دوشنبه ۰۵ تیر ۱۳۹۶ -
- 26 Jun 2017
01 شوال 1438 آخرین به روز رسانی : ساعت ۱۸:۱۷ به وقت ایران
جنبش راه سبز - جرس
از آشپزخانه‌های گرسنه عرب تا آشپزخانه‌های ایران
طیف‌های مختلف جنبش سبز باید به خواست‌های اقشار ضعیف اقتصادی ایران بیشتر توجه کنند

 

 
یکی از انتقاداتی که بر جنبش سبز ایران وارد می‌شود، توجه کم به مسایل اقتصادی و معضلات قشر آسیب‌پذیر اقتصادی ایران است، چه رسد به مسایل جزئی‌تر در این زمینه از جمله «بحران گرسنگی» و مشکل بین‌المللی کمبود غذا و تاثیر آن بر مسایل و شؤون مختلف سیاسی-اجتماعی ایران؛ پدیده ای که به عنوان یکی از مهمترین «عوامل» خیزش‌های عربی اخیر نام برده شده است.
 
متاسفانه در سپهر سیاسی ایران ، به علت عدم به روز شدن سیاست‌ورزان با پدیده‌ها و معضلات نوین، بسیاری از مشکلات دنیای جدید توسط سیاست‌ورزان و احزاب سیاسی در عین اهمیت فراوان جدی گرفته نمی‌شوند و این مشکلات تنها زمانی دیده می شوند که وارد مرحله بحران شده باشند، پدیده خشک‌سالی و معضل غذا نیز از این دست مسایل هستند. 
 
پیرامون علل و شرایطی که منجر به خیزش ناگهانی کشورهای عرب خاورمیانه و شمال افریقا شد، تاکنون دلایل گوناگونی برشمرده شده است. در این میان سه عامل عمده در میان تمامی دلایل اشاره شده توسط کارشناسان مختلف، پررنگ‌تر بوده: وضع نامناسب اقتصادی، دیکتاتوری و نظام حکومتی فاسد و خواست مردم برای احترام و شأن اجتماعی.
بسیاری از کارشناسان موضوع وضع اقتصادی وخیم اعراب-که تاثیر مستقیم بر آشپزخانه های اعراب داشته- را مهمترین«عامل» خیزش عربی می‌دانند؛ هر چند امکان دارد این مهمترین «عامل»، بزرگترین «خواسته» خیابان‌های عرب نبوده و تنها یکی از میان چند خواسته اساسی باشد.
 
این فرضیه پر بی‌راه نیست: «یکی» از عوامل مهم در این خیزش «همزمان» در کشورهای عربی در کنار دیگر عوامل مهم، خشکسالی‌ طی سال‌های اخیر عرصه جهانی، نابودی مزارع گندم روسیه توسط آتش به عنوان مهمترین صادر‌کننده غله به کشورهای عرب منطقه از مصر گرفته تا یمن بوده است- عوامل مهم دیگری نیز وجود دارد که باعث بالارفتن قیمت غذا به خصوص غلات که غذای عمده مردم در خاورمیانه، در عرصه جهانی شده است.
 
آقای لستر براون دبیرکل بنیاد زمین در این رابطه نوشته است:« با پیش‌بینی کمبود محصول زراعی در سال جاری، و با توجه به دولت‌هایی که در خاورمیانه و افریقا حکومت می‌کنند و قیمت‌هایی که سر به فلک می‌کشند و بازاری که هر لحظه شوک جدیدی به آن وارد می‌شود، غذا به سرعت در حال تبدیل شدن به یک عامل مهم تاثیرگذار در سیاست جهانی است و بحرانی‌هایی شبیه به این نیز در حال تبدیل شدن به یک اتفاق مرسوم هستند. آقای لستر در ادامه با ارتباط مستقیم بین این پدیده به سرنگونی دیکتاتورهای مصر و لیبی عنوان می‌کند:« چه خواهد شد اگر سرنگونی‌ای که به استقبال زین‌العابدین و در تونس و حسنی مبارک در مصر و قذافی در مصر رفته است پایان ماجرا نباشد و تنها شروعی بر آن باشد؟آماده باشید؛ در دوره‌ای که غذا به سرعت و شدت سیاست جهانی را رقم می‌زند، کشاروان و وزرای خارجه درست همانند هم هستند.»1
 
نکته کلیدی آن است که افزایش متوسط قیمت جهانی گندم، به میزان 75 درصد در سال 2011 شاید مشکل بسیار بزرگی برای خریدار امریکایی که تا دیروز 2 دلار برای خرید نان می‌داد نباشد، امریکایی‌ای که مخارج غذایی در سبد خانوار او در رده دهم مخارجش قرار دارد اما طبق آمار سازمان ملل حدود دو میلیارد نفر از مردم جهان چیزی حدود 50 تا 70 درصد درآمد خود را خرج سیر کردن شکم خود می‌کنند که اکثر مردم تونس، مصر، لیبی، سوریه و تقریبا تمامی مردم یمن در میان این دو میلیارد نفر قرار دارند؛ برای این دو میلیارد نفر افزایش 75 درصدی قیمت آرد یعنی فاجعه.2
 
