جمعه ۰۳ خرداد ۱۳۹۲ -
- 24 May 2013
14 رجب 1434 آخرین به روز رسانی : ساعت ۱۴:۴۵ به وقت ایران
جنبش راه سبز - جرس
هفت پرده: از حبس پگاه آهنگرانی تا آسیب پذیری خلاقیت های هنری
جرس - درسه پرده اول از "هفت پرده" این هفته به بانوان هنرمند ایرانی می پردازیم: از بازداشت "پگاه آهنگرانی" تا اعتراض "رخشان بنی اعتماد" به فضای پادگانی موجود در برنامه های فرهنگی و هنری و خشم "هنگامه اخوان" که گفته دیگر در ایران روی صحنه نمی رود؛ در پرده چهارم به دیدار تئاتر شهر می رویم که فضای بیرونی آن به یک بازار مکاره تبدیل شده؛ در پرده پنجم خبر رونمائی از کتاب "آمریکاشناسی" پروفسور مولانا را پیگیری می کنیم؛ در پرده ششم به نشست خبری شهرام ناظری و حسین علیزاده می رویم که آماده اجرای برنامه با گروه "دوستی" می شوند؛ و در پرده هفتم پای صحبت نصرت اله مسلمیان نقاش می نشینیم که معتقد است خلاقیت هنری در یک جامعه بسته ایدئولوژیک، آسیب جدی می بیند.


پگاه آهنگرانی، اسیرتازه ماموران امنیتی


دختر بازیگری که در همایش انتخاباتی میرحسین موسوی، شال سبز برگردن، گفته بود که او و هم نسلانش آرزو دارند همه فیلمهائی که دوست دارند، مجوز نمایش و همه کتابهائی که دوست دارند مجوز چاپ بگیرند؛ "پگاه آهنگرانی" که چند روز قبل از انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری، در آن همایش و در حضور محمد خاتمی، میرحسین موسوی و زهرا رهنورد، فریاد زده بود امیدوار است روز 23 خرداد پیروزی اصلاح طلب ها را در استادیوم صدهزاری نفری آزادی جشن بگیرند؛ حالا نه تنها به آرزوهایش نرسیده، بلکه از سه روز پیش در دست نیروهای امنیتی حکومت جمهوری اسلامی اسیر است و خانواده اش نمی دانند در کجا زندانی است و چه می کند؟


به نوشته "دویچه وله" قرار بود پگاه آهنگرانی، مستند ساز و بازیگر بیست و شش ساله سینمای ایران، از چهارم تا دوازدهم ژوئیه به آلمان بیاید و در رابطه با جام جهانی فوتبال زنان برای این رسانه وبلاگ‌نویسی کند. به گفته‌ی نزدیکان پگاه، او یک روز پیش از پرواز به آلمان توسط وزارت اطلاعات فراخوانده می شود و ماموران او را تهدید کرده و می گویند که "ممنوع‌الخروج" است و اجازه سفر به آلمان  ندارد. این بازیگر از ترس چند روزی را درکنار نزدیکانش به سر می برد، اما از زمانی که به خانه‌ خود بازمی گردد، نزدیکانش از او بی خبر می مانند و تلاششان برای یافتن اثری از او نتیجه ای ندارد تا اینکه سایت فارسی "العربیه" خبر می دهد که خانواده او روز چهارشنبه تائید کرده اند که پگاه سه روز پیش دستگیر شده و به محل نامعلومی منتقل گشته است؛ همان اتفاقی که برای مریم مجد دختر خبرنگاری افتاد که سه هفته پیش می خواست برای گزارش و عکاسی از جام جهانی فوتبال زنان به آلمان بیاید و سر از اوین درآورد!

پگاه آهنگرانی فرزند جمشید آهنگرانی و منیژه حکمت است که هر دو فیلمسازند. او درچند فیلم از ساخته های پدر و مادر خود بازی کرده است. پگاه خود نیز درکنار بازیگری، فیلم‌های مستند می‌سازد که عنوان آخرین اثر او "ده‌‌نمکی‌ها" است که به زندگی مسعود ده‌نمکی، از رهبران انصار حزب‌الله و سازنده سری فیلمهای پرفروش "اخراجیها" می پردازد. این فیلم چند هفته پیش در تلویزیون فارسی‌زبان بی‌بی‌ سی پخش شد و پگاه به چند تن از دوستانش گفته بود که به همین دلیل توسط وزارت اطلاعات مورد بازخواست قرار گرفته است. تلاش‌های "دویچه وله" برای یافتن مادر پگاه و مصاحبه با او تاکنون بی‌نتیجه مانده‌ و بی بی سی هم نوشته است که در حال حاضر، اعضای خانواده پگاه آهنگرانی حاضر به گفت وگو نیستند.


