سه‌شنبه ۲۸ خرداد ۱۳۹۸ -
- 18 Jun 2019
14 شوال 1440 آخرین به روز رسانی : ساعت ۱۴:۱۷ به وقت ایران
جنبش راه سبز - جرس
مروری بر فعالیت های هیئت حل مسئله کردستان

 

سحابی الگوی زیست ایرانی-اسلامی
 
 
 
مهندس عزت الله سحابی به عنوان شخصیتی تأثیر گذار در تاریخ معاصر ایران ،مدتی است که به دلیل بیماری در بی هوشی به سر می برد.شخصیتی که نام او در اذهان یاد اور نام زنده یادان دکتر مصدق، مهندس بازرگان ،دکتر سحابی و ایت الله طالقانی است. شخصیتی که همواره ایران و ایرانی در صدر کلامش قرار دارد.شخصیتی که میزان و معیار هر نوعی ازکنش گری سیاسی ،فعالیت اقتصادی و اجتماعی برای او منافع ملّی است.چگونه می توان حاصل شش دهه مبارزه ، تلاش و مجاهدت مهندس سحابی را ارزیابی کرد؟ از چه ابعادی کارنامه سحابی در این دوره از تاریخ ایران قابل بررسی است؟ شخصیتی که بیش از یک چهارم دوران مبارزات و تلاش هایش را در زندان و حبس گذرانده و در دوسوم دیگر نیز،به جز دوره ای اندک ، دایما با احتمال زندان و حبس و خطر روبرو بوده است . نمی توان به سادگی به ارزیابی دستاوردها و کارنامه فعالیت های چنین شخصیتی پرداخت که در دوره ای طولانی با تلاش دایمیِ همراه با خطر،در حوزه های گوناگونی نیز فعالیت داشته و از قلم و نوشتن تا عمل سیاسی و تشکیلاتی را درکارنامه اش به ثبت رسانده است.از سویی دورانی عضویت در نهضت آزادی را تجربه کرده و از دیگر سو بعدها بنیان جریانی فکری –سیاسی مستقلی را به نام خویش به ثبت رسانده است.از طرفی دوره ای را به عنوان دولتمرد در دولت تازه تأسیس گذرانده و عضویت در نخستین مجلس خبرگان و4 سال هم نمایندگی نخستین مجلس پس از انقلاب را به تجاربش افزوده و از دیگر سو از سال 1371 تا 1379 یکی از مهترین نشریات منتقد در آن سال هارا مدیریت کرده و با قلم خود و همفکرانش به تشریح دیدگاه ها ، نظرات و اندیشه هایش پرداخته است.در این یاداشت به یک دوره ی چند ماهه از تلاش های ماندگار مهندس سحابی آنهم منحصرا در باره موضوعی خاص پرداخته می شود.دوره ای که از بهمن 1357 اغاز و در اسفند 1358 به پایان می رسد.مروری بر فعالیت های مهندس سحابی در ارتباط با مناطق کردنشین غرب کشور ،مناطقی که از فردای پیروزی انقلاب با درگیری های خونین و گسترده ای روبرو بود.
 
پیروزی انقلاب موجب شد تا دگرگونی عمیقی در کشور ایجاد شود. پایه های نظم سیاسی کهن دستخوش دگرگونی شود وابزارهای اعمال اقتدار دولت در معنای عام آن کارایی خود را از دست دهند.و برای دوره ای اداره کشور با مسائل پیچیده ای ربرو شود.دربسیاری از ادارات و نهادهای سیاسی و دولتی مسئولان سابق یعنی مسئولان منصوب نظام پیشین سیاسی از کار بر کنار یا بازداشت یا محل کار خود را ترک کرده بودند.بخشی از فرماندهان نظامی و انتظامی نیز دستگیر،گروهی در حال اعدام و گروهی دیگر نیز ترک خدمت کرده بودند. کمتر منطقه ای در کشور وجود داشت که استاندار و فرماندار و رئیس شهربانی و فرمانده ژاندارمری و ارتش داشته باشد. سازمان اطلاعات و امنیت یعنی ساواک نیز از اساس  مضمحل شده بود.بلاتکلیفی بر بخش های سیاسی و اقتصادی کشور حکمفرما بود وخلأ اشکار اقتدار حاکمیت دولت کاملا مشهود بود.هر چند در بخش هایی ازکشور برخی نهادهای تازه تأسیس در حال اعمال نظم سلیقه ای خود بودند.کمیته های انقلاب در حال شکل گیری بود و احزاب سیاسی نیز از طریق میلیشا یا نیروهای شبه نظامی در عین اینکه سعی در گسترده کردن حیطه نفوذ خود داشتند در همان حال ایجاد امنیت در بخش هایی از شهرها را مستقیما بر عهده گرفته بودند.اما به تمام معنا ایران در حال گذر از رژیم پهلوی به سوی نظم نوینی بود.در بخش هایی از مناطق کردنشین کشور یعنی بخش های سنُی نشین استان های آذربایجان غربی ،کردستان و تا حدودی کرمانشاه نیز افزون بر این خلأ تحولات تازه ای در حال ظهور و بروز بود.
 
