون سانسور به امکانات مختلف توانستند به عنوان نیروی لجستیک عمل نمایند. حمله به بسیاری از سایت های حامی نتیجه انتخابات، توسط ایرانیان خارج از کشور سازماندهی شد.

محدودیت ها و فشارها بر کاربران اینترنت

سایتهای هوادار جنبش اعتراضی ایران گرچه پیش از انتخابات نیز تجربه حمله های نرم افزاری را داشتند اما با رفع مشکلات در پی درمان و پیشگیری نبودند. به همین دلیل هم با شروع اعتراضات اکثر سایت های منتقد برای مدت طولانی از کار افتادند.

دستگیری هیات تحریریه و اعضای فنی سایتهای خبری نیز از دیگر عوامل تعطیلی آنها محسوب می گردد.  همچنین  در حالی که بسیاری از کاربران در داخل ایران با تحریم های مختلف و سانسور شدید روبرو هستند به نحوی که در روزهای اوجگیری اعتراضات دسترسی به یاهو مسنجر ، اسکایپ ممکن نبود و فیسبوک ، فرندفید ، تویتر فیلتر شده بودند تحریم های خارجی برای کاربران ایران مشکلات مضاعفی را ایجاد می نمود.

به عنوان مثال شرکت گوگل دسترسی به برخی امکانات خود از جمله گوگل کروم ، گفتگوی تصویری و برخی امکانات گوگل ریدر را برای کاربران ایرانی مسدود نموده است. از دیگر مشکلات کاربران اینترنت در ایران کنترل تمام عیار دولت بر این شبکه است. دولت ایران نشان داد در مواقع بحرانی از قطع تلفن همراه ، پیام کوتاه و کاهش سرعت اینترنت و حتی قطع کامل آن و اخلال در شبکه های تلویزیونی ماهواره ای به عنوان اهرم سرکوب استفاده می نماید.

تاكید بر تشدید حضور پلیس در فضای اینترنت

اسماعیل احمدی‌ مقدم ، فرمانده نیروی انتظامی ایران در اظهارتی مدعی شده:‌پلیس باید در فضای مجازی نظارت بیشتری داشته باشد اما هر بار كه در این زمینه ورود كردیم رسانه‌ها و افرادی كه پز روشن‌فكری دارند به ما حمله کردند و ما هم عقب‌نشینی کردیم.

با توجه به آنکه در دولت احمدی نژاد وزارت اطلاعات و همچنین سپاه پاسداران هزینه های هنگفتی را صرف سانسور و کنترل اینترنت و همچننی شناسایی فعالین سایبری نموده اند اظهاراتی از این دست تنها به عنوان تهدیدی جدید برای کاربران اینترنت محسوب می گردد.

به واقع با سانسور شدید رسانه های مستقل  نوشتاری ، پس از شبکه های ماهواره ای ، فضای سایبر به عنوان منبع اصلی کسب خبر محسوب می گردد. در همین حال مخالفین دولت نیز از این ابزار برای سازماندهی و تبلیغ اعتراضات خود بهره می گیرند. همین عوامل  باعث شده است که حکومت فشار بر کاربران اینترنت را در دستور کار خود قرار داده و این تهدیدات را علنی نماید.

تهدید سایت های خبری توسط دادستان جدید تهران

در رخدادی دیگر جعفری دولت آبادی ، که به تازگی به جای سعید مرتضوی به عنوان دادستان تهران منصوب شده است به سایت های خبری هشدار داد که در مورد  دادستانی "دروغ پردازی" ننمایند و "مطالب کذب"  منتشر نکنند: "دادستانی در برابر سایت‌هایی که مطالب خلاف واقع و نشر اکاذیب به قصد تشویش اذهان عمومی منتشر می‌کنند و همچنین با کسانی که بدون مبنا و مستند اخباری را منتشر می‌کنند خواهد ایستاد" .

وی بدون اشاره به اخباری در مورد برخی دخالت ها و اعمال خود سرانه سعید مرتضوی ، دادستان سابق تهران خصوصا در مورد دستگیری دسته جمعی خانواده های زندانیان سیاسی که در دعای کمیل شرکت کرده بودند؛ گفت: "‌سایت‌ها می‌خواستند رابطه مقام سابق را با مقام جدید به هم بزنند. تاکید می کنم سامانه‌های رایانه‌ای از این کار دست بردارند وگرنه دادستانی به سراغ آنها خواهد آمد".

دادستان تهران با بيان اينكه برخي از اين سايت‌ها در هيچ مرجعي به ثبت و ضبط نرسيده‌اند گفت: "زماني كه پيگيري كرديم متوجه شديم كه مسئول برخي از سايت‌هايي كه اخبار كذب منتشر مي‌كنند مشخص نيست. از وزارت ارشاد در اين خصوص سوال پرسيدم و آنها نيز اعلام كردند كه از مسئول و يا مكان آنها بي اطلاع هستند". پیش از این طرح ساماندهی سایت ها و وبلاگ های اینترنتی در دستور کار دولت محمود احمدی نژاد قرار گرفته بود که بر اساس آن باید کاربران اینترنت وبلاگ ها و وب سایت ها خود را با مشخصات کامل به ثبت می رساندند در غیر این صورت تحت پیگرد قضایی قرار می گرفتند. امری که با مخالفت و عدم همراهی اکثریت کاربران اینترنتی عقیم ماند.

 

ارسال به :