بنی اعتماد: یک نگاه پادگانی امور اجتماعی و فرهنگی را کنترل می کند!

یک روز پیش از روزی که خبر بازداشت پگاه آهنگرانی منتشر شود، رخشان بنی اعتماد بانوی سبز سینمای ایران، بازهم زبان به اعتراض گشود و در نکوهش سلطه حکومت در زمینه های اجتماعی و فرهنگی گفت که در ایران و در همه بخشهای اجتماعی و فرهنگی یک نگاه پادگانی وجود دارد که همه مسایل را کنترل می کند. در حالیکه نتوانسته ایم نیازهای مخاطب را برآورده کنیم، می خواهیم با روش پادگانی این امر را ادامه دهیم و زمانی که به دنبال سیاست های پادگانی، جامعه به سوی افسردگی پیش می رود، سیاست گزاران برای شاد کردن مردم به سمت لودگی و تولید این گونه برنامه ها در سینما و صدا و سیما می روند!


بنی‌اعتماد که صبح سه شنبه بیستم تیرماه، در نشست بررسی زیرساخت‌های سینمای ایران در مرکز تحقیقات استراتژیک سخن می گفت، با اشاره به وضعیت رابطه‌ مدیران سینمایی و سینماگران در سالهای اخیر گفت: "در طول سالها ما فیلمسازان همیشه متهمانی بودیم که باید پاسخگوی رفتار خود باشیم و خود را ثابت کنیم. امروز کنترل در سینما فقط محدود به ممیزی و یا صدور پروانه ساخت نیست بلکه این کنترل در تمام شئون مختلف وجود دارد حتی در سایر بخشهای اجتماعی و فرهنگی نیز این کنترل وجود دارد. به طور کلی در کشور ما یک نگاه پادگانی موجود است که تمامی ‌مسایل را کنترل می‌کند و این امر در دوران اخیر به میزان بالایی رشد کرده است."


سازنده فیلمهای مطرحی چون "زیر پوست شهر" و "روسری آبی" در سخنان خود تاکید کرد: "سیستم کنترل با هدف مقابله با پدیدهای کاملا مدرن اجرا می‌شود، اما غافل از آن است که امروز یک انقلاب دیجیتالی رخ داده و حتی به دنبال این انقلاب دیجیتالی سینما نیز به سمت فیلمسازی تک نفره می‌رود. در این میان این‌گونه کنترل‌ها با روند تولید فیلم و اجبار فیلمسازان به کسب مجوز ساخت همخوانی ندارد." وی با اشاره به وضعیت تهاجم فرهنگی در کشور كه ازسوی شبکه‌ها‌ی ماهواره‌ای صورت می‌گیرد؛ افزود: "متاسفانه ما دربرابر تهاجم فرهنگی همیشه به دنبال دیوار کشیدن و‌ جمع کردن آنتن‌های ماهواره بوده‌ایم و قصد داشتیم با مانع شدن با تهاجم مقابله کنیم، درحالیکه در کشورهای دیگر که چنین تهاجمی ‌را احساس کردند با تقویت سرمایه‌های بومی‌ و ملی و فرهنگی خود به مقابله برخاستند."


بنی‌اعتماد؛ سینمارا یک منشور چند وجهی دانست و گفت: "سینما از شرایط اجتماعی نشات می‌گیرد و شرایط اجتماعی را بیان می‌کند و امروز نیز متاسفانه درحالیكه نیاز مخاطب را برآورده نکرده‌ایم، بازهم قصد داریم با روش پادگانی این امر را ادامه دهیم. زمانی که به دنبال سیاست پادگانی جامعه به سمت افسردگی می‌رود،سیاستگذاران برای شاد کردن مردم به سمت اجرای لودگی و برنامه‌های لوده و تولید این‌گونه برنامه‌ها می‌روند؛ حالیکه آنچه که باعث افسردگی و عدم وجود خنده در جامعه می‌شود خالی بودن سفره مردم و عدم تامین نیازهای اولیه آنهاست و این امر نشان می‌دهد که نگاه به مقوله فرهنگ و سیاستگذاری از عهده سیاستگذاران عرصه فرهنگ خارج است."