به دنبال رویدادهای انقلاب دسته بندی های نوینی در حوزه های کُرد نشین روی داد. از سویی رهبران احزاب کُرد مستقر در خاک عراق در حال بازگشت به مهاباد بودند و از دیگر سو طیف وابسته به کاک احمد مفتی زاده در سنندج و چند شهر دیگر در حال تقویت نفوذ خود بودند. در 23 بهمن 57 شهربانی مهاباد خلع سلاح شد. در اول اسفند 1357 هم پادگان مهاباد مورد تهاجم نیروهای وابسته به احزاب محلی قرار گرفت.درگیری هایی نیز در اواخر اسفند 57 و روزهای اغاز سال 58 در سنندج و پادگان سنندج روی داد.بخش زیادی از اسلحه غارت شده از پادگان ها در میان اهالی توزیع شد .
 
از همان روزهای اول پس از 22 بهمن 57 نیزرویکردهای متفاوتی در باره رویدادهای مناطق کردنشین شکل گرفت.عموم چپ ها ی ایران یعنی کسانی که در اردوگاه سوسیالیسم و مارکسیسم قرار داشتند  به همدلی با گروه های سوسیالیست مستقر در کردستان پرداختندو با حضور در این مناطق در پی تعمیق نفوذ خود بودند. و در مقابل گروه های دیگر مواضع متفاوتی داشتند. گروهی به اعمال اقتدار دولت و نیروهای نظامی اصرار داشتند و گروهی دیگر بر مذاکره پای می فشردند. مهندس سحابی را باید در گروه اخیر جای داد.برای همین مقصود گروه های مختلفی از سوی دولت موقت عازم این مناطق شدند. ازروز یکم اسفند 57 به بعد زنده یاد داریوش فروهر و هیئت همراه در مهاباد با شخصیت های کرد در منطقه جلساتی برگزار کرد.اوایل فروردین نیز گروهی از رهبران و مسئولان وقت همچون ایت الله طالقانی ،دکتر بهشتی،بنی صدر ،هاشمی رفسنجانی ،صدر حاج سید جوادی ،داریوش فروهرو... عازم سنندج شدند و با انتخاب استاندار بومی کُرد یعنی دکتر ابراهیم یونسی سعی کردند تا زمینه تشنج های منطقه ای را رفع کنند.امّا به تدریج حوادث منطقه سمت و سوی دیگری یافت.شکاف نیروی های چپ و مارکسیست منطقه همچون حزب دمکرات و هسته های  چپی که بعدها کومله نامیده شدند با نیروهای مذهبی سنّی کرد همچون هواداران مرحوم مفتی زاده در حال گسترش بود و از دیگر سو در تهران نیز نگرانی ها در باره اوضاع مناطق کردنشین در حال افزایش بود.به تدریج جنگ و ستیز جانشین گفتگو و مفاهمه شد . از نیمه های تابستان 1358 روند رویداد های منطقه بعد نظامی و جنگی به خود گرفت.همزمان با این رویدادهای نظامی در اواخر تابستان 1358با پیشنهاد شورای انقلاب گروه سه نفره ی،مهندس عزت الله سحابی،مهندس صباغیان و زنده یاد داریوش فروهر ،مأموریت یافت تا با حضور در مناطق کردنشین راهی برای مصالحه و حل و فصل مسائل جاری بیابد. این گروه در حضور چندماهه در کردستان با رهبران احزاب و جریان های محلّی جلسات متعددی برگزار کرد .حضور چند ماهه این گروه با نام هیئت ویژه حل مسأله کردستان ،که بعدها با نام هیأت حسن نیت معروف شد، و گزارش ها و تحلیل های این گروه موجب شد تا رهبر انقلاب در26 آبان 1358 پیامی در باره مسائل کردستان صادر کند.
 