از سوی دیگر خاورمیانه با بحران کمبود آب مواجه است که باعث اخلال کامل در کشاورزی در آن خواهد شد  و حتی پیش بینی جنگ هایی بر سر آب در آینده در این منطقه می‌رود3 و یا یمن در چند سال آینده اولین کشور دنیا خواهد بود که کلا از آب خالی خواهد شد.4
نشانه‌های تاثیر مستقیم و گسترده پدیده «آشپزخانه‌های گرسنه» از درخواست‌های معترضین عرب و حتی نحوه حضور و نمایش معترضین در خیابان‌ها مشخص بود.
 
از مردی که در مصر قابلمه‌ای برای حفاظت از خود روی سرش  گذاشته بود،5 یا آن یکی که از پت‌های یک‌بار مصرف آب همین استفاده را برده بود6 یا دیگری که نان باگت به سرش بسته بود و یا جوانان تونسی که با در دست داشتن نان‌های باگت به خیابان آمده بودند7 و این همه نشانه از آشپزخانه‌های گرسنه عربی در خیابان‌ها بود ولی حتی یک بار شعاری اسلامی در خیابان‌های مصر و تونس و... شنیده نشد.
اوضاع در لیبی(لیبی نود درصد مواد غذایی خود را وارد می‌کند)، یمن، سوریه و شیعیان بحرین نیز به همین منوال است: فقر شدید که اولین تاثیر خود را در آشپزخانه‌ها نشان می‌دهد.
 
خانم «آنا بدخن» متخصص مسایل غذا و امنیت جهانی، خاورمیانه را اینگونه توصیف می‌کند: «اینجا منطقه‌ای است که هیچ کس نمی‌تواند تضمین دهد وعده بعدی غذای شما همان ‌چیزی است که می‌خواهید، وعده بعدی غذایتان را زمانی خواهید خورد که گرسنه هستید و حتی زنده خواهید بود که بتوانید وعده بعدی غذایتان را بخورید یا نه...، غذا در خاورمیانه مهم‌ترین عنصر تجلی انسانیت است.»8
 
حال سوال مهم شاید این باشد که «آیا می توان بین پدیده آشپرخانه‌های گرسنه مصر و تونس و لیبی و... با آشپزخانه‌های ایران، پلی نظری زد؟»
بسیاری از کارشناسان مسایل ایران معتقدند یکی از کاستی‌های جنبش سبز نبود یا حداقل کمبود گفتمان اقتصادی و اشاره به دغدغه‌های اقشار ضعیف اجتماعی در عرصه‌های مختلف جنبش سبز بوده است و گاهی از جنبش سبز به عنوان جنبش اقشار متوسط به بالا نام برده می‌شود؛ آیا می‌توان گفت طبیعت و عوامل دیگر انسانی دست به دست هم خواهند داد تا شاهد انگیزه‌ای بیش از گذشته در اقشار ضعیف اقتصادی برای صرف انرژی بیشتر در راه اعتراضات اجتماعی باشیم؟ آیا امکان دارد این امر به «عاملی» برای بلفعل شدن نارضایتی بلقوه این قشر از ایرانیان شود؟- مسلما منظور از بلقوه شدن این نارضایتی الزاما حضور خیابانی نیست.
 
نکته مهم آنکه مواد‌غذایی، بعد از مسکن دومین بخش عمده هزینه خانوارهای ایرانی را تشکیل می‌دهد.
این بدان معناست که هرگونه افزایش قیمت در عرصه خوراکی‌ها، تاثیر مستقیمی بر وضعیت اقتصادی و به تبع خوراک خانواده ایرانی خواهد گذاشت.
بانک مرکزی جمهوری اسلامی به طور رسمی اعلام کرده غذا و مسکن دو عامل اصلی گرانی‌ها در سال 89 بوده و طبق آمارهای همین سازمان، افزایش قیمت در این دو بخش همچنان ادامه دارد و میزان این افزایش نیز برحسب آمارهای بانک مرکزی ایران رقم باورنکردنی 413 درصد، طی دو سال گذشته بوده است.9 از سویی دیگر در پی اجرای ضعیف طرح قطع یارانه‌ها، قدرت خرید مردم ایران به شدت کاهش داشته و پرداخت‌های ماهانه با نرخ فعلی تورم در سال پنجم اجرای این طرح ارزشی برابر سه هزار تومان اکنون را خواهد داشت.10 از سوی دیگر نیز طبق اعلام محمدباقر صدوق، معاون محیط طبیعی سازمان محیط زیست، 70 درصد استان‌های ایران از خشکسالی رنج می‌برند و علاوه بر صنعت کشاورزی این خشکسالی بر صنعت دامداری نیز تاثرات مخربی داشته است و همین چند روز پیش نمایندگان مجلس نسبت به بحران کمبود آب آشامیدنی در ایران هشدار دادند.11 شاید هراس از همین موضوعات بود که چندی پیش آقای احمدی نژاد را واداشت تا بگوید غربی‌ها خشک‌سالی در ایران را برنامه‌ریزی کرده‌اند!12
 