این فیلمساز با اشاره به لزوم توجه به خلاقیت هنرمندان گفت: "در همه جای دنیا تولید یک اثر فرهنگی نیاز به دریافت مجوز و پروانه ندارد، بلکه این مجوز فقط در زمان نمایش براساس معیارها و ملاک‌ها‌ی هر کشور صادر می‌شود. اما در کشور ما هنرمندان برای تولید آثار فرهنگی بايد مجوز بگیرند که اين مجوز جلوی رشد خلاقیت آنها را می‌گیرد. متاسفانه امروز مدام راهها و کارهای غلط گذشته تکرار می‌شود. به طور مثال درحالیکه خانه سینما وجود دارد، عده‌ای به دنبال اختراع سازمان جدید سینمایی هستند، در حالکیه باید بدانند همه این مسایل می‌گذرد و مدیران و سیاستگذاران می‌روند و سرانجام این هنرمندان هستند که باقی می مانند"!


هنگامه اخوان: دیگر در ایران روی صحنه نمی روم!
قرار بود آبانماه آینده، هنگامه اخوان، خواننده با سابقه و نامدار عرصه موسیقی سنتی ایران، همراه گروه خود "بهار" که همه نوازندگان آنرا نیز بانوان نوازنده تشکیل می دهند، در تالار وحدت به روی صحنه برود و کنسرتی ویژه بانوان داشته باشد؛ اما این هنرمند همین هفته درتهران اعلام کرد که بعلت مشکلاتی که سر راه اجراهایش وجود دارد، برنامه به هم خورده و او از این پس دیگر درایران روی صحنه نخواهد رفت!
اخوان این تصمیم را در گفت و گوئی با خبرگزاری "ایسنا" اعلام کرد و گفت: "ديگر در ايران به صحنه نمي‌روم و نخواهم خواند و فقط در صورتي در ايران پا به صحنه مي‌گذارم كه به طور رايگان سالن در اختيارم قرار دهند." او دلايلش را از اين تصميم نداشتن حق ضبط آلبوم،‌ عدم اجازه‌ي تبليغات گسترده وعدم اجازه براي نصب پوستر برشمرد و خاطر نشان کرد: "ما حتی در پشت صحنه‌ اجرا هم حق عكس انداختن با نوازندگان را نداريم؛ همين‌طور رديف اول و سوم سالن نيز در اختيار ما قرار ندارد؛ بليت براي فروش نيز به اندازه‌ كافي در دست ما نيست؛ بنابراين دليلي براي اجرا در ايران نمي‌بينم و با وجود اينكه همه شرايط براي اين اجرا در آبان ماه فراهم شده‌ است، اما ديگر تمايلي براي اجرا در ايران ندارم."


هنگامه اخوان که در سال 1337 در فومن به دنیا آمده، پس از پایان تحصیلات ابتدائی به تهران آمد و پس از مدتی تعلیم نزد استاد علی تجویدی، به برنامه گلها دررادیو راه یافت و همزمان به مدت بیش از ده سال ردیفهای آوازی موسیقی ایرانی را به طور کامل از آواز خوان بزرگ کشورمان زنده یاد "ادیب خوانساری" فراگرفت. دوسال قبل از انقلاب با گروه شیدا و موسیقی دانانی همچون محمدرضالطفی و زنده یاد پرویز مشکاتیان همکاری خود را شروع کرد. او را که یکی از نادر مربیان آوازبرای بانوان ایران است، دراوج و وسعت صدا و آگاهی از زیر و بم موسیقی، با قمر الملوک وزیری مقایسه می کنند.


عزيزی: مجموعه تئاتر شهر را بازار مکاره کرده اند!
به محوطه تئاتر شهر در چهار راه ولی عصر در تهران که پا می گذارید، پی می برید که مسئولین فرهنگی دولت احمدی نژاد و شهرداری تهران چندان با ارزشهای فرهنگی چنین مجموعه ای آشتنا نیستند؛ وگرنه محوطه تنها مجتمع آبرومند تئاتر کشور را در مرکزی ترین نقطه پایتخت، این چنین به ساخت و سازهای نامطلوب و غرفه های عرضه کالاهای غیرفرهنگی اختصاص نمی دادند تا صدای یک چهره قدیمی تئاتر هم در بیاید و اعتقاد داشته باشد که این وضعیت نامطلوب به عمد فراهم شده است تا چهره تئاتر شهر را خدشه دار سازد!