تجربه حضور مهندس سحابی در این دوران پر التهاب در کردستان و نیز نگاه مبتنی بر منافع ملّی وی موجب شد همواره مسائل مربوط به اقوام ایرانی در کانون توجه اش قرار داشته باشد.از این منظر بازبینی این تجربه از تاریخ پر تلاطم منطقه و نقشی که شخصیتی چون مهندس سحابی ایفا کرد می تواند برای تجربه اندوزی حایز اهمیت باشد.
 
1-اصل خدشه ناپذیر گفتگو:مهندس سحابی در تجربه کردستان نشان داد در عمل اهل گفتگو است.گفتگو برایش یک شعار و نظریه نیست.انهم در شرایط انقلابی گری و فوران احساسات تند و رادیکال وارد مذاکره شد مذاکره آنهم با گروه های محلی که بعضا مسلح هم بودند ،انتخاب و تصمیم ساده ای نبود  . امّا سحابی نشان داد حتی می توان در اوج جنگ ودرگیری نشست و با طرف مقابل به گفتگو پرداخت.مانند همیشه سحابی گفت می توان وزیر یا وکیل بود یا در خطر زندان و بازداشت قرار داشت اما همواره می توان اماده گفتگو بود باید پا پیش گذاشت و گفتگو را آغاز کرد.در این برهه خاص از تحولات ایران آنهم در منطقه بحران زده غرب ایران مهندس سحابی و سایر اعضای گروه حل مسئله کردستان  تمام تلاششان را برای حل و فصل مسائل از طریق گفتگو به کار بستند.همزمان با صدای گلوله  و جاری شدن خون ،میز گفتگو به کار خود ادامه می داد .بی گمان اهمیت جان آدمی حتی جان مخالف یکی از دلایلی است که برای این رفتار مهندس سحابی می توان برشمارد.با گفتگو است که خونی برزمین جاری نمی شود و از ریختن خون های بیشتر جلوگیری می شود..حفظ منافع ملّی هم از این مسیر می گذرد.با گفتگو است که مصالح ملّی تأمین می شود.با گفتگو است که عدالت به صورت نسبی می تواند محقق شود.با تعمیق گفتگو است که حقوق مردم می تواند تضمین شود.با گفتگو است که جنگ طلبی به حاشیه رانده می شود با گفتگو است که حسن نیت اثبات می شود.با گفتگو است که منابع ملّی هدر نمی رود و با گفتگو است که تندروی جایش را به اعتدال و انعطاف می دهد.گفتگو است که به مردم امکان قضاوت روشن می دهدو گفتگو است که زمینه مردم سالاری را مهیا می کند.با گفتگو است که مخالف هم می تواند صدایش را به طرف مقابل برساند.با گفتگو است که منافع همه می تواند تأمین شود.گفتگو فی نفسه حتی اگر به نتایج ملموسی هم نرسد یک ارزش و آرمان است.گفتگو یعنی توجه به حقوق همه ی طرف های درگیر در هر ماجرایی .گفتگو یعنی توجه به حقوق انسان ها و گفتگو یعنی نفی تندروی .این یکی از مهترین درس هایی است که از حضور مهندس سحابی وتلاش های گروه اعزامی در کردستان می توان آموخت.این در حالی است که همزمان و در مقابل این رویکرد خلخالی هم عازم منطقه می شود و روش مورد نظر خلخالی یعنی حذف طرف مقابل مورد استقبال چشمگیر بسیاری قرار گرفت.حتی برخی از ارتشی های وطن خواه هم خواهان استفاده از روش های نظامی بودند.اما طرف دیگر این ماجرا یعنی دولت موقت و مهندس سحابی به راه دیگری غیر از سرکوب می اندیشید.مشارکت همه جریان ها برای حل و فصل مسائل تنها از طریق گفتگو میسر است.و این یعنی باور عمیق به ازادی و دمکراسی.
 