آنچه واضح است این است که ایران به دلایل مختلف با معضل تولید و قیمت بالای مواد‌غذایی روبرو خواهد بود. کما اینکه در سال‌های اخیر با پدیده واردات میوه و مواد‌غذایی دیگر برای پایین نگه داشتن قیمت‌ها مواجه بوده‌ایم.
مسلما جمهوری اسلامی دست به کاری خواهد‌زد که نشان داده در آن توانایی و استعداد فراوانی دارد: واردات بی رویه!
اما جمهوری اسلامی هر روزه برای باز کردن درهای خود به سوی سیل واردات، به خصوص مواد غذایی با معضل عمیق‌تری روبرو خواهد بود.
 
یکی از اصلی‌ترین معضلات، اساسا محدود شدن امکان واردات به ایران به علت ضعف شدید دیپلماسی جمهوری اسلامی و دشمن تراشی تهران با همسایه‌های خود و تحریم‌های بین‌المللی است. طی چند ماه اخیر اکثر کمپانی‌های معتبر کشتی‌رانی دنیا از ارایه خدمات به ایران خودداری کرده‌اند روزنامه واشنگتن‌پست چندی پیش در گزارشی در این‌باره نوشت ایران با این وضع، اثر تحریم‌ها را به شدت احساس خواهد کرد و برای واردات موادغذایی و ... با مشکلات اساسی مواجه خواهد بود.13
 
معضل دیگر تهران این است که اساسا می‌خواهد مشکل موادغذایی را با واردات از کدام کشور حل کند؟ این در حالی است که امریکا به عنوان یکی از بزرگترین صادرکنندگان غذای دنیا ارتباط تجاری با تهران ندارد، چین خود با معضل موادغذایی روبرو است و هزاران هزار هکتار زمین در کشورهای مختلف دنیا اجاره کرده تا با کشاورزی در آنها غذای مردم خود را تامین کند و هزینه آن از واردات محصول آماده کمتر باشد؛ در هند مشکلات فراوانی در همین زمینه وجود دارد که باعث ناآرامی‌هایی در این زمینه شده است و حتی روسیه نیز برای فایق آمدن بر مشکلات غذایی خود به عنوان یکی دیگر از بزرگترین صادرکنندگان غذا، توانایی ایجاد ثبات در بازار را ندارد و کمپانی‌های غول‌آسای بین‌المللی هر روزه با بالا رفتن قیمت نفت در حال خرید بیشتر دانه‌های روغنی برای تولید سوخت های ترکیبی هستند؛ نکته نهایی آنکه با تمامی این تفاسیر تهران در بازاری که قیمت غذا به شدت در آن افزایش یافته، به علت تحریم‌ها و مشکلات و روابط تیره با همسایگان خود از کردستان عراق تا امارات مجبور به هزینه بالا برای واردات است و این خود به معنای بالارفتن قیمت تمام شده غذا خواهد بود و تنها راه نیز وضع دوباره سوبسید یا یارانه به محصولات غذایی از پول فروش نفت است؛ نفتی که فروخته می‌شود اما پول آن به دست تهران نمی‌رسد.
 
به نظر می‌رسد با این اوضاع آشفته اقتصادی این روزهای مردم ایران، این وظیفه بر عهده طیف‌های مختلف جنبش سبز است که به خواست‌های اقشار ضعیف اقتصادی ایران بیشتر توجه کنند؛ تا این اقشار نیز صدای خود را در جنبش آزادی خواهی ایران بلندتر از گذشته احساس کنند و همچنین این امر به بالفعل شدن هرچه بیشتر پتانسیل اعتراضی این اقشار کمک کند.
 
پی‌نوشت‌ها:
1
2
3
4
5
6
7
8
ر.ج.ش 7
9
10
11
12
13

*نظرات وارده در یادداشت ها لزوما دیدگاه جرس نیست.

ارسال به :


نظرات
ارسال نظر
مشخصات فردی من را به خاطر داشته باش

*نظرات حاوی کلمات و عبارات رکیک و غیر اخلاقی و همچنین توهین و افترا منتشر نخواهد شد .
**از نوشتن نظر خود به صورت فینگلیش خودداری نمایید.
***از اینجا فینگلیش را به فارسی تبدیل کنید.