دکترمحمود عزيزي بازیگر و کارگردان باسابقه تئاتر، سینما و تلویزیون که اتفاقا با حکومت هم سرسازگاری دارد و به عنوان دبیر اجرائی جشنواره تئاتر آئینی و سنتی انتخاب شده و این روزها نمایشنامه "ملاقات با موسیو" را در تئاتر شهر روی صحنه برده است، از این نابسامانیها در محوطه این مجموعه فرهنگی برآشفته و به خبرنگار "ایسنا" گفته است: "به نظر مي‌رسد وضعيت فضاي بيروني تئاترشهر تعمدي است، نمي‌تواند غيرعمدي باشد، چون اصرار و استمرار بر آن نشان مي‌دهد كه عمدي است. ايجاد اين فضا قشنگ نيست. مساله اين نيست كه تئاتر من اجرا مي‌شود يا جشنواره بين‌المللي تئاتر آئيني سنتي در پيش است؛ مساله اتفاق كلي است كه مي افتد. كم مانده روي بناي تئاتر شهر كه مورد تائيد ميراث فرهنگي هم هست، يك پارچه بيندازند كه اصلا ديده نشود"!


عزيزي با اشاره به وضعيت اطراف مجموعه تئاترشهر می گوید: "ضلع غربي اين مجموعه بسيار پرتردد است كه همين ترددها حتما به ساختمان لطمه مي‌زند.از سوي ديگر ضلع شرقي و جنوبي آن هم به نوعي اشغال شده در حالي كه در تمام دنيا اطراف چنين مجموعه‌هايي ساخت و سازي صورت نمي‌گيرد. اما شهردار محترم ما گويا مدت‌ها است فرصت نكرده‌اند از اين محوطه بگذرند. با شناختي كه از آقاي قاليباف داريم،اگر از اين جا رد مي‌شدند حتما فكري به حالش مي‌كردند. وضعيت فعلي مجموعه تئاتر شهر مانند بازار مكاره‌اي است كه در هر گوشه‌اي از آن غرفه‌اي برپا است. باعث افتخار ما است كه گروه‌هاي اجتماعي با كارهايي كه انجام مي‌دهند موجب سربلندي جامعه مي‌شوند، اما هر چيزي جاي خود را دارد. اين مساله منحصر به افراد نيست بلكه مربوط به همه است، جريان كلي بايد درست شود و براي انجام ديگر كارهاي فرهنگي و اجتماعي مكان‌هاي ديگري را در نظر بگيرند تا خانواده هنرمندان ناچار نشوند مساله را به گونه‌اي تعريف كنند كه توهين آميز به نظر برسد. قصد ما توهين به اشخاص نيست، بلكه مساله ما مساله فرهنگي است و اينكه هر چيزي بايد جاي درست خود را داشته باشد."


"آمریکا شناسی" پروفسورحمید مولانا؟

پروفسور حمید مولانا استاد علوم ارتباطات اجتماعی در دانشگاه جرج واشنگتن ایالات متحده آمریکا، کتابی با عنوان "آمریکا شناسی: فراز و فرودهای یک امپراتوری" در 290 صفحه و شمارگان پنج هزار نسخه در ایران منتشر کرده است که مراسم رونمائی از آن دوشنبه بیستم تیر در سالن "مهر" حوزه هنری تبلیغات اسلامی درتهران برگزار شد تا خوانندگان با عقاید این "پروفسور" که نیم قرن در آمریکا زیسته و کار کرده؛ اما پس از بازنشستگی نویسنده کیهان حسین شریعتمداری و مشاور محمود احمدی نژاد شده است، آشنا شوند.


