چهارشنبه ۲۶ شهریور ۱۳۹۳ -
- 17 Sep 2014
22 ذو القعدة 1435 آخرین به روز رسانی : ساعت ۱۶:۰۹ به وقت ایران
جنبش راه سبز - جرس
“دلتنگی” آریا آرام نژاد ؛ سروده ای برای میرحسین موسوی
“دلتنگی” آریا آرام نژاد ؛ سروده ای برای میرحسین موسوی
جرس: آهنگ جدید آریا آرام نژاد درباره شهیدان سبز و حصر رهبران جنبش سبز با نام دلتنگی منتشر شد.


به گزارش جرس، در این آهنگ جدید که آریانژاد در دلتنگی میرحسین موسوی و زهرا رهنورد سروده است، از مقام شهیدان جنبش سبز تقدیر کرده و اظهارامیدواری نموده است که دیکتاتوری از بین رفته  و روزهای امیدبخش فرا برسد.

 آریا آرام نژاد این سروده را به میرحسین موسوی تقدیم کرده است.

این هنرمند جوان، ماه گذشته همزمان با شهادت هاله سحابی، برای لمس آزادی را به این بانوی شهید تقدیم کرد.

  
ترانه تلخ هم یکی از آهنگهای سالجاری این هنرمند سبز است  که همزمان با تبلیغات حکومتی در مبارزه با فقر عرضه شد. آریا نژاد در این آهنگ  انتقاد به سیاستهای اقتصادی و آسیب های اجتماعی را در قالب ترانه بیان کرده و از فشاری که به مردم وارد می شود انتقاد کرده بود.

آریا آرام‌نژاد که از خوانندگان جوان موسیقی ایران است، پس از انتخابات آهنگ "علی برخیز" وی با استقبال بسیاری مواجه شد.

در پی انتشار این آهنگ آرام‌نژاد ۲۶ بهمن ماه سال ۸۸، توسط اداره اطلاعات بابل به اتهام اقدام علیه امنیت ملی دستگیر شد. و بازداشت وی ۴۴ روز به طول انجامید که تمام این مدت را در بند انفرادی زندان متی‌کلا شهرستان بابل سپری کرد. 

 وی در جلسه رسیدگی به اتهامات با قرائت متن دفاعیات خود به شرح شکنجه‌های روحی و جسمی که از سوی بازجویان و ماموران زندان بر او وارد شد پرداخت.

 تهدید به اعدام، دو ماه بازداشت انفرادی در سلول سه متری، اجبار به عبور پابرهنه از روی خون یک مبتلا به ایدز در سلول مجاور، اخبار دروغ درباره همسر، فحاشی و درآوردن لباس‌ها، بخشی از برخوردهای ماموران اطلاعات و زندان متی‌کلای مازندران در مورد او بوده است.


 آرام نژاد در این دفاعیات به قاضی پرونده خود گفته بود: نگرانی من از قضاوت شماست! بازجوهایم قاطعانه گفتند که شما مهره آنها هستید..

 
 وی طی ابلاغ حکم مراجع قضایی به اتهام "اقدام عليه امنيت ملي" و "تباني براي براندازي نظام در پي اجراي آهنگ علي برخيز" به 10 ماه حبس تعزیری محکوم شده است.


متن آهنگ جدید آرام نژاد بشرح زیر است:

 

د لم تنگه که شالت رو دوباره سبز بندازي

دلم دلتنگه حرفاته : که فردامون و ميسازي

 
دلت لبريز از خونه ولي مردونه ايستادي

بريدن پاتو از خونه ، نميدونن نيفتادي

نميدونن تو زندون هم ، نه کم ميشي نه ميميري

هنوزم دست بانو رو بلند و سبز ميگيري

دلم از دستشون خونه ، هموناييکه بي رحمن

از آزادي چه ميدونن فقط باتومو ميفهمن

هنوزم توي روزي که ندا روي زمين افتاد

يه سبز ساده مي پيوشيم ، بدون حرف بي فرياد

هنوزم پيرمردامون تو دستاشون يه دستبنده

هنوزم مادر سهراب ، به اميد تو ميخنده

يه روزي ميشه اين کابوس ، از اين بي خوابي رد ميشه

يه روز دست اين ملت ، از اين زندونا رد ميشه

يه روزي که تو ميدوني ، مياد و دور نميمونه

همه دنياي من شاهد ، که حرف زور نميونه

ارسال به :