پنج‌شنبه ۰۱ آبان ۱۳۹۳ -
- 23 Oct 2014
28 ذو الحجة 1435 آخرین به روز رسانی : ساعت ۱۷:۱۹ به وقت ایران
جنبش راه سبز - جرس
آیت الله امجد: دروغ و فریب ریاست می کند، اما دریغ از یک فریاد
آیت الله امجد: دروغ و فریب ریاست می کند، اما دریغ از یک فریاد
جــرس: آیت الله محمود امجد، در پیامی خطاب به مردم ایران، ضمن انتقاد از وضعیت فعلی کشور و بیان این نکته که "بی قانونی و اعمال خودسرانه و هتک حیثیت مردم بیداد می کند"، خاطرنشان کرد "به خاطر مردم نجیب و بسیاری از جوانان ارزشمند و متدین و فهمیده که خواستن آزادی و عدالت و امنیت حق طبیعی ایشان است، ناچارم در مملکت بمانم و الا ترک وطن کرده و عزلت می گزیدم."


به گزارش تارنمای این استاد اخلاق، وی همچنین در پیام خود به این نکته اشاره می کند که "هیچ مسئولی مسئولیت قانون شکنی ظالمانه، هرج و مرج افسار گسیخته را به عهده نمی گیرد"، و اظهار تاسف می کند "ظلم آن قدر در کشور رواج یافته است، که دیگر تعجب و تأسف مسئولان را بر نمی انگیزد و من نیز امروز برای رفع مظالم راه به جایی ندارم."


آیت الله امجد همچنین اعلام کرد: مظلومان کشته می شوند ، به حریم خصوصی و جمعی مردم تجاوز می شود، آزادیهای قانونی و ابتدایی که حق اولیه ی هر انسان است سلب می شود که ملال و افسردگی بر چهره پیر و جوان نشسته و مشکلات بسیار، قربانی می گیرد دروغ و عوام فریبی، ریاست می کند اما دریغ از یک فریاد یک همدردی، و همدلی، عذرخواهی و تلاش برای تصحیح .


این استاد اخلاق همچنین در این پیام نوشت: به خاطر مردم نجیب و بسیاری از جوانان ارزشمند و متدین و فهمنده که خواستن آزادی و عدالت و امنیت حق طبیعی ایشان است ناچارم در مملکت بمانم و الا ترک وطن کرده و عزلت می گزیدم .


متن کامل این پیام به همراه دستخط ایشان به شرح زیر است:


هو المحمود
قال الحسین علیه السلام : إِنَّما خرجت لطَلَبِ الْإِصلَاح (بحارالأنوار ج۴۴ص ۳۳۹)
بیدادگری شیوه مرضیه نمی شد این شهر اگر دادرس دادگر ی داشت
ظلم تا کجا بنابراین محکوم به عذابیم . در این عصر پر آشوب بسیار تلاش کرده ام که اختلافات را به همدلی بدل کنم اما با کمال تأسف روز به روز ظلم و ستم بیشتری را مشاهده می نمایم و نمی دانم به این مردم بی پناه چه پاسخی بدهم که آبی بر آتش تألمشان باشد .


سالهای آغازین پس از پیروزی انقلاب با اتکا به کلمه مقدس جمهوری اسلامی اعلام کرده بودم هر کس در هر جای مملکت مشکلی دارد بنده در خدمتگزاری آماده ام به لطف خدای تعالی و به واسطه ی خود مردم گره های بسیاری از کار فرو بسته آنها گشوده شد اما امروز بی قانونی و اعمال خودسرانه و هتک حیثیت مردم بیداد می کند و آن قدر رواج یافته که دیگر تعجب و تأسف مسئولان را بر نمی انگیزد .


مظلومان کشته می شوند ، به حریم خصوصی و جمعی مردم تجاوز می شود ، آزادیهای قانونی و ابتدایی که حق اولیه ی هر انسان است سلب می شود که ملال و افسردگی بر چهره پیر و جوان نشسته و مشکلات بسیار ، قربانی می گیرد دروغ و عوام فریبی ، ریاست می کند اما دریغ از یک فریاد یک همدردی، و همدلی ، عذرخواهی و تلاش برای تصحیح .


هیچ نشانه ای حتی از درک این همه خیانت و قانون شکنی در کلام و رفتار مسئولان دیده نمی شود. وقتی هم از مسئولان ذیربط سوال می کنی هیچکس مسئولیت قانون شکنی ظالمانه ؛ هرج و مرج افسار گسیخته و آشفته گی در سلسله مراتب را به عهده نمی گیرد و با نقل مصادیق بیشتر بر بار غصه ها و نگرانی ها و مصیبتها ی ما می افزایند بنابراین متأسفانه امروز برای رفع مظالم راه به جایی ندارم تا از حقوق ستمدید گان دفاع کنم .


یک نمونه ی کوچک این روزها که خود با آن مواجه ام و دیگر کسی نمی تواند ادعا کند که برای امجد سیاه نمایی می کنند و اخبار را کانالیزه به اطلاع او می رسانند شاهد بر این وقایع است .


زنی متدین و خانه دار با فرزند خردسالش را چند روز پیش در فرودگاه پس از طی همه مراحل قانونی در هنگام سوار شدن به هواپیما ممنوع الخروج می کنند و با هتاکی او را از سفر باز می دارند این زن و تدین و تعهد و بی گناهی او را خود به شخصه از نزدیک می شناسم و می دانم که هیچ جرم و خیانتی نکرده است ، آخر چرا؟


هرچه به مقامات دادستانی ، سپاه و اطلاعات مراجعه شده همه اظهار بی اطلاعی می کنند . نمی دانم چه دستهای کثیف و جنایت پیشه و خیانتکاری می خواهند این مردم نجیب و فداکار خصوصا جوانان خوب و عزیز و متعهد و جستجو گر را از نظام متنفر کنند تا انجا که بنده در منزل خودم نیز نتوانم از نظام و حقیقت اسلام دفاع کنم .


در دفاع از حق همه ، مورد این بانوی خانه دار را برگزیده ام تا راه مقابله با خودسری را نشان دهم و به یاری حق و حقیقت بیایم .


به وسیله ی تلفن به گوش بسیاری رسانده ام . بزرگان از من مهلت خواسته اند که به احترام برخی از قضات محترم اقدامی نکنم . مع الاسف هشدار دادم که اگر گذرنامه ی ایشان را در منزل تحویل ندهند موضوع ر ا رسانه ای خواهم کرد . اما پس از گذشت یک هفته خبری نشد . اینک به وظیفه ی خود عمل می نمایم ، باداباد .


یک لحظه بر این بام بلا خیز نمی ماند
مرغ دل غمدیده اگر بال و پری داشت


به خاطر مردم نجیب و بسیاری از جوانان ارزشمند و متدین و فهمنده که خواستن آزادی و عدالت و امنیت حق طبیعی ایشان است ناچارم در مملکت بمانم و الا ترک وطن کرده و عزلت می گزیدم .


والسلام علی من اتبع الهدی
محمود امجد


ارسال به :