مولانا که دوسال پیش در جریان یک کنفرانس دینی در تهران، خواستار فعالیت دولت ایران در زمینه آموزش علوم اسلامی در مدارس و دانشگاههای آمریکا شده بود، در آئین رونمائی از کتاب تازه خود که بوسیله موسسه انتشارات "امیرکبیر" وابسته به سازمان تبلیغات اسلامی منتشر شده، به نوعی نیم قرن سکونت و اخذ شهروندی خود در آمریکا را توجیه کرد و گفت: "درباره ایران عمدتاً کتابهای غربی ها جنبه مشاهدات شخصی دارد و حال آنکه ما سال‌هاست از آنها به عنوان منابع ایران‌شناسی یاد می‌کنیم. نکته دیگر اینکه اغلب مستشرقین به جز نوادری مانند ادوارد براون و جان پرکینز زندگی طولانی در ایران نداشته‌اند و غالباً هم از دور درباره ایران نوشته‌اند که نمونه آنها «لُرد اورزون» است. ما نباید این قبیل اشتباهات را در شرایط فعلی تکرار کنیم؛ غربی‌ها هیچ‌گاه نیامدند در مکتبخانه‌های ما و حوزه‌های ما یا دانشگاه‌های ما تحصیل کنند؛ در حالی که نسل ما این کار را کرد."


به گزارش خبرگزاری "مهر"، نویسنده در عین حال کتابش را اثری جامع درباره همه ابعاد نظام این کشور یا تاریخ، تمدن، فرهنگ، اقتصاد و سیاست آمریکا ندانست و آن را تنها «دریچه‌ای که بتوان از آن به ایالات متحده نگریست» توصیف کرد و گفت: "هدف من از نگارش این کتاب این بوده که آمریکا را آنطور که خود آمریکایی‌ها بر اساس ارزش‌هایشان بیان و تعریف می‌کنند، تجزیه و تحلیل کنم." وی همچنین با مهم توصیف کردن کشور آمریکا افزود: "آمریکای امروز برای ما خیلی مهم است و گرچه به عقیده برخی قدرتش به زمان پنجاه سال پیش نمی‌رسد و در حال افول است، اما همچنان اقتصاد اول دنیاست و از نظر تسهیلات درجه بالایی دارد"!
در پایان این مراسم، کتاب «آمریکا شناسی؛ فراز و فرودهای یک امپراتوری» با حضور حمید مولانا نویسنده، احمد نثاری مدیر انتشارات امیرکبیر (ناشر کتاب)، محسن مومنی شریف رئیس حوزه هنری سازمان تبلیغات اسلامی و فواد ایزدی کارشناس رسانه و مدرس دانشگاه تهران رونمایی شد و رئیس حوزه هنری در مورد آن گفت: "این کتاب امروز به دست من رسید و آنقدر برایم جذاب بود که نتوانستم آن را زمین بگذارم و تا آخر خواندم و متوجه شدم که اطلاعات ما از آمریکا دقیق نیست." وی «طمع، ترس و جهالت» را سه ویژگی آمریکایی‌ها توصیف کرد و افزود: "با پیروزی انقلاب اسلامی سلسله شکست‌های آمریکا شروع شد و بعید نیست در روزگار خودمان، شاهد دنیای بدون آمریکا باشیم. این کشور به زودی به رده کشورهای دیگر و هم رتبه خودش نزول خواهد کرد"!


ناظری و علیزاده با گروه "دوستی" روی صحنه می روند

شهرام ناظری و حسین علیزاده، همراه با چند نوازنده سرشناس و پیش کسوت موسیقی ایران، در گروهی با عنوان "دوستی" از پنجم تاهشتم مردادماه در سالن برج میلاد تهران روی صحنه می روند تا خاطرات همدلیهای گذشته خود را زنده نگه دارند. ناظری در این مورد می گوید: "اين روزها مشكلات جامعه و آنچه بر سر موسيقي آمده، باعث شده است تا هنرمندان به مرور از هم جدا شوند و سمي بين آنها پاشيده شده كه به مرحله بدي رسيده‌اند؛ پس اين گروه «دوستي» قدمي در جهت برداشتن اين موانع است و قرار است سرمشقي براي جوانان باشند تا بيشتر از گذشته همديگر را درك كنند و مهر ودوستي و حسن نيت عاشقانه هنري را از ياد نبرند."