2- اهمیت دادن به مسائل جای جای ایران: سرنوشت هم میهنان در هرنقطه از ایران آنقدر ارزش دارد که عطای وزارت و قدرت و آرامش در تهران را بتوان برای آن کنار گذاشت.وقتی جایی از ایران درگیر مسائلی است که می تواند به قیمت جان هم میهنان تمام شود.هنگامی که سرنوشت بخشی از میهن ایجاب می کند می توان و باید از هر چیزی مایه گذاشت.این اوج صداقت است .باید به مصالح همه ایرانیان ، چه شهر دور افتاده ای چون پیرانشهر و سردشت یا مرکز کشور ،توجه داشت. همه مسائل در تهران خلاصه نمی شود.از این رو مهندس سحابی همراه با روانشاد فروهر و مهندس صباغیان چند ماه تمام در منطقه مستقر می شود.تنها به مسائل سیاسی نمی اندیشد. برای توسعه اقتصادی کردستان هم به فکر چاره جویی و یافتن روشهای نو بر می آیند.یک روز از در آمد نفت به کردستان وروزی دیگر به خوزستان و...اختصاص می یابد.کارهای عمرانی در اوج بحران در دستور کار قرار می گیرد.برای عمران و ابادی مناطق کردنشین چاره جویی می شود گروه هایی برای عمران روستاها،جاده سازی،انتقال برق و مدرسه سازی عازم منطقه می شوند و کارهای عمرانی آغاز می شود.سحابی با سخنرانی در میان اعضای شورای انقلاب همدلی آنان برای عمران کردستان را به دست می آورد.در این دوران ضمن فعالیت شورای شهر سنندج که به پیشنهاد ایت الله طالقانی کار خودش را در سنندج اغاز کرد،سحابی می گوید«ما خودمان هم معتقد بوده و هستیم که استاندار هر محلی از مردم خود آن محل باشد».
 
اکثر قریب به اتفاق ایرانیان مسلمانند ودر این میان گروهی عمده ای از ایرانیان شیعه مذهب و اقلیت قابل توجهی از ساکنان گوشه و کنار ایران سُنی مذهبند.در آن روزها بحث زیادی بر رسمیت یا عدم رسمیت شیعه به عنوان مذهب رسمی در قانون اساسی مطرح شده بود گروه زیادی از فقهای شیعه بر رسمیت شیعه تاکید داشتند حتی ایت الله منتظری و ایت الله شریعتمداری.گروه زیادی از روحانیون سُنی مذهب نیز بر رسمیت دین اسلام،و نه مذهب خاصی پای می فشردند.سحابی در این دوران که عضو مجلس خبرگان اول هم بود تأکید داشت«باید اسلام باشد.روی شیعه تأکید نکنید»این رویکرد نیز نشانی دیگر بود از صداقت سحابی در برابر منافع ملّی و در برابر آرمان هایش.هر چند درجریان بررسی و تصویب قانون اساسی این رویکرد مغلوب شد .
 
این روش و رویکرد البته متمم های دیگری هم دارد .همانگونه که خود مهندس سحابی می گوید«من واقعا نگران تجزیه ایرانم» و نگران تلاش برخی قدرت های جهانی برای تجزیه ایران.سحابی اهل گفتگو است اما بر سر سرنوشت ایران اهل مماشات نیست.همواره حفظ ایران،تمامیت سرزمینی ایران برایش اهمیت داشته و دارد.
 
سحابی بیش از شصت سال برای آزادی و آبادی ایران و ایرانی تلاش کرد و صادقانه  و برای آرمانهایش رنج های زیادی به جان خرید.اما این رنج ها هیچگاه سحابی را به وادی تندروی  و افراط کاری نکشاند.منافع ملّی برای سحابی هم به ابزاری برای دستیابی به قدرت یا انتقام گیری مبدل نشد.در نقد قدرت از نیز سر انصاف  و اخلاق گامی فراتر نگذاشت و برای دنیایش دین وارمان هایش را وسیله قرار نداد.شاید کمتر شخصیتی را در میان اهل سیاست در ایران معاصر بتوان یافت که کارنامه ای چنین درخشان از خود بر جای گذارده باشد.دینداری،اخلاق ،صداقت،روا داری،عدالت خواهی ،آزادی خواهی،حفظ منافع ملّی و عشق به ایرانیت تنها باور سحابی نیست بلکه روش زندگی است ایا سحابی الگوی زیست ایرانی-اسلامی نیست؟
 
*منبع:مهرنامه شماره 12 
 
 
ارسال به :


نظرات
ارسال نظر
مشخصات فردی من را به خاطر داشته باش

*نظرات حاوی کلمات و عبارات رکیک و غیر اخلاقی و همچنین توهین و افترا منتشر نخواهد شد .
**از نوشتن نظر خود به صورت فینگلیش خودداری نمایید.
***از اینجا فینگلیش را به فارسی تبدیل کنید.