به گزارش خبرگزاری "ایسنا" نشست خبري گروه «دوستي» با حضور شهرام ناظری (خواننده) حسين عليزاده (سرپرست و نوازنده تار)‌ اردشير كامكار و‌سعيد فرج‌پوري (نوازندگان کمانچه) محمد فيروزي (بربت) پژمان حدادی و بهنام سامانی (تنبک و دف) و جمعي از ناشران و پژوهشگران اين عرصه صبح سه شنبه 21 تیرماه در خانه هنرمندان ايران برپا شد. در آغاز اين نشست، شهرام ناظري درباره زمينه‌هاي شكل‌گيري اين گروه بعد از سال‌ها گفت:‌ "پنج نفر از اعضاي سابق گروه «چاووش» به همت بنده و آقاي عليزاده و طي تلاش‌هاي يكسال گذشته بار ديگر در كنار هم جمع شدند تا خلايي را كه در اين سال‌ها احساس مي‌شود پر كنيم و بتوانيم با كساني كه امروز در حد برجسته‌اي از موسيقي قرار دارند و هنوز عمر هنريشان ادامه دارد، گروه «دوستي» را شكل دهيم.اين گروه قرار است حركت خود را طي سال‌هاي آينده ادامه دهد و در اين مسير درش به روي تمام دوستان و اهالي موسيقي باز است."


ناظري در بخش ديگري از سخنانش گفت: "بايد آرام آرام وضعيت موسيقي را بهبود بخشيد تا به حس جديد و خوبي دست پيدا كنيم وبي‌تفاوت نسبت به فرهنگ نباشيم. بار ديگر ما هنرمندان بايد به يكديگر وصل شويم تا آثارمان همچون گذشته بر دل‌ها بنشيند." اين هنرمند يكي از دلايل آنكه كارهاي امروزي ماندگار نمي‌شود و در ذهن جوانان نمي‌ماند را نبود عشق و احساس دروني در ميان هنرمندان دانست و افزود: "گروه «دوستي» جرقه و شعله‌ي كوچكي است تا بار ديگر آن عشق را روشن كنيم. مي‌دانيم كه دردي را دوا نمي‌كند، اما شايد روي ما و جوان‌ترها تاثير بگذارد. به زعم بنده موسيقي سنتي هيچ وقت از جريان روز و رويدادهاي اجتماعي فاصله نگرفته است و با توجه به شرايط سختي كه براي موسيقي و تمام جامعه وجود داشته است به حركت خود ادامه داده و تا آنجا كه توانسته از رويدادهاي روز سخن گفته است."


در این نشست، حسین علیزاده نیز عنوان کرد: تشکیل گروه دوستی نیاز شخصي ما است و احساس مي‌كنيم به واسطه آن مي‌توانيم از هم ديگر انرژي بگيريم. طبيعي است در اين سالها هر كدام از اعضاي قديم گروه «چاووش» امروز به هنرمند برجسته‌اي تبديل شده‌اند و راه مستقلي را پيش گرفته‌اند؛ اما اين نياز دو طرفه‌اي است ميان ما و جامعه كه از افتراق‌ها در هر زمينه‌اي خسته شده‌ايم و مي‌خواهيم از راه دوستي احساسمان را تغيير دهيم... فشارهاي اين چند سال بر روي موسيقي به قدري زياد بوده كه تفرقه و جدايي را اول از همه ميان هنرمند با خودش ايجاد كرده است. پس براي حيات هنرمان نياز داريم كه در جامعه حضور پيدا كنيم. به شخصه از هيچ مسئولي انتظار ندارم و فكر مي‌كنم اين خود ما هستيم كه دلمان براي موسيقي مي‌سوزد. هر كدام از ما طي اين چند دهه به عنوان سرمايه‌هايي از اين مملكت با حجمي از تجربه محسوب مي‌شويم كه اگر اين را باور كنند و بخشي از موسيقي را به ما بسپارند بي‌شك مي‌توانيم دستاوردهايمان را به نسل بعد منتقل كنيم."


اين هنرمند درباره حضور اساتيدی همچون شجريان و لطفي دربرنامه‌هاي آينده گروه «دوستي» توضيح داد: "هيچ ممنوعيتي در اين گروه براي حضور افراد نيست، مگر اينكه فاصله آنچنان زياد باشد كه خود دوستان نخواهند در تركيب ما حضور پيدا كنند. به شخصه فكر مي‌كنم آقاي شجريان از اين تركيب و حضور دوستان قديمي خوشحال مي‌شوند ولي اين اتفاق را در آينده نمي‌توان پيش بيني كرد." عليزاده سپس با اعتراض به گراني اجاره سالن‌هاي موسيقي گفت: "معني اين همه گراني سالن‌ها چيست؟ زيرا اين شرايط تنها عاملي مي‌شود تا مردم در برنامه‌هاي روزمره خود از رفتن به كنسرت منصرف شوند. سالن‌هاي موسيقي به شكل غير منطقي گران است در حالي كه بهترين سالن‌ها در ديگر كشورها با قياس با رفتار جهاني كه در آنها صورت مي‌گيرد، خيلي از ايران ارزان‌تر است. حداقل انتظاري كه داشتيم اين بود كه تالار وحدت كه خانه ما محسوب مي‌شود چنين رفتاري را انجام ندهد و قيمت را بالا نبرد، در حالي كه اين اتفاق حاصل شده و مي‌دانيم در قبال آن بخشي از مردم از سهميه‌ي تماشاي كنسرت چشم پوشي خواهند كرد. متاسفانه هنر اين روزها به قدري گران شده است كه مردم سعي مي‌كنند جايي براي آن در برنامه روزانه خود در نظر نگیرند"!


مسلمیان: درجامعه بسته ایدئولوژیک، خلاقیت هنری آسیب می بیند
از نگاه نصرت اله مسلمیان نقاش صاحب نام ایرانی، در جامعه‌ای که یک ایدئولوژی واحد القاء می‌شود و رسانه‌ها در چنبره‌ي اهداف مدیریتی هستند، نمي‌توان انتظار داشت هنر به میان مردم برود. فضای بسته به خلاقيت آسیب می‌زند و در تولید آثار هنری؛ بودن فضای گفتگو، عدالت اجتماعی و آزادی بیان به شکوفایی هنر کمک مي‌کند.
برنده جایزه اول نخستین جشنواره بین المللی نقاشی جهان اسلام، در گفت و گوئی با خبرگزاری "ایلنا" می گوید: "درجامعه‌ای که بزرگترین امکانات رسانه‌ای در چنبره و اختیار مدیریتی است که بسیار ایدئولویک سعی می‌کند به یک جهت مشخص برود و از تعامل و گفتگوی اندیشه‌ها جلوگیری می‌کند، چگونه تولیدات هنری می‌تواند به میان مردم برود؟ درواقع رسانه‌ها به‌جای آنکه بتوانند بازتابی از افکار و عقاید مختلف داشته باشند، کانالیزه می‌شوند؛ سانسور می‌شوند و به هنر بیشتر به‌عنوان یک ابزار صرف نگاه می‌شود. درنتیجه در چنین جامعه‌ای ما فقدان نهادهای اجتماعی را احساس می‌کنیم و این نهادها هم کانالیزه شده‌اند و همچنین تمام امکانات به سمت مدیریت دولتی پیش می‌رود که آنهم یک هدف در پشتش وجود دارد. پس چگونه می‌توان انتظار داشت هنر به میان مردم برود؟ درنتیجه این کار هنرمند نیست که هنر را به میان مردم ببرد. در این عرصه باید مکانیزم‌های دیگری به درستی عمل کنند تا آشتی مردم با هنر صورت گیرد. به طور کلی وقوع این امر یک پروسه طولانی است که نیاز به امکانات، ابزارها و تصمیم‌گیری‌های درست – چه سیاسی، چه فرهنگی و چه اقتصادی دارد. در فقدان این همه بایدها، مگر هنرمند به تنهایی می‌تواند از پس همه موانع برآید و دربهترین حالت تنها می‌تواند تولید آثار خوبی داشته باشد."


مسلمیان در مورد اینکه برخی معتقدند فضای بسته سیاسی به آفرینش های خلاق هنری می انجامد، معتقد است: "به هیچ وجه اعتقادی به این ندارم که محدودیت خلاقیت می‌آورد. بلکه به نظرم محدودیت به خلاقیت آسیب می‌زند. آنچه که بر خلاقیت تأثیر دارد نحوه زیست انسان است. یعنی چگونه، این تجربه زیسته را با چه استراتژی و فکری به سمت هنر هدایت کند. درنتیجه فکر نمی‌کنم گسترش عدالت و رفاه به هنر لطمه بزند. البته شرایط سخت اجتماعی بر چگونگی بیان هنری تأثیر می‌گذارد و شکل بیان را پیچیده و سمبلیک می‌کند، اما در تولید آثار هنری اتفاقا بودن فضای تعامل، گفتگو، عدالت اجتماعی، آزادی بیان و امکانات و مواردی از این دست بسیار می‌تواند به شکوفایی هنر کمک کند. معتقد به این نیستم که باید هنر آمیخته به رنج و کمبودهای اجتماعی باشد تا رشد کند."

ارسال به :